تفسیرنمونه سوره نحل (قسمت1)

سوره نحل


مقدمه
این سوره 128 آیه دارد که قسمتى از آن در مکه و قسمتى در مدینه نازل گردیده است .
محتواى سوره
گرچه بعضى از مفسران تمام آیات این سوره را مکى میدانند، ولى بیشتر مفسران عقیده دارند که قسمتى از آیات آن در مکه و قسمتى در مدینه نازل شده است ، و با توجه به آنچه از محتواى سورههاى مکى و مدنى میدانیم ، این سخن صحیحتر به نظر میرسد بخصوص که در بعضى از آیات آن مانند آیه 41 (و الذین هاجروا فى الله ... و آیه 101 (ثم ان ربک للذین هاجروا من بعد ما فتنوا ثم جاهدوا فصبروا...) صریحا بحث از هجرت و یا هجرت و جهاد هر دو به میان آمده ، و میدانیم این دو موضوع تناسب با حوادث بعد از هجرت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) دارد.
و اگر هجرت را که در آیه 41 به آن اشاره شده مربوط به هجرت نخستین یعنى هجرت گروهى از مسلمانان به سرپرستى جعفر بن ابى طالب از مکه به حبشه بدانیم ، هجرت و جهاد که در آیه 101 با هم ذکر شده است بسیار بعید است که اشاره به این هجرت بوده باشد و جز بر هجرت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) به مدینه قابل تطبیق نیست .
به علاوه معروف در تفسیر آیه 126 و ان عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم به ... این است که در جریان جنگ احد نازل گردیده است و جنگ احد بعد از هجرت است .
روى این جهات ، بعضى از مفسران گفته اند که چهل آیه نخستین این سوره در مکه نازل شده است و بقیه آن در مدینه ، در حالى که بعضى دیگر همه آیات آن را مکى میدانند، جز سه آیه آن را که مى گویند در رابطه با غزوه احد نازل
گردیده است :
قدر مسلم این است که این سوره را باید ترکیبى از آیات مکى و مدنى دانست ، هر چند دقیقا نمیتوان - جز در موارد معینى - مکى و مدنى بودن یک یک آیات آنرا مشخص ساخت .
و به هر حال در آیات این سوره هم بحثهاى خاص سورههاى مکى دیده مى شود (مانند بحث قاطع از توحید و معاد و مبارزه شدید با شرک و بت پرستى ) و هم بحثهاى مخصوص سورههاى (مدنى مانند بحث از احکام اجتماعى و مسائل مربوط به جهاد و هجرت ).
و بطور کلى میتوان گفت که محتواى این سوره را امور زیر تشکیل میدهد که به شکل جالب و متناسبى با هم آمیخته شده است :
1 - بیش از همه بحث از نعمتهاى خداوند در این سوره به میان آمده و آنچنان ریزهکاریهاى آن تشریح گردیده که حس ‍ شکرگزارى هر انسان آزادهاى را بیدار میکند، و از این راه او را به آفریننده اینهمه نعمت و موهبت نزدیک مى سازد.
این نعمتها شامل نعمتهاى مربوط به باران ، نور آفتاب ، انواع گیاهان و میوه ها و مواد غذائى دیگر، و حیواناتى که خدمتگزار انسانها هستند و منافع و برکاتى که از این حیوانات عائد انسان مى شود و انواع وسائل زندگى و حتى نعمت فرزند و همسر، و خلاصه شامل انواع طیبات میگردد.
و درست به همین علت است که بعضى آنرا سوره (نعم ) (جمع نعمت ) نامیده اند.
ولى مشهور و معروف در نامگذارى این سوره همان سوره نحل است ، چرا که ضمن بر شمردن نعمتهاى گوناگون الهى اشارهاى کوتاه و پر معنى و عجیب به زنبور عسل کرده ، مخصوصا روى ماده غذائى مهمى که از آن عائد انسانها
مى شود، و نشانه هاى توحیدى که در زندگى این حشره وجود دارد تکیه نموده است .
2 - بخش دیگرى از آن از دلائل توحید و عظمت خلقت خدا، و معاد، و تهدید مشرکان و مجرمان بحث میکند.
3 - قسمت دیگرى از آن از احکام مختلف اسلامى همانند دستور به عدل و احسان و هجرت و جهاد و نهى از فحشاء و منکر و ظلم و ستم و پیمانشکنى و همچنین دعوت به شکرگزارى از نعمتهاى او سخن مى گوید، و در همین رابطه از ابراهیم قهرمان توحید به عنوان یک بنده شکرگزار در چند آیه نام میبرد.
4 - بخش دیگرى از بدعتهاى مشرکان سخن مى گوید و در همین رابطه ، مثلهاى حسى جالبى ذکر میکند.
5 - و بالاخره در قسمت دیگرى انسانها را از وسوسه هاى شیطان بر حذر میدارد.
فضیلت سوره
در بعضى از روایات از پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) در فضیلت این سوره چنین نقل شده که فرمود: من قراها لم یحاسبه الله تعالى بالنعم التى انعمها علیه فى دار الدنیا: کسى که این سوره را بخواند خداوند او را در برابر نعمتهائى که در این جهان به او بخشیده محاسبه نخواهد کرد.
روشن است تلاوت این آیات که قسمت مهمى از نعمتهاى الهى را بر شمرده ، آنهم تلاوتى توام با تفکر و سپس تصمیم گیرى و عمل ، و گام نهادن در طریق شکرگزارى ، سبب مى شود که هر نعمتى را درست در هدفى که براى آن آفریده شده است مصرف کنند، و با چنین حالى دیگر چه محاسبهاى از او خواهند کشید مگر نعمت را بجا مصرف ننموده است ؟!.
سورة النحل
آیه و ترجمه

 

بسم الله الرحمن الرحیم


اءتى اءمر الله فلا تستعجلوه سبحنه و تعلى عما یشرکون (1)
ینزل الملئکة بالروح من اءمره على من یشاء من عباده اءن اءنذروا اءنه لا إ له إ لا اءنا فاتقون (2)


ترجمه :

بنام خداوند بخشنده بخشایشگر
1 - فرمان خدا (دائر به مجازات مشرکان و مجرمان ) فرا رسیده است براى آن عجله نکنید منزه و برتر است خداوند از اینکه شریک براى او قائل میشوند.
2 - فرشتگانرا با روح الهى به فرمانش بر هر کس از بندگانش بخواهد نازل میکند (و به آنها دستور میدهد) که مردم را انذار کنید (و بگوئید) معبودى جز من نیست بنابر این از مخالفت (دستور) من بپرهیزید.
تفسیر :
فرمان عذاب نزدیک است
همانگونه که قبلا گفته شد قسمت مهمى از آیات آغاز این سوره در مکه نازل شده است ، در همان ایام که پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) درگیرى شدیدى با مشرکان و بت پرستان داشت ، و هر روز در برابر دعوت حیات آفرین و آزادى بخش او به بهانه هائى متوسل میشدند، از جمله اینکه هر گاه پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) آنها را تهدید به عذاب الهى میکرد بعضى از لجوجان میگفتند اگر این عذاب و کیفر که میگوئى راست است پس چرا به سراغ ما نمى آید؟
و شاید گاهى اضافه میکردند که اگر فرضا عذابى در کار باشد ما دست به دامن بتها میشویم تا در پیشگاه خدا شفاعت کنند تا این عذاب را از ما بردارد، مگر نه این است که آنها شفیعان درگاه اویند؟!
نخستین آیه این سوره ، خط بطلان بر این اوهام کشیده و مى گوید: عجله نکنید فرمان خدا براى مجازات مشرکان و مجرمان ، قطعا فرا رسیده است (اتى امر الله فلا تستعجلوه ).
و اگر فکر میکنید بتان شفیعان درگاه اویند سخت در اشتباهید خداوند منزه و برتر از آنست که آنها براى او شریک مى سازند (سبحانه و تعالى عما یشرکون ).
بنابر این (امر الله ) در آیه فوق اشاره به فرمان خداوند در مورد عذاب مشرکان است ، و کلمه (اتى ) هر چند فعل ماضى است و به معنى تحقق این فرمان در گذشته است ، اما مفهوم آن مضارعى است که قطعا تحقق مى یابد، و این در قرآن فراوان است که مضارع قطعى الوقوع با صیغه ماضى ذکر مى شود.
بعضى از مفسران نیز احتمال داده اند که امر الله اشاره به خود عذاب است نه فرمان عذاب ، و بعضى نیز آن را به معنى روز قیامت گرفتهاند، ولى تفسیرى که ذکر کردیم از همه اینها نزدیکتر به نظر میرسد.
و از آنجا که هیچ مجازات و کیفرى بدون بیان کافى و اتمام حجت عادلانه نیست ، در آیه بعد اضافه میکند خداوند فرشتگان را با روح الهى به فرمانش بر هر کس از بندگانش که بخواهد نازل میکند (ینزل الملائکة بالروح من امره على من یشاء من عباده ).
(و به آنها دستور میدهد که مردم را انذار کنید و از شرک و بت پرستى بترسانید، و بگوئید معبودى جز من نیست ) (ان انذروا انه لا اله الا انا).
(بنابر این تنها از مخالفت من بپرهیزید و در برابر من احساس مسئولیت کنید (فاتقون ).
در اینکه منظور از (روح ) در این آیه چیست ؟ مفسران گفتگوى بسیار کرده اند، ولى ظاهر این است که منظور از آن ، وحى و قرآن و نبوت است که مایه حیات و زندگى انسانها است .
گرچه بعضى از مفسران ، وحى را از قرآن ، و هر دو را از نبوت در اینجا جدا کرده اند و به صورت سه تفسیر بیان داشته اند، ولى ظاهر این است که همه به یک حقیقت باز میگردد.
و به هر حال (روح ) در اینجا جنبه معنوى دارد، و اشاره به هر چیزى است که مایه حیات دلها است و سبب تربیت نفوس و هدایت عقلها میگردد، همانگونه که در آیه 24 سوره انفال میخوانیم : یا ایها الذین آمنوا استجیبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم : اى کسانى که ایمان آورده اید اجابت کنید دعوت خدا و پیامبرش را هنگامى که شما را به چیزى فرا میخواند که مایه حیات و زندگى شما است ).
و در سوره غافر آیه 15 میخوانیم یلقى الروح من امره على من یشاء من عباده : (او روح را به فرمانش بر هر کس از بندگانش که بخواهد القا میکند)
و در سوره شورى آیه 52 چنین آمده : و کذلک اوحینا الیک روحا من امرنا ما کنت تدرى ما الکتاب و لا الایمان : (این گونه ، روحى را به فرمان خود بر تو وحى فرستادیم ، تو پیش از آن ، از کتاب و ایمان آگاه نبودى )!
روشن است که (روح ) در این آیات به معنى (قرآن ) و (محتواى وحى )
و (فرمان نبوت ) است .
گرچه روح در سایر آیات قرآن به معانى دیگرى نیز آمده است ولى با توجه به قرائنى که ذکر شد مفهوم روح در آیه مورد بحث ، قرآن و محتواى وحى مى باشد.
ذکر این نکته نیز لازم است جمله (على من یشاء من عباده ) (بر هر کس از بندگانش بخواهد) هرگز به این معنى نیست که موهبت وحى و نبوت بى حساب و کتاب است ، زیرا (مشیت ) الهى هرگز از (حکمت ) او جدا نمى باشد، و به مقتضاى حکیم بودنش این موهبت را در محل شایسته و لایق قرار میدهد: الله اعلم حیث یجعل رسالته : (خداوند میداند رسالت خود را در کجا قرار دهد) (انعام - 124).
این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که اگر نخستین فرمان الهى به پیامبران ، به مقتضاى جمله (ان انذروا) انذار و بیم دادن است ، به خاطر این است که براى بیدار کردن یک قوم گمراه و آلوده به شرک و فساد هیچ چیز مؤ ثرتر از انذار نیست ، انذارى بیدار کننده ، آگاه کننده و حرکت آفرین !. درست است که انسان هم طالب سود است ، و هم دافع زیان ، ولى تجربه نشان داده که تشویق در افراد آماده تر اثر میگذارد، در حالى که اثر تهدید در آنها که آلوده ترند بیشتر است ، و براى آغاز نبوت باید انذارهاى کوبنده در راس برنامه باشد.
آیه و ترجمه


خلق السموت و الا رض بالحق تعلى عما یشرکون (3)
خلق الانسن من نطفة فإ ذا هو خصیم مبین (4)
و الا نعم خلقها لکم فیها دف ء و منفع و منها تأ کلون (5)
و لکم فیها جمال حین تریحون و حین تسرحون (6)
و تحمل اءثقالکم إ لى بلد لم تکونوا بلغیه إ لا بشق الا نفس إ ن ربکم لرءوف رحیم (7)
و الخیل و البغال و الحمیر لترکبوها و زینة و یخلق ما لا تعلمون (8)


ترجمه :

3 - آسمانها و زمین را به حق آفرید، او برتر است از اینکه شریک براى او مى سازند
4 - انسان را از نطفه بى ارزشى خلق کرد و سرانجام او موجودى فصیح و مدافع آشکار از خویشتن گردید.
5 - و چهار پایان را آفرید در حالى که براى شما در آنها وسیله پوشش و منافع دیگر است و از گوشت آنها میخورید.
6 - و در آنها براى شما زینت و شکوه است به هنگامى که به استراحتگاه شان باز میگردانید و هنگامى که (صبحگاهان ) آنها را به صحرا میفرستید.
7 - آنها بارهاى سنگین شما را به شهرى که جز با مشقت زیاد به آن نمیرسید حمل میکنند چرا که پروردگارتان رؤ ف و رحى
8 - (و همچنین ) اسبها و استرها و الاغها را آفرید تا بر آنها سوار شوید و هم مایه زینت شما باشد و چیزها (وسائل نقلیه دیگرى ) مى آفریند که شما نمى دانید!
تفسیر :
منافع گوناگون حیوانات
از آنجا که در آیات گذشته ، سخن از نفى شرک به میان آمد در این آیات براى ریشه کن ساختن شرک و توجه به خداوند یکتا از دو راه وارد مى شود: نخست از طریق دلائل عقلى بوسیله نظام شگرف آفرینش و عظمت خلقت ، و دیگر از طریق عاطفى و بیان نعمتهاى گوناگون خداوند نسبت به انسان ، تا حس شکر - گزارى او تحریک گردد و سرانجام وى را به خدا نزدیک سازد.
در آغاز مى گوید: (خداوند آسمانها و زمین را بحق آفرید) (خلق السماوات و الارض بالحق ).
حقانیت آسمان و زمین هم از نظام عجیب و آفرینش منظم و حساب شده آن روشن است و هم از هدف و منافعى که در آنها وجود دارد.
و به دنبال آن اضافه میکند: (خدا برتر از آن است که براى او شریک مى سازند) (تعالى عما یشرکون ).
آیا بتهائى که آنها را شریک او قرار داده اند هرگز قادر به چنین خلقتى هستند؟ و یا حتى مى توانند پشه کوچک و یا ذره غبارى بیافرینند!، با این حال چگونه آنها را شریک او قرار میدهند؟!
جالب اینکه خود مشرکان این نظام عجیب و خلقت بدیع را که بیانگر علم و قدرت خالق است تنها از الله مى دانستند، ولى با این حال به هنگام عبادت در برابر بتها به خاک مى افتادند.
بعد از اشاره به مساءله آفرینش آسمان و زمین و اسرار بى پایان آنها، سخن از خود انسان مى گوید، انسانى که به خودش از هر کس ‍ نزدیکتر است ، مى فرماید: انسان را از نطفه بى ارزشى آفرید، اما سرانجام به جائى رسید که موجودى متفکر و فصیح و بلیغ و مدافع از خویشتن و سخنگوى آشکار شد (خلق الانسان من نطفة فاذا هو خصیم مبین ).
(نطفه ) در اصل به معنى آب کم یا آب صاف است ، سپس به قطرات آبى که از طریق لقاح سرچشمه پیدایش انسان مى شود، اطلاق شده است ، در حقیقت با این تعبیر میخواهد عظمت قدرت خدا را مجسم کند که از قطره آب بى ارزشى چه آفرینش ‍ عجیبى کرده است که میان قوس نزول و صعودى او این همه فاصله است .
این در صورتى است که (خصیم ) را به معنى (مدافع و بیانگر درون خویش ) بدانیم ، همانگونه که در آیه 105 سوره نساء میخوانیم و لا تکن للخائنین خصیما: (اى پیامبر مدافع خائنان مباش ).
ولى در مقابل این تفسیر که مورد قبول گروهى از مفسران است ، تفسیر دیگرى از سوى جمع دیگرى از مفسران اظهار شده است ، و آن اینکه خداوند انسان را با قدرت کاملهاش از نطفه بى ارزش آفرید ولى این انسان ناسپاس ، به مجادله و مخاصمه آشکار در برابر خدا برخاست (آیه 77 سوره یس را گواه بر این تفسیر گرفتهاند).
ولى معنى اول صحیحتر به نظر میرسد زیرا آیات فوق در مقام بیان عظمت آفرینش خدا است و عظمت آنگاه آشکار مى شود که از موجود ظاهرا ناچیزى موجود بسیار پر ارزشى بسازد:
در تفسیر على بن ابراهیم نیز چنین میخوانیم : خلقه من فطرة من ماء منتن فیکون خصیما متکلما بلیغا: خداوند انسان را از قطره آب بدبوئى
آفرید و سرانجام سخنگوى بلیغى شد.
پس از آفرینش انسان به نعمت مهم دیگرى یعنى خلقت چهار پایان ، و فوائد مختلفى که از آنها عاید مى شود اشاره کرده مى گوید (خداوند چهار پایان را آفرید در حالى که در آنها وسیله پوشش براى شما است و منافع دیگر و از گوشت آنها مى خورید) (و الانعام خلقها لکم فیها دف ء و منافع و منها تاکلون ).
در این آیه نخست به مساءله خلقت چهار پایان که دلیلى بر علم و قدرت خدا است ، پرداخته ، سپس به بیان نعمتهاى مختلفى که در آنها وجود دارد مى پردازد، و از میان این نعمتها به سه قسمت اشاره کرده نخست مساءله دف ء که به معنى هر گونه پوشش است مى باشد، (با استفاده از پشم و پوست آنها) مانند لباس و لحاف و کفش و کلاه و خیمه ، و دیگر منافع که اشاره به شیر و مشتقات آنست ، و سوم گوشت که با جمله و منها تاکنون بیان شده است :
جالب اینکه در میان اینهمه فوائد، قبل از هر چیز مساءله پوشش و مسکن را مطرح میکند، زیرا بسیارى از مردم (بخصوص ‍ بادیه نشینان ) هم لباسشان از پشم و مو یا پوست تهیه مى شود، و هم خیمه هایشان که آنها را از سرما و گرما حفظ میکند، و به هر حال این دلیل بر اهمیت پوشش و مسکن و مقدم بودن آن بر هر چیز دیگر است .
نکته دیگر اینکه آنرا قبل از (منافع ) ذکر کرده ، اشاره به اینکه پوشش در واقع براى دفع ضرر است ، و دفع ضرر مقدم بر جلب منفعت میباشد. ممکن است کسانى که مخالف گوشتخوارى هستند، این استفاده را از آیه فوق نیز بکنند که خداوند مساءله خوردن گوشت حیوانات را جزء (منافع ) آنها نشمرده ، لذا بعد از ذکر منافع با جمله (و منها تاءکلون ) (از آن حیوانات
میخورید) از آن یاد شده ، حداقل این استفاده را از تعبیر فوق میتوان کرد که اهمیت لبنیات بمراتب بیشتر است .
جالب اینکه تنها به منافع معمولى و عادى این چهار پایان سودمند اکتفا نمیکند بلکه روى جنبه استفاده روانى از آنها در آیه بعد تکیه کرده مى گوید: در این حیوانات براى شما زینت و شکوهى است به هنگامى که آنها را به استراحتگاهشان باز میگردانید، و هنگامى که صبحگاهان به صحرا میفرستید (و لکم فیها جمال حین تریحون و حین تسرحون ).
(تریحون ) از ماده (اراحه ) به معنى باز گرداندن حیوانات به هنگام غروب به آغلها و استراحتگاهشان است ، لذا محلى را که در آن استراحت میکنند (مراح ) مى گویند.
(تسرحون ) از ماده (سروح ) به معنى بیرون کردن چهار پایان به هنگام صبح به سوى چراگاه است .
منظره جالب حرکت دستجمعى گوسفندان و چهارپایان به سوى بیابان و چراگاه ، سپس بازگشتشان به سوى آغل و استراحتگاه که قرآن از آن تعبیر به (جمال ) کرده تنها یک مساءله ظاهرى و تشریفاتى نیست ، بلکه بیانگر واقعیتى است در اعماق جامعه ، و گویاى این حقیقت است که چنین جامعهاى خود کفا است ، فقیر و مستمند و وابسته به این و آن نمیباشد، خودش تولید میکند، و آنچه را خود دارد مصرف مینماید!.
این در واقع جمال استغناء و خودکفائى جامعه است ، جمال تولید و تاءمین فرآورده هاى مورد نیاز یک ملت است ، و به تعبیر گویاتر جمال استقلال اقتصادى و ترک هر گونه وابستگى است !.
این واقعیت را روستائیان و روستازادگان بهتر از مردم شهرنشین درک
میکنند که مشاهده رفت و آمد این چهار پایان سودمند چگونه به آنها آرامش خیال میدهد، آرامشى که از احساس بى نیازى برمیخیزد، آرامشى که از انجام مؤ ثر یک وظیفه اجتماعى حاصل مى شود.
و جالب اینکه در آیه فوق ، نخست به بازگشت آنها از صحرا اشاره میکند چرا که در هنگام بازگشت پستانهایشان پر شیر، شکمهایشان سیر، و در چهرههایشان نشانه هاى رضایت مندى دیده مى شود، به همین دلیل از آن حرص و ولع و عجله اى که صبح به هنگام حرکت به صحرا دارند در آنها خبرى نیست ، آرام و مطمئن گام بر میدارند و به استراحتگاه نزدیک میشوند و از مشاهده منظره پستانهاى پر شیرشان هر کس احساس بى نیازى میکند.
در آیه بعد به یکى از منافع مهم این حیوانات اشاره کرده مى گوید: آنها بارهاى سنگین شما را بر دوش خود حمل میکنند و به سوى شهر و دیارى که جز با مشقت زیاد به آن نمى رسیدید مى برند) (و تحمل اثقالکم الى بلد لم تکونوا بالغیه الا بشق الانفس ).
این نشانه رحمت و رافت خداوند است که این چهار پایان را با این قدرت و نیرو آفریده است ، و آنها را رام و تسلیم شما نیز گردانیده ، چرا که پروردگار شما رؤ ف و رحیم است (ان ربکم لرؤ ف رحیم ).
(شق ) از ماده (مشقت ) است ، ولى بعضى از مفسران احتمال داده اند که به معناى شکافتن و نصف کردن باشد، یعنى شما نمیتوانید خودتان این بارها را بر دوش کشیده و به مقصد برسانید مگر اینکه نیمى از قوت شما از میان برود و به اصطلاح نیم جان شوید، ولى تفسیر اول نزدیکتر به نظر میرسد.
به این ترتیب این چهار پایان در درجه اول ، پوشش و وسائل دفاعى براى انسان در برابر گرما و سرما تولید میکنند، و در درجه بعد از فرآوردههاى لبنیاتى
آنها استفاده مى شود، و سپس از گوشتشان ، و بعد آثار روانى که در دلها میگذارند، مورد توجه قرار گرفته و سرانجام باربرى آنها.
قابل توجه اینکه حتى در عصر و زمان ما که عصر ماشین و وسائل ماشینى است ، باز در بسیارى موارد تنها باید از همین چهار پایان استفاده کرد، و راه دیگرى ندارد.
آنگاه به سراغ گروه دیگرى از حیوانات میرود که براى سوارى انسان از آنها استفاده مى شود مى فرماید (خداوند اسبها و استرها و الاغها را آفرید تا شما بر آن سوار شوید، و هم مایه زینت شما باشد) (و الخیل و البغال و الحمیر لترکبوها و زینة ).
بدیهى است زینت در اینجا باز یک مساءله تشریفاتى نیست و براى کسى که با محتواى تعلیمات قرآن آشنا است این مطلب روشن است ، بلکه یکنوع زینت است که اثر آن در زندگى اجتماعى ظاهر میگردد، براى پى بردن به این حقیقت کافى است است منظره و حال کسى که با پاى پیاده یک راه طولانى بیابانى را پیموده ، و خسته و کوفته و ناتوان به مقصد رسیده ، به طورى که تا مدتى هیچ کارى از او ساخته نیست و نشاطى در او دیده نمیشود، با منظره کسى مقایسه کنیم که بر یک مرکب را هوار سوار شده زودتر به مقصد رسیده نیروى خود را از دست نداده ، نشاط خود را کاملا حفظ کرده و آماده انجام هدفهاى خود و استفاده از وقت و نیروى خویش است ، آیا این زینت نیست ؟
در پایان آیه به مساءله مهمترى اشاره کرده و افکار را به وسائل نقلیه و مرکبهاى گوناگونى که در آینده در اختیار بشر قرار میگیرد و بهتر و خوبتر از این حیوانات مى تواند استفاده کند متوجه میسازد، و مى گوید خداوند چیزها (وسائل نقلیه دیگرى ) مى آفریند که شما نمیدانید (و یخلق ما لا
تعلمون ).
گرچه بعضى از مفسران پیشین این جمله را اشاره به حیواناتى گرفتهاند که در آینده آفریده مى شود و رام بشر میگردد.
ولى همانگونه که در تفسیر مراغى و تفسیر فى ظلال آمده است درک مفهوم این جمله براى ما که در عصر ماشین و وسائل و مرکبهاى سریع السیر زندگى میکنیم ، ساده و آسان است .
و اگر ملاحظه میکنید که تعبیر به یخلق (مى آفریند) کرده است دلیلش واضح است ، زیرا کار انسان در این اختراعات در حقیقت چیزى جز جفت و جور کردن و به هم پیوستن نیست ، اساس آنها که مواد اصلى را تشکیل میدهد، تنها با آفرینش خداوندى است ، از این گذشته آن ابتکارى که بشر در طریق اختراع این وسائل به کار میبرد آن هم مولود استعدادى است که خدا به او داده است .
اهمیت دامدارى و کشاورزى
حتى امروز که دستگاههاى تولیدى ، ماشینى آنقدر گسترده شده که همه چیز را تحت الشعاع قرار داده باز دامدارى و کشاورزى مهمترین بخش تولید زندگى انسان را تشکیل میدهد، چرا که میدانیم پایه اصلى تغذیه در این دو قسمت نهفته شده ، و به همین دلیل رسیدن به حد خودکفائى در قسمت دامدارى و کشاورزى نه تنها ضامن استقلال اقتصادى است که استقلال سیاسى نیز تا حد زیادى به آن مربوط است .
بنابر این جاى تعجب نیست که تمام ملتهاى دنیا کوشش میکنند که صنعت کشاورزى و دامدارى خود را تا سر حد امکان توسعه دهند و از صنایع مدرن براى این توسعه کمک گیرند.
نیاز به این دو، تا آن حد اساسى است که گاه کشورهاى به اصطلاح
ابر قدرتى همچون روسیه براى رفع نیازمندى خود در این زمینه ناچار میشوند با دادن امتیازهاى سیاسى دست نیاز خود را به سوى کشورهائى که درست در قطب مخالفند دراز کنند!
و به همین جهت در اسلام و تعلیمات حیات آفرین آن اهمیت فوق العاده زیادى به مساله دامدارى و کشاورزى داده شده است و با استفاده از هر فرصت مسلمانان را تشویق به این دو نموده :
در آیات فوق دیدیم که با چه لحن تشویق آمیزى از موضوع دامها سخن مى گوید و منافع آن را اعم از منافع غذائى و پوششى بر میشمرد و حتى رفت و آمد آنها را به صحرا با تعبیر زیبائى که بسیار شوقانگیز است بیان میکند.
همچنین درباره اهمیت زراعت و میوههاى مختلف ، و کشاورزى بطور کلى ، در آیات آینده سخن به میان خواهد آمد.
در روایات اسلامى در زمینه دامدارى تعبیرات جالبى دیده مى شود و همچنین در زمینه کشاورزى که به عنوان نمونه احادیث زیر را از منابع مختلف یادآور میشویم :
1 - پیامبر به یکى از بستگانش فرمود چرا در خانهات (برکت ) نمى آورى ؟ عرض کرد منظورتان از برکت چیست ؟ فرمود: شاة تحلب : (گوسفند شیرده )! سپس اضافه فرمود: انه من کانت فى داره شاة تحلب او نعجة او بقرة فبرکاة کلهن : (هر کس ‍ در خانه خود گوسفند شیرده یا گاو ماده داشته باشد سر تا پا برکت است ).
2 - و نیز از پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) نقل شده که درباره اهمیت گوسفند فرمود: نعم
المال الشاة گوسفند سرمایه بسیار خوبى است .
3 - در تفسیر نور الثقلین ذیل آیات مورد بحث از امام امیر مؤ منان على (علیهالسلام ) میخوانیم : افضل ما یتخذه الرجل فى منزله لعیاله الشاة فمن کان فى منزله شاة قدست علیه الملائکة مرتین فى کل یوم : (بهترین چیزى که انسان در خانه براى خانواده خود تهیه میکند گوسفند است ، هر کس در منزل خود گوسفندى داشته باشد در هر روز فرشتگان خدا دو بار او را تقدیس میکنند اشتباه نشود ممکن است شرائط تربیت کردن گوسفند در خانه براى بسیارى فراهم نباشد ولى هدف اصلى این است که به تعداد خانواده ها تولید و تربیت گوسفند بطور مستمر انجام گیرد (دقت کنید).
4 - در اهمیت زراعت همین بس که امیر مؤ منان على (علیهالسلام ) مى فرماید: من وجد ماء و ترابا ثم افتقر فابعده الله : هر کس ‍ آب و خاکى داشته باشد و با این حال فقیر باشد، خدا او را از رحمت خویش دور کند.
بدیهى است این گفتار بزرگ همانگونه که درباره یک فرد صادق است در باره یک ملت نیز صدق میکند، مردمى که آب و خاک بقدر کافى دارند، باز هم نیازمند به دیگران هستند، مسلما از رحمت خدا دورند!
5 - و نیز از پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) نقل شده است که فرمود علیکم بالغنم و الحرث فانهما یروحان بخیر و یغدوان بخیر: وظیفه شماست که به تربیت گوسفند و کشاورزى بپردازید که رفت و آمد هر دو خیر و برکت است .
6 - از امام صادق (علیهالسلام ) نقل شده که فرمود: ما فى الاعمال شى ء احب
الى الله من الزراعة : (هیچ عملى نزد خدا از زراعت محبوبتر نیست ).
بالاخره در حدیثى از امام صادق (علیهالسلام ) مى خوانیم الزارعون کنوز الانام تزرعون طیبا اخرجه الله عز و جل و هم یوم القیامة احسن الناس مقاما و اقربهم منزلة یدعون المبارکین : (کشاورزان گنج هاى مردمند، غذاى پاکیزه را که خداوند ارزانى داشته زراعت مى کنند و آنها در روز قیامت برترین مقام را دارند و به خدا نزدیکترند و آنها را بنام مبارکها صدا مى زنند).
آیه و ترجمه


و على الله قصد السبیل و منها جائر و لو شاء لهدئکم اءجمعین (9)
هو الذى اءنزل من السماء ماء لکم منه شراب و منه شجر فیه تسیمون (10)
ینبت لکم به الزرع و الزیتون و النخیل و الا عنب و من کل الثمرت إ ن فى ذلک لایة لقوم یتفکرون (11)
و سخر لکم الیل و النهار و الشمس و القمر و النجوم مسخرت بأ مره إ ن فى ذلک لایت لقوم یعقلون (12)
و ما ذراء لکم فى الا رض مختلفا اءلونه إ ن فى ذلک لایة لقوم یذکرون (13)


ترجمه :

9 - و بر خداست که راه است را به بندگان نشان دهد، اما بعضى از راهها بیراهه است و اگر خدا بخواهد همه شما را (به اجبار) هدایت مى کند (ولى اجبار سودى ندارد).
10 - او کسى است که از آسمان آبى فرستاد که شرب شما از آن است ، و گیاهان و درختان که حیوانات خود را در آن به چرا مى برید نیز از آن است .
11 - خداوند با آن (آب باران ) براى شما زراعت و زیتون و نخل و انگور مى رویاند، و از همه میوه ها، مسلما در این نشانه روشنى است براى گروهى که تفکر مى کنند
12 - او شب و روز و خورشید و ماه را مسخر شما ساخت ، و نیز ستارگان به فرمان او مسخر شمایند، در این نشانه هائى است (از عظمت خدا) براى گروهى که عقل خود را بکار مى گیرند.
13 - (علاوه بر این ) مخلوقاتى را که در زمین آفریده نیز مسخر (فرمان شما) ساخت ، مخلوقاتى با رنگهاى مختلف در این نشانه روشنى است براى گروهى که متذکر مى شوند.
تفسیر :
همه چیز در بند تسخیر تو است اى انسان
به دنبال نعمتهاى مختلفى که در آیات گذشته بیان شد، قسمت دیگرى از نعمتهاى مهم الهى در آیات مورد بحث آمده است نخست به یکى از نعمتهاى بسیار مهم معنوى اشاره کرده مى فرماید: (بر خدا است که راه راست و صراط مستقیم را که هیچگونه انحراف و کژى در آن نیست در اختیار بندگان بگذارد) (و على الله قصد السبیل )
(قصد) به معنى صاف بودن راه است ، و بنابراین قصد السبیل به معنى راه راست مى باشد راهى که انحراف و ضلالت در آن وجود ندارد.
در اینکه این راه راست اشاره به جنبه تکوینى یا تشریعى مى کند، مفسران تفسیرهاى مختلفى دارند، ولى هیچ مانعى ندارد که هر دو جنبه را شامل شود.
توضیح اینکه : خداوند انسان را با نیروهاى مختلفى مجهز ساخته ، و استعدادهاى گوناگونى به او داده تا در مسیر تکامل که هدف آفرینش است به او کمک کند، و از این نظر همانند گیاهان و یا انواع جانداران است ، که نیروها و غرائز لازم براى رسیدن به این هدف در اختیارشان گذارده شده است ، با این تفاوت که انسان
با اراده خود و آزادانه تصمیم مى گیرد ولى حیوانات و گیاهان بى اختیار به سوى هدفشان پیش مى روند، و قوس صعودى تکامل انسان نیز قابل مقایسه با جانداران دیگر نیست
به این ترتیب از نظر خلقت و آفرینش و تکوین انسان را مجهز به عقل و استعداد و نیروهاى لازم براى پیمودن این صراط مستقیم کرده است .
و از سوى دیگر، خدا پیامبران را با وحى آسمانى و تعلیمات کافى و قوانین مورد نیاز انسان فرستاده است ، تا از نظر تشریع ، راه را از چاه مشخص کرده و با انواع بیانها او را تشویق به پیمودن این راه کنند و از مسیرهاى انحرافى باز دارند.
و جالب اینکه خداوند در آیه فوق این امر را به عنوان فریضه اى بر خود لازم شمرده و با کلمه على الله (بر خدا لازم است ) از آن یاد کرده است که همانند آنرا در آیات دیگر قرآن نیز مى خوانیم ان علینا للهدى : (بر ما است که انسان را هدایت کنیم ) (لیل - 12)،


 

 

امارگیر حرفه ای سایت

سایت خدماتی نایت اسکین - امارگیر سایت