تفسیرنمونه سوره زلزله

 


سوره زلزله


مقدمه
این سوره در مدینه نازل شده و داراى 8 آیه است

محتوى و فضیلت سوره زلزله
در ایـنـکـه ایـن سـوره در مـکـه نـازل شده است ، یا در مدینه ؟ در میان مفسران گفتگو است : بـسـیـارى آن را مـدنـى مـى دانـنـد، در حـالى کـه بـعـضـى مـعـتـقـدنـد در مـکـه نـازل شـده ، لحـن آیـات آن که در باره معاد و اشراط الساعة (نشانه هاى وقوع رستاخیز) سـخـن مـى گـویـد، به آیات مکى شبیه تر است ، ولى در حدیثى آمده که ابو سعید خدرى وقـتـى ایـن سـوره نـازل شـده از پـیـغـمـبـر اکـرم سـؤ الى در بـاره آیـه فـمـن یعمل مثقال ذرة ... کرد، و مى دانیم (ابوسعید) در مدینه به مسلمانان ملحق شد.
اما مدنى بودن یا مکى بودن این سوره تاءثیرى در مفاهیم و تفسیر آن ندارد.
به هر حال این سوره عمدة بر سه محور دور مى زند:
نـخـسـت از (اشـراط السـاعـة ) و نـشـانـه هـاى وقـوع قـیـامـت بـحـث مـى کـنـد، و در دنبال آن سخن از شهادت زمین به تمام اعمال آدمى آمده است .
در بـخـش سـوم از تـقـسـیـم مـردم بـه دو گـروه نـیـکـوکـار و بـدکار و رسیدن هر کس به اعمال خود سخن مى گوید.
در فضیلت این سوره تعبیرات مهمى در روایات اسلامى آمده ، از جمله در حدیثى از پیغمبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) مى خوانیم : من قراءها فکانما قراء البقرة و اعطى من الاجـر کـمـن قـراء ربـع القرآن : (هر کس آن را تلاوت کند گوئى سوره بقره را قرائت کرده ، و پاداش او به اندازه کسى است که یک چهارم قرآن را تلاوت
کرده باشد).
و در حـدیـثـى از امام صادق (علیه السلام ) مى خوانیم که فرمود: هرگز از تلاوت سوره اذا زلزلت الارض خـسـتـه نـشـوید، چرا که هر کس آن را در نمازهاى نافله بخواند هرگز به زلزله گرفتار نمى شود، و با آن نمى میرد، و به صاعقه و آفتى از آفات دنیا تا هنگام مرگ گرفتار نخواهد شد.
آیه و ترجمه

 

بسم الله الرحمن الرحیم


إ ذا زلزلت الا رض زلزالها (1)
و اءخرجت الا رض اءثقالها (2)
و قال الانسن ما لها (3)
یومئذ تحدث اءخبارها (4)
بأ ن ربک اءوحى لها (5)
یومئذ یصدر الناس اءشتاتا لیروا اءعملهم (6)
فمن یعمل مثقال ذرة خیرا یره (7)
و من یعمل مثقال ذرة شر (8)


ترجمه :

بنام خداوند بخشنده مهربان
1 - هنگامى که زمین شدیدا به لرزه در آید.
2 - و زمین بارهاى سنگینش را خارج سازد!
3 - و انسان مى گوید زمین را چه مى شود (که اینگونه مى لرزد)؟
4 - در آن روز زمین تمام خبرهاى خود را بازگو مى کند.
5 - چرا که پروردگارت به او وحى کرده است .
6 - در آن روز مـردم بـه صـورت گروه هاى مختلف از قبرها خارج مى شوند تا اعمالشان به آنها نشان داده شود.
7 - پس هر کس به اندازه سنگینى ذره اى کار خیر انجام داده آن را مى بیند.
8 - و هر کس به اندازه ذره اى کار بد کرده آن را مى بیند.
تفسیر:
آن روز که انسان تمام اعمالش را مى بیند!
هـمـانگونه که در بیان محتواى سوره اشاره شد آغاز این سوره همراه است با بیان بعضى از حوادث هول انگیز و وحشتناک پایان این جهان و شروع رستاخیز.
نـخـسـت مـى فـرمـایـد: (هـنـگـامـى کـه زمین شدیدا به لرزه در آید) (اذا زلزلت الارض زلزالها).
و چنان زیر و رو شود که بارهاى سنگینى را که در درون دارد خارج سازد (و اخرجت الارض اثقالها).
تـعـبیر به (زلزالها) (زلزله اش ) یا اشاره به این است که در آن روز تمام کره زمین بـه لرزه در مـى آیـد (برخلاف زلزله هاى معمولى که همه آنها موضعى و مقطعى است ) و یا اشاره به زلزله معهود یعنى زلزله رستاخیز است و.
در اینکه منظور از (اثقال ) (بارهاى سنگین ) چیست ؟ مفسران تفسیرهاى متعددى ذکر کرده اند: بعضى گفته اند منظور انسانها هستند که با زلزله رستاخیز از درون قبرها به خارج پرتاب مى شوند، نظیر آنچه در سوره انشقاق آیه 4 آمده است (و القت ما فیها و تخلت ).
و بـعـضـى گـفته اند: گنجهاى درون خود را بیرون مى ریزد، و مایه حسرت دنیاپرستان بى خبر مى گردد.
این احتمال نیز وجود دارد که منظور بیرون فرستادن مواد سنگین و مذاب درون زمین است که مـعـمـولا کمى از آن به هنگام آتشفشانها و زلزله ها بیرون مى ریزد، در پایان جهان آنچه در درون زمین است به دنبال آن زلزله عظیم به بیرون پرتاب مى شود.
تفسیر اول مناسب تر به نظر مى رسد هر چند جمع میان این تفاسیر نیز بعید نیست .
به هر حال ، در آن روز انسان از دیدن این صحنه بى سابقه ، سخت متوحش مى شود، و مى گوید: چه مى شود که زمین اینگونه به لرزه در آمده است ، و آنچه در درون داشته بیرون ریخته ؟ (و قال الانسان مالها).
گـر چـه بـعـضـى انسان را در اینجا به خصوص انسانهاى کافر تفسیر کرده اند که در مساءله معاد و رستاخیز شک و تردید داشته اند، ولى ظاهر این است که انسان در اینجا معنى گـسـتـرده اى دارد کـه هـمـگـان را شـامـل مـى شـود، زیـرا تـعـجـب از اوضـاع و احوال زمین در آن روز مخصوص به کافران نیست .
آیا این تعجب ، و سؤ ال ناشى از آن ، مربوط به نفخه اولى است یا دوم ؟.
ظـاهـر ایـن اسـت که همان نفخه اولى است که نفخه پایان جهان است ، زیرا زلزله عظیم در پایان جهان رخ مى دهد.
ایـن احـتـمـال نـیـز داده شـده است که منظور نفخه رستاخیز و زنده شدن مردگان ، و بیرون ریختن آنها از درون زمین مى باشد، زیرا آیات بعد نیز همه مربوط به نفخه دوم است .
ولى از آنـجـا کـه در آیـات قـرآن کـرارا حـوادث ایـن دو نـفـخـه بـا هـم ذکـر شـده ، تفسیر اول با توجه به بیان زلزله وحشتناک پایان جهان مناسب تر به نظر مى رسد، و در این صورت منظور از اثقال زمین معادن و گنجها و مواد مذاب درون آن است .
و از آن مهمتر اینکه : زمین در آن روز تمام خبر خود را باز مى گوید (یومئذ تحدث اخبارها).
آنـچـه از خـوبـیـهـا و بـدیـها، و اعمال خیر و شر، بر صفحه زمین واقع شده است ، همه را بـرمـلا مـى سـازد، و یـکـى از مـهـمترین شهود اعمال انسان در آن روز همین زمینى است که ما اعمال خود را بر آن انجام مى دهیم ، و شاهد و ناظر ما است .
در حـدیـثـى از پـیـغـمـبـر اکـرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) مى خوانیم که فرمود، (ا تدرون ما اخبارها)؟: آیا مى دانید منظور از اخبار زمین در اینجا چیست ؟
قـالوا: الله و رسوله اعلم : گفتند: خدا و پیغمبرش آگاه تر است فرمود: اخبارها ان تشهد على کل عبد و امة بما عملوا على ظهرها، تقول عمل کذا و کذا، یوم کذا، فهذا اخبارها: منظور از خـبـر دادن زمـیـن ایـن است که اعمال هر مرد و زنى را که بر روى زمین انجام داده اند خبر مى دهد، مى گوید: فلان شخص در فلان روز فلان کار را انجام داد، این است خبر دادن زمین !.
در حـدیث دیگرى از پیغمبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) مى خوانیم : حافظوا على الوضـوء و خـیـر اعـمـالکـم الصـلاة ، فـتـحـفـظـوا مـن الارض فانها امکم ، و لیس فیها احد یـعـمـل خـیـرا او شـرا الا و هـى مـخـبـرة بـه !: مـواظـبـت بـر وضـو کـنـیـد، و بـهـتـریـن اعمال شما نماز است ، و مراقب زمین باشید که مادر شما است ، هیچ انسانى کار خیر یا شرى بجا نمى آورد مگر اینکه زمین از آن خبر مى دهد!.
از ابوسعید خدرى نقل شده که مى گفت : هر گاه در بیابان هستى صدایت را به اذان بلند کن ، چرا که از رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) شنیدم که میفرمود: لا یسمعه جن و لا انـس و لا حـجـر الا یـشـهـد له : هـیـچ جـن و انس و قطعه سنگى آن را نمى شنود مگر اینکه براى او (در قیامت ) گواهى مى دهد.
آیا راستى زمین به فرمان خدا زبان مى گشاید و تکلم مى کند؟ یا اینکه منظور ظاهر شدن آثـار اعـمـال انسان بر صفحه زمین است ؟ زیرا مى دانیم هر عملى که انسان انجام دهد، خواه نـاخـواه در اطـراف او آثارى بجا مى گذارد، هر چند امروز براى ما محسوس ‍ نباشد، درست همانند آثارى که از خطوط انگشتان یک دوست یا دشمن بر روى دستگیره درمى ماند، و در آن روز هـمـه ایـن آثـار ظـاهـر مـى شـود، و سـخـن گفتن زمین چیزى جز این ظهور بزرگ نیست ، هـمـانـگـونـه که گاه به یک شخص خواب آلود مى گوئیم چشمان تو مى گوید که دیشب نخوابیده اى ، یعنى آثار بى خوابى در آن نمایان است .
به هر حال این موضوع عجیبى نیست ، چرا که هم امروز با پیشرفت علم و دانش بشر ابزار و وسـائلى اخـتراع شده که در همه جا، و هر لحظه ، مى تواند صداى انسان را ضبط کند، یـا از انـسـان و اعمالش عکسبردارى نماید، و به عنوان یک سند مسلم در دادگاه مطرح شود، به گونه اى که قابل هیچگونه انکار نباشد.
اگـر در گـذشـتـه بـعـضـى از شـهـادت زمـین تعجب مى کردند امروز یک نوار نازک یا یک دسـتـگـاه ضـبـط کـه بـه صـورت یـک دکـمـه بـه لبـاس ‍ دوخـتـه مـى شـود مـى تـوانـد مسائل بسیارى بازگو کند.
جـالب ایـنـکه در حدیثى از على (علیه السلام ) مى خوانیم که فرمود: صلوا المساجد فى بـقـاع مختلفة ، فان کل بقعة تشهد للمصلى علیها یوم القیامة : در قسمتهاى مختلف مساجد نـماز بخوانید، زیرا هر قطعه زمینى در قیامت براى کسى که روى آن نماز خوانده گواهى مى دهد.
و در حـدیـث دیـگـرى آمـده اسـت کـه امـیـر مـؤ مـنـان عـلى (عـلیـه السـلام ) هـنـگـامـى که بیت المال را تقسیم مى کرد و خالى مى شد، دو رکعت نماز بجا مى آورد و مى فرمود:
اشـهـدى انى ملا تک بحق ، و فرغتک بحق : (روز قیامت ) گواهى ده که من تو را به حق پر کردم و به حق خالى کردم !.
در آیه بعد مى افزاید: این به خاطر آن است که پروردگار تو به زمین وحى کرده (بان ربک اوحى لها).
و زمین در اجراى این فرمان کوتاهى نمى کند، تعبیر (اوحى ) در اینجا به خاطر آن است کـه چـنـیـن سـخن گفتن اسرارآمیز بر خلاف طبیعت زمین است و این جز از طریق یک وحى الهى ممکن نیست .
بـعـضـى گـفـتـه انـد: مـنظور این است که به زمین وحى مى کند آنچه در درون دارد بیرون بریزد.
ولى تفسیر اول صحیح تر و مناسب تر به نظر مى رسد.
سـپـس مـى فـرماید: در آن روز مردم به صورت گروه هاى مختلف از قبرها خارج شده ، در عرصه محشر وارد مى شوند، تا اعمالشان به آنها نشان داده شود!
(یومئذ یصدر الناس اشتاتا لیروا اعمالهم ).
(اشـتـات ) جـمـع شـت (بـر وزن شـط) بـه مـعـنـى مـتفرق و پراکنده است ، این اختلاف و پـراکندگى ممکن است به خاطر این باشد که اهل هر مذهبى جداگانه وارد عرصه محشر مى شـونـد، یـا اهـل هـر نـقـطـهـاى از مـنـاطـق زمـیـن جـدا وارد مـى شـوند، و یا اینکه گروهى با صورتهاى زیبا و شاد و خندان ، و گروهى
با چهره هاى عبوس و تیره و تاریک در محشر گام مى نهند.
یا هر امتى همراه امام و رهبر و پیشوایشان هستند، همانگونه که در آیه 71 سوره اسراء آمده : یوم ندعوا کل اناس بامامهم : روزى که هر گروهى را با پیشوایشان فرا مى خوانیم .
و یا اینکه مؤ منان با مؤ منان و کافران با کافران محشور مى شوند.
جمع میان این تفسیرها کاملا ممکن است زیرا مفهوم آیه گسترده است .
(یـصـدر) از ماده (صدر) (بر وزن صبر) به معنى خارج شدن شتران از آبگاه است کـه بـه صـورت انـبـوه و هـیـجـان زده بـیـرون مـى آیـنـد به عکس (ورود) که به معنى داخـل شـدن آنها در آبگاه است و در اینجا کنایه از خروج اقوام مختلف از قبرها و آمدنشان در محشر براى حسابرسى است .
ایـن احـتـمـال نـیـز داده شـده کـه منظور خروجشان از محشر، و حرکت به سوى جایگاهشان در بهشت و دوزخ است .
معنى اول با آیات گذشته تناسب بیشترى دارد.
مـنـظـور از جـمـله لیـروا اعـمـالهـم : تـا اعـمـالشـان را بـه آنـهـا نـشـان دهـنـد مشاهده جزاى اعمال است .
یا مشاهده نامه اعمال که هر نیک و بدى در آن ثبت است .
یا مشاهده باطنى به معنى معرفت و شناخت چگونگى اعمالشان است .
و یـا بـه مـعـنـى (تـجـسـم اعـمـال ) و مـشـاهـده خـود اعمال است .
تـفسیر اخیر با ظاهر آیه از همه موافق تر است ، و این آیه یکى از روشن ترین آیات بر مـسـاءله تـجـسـم اعـمـال مـحـسـوب مـى شـود کـه در آن روز اعـمال آدمى به صورتهاى مناسبى تجسم مى یابد و در برابر او حضور پیدا مى کند، و همنشینى با آن مایه نشاط یا رنج و بلا است .
سـپـس بـه سـرانـجـام کـار هر یک از این دو گروه مؤ من و کافر، نیکوکار و بدکار، اشاره کرده مى فرماید: پس کسى که به اندازه سنگینى ذرهاى کار خیر انجام داده آن را مى بیند (فمن یعمل مثقال ذرة خیرا یره ).
و هـر کـس بـه انـدازه سـنـگـیـنـى ذرهـاى کـار بـد کـرده آن را مـى بـیـنـد! (و مـن یعمل مثقال ذرة شرا یره ).
بـاز در ایـنـجـا تـفـسـیـرهـاى مـخـتـلفـى ذکـر شـده کـه آیـا جـزاى اعـمـال را مـى بـیـنـد و یـا نـامـه اعـمـال را مـشـاهـده مـى کـنـد و یـا خـود عمل را.
ظـاهـر ایـن آیـات نـیـز تـاءکـیـد مـجـددى اسـت بـر مـسـاءله تـجـسـم اعـمـال و مشاهده خود عمل ، اعم از نیک و بد در روز قیامت که حتى اگر سر سوزنى کار نیک یا بد باشد در برابر صاحب آن مجسم مى شود و آنرا مشاهده مى کند.
(مـثـقـال ) در لغـت هـم بـه مـعـنى ثقل و سنگینى آمده ، و هم ترازوئى که با آن سنگینى اشیاء را مى سنجند، و در اینجا به همان معنى اول است .
بـراى (ذرة ) نـیـز در لغت و کلمات مفسران تفسیرهاى گوناگونى ذکر شده است : گاه بـه مـعـنـى مـورچـه کـوچـک ، و گـاه گـرد و غـبـارى که وقتى دست را بر زمین بگذاریم و برداریم به آن مى چسبد، و گاه به معنى ذرات بسیار کوچک غبار که در فضا معلق است و به هنگامى که آفتاب از روزنه اى به اطاق تاریک مى تابد آشکار مى گردد تفسیر شده است .
مـى دانـیـم امـروز کـلمـه (ذره ) را بـه (اتـم ) نـیـز اطـلاق مـى کـنـند و بمب اتمى را (القنبلة الذریة ) مى گویند، اتم به قدرى کوچک است که نه با چشم عادى ، و نه با دقـیـق تـریـن مـیکروسکوپها قابل مشاهده نیست ، و تنها آثار آن را مشاهده مى کنند، و حجم و وزن آن بـا مـحـاسـبات علمى قابل سنجش است ، و به قدرى کوچک است که چند میلیون روى نوک سوزنى جاى مى گیرد!
مفهوم ذره هر چه باشد منظور در اینجا کوچکترین وزنها است .
بـه هـر حـال ایـن آیه از آیاتى است که پشت را مى لرزاند و نشان مى دهد که حسابرسى خـداونـد در آن روز فـوق العـاده دقـیـق و حـسـاس اسـت ، و تـرازوهـاى سـنـجـش عـمـل در قـیـامـت آنـقـدر ظـریـف اسـت کـه حـتـى کـوچـکـتـریـن اعمال انسانى را وزن مى کنند و به حساب مى آورند.
نکته ها :
1 - دقت و سختگیرى در حسابرسى قیامت
نـه تـنـها از آیات اخیر این سوره که از آیات مختلف قرآن به خوبى استفاده مى شود که در حـسـابـرسـى اعـمـال در قـیـامت فوق العاده دقت و موشکافى مى شود، در آیه 16 سوره لقـمـان مـى خـوانـیـم : یـا بـنـى انـهـا ان تـک مـثـقـال حـبـة مـن خـردل فتکن فى صخرة او فى السموات او فى الارض یات بها الله ان الله لطیف خبیر: پـسـرم ! اگـر بـه انـدازه سـنـگـیـنـى دانـه خـردلى (عـمـل نـیک یا بد) باشد و در دل سنگى یا در گوشه اى از آسمانها یا زمین پنهان گردد، خداوند آن را (در قیامت ) براى حسابرسى مى آورد، خداوند دقیق و آگاه است .
(خـردل ) دانـه بـسـیـار کـوچـکـى از گـیـاه مـعـروفـى اسـت کـه ضـرب المثل در کوچکى مى باشد.
ایـن تعبیرات نشان مى دهد که در آن حسابرسى بزرگ کوچکترین کارها محاسبه مى شود، ضـمـنـا ایـن آیـات هـشـدار مـى دهـد کـه نـه گـنـاهـان کـوچـک را کـم اهـمـیـت بـشـمرند، و نه اعـمـال خـیـر کـوچـک را، چـیزى که مورد محاسبه الهى قرار مى گیرد هر چه باشد کم اهمیت نیست .
لذا بـعـضـى از مـفـسـران گـفـتـه انـد ایـن آیـات زمـانـى نازل شد که بعضى از یاران
پـیـغـمـبـر اکـرم (صـلى الله عـلیـه و آله و سـلم ) نـسـبـت بـه انـفـاق امـوال کـم اعـتـنـا بـودنـد، و مى گفتند: اجر و پاداش بر چیزهائى داده مى شود که ما آن را دوست داریم ، و اشیاء کوچک چیزى نیست که مورد علاقه ما باشد، و همچنین نسبت به گناهان کوچک بى اعتنا بودند، آیات نازل شد و آنها را به خیرات کوچک ترغیب کرد، و از گناهان کوچک بر حذر داشت .
2 - پاسخ به یک سؤ ال
در ایـنـجـا سـؤ الى مـطـرح اسـت و آن ایـنـکـه مـطـابـق ایـن آیـات انـسـان هـمـه اعـمـال خـود را در قیامت اعم از نیک و بد کوچک و بزرگ مى بیند، این معنى چگونه با آیات احـبـاط و (تکفیر) و (عفو) و (توبه ) سازگار است ؟ زیرا آیات (احباط) مى گـویـد: بـعـضـى از اعـمـال مـانـنـد کـفر تمام حسنات انسان را از بین مى برد لئن اشرکت لیـحـبـطن عملک (زمر - 65) و طبق آیات (تکفیر) گاهى (حسنات ) (سیئات ) را از بین مى برد ان الحسنات یذهبن السیئات (هود - 114).
و آیـات (عفو) و (توبه ) مى گوید: در سایه عفو الهى یا توبه کردن ، گناهان مـحـو مـى شـونـد، ایـن مـفـاهـیـم چـگـونـه بـا مـسـاءله مـشـاهـده تـمـام اعمال نیک و بد تطبیق مى کند؟
در پـاسـخ ایـن سـؤ ال بـایـد بـه یک نکته توجه کرد و آن اینکه : دو اصلى که در آیات فـوق آمـده است که مى گوید انسان هر ذره اى از کار نیک و بد را مى بیند به صورت یک قـانـون کـلى اسـت ، و مـیـدانـیـم هـر قـانون ممکن است استثناهائى داشته باشد، آیات عفو و توبه و حباط و تکفیر در حقیقت به منزله استثناء است در این قانون کلى .
پاسخ دیگر اینکه : در مورد احباط و تکفیر در حقیقت موازنه و کسر
و انکسارى رخ مى دهد، و درست مانند مطالبات و بدهیها است که از یکدیگر کسر مى شود، هـنـگـامـى کـه انـسـان نـتـیـجـه ایـن مـوازنـه را مـى بـیـنـد در حـقـیـقـت تـمـام اعـمـال نیک و بد خود را دیده است ، همین سخن در مورد عفو و توبه نیز جارى است ، چرا که عـفـو بـدون لیـاقـت و شـایـسـتـگـى صـورت نـمـى گـیـرد، و تـوبـه خـود نـیـز یـکـى از اعمال نیک است .
بـعضى در اینجا جواب دیگرى گفته اند که صحیح به نظر نمى رسد و آن اینکه افراد کـافـر نـتـیـجـه اعـمـال خـوب خـود را در این دنیا مى بینند، همانگونه که افراد مؤ من کیفر اعمال بد خود را در این جهان مى بینند.
ولى ظـاهـر ایـن اسـت کـه آیـات مـورد بـحث مربوط به قیامت است نه دنیا بعلاوه این کلیت ندارد که هر مؤ من و کافرى نتیجه اعمالش ‍ را در دنیا ببیند.
3 - جامعترین آیات قرآن
از عـبـدالله بـن مـسـعـود نـقـل شـده اسـت کـه مـحـکـمـتـرین آیات قرآن مجید همین آیات (فمن یـعمل مثقال ذرة خیرا یره و من یعمل مثقال ذرة شرا یره ) مى باشد و از آن تعبیر به جامعه مى کرد و به راستى ایمان عمیق به محتواى آن کافى است که انسان را در مسیر حق وادارد، و از هـر گـونـه شـر و فـسـاد بازدارد، لذا در حدیثى آمده است که مردى خدمت پیغمبر اکرم (صـلى الله عـلیـه و آله و سـلم ) آمد عرض کرد: علمنى مما علمک الله : از آنچه خداوند به تو تعلیم داده به من بیاموز.
پیغمبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) او را به مردى از یارانش سپرد، تا قرآن به او تعلیم کند، و او سوره (اذا زلزلت الارض ) را تا به آخر به او تعلیم داد، آن مرد از جـا بـرخاست و گفت : همین مرا کافى است (و در روایت دیگرى آمده تکفینى هذه الایة : همین یک آیه مرا کفایت مى کند)!
پـیـغـمـبـر اکـرم (صـلى الله عـلیـه و آله و سـلم ) فـرمـود: او را بـه حـال خـود بـگـذار کـه مـرد فـقـیـهـى شد! (و طبق روایتى فرمود رجع فقیها: او فقیه شد و بـازگـشـت !) دلیـل آن هـم روشـن اسـت زیـرا کـسـى کـه مـى دانـد کـه اعـمـال مـا حـتـى به اندازه یک ذره یا یک دانه خردل مورد محاسبه قرار مى گیرد امروز به حساب خود مشغول مى شود، و این بزرگترین اثر تربیتى روى او دارد.
بـا ایـن حـال در روایـت دیـگـرى از ابـوسـعـیـد خـدرى آمـده اسـت کـه وقـتـى آیـه فـمـن یـعـمـل ... نازل شد عرض کردم اى رسول خدا آیا من همه اعمالم را مى بینم ؟ فرمود: آرى . گـفـتـم : آن کارهاى بزرگ را؟ فرمود: بله ، گفتم : کارهاى کوچک کوچک را؟ فرمود: بله ، عرض ‍ کردم : اى واى بر من ! مادرم بنشیند و براى من عزادارى کند!
فـرمـود: بـشارت باد بر تو اى ابوسعید! چرا که حسنات به ده برابر حساب مى شود، تـا هـفـتـصد برابر، و خدا براى هر کس بخواهد آن را هم مضاعف مى کند، و اما هر گناه به انـدازه یـک گـنـاه مـجازات دارد، یا خداوند عفو مى کند و بدان احدى با عملش نجات نخواهد یـافـت ! (جـز ایـنـکـه کـرم خـدا شـامـل او گـردد) عـرض کـردم حـتـى تـو هـم اى رسـول خـدا؟! فـرمـود: حـتـى مـن ، مـگـر ایـنـکـه خـداونـد مـرا مشمول رحمتش سازد!.
خـداونـدا! جـائى کـه پـیـامـبـرت بـا آن عـظـمـت تـنـهـا بـه عـفـو تـو دل بسته است تکلیف ما روشن است .
پـروردگـارا! اگـر اعـمـال مـا مـعـیـار نـجـات مـا بـاشـد واى بـه حال ما، و اگر کرم تو یار ما باشد خوشا بحال ما؟!
بـارالهـا! آن روز کـه تـمـام اعمال کوچک و بزرگ در برابر ما مجسم مى شود ما تنها به لطف عمیم تو چشم دوخته ایم .
آمین یا رب العالمین


 

 

امارگیر حرفه ای سایت

سایت خدماتی نایت اسکین - امارگیر سایت