تفسیرنمونه سوره آل عمران (قسمت1)

سوره آل عمران


این سوره در مدینه نازل شده و داراى 200 آیه است .
فضیلت تلاوت این سوره :
در حدیثى از پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) مى خوانیم : من قرء سورة آل عمران اعطى بکل آیة منها امانا على جسر جهنم : (هر کس سوره آل عمران را بخواند به تعداد آیات آن ، امانى بر پل دوزخ به او مى دهند).
و در حدیثى از امام صادق (علیه السلام ) مى خوانیم : من قرء البقرة و آل عمران جائا یوم القیامة یظلانه على رأ سه مثل الغمامتین : (کسى که سوره بقره و آل عمران را بخواند، در روز قیامت همچون دو ابر بر سر او سایه مى افکنند).
محتواى سوره :
به گفته بعضى از مفسران مشهور، به نظر مى رسد که این سوره در خلال سالهاى جنگ بدر و جنگ احد (سالهاى دوم و سوم هجرت ) نازل شده است و بخشى از طوفانى ترین دورانهاى زندگى مسلمین را در صدر اسلام منعکس مى کند.
روى هم رفته محورهاى اصلى بحثهاى این سوره ، محورهاى زیر است 1 - بخش مهمى از آن از توحید و صفات خداوند و معاد و معارف اسلامى بحث مى کند.
2 - بخش دیگرى پیرامون جهاد و دستورات مهم و ظریفى در این زمینه و همچنین درسهاى عبرتى که در دو غزوه مهم اسلامى (بدر و احد) بود سخن
مى گوید، و همچنین شرح امدادهاى الهى نسبت به مؤ منان و حیات جاویدان شهیدان راه خدا.
3 - در قسمتى از این سوره ، به یک سلسله احکام اسلامى در زمینه لزوم وحدت صفوف مسلمین و خانه کعبه و فریضه حج و امر به معروف و نهى از منکر و تولى و تبرى (دوستى با دوستان حق و دشمنى با دشمنان حق ) و مساله امانت ، و انفاق در راه خدا و ترک دروغ و مقاومت و پایمردى در مقابل دشمن و صبر و شکیبائى در مقابل مشکلات و آزمایشهاى مختلف الهى و ذکر خداوند در هر حال ، اشارات پر معنایى شده است .
4 - براى تکمیل این بحثها، بخشى از تاریخ انبیاء از جمله : آدم و نوح و ابراهیم و موسى و عیسى و سایر انبیاء (علیهمالسلام ) و داستان مریم و مقامات این زن بزرگ و توطئه هاى پیروان متمرد حضرت موسى (علیه السلام ) و مسیح (علیه السلام ) در برابر اسلام ، نیز ذکر شده است .
مطالب این سوره چنان به هم مربوط و هماهنگ است که گوئى همه آنها یک جا نازل شده است .
آیه و ترجمه

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الم(1) االله لا اله الا هو الحى القیوم (2) نزل علیک الکتب بالحق مصدقا لما بین یدیه و انزل التورئة و الانجیل (3) من قبل هدى للناس و انزل الفرقان ان الذین کفروا بایت الله لهم عذاب شدید و الله عزیز ذو انتقام(4)


ترجمه :
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
1 الم .
2 - معبودى جز خداوند یگانه زنده و پایدار و نگهدارنده ، نیست .
3 - (همان کسى که ) کتاب را بحق بر تو نازل کرد، که با نشانه هاى کتب پیشین ، منطبق است ، و تورات و انجیل را.
4 - پیش از آن ، براى هدایت مردم فرستاد، و (نیز) کتابى که حق را از باطل مشخص مى سازد، نازل کرد، کسانى که به آیات خدا کافر شدند، کیفر شدیدى دارند، و خداوند (براى کیفر بدکاران و کافران لجوج ،) توانا و صاحب انتقام است .
شان نزول :
بعضى از مفسران مى گویند: هشتاد و چند آیه از این سوره درباره فرستادگان و مسیحیان نجران که به نمایندگى از طرف آنان براى تحقیق درباره اسلام به مدینه آمده بودند، نازل شده است .
فرستادگان ، شصت نفر بودند که چهارده نفر آنان از اشراف و برجستگان نجران محسوب مى شدند، سه نفر از این چهارده نفر سمت ریاست داشتند و مسیحیان آن سامان در کارها و مشکلات خود به آن سه نفر مراجعه مى کردند، یکى از آنان (عاقب ) بود که او را (عبد المسیح ) نیز مى گفتند وى امیر و رئیس قوم خود محسوب مى شد، و قوم او هیچگاه با نظریه و رأ ى او مخالفت نمى کردند، دیگرى (سید) نام داشت که او را (ایهم ) نیز مى گفتند، وى سرپرست تشریفات و تنظیم برنامه سفر و مورد اعتماد مسیحیان بود، نفر سوم (ابو حارثه ) نام داشت که مردى دانشمند و صاحب نفوذ بود، و کلیساهاى متعددى به نام او ساخته بودند، او تمام کتب دینى مسیحیان را حفظ داشت .
این گروه شصت نفرى در لباس مردان قبیله (بنى کعب ) به مدینه آمدند و به مسجد پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) وارد شدند، پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) نماز عصر را با مسلمانان خوانده بود، این شصت نفر لباسهاى زیبا و پر زرق و برق و جالب پوشیده بودند که به گفته یکى از صحابه پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) (هرگز ندیده ایم فرستادگانى به این زیبائى باشند)!
موقعى که آنها وارد مسجد شدند، هنگام نمازشان بود، طبق مراسم خود، ناقوس را نواختند و به طرف مشرق ایستاده ، مشغول نماز شدند، گروهى از اصحاب پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) خواستند مانع شوند. پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: به آنها کارى نداشته باشید!
پس از نماز، (عاقب ) و (سید) خدمت پیامبر رسیدند و با او آغاز سخن کردند پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) به آنها پیشنهاد کرد: (به آیین اسلام درآیید و در پیشگاه خداوند تسلیم گردید).
عاقب و سید گفتند: ما پیش از تو اسلام آورده و تسلیم خداوند شده ایم !
پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: (شما چگونه بر آیین حق هستید، با اینکه اعمالتان حاکى است که تسلیم خداوند نیستید، چه اینکه براى خدا فرزند قایلید و عیسى را پسر خدا مى دانید، و صلیب را عبادت و پرستش مى کنید و گوشت خوک مى خورید، با اینکه تمام این امور مخالف آیین حق است )!
عاقب و سید گفتند: اگر عیسى پسر خدا نیست ، پس پدرش که بوده است ؟ پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: (آیا شما قبول دارید که هر پسرى شباهتى به پدر خود دارد؟)
گفتند: آرى .
فرمود: (آیا اینطور نیست که خداى ما به هر چیزى ، احاطه دارد و قیوم است و روزى موجودات با اوست ).
گفتند: آرى همین طور است .
فرمود: (آیا عیسى این اوصاف را داشت ).
گفتند: نه .
فرمود: (آیا مى دانید که هیچ چیزى در آسمان و زمین بر خدا مخفى نیست و خداوند به همه آنها داناست ).
گفتند: آرى مى دانیم .
فرمود: (عیسى غیر از آنچه که خدا به او یاد داده ، از پیش خود چیزى مى دانست )؟
گفتند: نه .
فرمود: (آیا مى دانید که خداى ما همان است که مسیح را در رحم مادرش همانطور که مى خواست ، صورتگرى کرد؟)
گفتند: همینطور مى باشد.
فرمود: (آیا چنین نیست که عیسى را مادرش مانند سایر کودکان در رحم حمل کرد، و بعد همچون مادرهاى دیگر، او را به دنیا آورد؟ و عیسى پس از ولادت ، چون اطفال دیگر غذا مى خورد).
گفتند: آرى چنین بود.
فرمود: (پس چگونه عیسى پسر خدا است با اینکه هیچگونه شباهتى به پدرش ندارد)؟!
سخن که به اینجا رسید، همگى خاموش شدند، در این هنگام ، هشتاد و چند آیه از اوایل این سوره براى توضیح معارف و برنامه هاى اسلام نازل گردید.
تفسیر:
کشف مفهوم حروف مقطعه قرآن با کامپیوتر
باز در آغاز این سوره به حروف مقطعه برخورد مى کنیم (الف - لام - میم ) (الم ).
درباره حروف مقطعه قرآن ، در اول سوره بقره ، توضیحات لازم گفته شد، که نیازى به تکرار آن نیست ، تنها چیزى که ذکر آن را در اینجا لازم مى دانیم نظریه اى است که یک دانشمند مصرى اخیرا ابراز داشته ، که از نظر اهمیت موضوع فشرده آن را در اینجا مى آوریم .
البته قضاوت درباره صحت و سقم آن نیازمند بررسى فراوانى است که شاید بر عهده آیندگان باشد و ما آن را فقط به عنوان یک (نظر) ذکر مى کنیم .
چندى قبل ، مجله معروف مصرى آخر ساعة که از بزرگترین مجله هاى مصور خاورمیانه محسوب مى گردد، گزارشى درباره تحقیقات یک دانشمند مسلمان مصرى در مورد تفسیر پاره اى از آیات قرآن مجید به کمک مغزهاى الکترونیکى منتشر ساخت که اعجاب همگان را در نقاط مختلف جهان برانگیخت .
این تحقیقات محصول سه سال کوشش پیگیر و کار مداوم (دکتر رشاد خلیفه ) دانشمند شیمیدان مصرى بود.
دکتر رشاد این تحقیقات را در آمریکا در شهر (سانت لویس ) در ایالت (میسورى ) انجام داد. او هم اکنون به عنوان مستشار یک شرکت غذا سازى در امریکا کار مى کند، او براى تکمیل تحقیقات خود مدتها از مغزهاى الکترونیکى استفاده نمود که اجاره آنها در هر دقیقه 10 دلار بود که با کمک جمعى از مسلمانان آن دیار پرداخت مى شد!
تمام کوشش استاد مزبور براى کشف معانى حروف مقطعه قرآن یعنى حروفى مانند (ق - الم - یس ، و...) صورت گرفته است ، او به کمک محاسبات پیچیده اى ثابت کرده که رابطه نزدیکى میان حروف مزبور، با حروف سوره اى که در آغاز آن قرار گرفته است ، وجود دارد - دقت کنید.
بنابراین از مغز الکترونیکى تنها براى انجام محاسبه تعداد حروف سوره ها و به دست آوردن نسبت (و به اصطلاح (درصد)) هر یک از آن حروف کمک گرفته است نه این که تفسیر آیات قرآن را از ماشین خواسته باشد.
ولى مسلما اگر این ماشینها نبودند هیچ بشرى قادر نبود به وسیله قلم و کاغذ این محاسبات را به آسانى انجام دهد!
اکنون به سراغ شرح کشف مزبور مى رویم .
دکتر رشاد مى گوید:
مى دانیم قرآن مجید 114 سوره دارد که از میان آنها
86 سوره در مکه نازل گردیده و 28 سوره در مدینه ، و از میان مجموع سوره هاى قرآن 29 سوره است که در آغاز آنها حروف مقطعه آمده است .
جالب این که این حروف مجموعا درست نصف حروف بیست و هشت گانه الفباى عربى را تشکیل مى دهد و این حروف مقطعه عبارتند از: (ا - ح - ر - س - ص - ط - ع - ق - ک - ل - م - ن - ه - ى ) که گاهى آنها را حروف نورانى نیز مى نامند.
او مى گوید: سالها بود که من مى خواستم بدانم معنى این (حروف به ظاهر از هم بریده ) در آغاز سوره هاى قرآن چیست ؟ و هر قدر به تفاسیر مفسران بزرگ و آراء مختلفى که در این زمینه داده بودند مراجعه کردم قانع نشدم ، از خداوند بزرگ یارى جستم و به مطالعه دست زدم ؛ ناگهان به این فکر افتادم که شاید میان این حروف ، و حروف همان سوره اى که آنها در آغازش قرار گرفته است رابطه اى وجود داشته باشد.
اما بررسى تمام حروف چهارده گانه نورانى در 114 سوره قرآن و تعیین نسبت هر یک از آنها و محاسبات فراوان دیگرى که مى باید در این زمینه بشود چیزى نبود که بدون استخدام کامپیوتر امکان پذیر باشد.
لذا قبلا تمام حروف مزبور را در 114 سوره قرآن به طور جداگانه و همچنین مجموع حروف هر سوره را دقیقا تعیین کرده ، با شماره هر سوره ، به کامپیوتر (براى انجام محاسبات بعدى ) سپردم این کار و مقدمات دیگر در مدت دو سال عملى شد.
سپس این مغز الکترونیکى را یک سال تمام براى انجام محاسباتى که به آن اشاره شد به کار گرفتم . نتیجه این محاسبات بسیار درخشان بود و براى نخستین بار در تاریخ اسلام پرده از حقایق شگفت انگیزى برداشت که اعجاز قرآن را از نظر ریاضى (علاوه بر جنبه هاى دیگر) کاملا روشن مى ساخت .
مغز الکترونیکى با محاسبات خود براى ما روشن ساخت که میزان هر یک از حروف چهارده گانه در هر سوره از 114 سوره قرآن به نسبت مجموع حروف آن سوره ، چند درصد است .
فى المثل ، پس از محاسبه مى یابیم که نسبت حرف قاف که یکى از حروف نورانى قرآن (حروف مقطعه ) است در سوره (فلق ) بزرگترین رقم را دارد (700 / 6 درصد) و در درجه اول در میان سوره هاى قرآن است (البته به استثناى سوره ق )! بعد از آن سوره قیامت قرار دارد که تعداد قافهاى آن نسبت به حروف سوره مزبور (907 / 3 درصد) مى باشد و پس از آن سوره (الشمس ) است (906 / 3 درصد).
و همانطور که ملاحظه مى کنیم تفاوت سوره (قیامت ) و (الشمس ) فقط یک هزارم درصد است !
و به همین ترتیب این نسبت را در تمام 114 سوره قرآن به دست مى آوریم (نه تنها درباره این یک حرف بلکه درباره تمام حروف چهارده گانه نورانى ) و به این ترتیب نسبت مجموع حروف هر یک از سوره ها با یکایک این حروف روشن مى گردد.
اکنون به نتایج جالبى که از این محاسبات به دست آمده توجه فرمائید:
1 - نسبت حرف (ق ) در سوره (ق ) از تمام سوره هاى قرآن بدون استثناء بیشتر است یعنى آیاتى که در طى 23 سال ، دوران نزول قرآن ، در 113 سوره دیگر قرآن آمده آن چنان است که حرف قاف در آنها کمتر به کار رفته است ، و این راستى حیرت آور است که انسانى بتواند مراقب تعداد هر یک از حروف سخنان خود در طول 23 سال باشد، و در عین حال آزادانه مطالب خود را بدون کمترین تکلفى بیان کند. مسلما چنین کارى از عهده یک انسان بیرون است ، حتى محاسبه آن براى بزرگترین ریاضیدانها بدون کمک مغزهاى الکترونیکى ممکن نیست .
اینها همه نشان مى دهد که نه تنها سوره ها و آیات قرآن بلکه حروف قرآن نیز روى حساب و نظام ریاضى خاصى است که فقط خداوند، قادر بر حفظ آن مى باشد.
همچنین محاسبات نشان داد که حرف (ص ) در سوره (ص ) نیز همین حال را دارد. یعنى مقدار آن به تناسب مجموع حروف سوره ، از هر سوره دیگر قرآن بیشتر است .
و نیز حرف (ن ) در سوره (ن و القلم ) بزرگ ترین رقم نسبى را در 114 سوره قرآن دارد. تنها استثنائى که در این زمینه وجود دارد، سوره حجر است که تعداد نسبى حرف (ن ) در آن بیشتر از سوره (ن و القلم ) است ، اما جالب این است که سوره حجر یکى از سوره هائى است که آغاز آن (الر) مى باشد و بعدا خواهیم دید این سوره ها که آغاز آنها (الر) است باید همگى در حکم یک سوره محسوب گردد، و اگر چنین کنیم نتیجه مطلوب به دست خواهد آمد یعنى نسبت تعداد (ن ) در مجموع اینها از سوره (ن و القلم ) کمتر خواهد شد!
2 - چهار حرف (المص ) را در آغاز سوره اعراف در نظر بگیرید، اگر الفها، میم ها، و صادهائى که در این سوره وجود دارد با هم جمع کنیم ، و نسبت آن را با حروف این سوره بسنجیم ، خواهیم دید که از تعداد مجموع آن در هر سوره دیگر قرآن بیشتر است !
همچنین چهار حرف (المر) در آغاز سوره رعد همین حال را دارد، و نیز پنج حرف (کهیعص ) در آغاز سوره مریم اگر روى هم حساب شوند، از مجموع این پنج حرف در هر سوره دیگر قرآن فزونى دارند!
در اینجا به چهره تازه ترى از مسئله برخورد مى کنیم که نه تنها یک حرف جداگانه در این کتاب آسمانى روى حساب و نظم خاصى گسترده شده ، بلکه حروف متعدد آن نیز چنین وضع حیرت آورى را دارد - دقت کنید.
3 - تا کنون بحث درباره حروفى بود که تنها در آغاز یک سوره قرآن قرار داشت ، اما حروفى که در آغاز چند سوره قرار دارد (مانند المر و الم ) شکل دیگرى به خود مى گیرد؛ و آن اینکه بر طبق محاسبات کامپیوترى مجموع این سه حرف مثلا (ا - ل - م ) اگر در مجموع سوره هائى که با (الم ) آغاز مى گردد حساب شود، و نسبت آن با مجموع حروف این سوره ها بدست آید، از میزان آن در هر یک از سوره هاى دیگر قرآن بیشتر است .
در اینجا باز مسئله صورت جالبترى به خود گرفته و آن اینکه نه تنها حروف هر سوره قرآن تحت ضابطه و حساب معینى است ، بلکه مجموع حروف سوره هاى مشابه نیز ضابطه و نظام واحدى دارند.
ضمنا نکته این موضوع نیز روشن مى شود که از چه رو چند سوره مختلف قرآن با (الم ) یا با (المر) آغاز شده و این یک موضوع تصادفى و بى دلیل نیست .
(دکتر رشاد سپس محاسبات پیچیده ترى روى سوره هاى مشتمل بر (حم ) انجام داده است که براى اختصار از آن صرف نظر مى کنیم ).
استاد مزبور ضمن این مطالعات به نکات دیگرى نیز دست یافته که به ضمیمه نکات تازه اى که مى توان از آن استنتاج کرد از نظر خوانندگان مى گذرانیم :
1 - رسم الخط اصلى قرآن را حفظ کنید
او مى گوید تمام این محاسبات در صورتى صحیح است که به رسم الخط اصلى و قدیمى قرآن دست نزنیم (مثلا اسحق و زکوة و صلوة را به همین صورت بنویسیم ، نه اسحاق و زکات و صلاة ) در غیر این صورت محاسبات ما به هم خواهد خورد.
2 - دلیل دیگرى بر عدم تحریف قرآن
این تحقیقات نشان مى دهد که در قرآن مجید حتى یک حرف هم کم و زیاد
نشده ، و الا بطور مسلم محاسبات ما روى قرآن کنونى صحیح از آب درنمى آمد.
3 - اشارات پر معنى
در بسیارى از سوره هاى قرآن که با حروف مقطعه آغاز مى شود پس از ذکر این حروف ، اشاره به حقانیت و عظمت قرآن شده مانند:
(الم ذلک الکتاب لا ریب فیه ).
و امثال آن . و این خود اشاره لطیفى به ارتباط حروف مزبور با اعجاز قرآن است .
نتیجه بحث - از مجموع بحث فوق چنین نتیجه مى گیریم که حروف قرآن مجید که در طى 23 سال بر پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) نازل شده حساب بسیار دقیق و منظمى دارد و هر یک از حروف الفبا با مجموع حروف هر سوره داراى یک نسبت ریاضى کاملا دقیق است که حفظ و نگهدارى چنین نسبتى براى بشر - بدون استفاده از مغزهاى الکترونیکى - امکان پذیر نیست .
شک نیست که بررسیهاى دانشمند مزبور چون در آغاز راه است خالى از نقایصى نیست که باید با حوصله تمام به وسیله دانشمندان دیگر تکمیل گردد، به همین دلیل ما هیچگونه تضمینى بر صحت و سقم (درستى و نادرستى ) آن نمى دهیم تا مطالعات دیگرى روى آن انجام شود اکنون به ادامه تفسیر آیات سوره مى پردازیم :
در دومین آیه مى فرماید: (خداوند تنها معبود یگانه یکتاى جاویدان و پایدار است که همه چیز به وجود او بستگى دارد) (الله لا اله الا هو الحى القیوم ).
شرح و تفسیر این آیه در سوره بقره آیه 255 گذشت .
در آیه بعد خطاب به پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم ) مى فرماید: خداوندى که پاینده و قیوم است (قرآن را بر تو فرستاد که با نشانه هاى حق همراه و با نشانه هاى کتب آسمانى پیشین ، کاملا تطبیق مى کند همان خدائى که تورات و انجیل را پیش از قرآن براى راهنمائى و هدایت بشر نازل کرد) (نزل علیک الکتاب بالحق مصدقا لما بین یدیه و انزل التوریة و الانجیل من قبل هدى للناس ).
سپس مى افزاید (همچنین قرآن را که حق را از باطل جدا مى سازد نازل کرد) (و انزل الفرقان ).
و بعد از اتمام حجت و نزول آیات از سوى خداوند و گواهى فطرت و عقل بر صدق دعوت پیامبران ، راهى جز مجازات نیست ، و لذا در آیه فوق - به دنبال بحثى که درباره حقانیت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) و قرآن مجید گذشت ، مى فرماید: (کسانى که به آیات خدا کافر شدند کیفر شدیدى دارند) (ان الذین کفروا بایات الله لهم عذاب شدید).
و براى اینکه تصور نشود، توانائى خداوند بر تهدیداتش جاى تردید است ، مى افزاید: (خداوند توانا و صاحب انتقام است ) (و الله عزیز ذو انتقام ).
(عزیز) در لغت به معنى هر چیز مشکل غیر قابل نفوذ و غالب مى باشد. لذا زمینى که عبور از آن به سختى انجام مى گیرد (عزاز) نامیده مى شود و نیز هر چیز که بر اثر کمیابى دسترسى به آن مشکل باشد (عزیز) نامیده مى شود. همچنین افراد نیرومند و توانا که غلبه بر آنها (مشکل ) یا (غیر ممکن ) است عزیز هستند و هر کجا کلمه (عزیز) بر خدا اطلاق مى شود به همین معنى است یعنى هیچکس ‍ قادر بر غلبه بر او و شکست او نیست و همه در برابر اراده و مشیت او محکوم اند.
در جمله بالا براى اینکه کافران بدانند این تهدید کاملا جدى است مى فرماید: خداوند قادر است و به همین دلیل کسى نمى تواند در برابر تحقق یافتن تهدیدهاى او مقاومت کند، زیرا همانطور که او در جاى خود فوق العاده (رحیم و مهربان ) است در برابر آنها که شایسته رحمت نیستند عذاب شدید و انتقام دردناک دارد.
البته (انتقام ) در اصطلاح امروز بیشتر در مواردى به کار مى رود که اشخاص بر اثر عدم گذشت در برابر خلافکاریها یا اشتباهات دیگران دست به عمل متقابل مى زنند و حتى مصلحت خود را در عفو و گذشت در نظر نمى گیرند این صفت مسلما صفت پسندیده اى نیست زیرا انسان در بسیارى از موارد باید عفو و گذشت را بر مقابله به مثل مقدم بدارد ولى (انتقام ) در اصل لغت به این معنى نیست ، بلکه به معنى کیفر دادن گناهکار است و مسلم است که مجازات گناهکاران گردنکش و ستمگر نه تنها کار پسندیده اى است بلکه صرف نظر کردن از آنها مخالف عدالت و حکمت است .
نکته ها
1 - (حق ) در اصل به معنى (مطابقت و هماهنگى ) است و به همین دلیل به آنچه با واقعیت موجود، تطبیق مى کند، حق گفته مى شود، و اینکه به خداوند (حق ) مى گویند به خاطر آن است که ذات مقدس او بزرگترین واقعیت غیر قابل انکار در عالم هستى است ، و به عبارت روشنتر: حق یعنى موضوع ثابت و پابرجائى که باطل به آن راه ندارد.
در آیه مورد بحث ، باء (بالحق ) به اصطلاح براى (مصاحبت ) است ، یعنى اى پیامبر! خداوند، قرآن را که همراه با نشانه هاى واقعیت است بر تو فرو فرستاد.
2 - (تورات ) در اصل یک لغت عبرى است که به معنى (شریعت و قانون ) مى باشد و سپس به کتابى که از طرف خداوند بر موسى بن عمران (علیهماالسلام ) نازل گردید
گفته شده ، و گاهى به مجموعه کتب (عهد عتیق ) و گاهى به (اسفار پنجگانه ) آن نیز گفته مى شود.
توضیح اینکه : مجموعه کتب یهود که (عهد عتیق ) نامیده شده ، مرکب از تورات و چندین کتاب دیگر مى باشد، تورات داراى پنج بخش است که به نامهاى : سفر (پیدایش )، سفر (خروج )، سفر(لاویان ) سفر (اعداد)، و سفر (تثنیه ) نامیده شده است ، این قسمت از کتب عهد قدیم ، شرح پیدایش جهان و انسان و مخلوقات دیگر و قسمتى از زندگى انبیاء پیشین و موسى بن عمران و بنى اسرائیل و احکام این آیین مى باشد.
کتب دیگر این مجموعه که در واقع نوشته هاى مورخان بعد از موسى (علیه السلام ) است شرح حالات پیامبران و ملوک و پادشاهان و اقوامى است که بعد از موسى بن عمران به وجود آمده اند.
ناگفته پیدا است که غیر از اسفار پنجگانه تورات ، هیچ یک از این کتب ، کتب آسمانى نیستند و خود یهود نیز چنین ادعائى را ندارند و حتى (زبور) داوود که آن را به عنوان (مزامیر) مى نامند، شرح مناجاتها و اندرزهاى داوود است .
و اما در مورد اسفار پنجگانه تورات ، قرائن روشنى در آنها وجود دارد که نشان مى دهد اینها نیز کتب آسمانى نیستند، بلکه کتابهاى تاریخى هستند که بعد از موسى بن عمران نوشته شده است ، زیرا در آنها شرح وفات موسى (علیه السلام ) و چگونگى تدفین او و پاره اى از حوادث بعد از وفات موسى نیز آمده است ، مخصوصا آخرین فصل سفر پنجم (سفر تثنیه ) به وضوح ثابت مى کند که این کتاب ، مدتها بعد از وفات موسى بن عمران به رشته تحریر در آمده است .
به علاوه محتویات این کتب که آمیخته با خرافات فراوان و نسبتهاى ناروا به انبیاء و پیامبران الهى و بعضى سخنان کودکانه مى باشد، گواه دیگرى بر ساختگى بودن آنها است .
شواهد تاریخى نیز نشان مى دهد که تورات اصلى از میان رفت و بعدا پیروان
موسى بن عمران ، این کتابها را به رشته تحریر در آوردند.
3 - (انجیل ) در اصل ، کلمه یونانى است که به معنى (بشارت ) یا (آموزش جدید) آمده است و نام کتابى است که بر حضرت عیسى (علیه السلام ) نازل شده است ، قابل توجه اینکه قرآن در آیه مورد بحث و هر جا که از کتاب عیسى (علیه السلام ) نام برده (انجیل ) را به صورت مفرد آورده است ، و نزول آن را از طرف خدا معرفى مى کند، بنابراین اناجیل بسیارى که بین مسیحیان متداول است ، حتى معروفترین آنها یعنى انجیلهاى چهارگانه (لوقا، مرقس ، متى و یوحنا) وحى الهى ، نیستند، همانگونه که خود مسیحیان نیز انکار نمى کنند که این انجیلهاى موجود، همه به دست شاگردان ، یا شاگرد شاگردان ، حضرت مسیح (علیه السلام ) و مدتها بعد از او نوشته شده است ، منتها آنان ادعا مى کنند که شاگردان مسیح ، این اناجیل را با الهام الهى نوشته اند.
در اینجا مناسب است بررسى فشردهاى درباره عهد جدید و اناجیل نموده و با نویسندگان آنها آشنا شویم :
مهمترین کتاب مذهبى مسیحیان که تکیه گاه عموم فرق مسیحى مى باشد و همچون کتاب آسمانى روى آن تکیه مى کنند، مجموعه اى است که آن را (عهد جدید) مى نامند.
(عهد جدید) که مجموع آن بیش از یک سوم عهد قدیم نیست از 27 کتاب و رساله پراکنده در موضوعات کاملا مختلف تشکیل یافته به این ترتیب :
1 - انجیل متى این انجیل به وسیله (متى ) یکى از شاگردان دوازده گانه مسیح (علیه السلام ) در سال 38 میلادى و به عقیده بعضى دیگر بین سالهاى 50 تا 60
میلادى نگارش یافته است .
2 - انجیل مرقس طبق تصریح کتاب قاموس مقدس صفحه 792، مرقس از حواریون نبوده ولى انجیل خود را زیر نظر (پطرس ) تصنیف نموده است .
مرقس در سال 68 میلادى کشته شد.
3 - انجیل لوقا - (لوقا) رفیق و همسفر (پولس ) رسول بود، پولس مدتى پس از عیسى به دین مسیح گروید و در زمان وى ، یهودى متعصبى بود، وفات لوقا را در حدود سنه 70 میلادى نوشته اند و به گفته نویسنده قاموس مقدس (صفحه 772) (تاریخ نگارش انجیل لوقا به زعم عمومى تخمینا 63 میلادى است ).
4 - انجیل یوحنا - (یوحنا) از شاگردان مسیح و از رفقا و همسفرهاى پولس مى باشد. و به گفته نویسنده مزبور به شهادت اغلب نقادین (محققین ) تاءلیف آن را به اواخر قرن اول نسبت مى دهند.
از مندرجات این اناجیل که عموما داستان به دار آویختن مسیح و حوادث بعد از آن را شرح مى دهند به خوبى ثابت مى شود که همه این اناجیل ، سالها بعد از مسیح نگاشته شده اند و هیچکدام کتاب آسمانى نازل شده بر مسیح (علیه السلام ) نیستند.
5 - اعمال رسولان (اعمال حواریان و مبلغان صدر اول ).
6 - 14 رساله از نامه هاى پولس به اقوام و افراد مختلف .
7 - رساله یعقوب (بیستمین رساله از کتب و رساله هاى بیست و هفت گانه عهد جدید).
8 - نامه هاى پطرس (رساله 21 و 22 عهد جدید).
9 - نامه هاى یوحنا (رساله 23 و 24 و 25 عهد جدید).
10 - نامه یهودا (رساله 26 عهد جدید).
11 - مکاشفه یوحنا (آخرین قسمت عهد جدید).
بنابراین طبق تصریح مورخان مسیحى و طبق گواهى صریح اناجیل و سایر کتب و رساله هاى عهد جدید، هیچ یک از اینها، کتاب آسمانى نیستند و عموما کتابهائى هستند که بعد از مسیح (علیه السلام ) نگاشته شده اند و از این بیان ، چنین نتیجه مى گیریم که انجیل ، کتاب آسمانى مسیح از میان رفته و امروز در دست نیست ، تنها قسمتهائى از آن را شاگردان مسیح در اناجیل خود، آورده اند که متاسفانه آن نیز آمیخته با خرافاتى شده است .
اما اینکه بعضى مى گویند: مسلمانان نباید در صحت اناجیل و تورات موجود، تردید کنند، زیرا قرآن مجید آنها را تصدیق کرده است و به صحت آنها گواهى داده ، پاسخ آن را در جلد اول صفحه 210 در ذیل آیه (و آمنوا بما انزلت مصدقا لما معکم ) مشروحا خاطر نشان کردیم .
4 - پس از ذکر تورات و انجیل چنانکه دیدیم به نزول قرآن اشاره شده است آن هم به عنوان (فرقان ) اما اینکه چرا قرآن ، (فرقان ) نامیده شده ؟ به خاطر این است که (فرقان ) در لغت به معنى (وسیله تمیز حق از باطل ) است و بطور کلى هر چیزى که حق را از باطل ، مشخص سازد، (فرقان ) نام دارد و لذا روز جنگ بدر در قرآن به عنوان (یوم الفرقان 0). نامیده شده زیرا در آن روز ارتش ‍ کوچکى که فاقد هرگونه ساز و برگ جنگى بود بر ارتش نسبتا بزرگ و نیرومندى که از هر جهت بر او برترى داشت ، پیروز شد، همچنین به معجزات ده گانه موسى (علیه السلام ) نیز (فرقان ) اطلاق شده است .
آیه و ترجمه


إ ن الله لا یخفى علیه شى ء فى الا رض و لا فى السماء (5) هو الذى یصورکم فى الا رحام کیف یشاء لا إ له إ لا هو العزیز الحکیم (6)


ترجمه :
5 - هیچ چیز، در آسمان و زمین ، بر خدا مخفى نمى ماند. (بنابراین ، تدبیر آنها بر او مشکل نیست ).
6 - او کسى است که شما را در رحم (مادران )، آن چنان که مى خواهد تصویر مى کند. معبودى جز خداوند عزیز و حکیم ، نیست .
تفسیر:
علم و قدرت بى پایان خداوند
این آیات در حقیقت ، تکمیل آیات قبل است ، زیرا در آیات گذشته خواندیم : خداوند حى و قیوم است و تدبیر جهان هستى به دست او است ، و کافران لجوج و سرسخت را (هر چند کفر و بى ایمانى خود را آشکار نکنند) کیفر مى دهد، مسلما این کار نیاز به علم و قدرت فوق العاده اى دارد، به همین دلیل در نخستین آیه مورد بحث اشاره به علم او، و در آیه دوم ، اشاره به توانائى او مى کند.
نخست مى فرماید: (هیچ چیز در زمین و آسمان بر خدا مخفى نمى ماند) (ان الله لا یخفى علیه شى ء فى الارض و لا فى السماء).
چگونه ممکن است چیزى بر او مخفى بماند در حالى که او در همه جا حاضر و ناظر است و به حکم اینکه وجودش از هر نظر بى پایان و نامحدود است جائى از او خالى نیست و به ما از خود ما نزدیک تر است ، بنابراین در عین اینکه محل و مکانى ندارد به همه چیز احاطه دارد، این احاطه و حضور او نسبت به همه
چیز و در همه جا به معنى علم و آگاهى او بر همه چیز است آن هم (علم حضورى )، نه (علم حصولى ).
سپس به گوشه اى از علم و قدرت خود که در حقیقت یکى از شاهکارهاى عالم آفرینش و از مظاهر بارز علم و قدرت خدا است اشاره کرده ، مى فرماید: (او کسى است که شما را در رحم (مادران ) آن گونه که مى خواهد تصویر مى کند) (هو الذى یصورکم فى الارحام کیف یشاء).
(آرى هیچ معبودى جز آن خداوند عزیز و حکیم نیست ) (لا اله الا هو العزیز الحکیم ).
صورت بندى انسان در شکم مادر و نقش بر آب زدن در آن محیط تاریک ظلمانى آن هم نقشه اى بدیع و عجیب و پى در پى ، راستى شگفت آور است ، مخصوصا با آن همه تنوعى که از نظر شکل و صورت و جنسیت و انواع استعدادهاى متفاوت و صفات و غرایز مختلف وجود دارد.
و اگر مى بینیم معبودى جز او نیست به خاطر همین است ، که شایسته عبودیت جز ذات پاک او نمى باشد، بنابراین چرا باید مخلوقاتى همچون مسیح (علیه السلام ) مورد عبادت قرار گیرند و گویى این تعبیر اشاره به شاءن نزولى است که در آغاز سوره ذکر شده که مسیحیان خودشان قبول دارند مسیح در رحم مادرى همچون مریم تربیت شده پس او مخلوق است ، نه خالق ، بنابراین چگونه ممکن است معبود
واقع شود.
نکته ها
1 - نشانه هاى قدرت و عظمت خدا در مراحل جنین
امروز عظمت مفهوم این آیه با توجه به پیشرفتهاى علم جنینشناسى از هر زمانى آشکارتر است چه اینکه (جنین ) که در آغاز به صورت یک موجود تک سلولى است ، هیچگونه شکل و اندام و اعضاء و دستگاه مخصوصى در آن دیده نمى شود و با سرعت عجیبى در مخفیگاه رحم هر روز شکل و نقش تازه اى به خود مى گیرد، گویا جمعى نقاش ماهر و چیره دست در کنار آن نشسته ، و شب و روز روى آن کار مى کنند، و از این ذره ناچیز در مدت بسیار کوتاهى انسانى مى سازند که ظاهرش بسیار آراسته و در درون وجودش دستگاه هائى بسیار ظریف و پیچیده و دقیق و حیرت انگیز دیده مى شود اگر از مراحل جنین عکس بردارى شود (همان طور که شده است ) و از مقابل چشم انسان این عکسها یکى بعد از دیگرى عبور کند انسان به عظمت آفرینش و قدرت آفریدگار آشنائى تازه اى پیدا مى کند و بى اختیار این شعر معروف را زمزمه خواهد کرد:
زیبنده ستایش ، آن آفریدگارى است کارد چنین دل آویز نقشى ز ماء و طین
و عجیب این است که تمام این نقشها بر روى آب که معروف است که نقشى به خود نمى گیرد مى شود (که کرده است در آب صورتگرى ؟!).
قابل توجه این که هنگامى که عمل لقاح انجام شد و جنین به صورت نخستین خود در آمد، خیلى سریع با تقسیم و افزایش تصاعدى ، به شکل یک دانه میوه توت که دانه هاى آن بهم متصل است مى شود که آن را (مرولا) مى نامند، همزمان با این پیشرفت لخته خونى به نام جفت در کنار آن در حال تکامل است ، جفت از یک طرف با دو شریان و یک ورید به قلب مادر اتصال دارد و از طرف دیگر
با جنین از راه بند ناف ارتباط داشته و جنین از تمام مواد غذائى که در خون جفت موجود است تغذیه مى نماید.
کم کم بر اثر تغذیه و تکامل و روى آوردن سلولها به خارج و (مرولا) تو خالى مى شود که آن را (بلاستولا) مى نامند، طولى نمى کشد که شماره سلولهاى (بلاستولا) زیاد شده تشکیل یک کیسه دو دیواره مى دهد و سپس فرورفتگى پیدا مى کند و در نتیجه جنین به دو ناحیه (سینه ) و (شکم ) تقسیم مى شود.
جالب این که تا این مرحله تمام سلولها به یکدیگر شبیه هستند و از نظر ظاهر اختلافى ندارند ولى از این مرحله به بعد صورتگرى جنین آغاز مى شود و اجزاى آن به تناسب کارهائى که در آینده باید انجام بدهند در آنها تغییراتى صورت مى گیرد و بافتها و دستگاههاى مختلف ظاهر مى شوند و هر گروه از سلولها عهده دار ساختن یکى از دستگاههاى بدن مانند دستگاه اعصاب ، گردش خون ، گوارش و... مى شوند در نتیجه جنین پس از این مراحل در مخفى گاه رحم به صورت انسانى موزون صورتگرى مى شود (شرح تکامل جنین و مراحل مختلف آن به خواست خداوند در ذیل آیه 12 سوره مؤ منون خاطر نشان خواهد شد).
2 - (ارحام ) جمع (رحم ) (بر وزن خشن ) در اصل به معنى محلى است از شکم مادر که بچه در آن پرورش مى یابد، سپس به تمام نزدیکانى که در اصل از یک مادر متولد شده اند اطلاق شده است . و از آنجا که در میان آنها پیوند و محبت و دوستى است این واژه به هر گونه عطوفت و محبت اطلاق شده است ، بعضى نیز عقیده اى بر عکس این دارند و مى گویند مفهوم اصلى آن همان رقت قلب و عطوفت و محبت است و از آنجا که خویشاوندان نزدیک داراى چنین عطوفتى نسبت به یکدیگر هستند به محل پرورش فرزند، رحم گفته شده است .
آیه و ترجمه


هو الذى أ نزل علیک الکتب منه ءایت محکمت هن أ م الکتب و أ خر متشبهت فأ ما الذین فى قلوبهم زیغ فیتبعون ما تشبه منه ابتغاء الفتنة و ابتغاء تأ ویله و ما یعلم تأ ویله إ لا الله و الرسخون فى العلم یقولون ءامنا به کل من عند ربنا و ما یذکر إ لا أ ولوا الا لبب (7)


ترجمه :
7 - او کسى است که این کتاب (آسمانى ) را بر تونازل کرد، که قسمتى از آن ، آیات (محکم ) ( صریح و روشن ) است ، که اساس اینکتاب مى باشد؛ (و هر گونه پیچیدگى در آیات دیگر، با مراجعه به اینها، بر طرفمى گردد). و قسمتى از آن ، (متشابه ) است ( آیاتى که به خاطر بالا بودن سطحمطلب و جهات دیگر، در نگاه اول ، احتمالات مختلفى در آن مى رود؛ ولى با توجه بهآیات محکم ، تفسیر آنها آشکار مى گردد).
اما آنها که در قلوبشان انحراف است ، به دنبال متشابهات اند، تا فتنه انگیزى کنند (و مردم را گمراه سازند)، و تفسیر (نادرستى ) براى آن مى طلبند؛ در حالى که تفسیر آنها را، جز خدا و راسخان در علم ، نمى دانند. (آنها که به دنبال فهم و درک اسرار همه آیات قرآن در پرتو علم و دانش الهى ) مى گویند: (ما به همه آن ایمان آوردیم ، همه از طرف پروردگار ماست .) و جز صاحبان عقل ، متذکر نمى شوند (و این حقیقت را درک نمى کنند).
شان نزول :
در تفسیر نور الثقلین جلد اول صفحه 313 از کتاب معانى الاخبار از امام باقر (علیه السلام ) حدیثى به این مضمون نقل شده که : چند نفر از یهود به اتفاق (حى بن اخطب ) و برادرش خدمت پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم ) آمدند و حروف مقطعه (الم ) را دست آویز خود قرار داده ، گفتند: طبق حساب ابجد الف مساوى یک و لام مساوى
30 و میم مساوى 40 مى باشد و به این ترتیب خبر داده اى که دوران بقاى امت تو بیش از هفتاد و یک سال نیست !
پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) براى جلوگیرى از سوء استفاده آنها فرمود: شما چرا تنها (الم ) را محاسبه کرده اید مگر در قرآن (المص و الر) و سایر حروف مقطعه نیست ، اگر این حروف اشاره به مدت بقاء امت من باشد چرا همه را محاسبه نمى کنید؟! (در صورتى که منظور از این حروف چیز دیگرى است ) سپس آیه فوق نازل شد.
در تفسیر فى ضلال القرآن شان نزول دیگرى نیز براى آیه نقل شده که از نظر نتیجه با شاءن نزول فوق هم آهنگ است و آن اینکه جمعى از نصاراى نجران خدمت پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم ) آمدند و تعبیر قرآن درباره مسیح (و کلمته ... و روح منه ) را دستاویز خود قرار داده و مى خواستند براى مساله (تثلیث ) و (خدائى ) مسیح از آن سوء استفاده کنند و آن همه آیاتى که با صراحت تمام هر گونه شریک و شبیه را از خداوند نفى مى کند نادیده انگارند، آیه فوق نازل شد و به آنها پاسخ قاطع داد.
تفسیر:
محکم و متشابه در قرآن
در آیات پیشین سخن از نزول قرآن به عنوان یکى از دلایل آشکار نبوت پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم ) به میان آمده بود، و در این آیه یکى از ویژگیهاى قرآن و چگونگى بیان مطالب در این کتاب بزرگ آسمانى آمده است ، نخست مى فرماید: (او کسى است که این کتاب را بر تو نازل کرد که بخشى از آن آیات محکم (صریح و روشن ) است که اساس و شالوده این کتاب است ، (و آیات پیچیده دیگر را تفسیر مى کند) و بخشى از آن متشابه است ) آیاتى که به خاطر بالا بودن سطح مطلب یا جهات دیگر، در آغاز پیچیده به نظر مى رسد (هو الذى انزل علیک الکتاب منه آیات محکمات
هن ام الکتاب و اخر متشابهات ).
این آیات متشابه محکى است براى آزمایش افراد که عالمان راستین و فتنه گران لجوج را از هم جدا مى سازد، لذا به دنبال آن مى فرماید: (اما کسانى که در قلوبشان انحراف است پیروى از متشابهات مى کنند تا فتنه انگیزى کنند و تفسیر (نادرستى بر طبق امیال خود) براى آن مى طلبند (تا مردم را گمراه سازند) در حالى که تفسیر آن را جز خدا و راسخان در علم نمى دانند) (فاما الذین فى قلوبهم زیغ فیتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة و ابتغاء تاویله و ما یعلم تاویله الا الله و الراسخون فى العلم ).
سپس مى افزاید: آنها هستند که بر اثر درک صحیح معنى محکمات و متشابهات (مى گویند ما به همه آنها ایمان آورده ایم (چرا که ) همه از سوى پروردگار ما است ) (یقولون آمنا به کل من عند ربنا).
((آرى ) جز صاحبان فکر و خردمندان متذکر نمى شوند) (و ما یذکر الااولوا الالباب ).
نکته ها
در این آیه مباحث مهمى است که باید هر یک به طور مستقل مورد بحث قرار گیرد.
1 - منظور از آیات محکم و متشابه چیست ؟
واژه (محکم ) در اصل از (احکام ) به معنى ممنوع ساختن ، گرفته شده است و به همین دلیل به موجودات پایدار و استوار، محکم مى گویند، زیرا عوامل انحرافى را مى زدایند و نیز سخنان روشن و قاطع که هر گونه احتمال خلاف را از
خود دور مى سازد محکم مى گویند (راغب در مفردات مى گوید: حکم (و حکمه ) در اصل به معنى منع است ) و دانش را از این جهت حکمت مى گویند که انسان را از بدیها باز مى دارد.
بنابراین مراد از (آیات محکمات )آیاتى است که مفهوم آن به قدرى روشن است که جاى گفتگو و بحث در آن نیست ، آیاتى همچون قل هو الله احد (بگو او است خداى یگانه )، لیس کمثله شى ء (هیچ چیز همانند او نیست )، الله خالق کل شى ء (خداوند آفریننده و آفریدگار همه چیز است )، للذکر مثل حظ الانثیین (سهم ارث پسر معادل سهم دو دختر است ) و هزاران آیه مانند آنها درباره عقاید و احکام و مواعظ و تواریخ ، همه از محکمات مى باشند.
این آیات (محکمات ) در قرآن (ام الکتاب ) نامیده شده ، یعنى اصل و مرجع و مفسر و توضیح دهنده آیات دیگر است .
واژه (متشابه ) در اصل به معنى چیزى است که قسمتهاى مختلف آن ، شبیه یکدیگر باشد، به همین جهت به جمله ها و کلماتى که معنى آنها پیچیده است و گاهى احتمالات مختلف درباره آن داده مى شود، (متشابه ) مى گویند، و منظور از متشابهات قرآن همین است ، یعنى آیاتى که معانى آن در بدو نظر پیچیده است ، و در آغاز، احتمالات متعددى در آن مى رود، اگر چه با توجه به آیات محکم ، تفسیر آنها روشن است .
گرچه درباره محکم و متشابه ، مفسران احتمالات زیادى داده اند ولى آنچه
ما در بالا گفتیم هم با معنى اصلى این دو واژه کاملا مناسب است ، و هم با شاءن نزول آیه ، و هم با روایاتى که در تفسیر آیه وارد شده ، و هم با خود آیه مورد بحث ، سازگارتر مى باشد.
زیرا در ذیل آیه فوق مى خوانیم که افراد مغرض ، همیشه آیات متشابه را دستاویز خود قرار مى دهند، بدیهى است آنها از آیاتى سوء استفاده مى کنند که در بدو نظر تاب تفسیرهاى متعددى دارد و این خود مى رساند که (متشابه ) به آن معنى است که در بالا گفته شد.
براى نمونه آیات متشابه ، قسمتى از آیات مربوط به صفات خدا و چگونگى معاد را مى توان ذکر کرد، مانند (ید الله فوق ایدیهم ) (دست خدا بالاى دستهاى آنها است ) که درباره قدرت خداوند مى باشد (و الله سمیع علیم )(خداوند شنوا و دانا است ) که اشاره به علم خدا است و مانند (و نضع الموازین القسط لیوم القیمة )(ترازوهاى عدالت را در روز رستاخیز قرامى دهیم ) که درباره وسیله سنجش ‍ اعمال سخن مى گوید:
بدیهى است نه خداوند دست (به معنى عضو مخصوص ) دارد و نه گوش (به همین معنى ) و نه ترازوى سنجش اعمال ، شبیه ترازوهاى ماست ، بلکه اینها اشاره به مفاهیم کلى قدرت و علم و وسیله سنجش ‍ مى باشد.
این نکته نیز لازم به یادآورى است که محکم و متشابه ، به معنى دیگرى نیز در قرآن آمده است ، در اول سوره هود مى خوانیم (کتاب احکمت آیاته ) در این آیه تمام آیات قرآن ، (محکم ) قلمداد شده است ، و منظور از آن ارتباط و به هم پیوستگى آیات قرآن است . و در آیه 23 سوره (زمر) مى خوانیم (کتابا متشابها... یعنى کتابى که تمام آیات آن ، متشابه است ، (متشابه ) در اینجا یعنى همانند یکدیگر
از نظر درستى و صحت و حقانیت .
از آنچه درباره محکم و متشابه گفتیم معلوم شد که یک انسان واقع بین و حقیقتجو براى فهم کلمات پروردگار، راهى جز این ندارد که همه آیات را در کنار هم بچیند و از آنها حقیقت را دریابد، و اگر در ظواهر پاره اى از آیات ، در ابتداى نظر، ابهام و پیچیدگى بیابد، با توجه به آیات دیگر، آن ابهام و پیچیدگى را برطرف سازد و به کنه آن برسد.
در حقیقت ، (آیات محکم ) از یک نظر همچون شاهراههاى بزرگ و (آیات متشابه ) همانند جاده هاى فرعى هستند، روشن است که اگر انسان در جاده هاى فرعى ، احیانا سرگردان شود، سعى مى کند خود را به نخستین شاهراه برساند و از آنجا مسیر خود را اصلاح کرده و راه را پیدا کند.
تعبیر از محکمات به (ام الکتاب ) نیز مؤ ید همین حقیقت است ، زیرا واژه (ام ) در لغت به معنى اصل و اساس هر چیزى است و اگر (مادر) را (ام ) مى گویند به خاطر این است که ریشه خانواده و پناهگاه فرزندان در حوادث و مشکلات مى باشد و به این ترتیب ، محکمات ، اساس و ریشه و مادر آیات دیگر محسوب مى گردد.


 

 

امارگیر حرفه ای سایت

سایت خدماتی نایت اسکین - امارگیر سایت