تفسیرنمونه سوره مزمَل

سوره مزمل


مقدمه
این سوره در مکه نازل شده است و داراى بیست آیه مى باشد
محتواى سوره (مزمل )
لحـن آیـات سـوره بـه خوبى نشان مى دهد که با سوره هاى (مکى ) هماهنگ است ، و به ایـن تـرتـیب احتمال نزول آن در (مدینه )، چنانکه بعضى گفته اند، بعید به نظر مى رسـد، ولى تـفـاوت لحن آغاز و انجام آیه نشان مى دهد که در میان این آیات فاصله زمانى قـابـل مـلاحـظـه اى بـوده اسـت کـه بـعـضـى از مـفـسـران آن را (هـشـت مـاه ) و بـعـضـى (یکسال ) و بعضى حتى (ده سال ) نوشته اند.
بـسـیـارى از آیـات ایـن سـوره نـشـان مـى دهـد هـنـگـامـى نازل شده که پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) دعوت علنى خود را شروع کرده بود، و مـخـالفـان در بـرابـر او به مخالفت و تکذیب برخاسته بودند، و پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) دستور پیدا مى کند در این مرحله با آنها مدارا نماید.
لذا ایـن احـتـمـال کـه تـمـام سـوره در آغـاز دعـوت پـیـامـبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) نازل شده باشد بسیار بعید به نظر مى رسد، ممکن است آیات نخستین آن چنین باشد ولى مـسـلمـا هـمـه آیـات آن چـنـیـن نـیـسـت ، چـرا کـه تـعـبـیـراتـش نـشـانـه گـسـتـرش اسـلام ، لااقـل در سـطـح مـکـه ، و قیام مخالفین به مخالفت و مبارزه است ، و مى دانیم چنین چیزى در سه سال آغاز دعوت وجود نداشت .
شاءن نزولى که براى سوره یا قسمتى از آیات آن در روایات آمده نیز متفاوت است .
در بعضى از روایات آمده است که وقتى پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) اولین پیام الهى و وحى را دریافت کرد وحشت زده نزد خدیجه آمد (احساس ناراحتى جسمانى داشت و به اسـتـراحـت پـرداخـت ) و فـرمـود: (مـرا در جـامـعـه اى بـپـیـچـیـد) ایـنـجـا بـود کـه جـبـرئیـل نازل شد، و (یا ایها المزمل ) را براى پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) آورد.
در حـالى کـه در روایـات دیگرى آمده است که این ماجرا زمانى بود که پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) دعوت خود را آشکار کرده بود، و قریش در (دار الندوة ) جمع شدند تـا در کـار پـیـامـبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) بیندیشند، و براى مقابله با او نام و شـعـارى انـتـخـاب کـنـنـد، بعضى گفتند او (کاهن ) است ، ولى گروهى با این پیشنهاد مخالفت کردند، بعضى دیگر گفتند او (مجنون ) است ، اما باز گروهى مخالفت کردند بعضى عنوان (ساحر) را ترجیح دادند، آن را نیز نپذیرفتند.
سـرانـجام گفتند هر چه هست او میان دوستان جدائى مى اندازد (بنابراین ساحر است ) سپس مشرکان پراکنده شدند.
این سخن به پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) رسید خود را در لباسهایش پیچید (و بـه اسـتـراحـت پـرداخـت ) در ایـن هـنـگـام جـبـرئیـل آمـد و (یـا ایـهـا المزمل ) و (یا ایها المدثر) را بر آن حضرت خواند.
نـتـیـجـه ایـنـکـه هـمـانـطـور کـه قـبـلا اشـاره کـردیـم ظـاهـرا ایـن سـوره در مـکـه نـازل شـده ، و قطعا قسمتى از آن بعد از ظهور علنى اسلام ، و نفوذ نسبى آن در مکه بوده اسـت ، هـر چـنـد احـتـمـال دارد، آیـاتـى از آغـاز سـوره در اول بعثت نازل شده باشد.
به هر حال محتواى سوره را مى توان در پنج بخش خلاصه کرد:
بخش اول : آیات آغاز سوره است که پیامبر را به قیام شبانه براى عبادت و تلاوت قرآن دعوت مى کند، و براى آمادگى براى پذیرش یک برنامه سنگین آماده مى سازد.
بـخش دوم سوره : او را به صبر و شکیبائى و مقامت و مدارا با مخالفان در این مقطع خاص دعوت مى کند.
در بـخـش سـوم : بـحـثـهائى پیرامون معاد، و ارسال موسى بن عمران به سوى فرعون و سرکشى و سپس عذاب دردناک او را بیان مى دارد.
در بـخـش چهارم : دستورات شدیدى را که در آغاز سوره پیرامون قیام شبانه آمده است به خاطر گرفتاریهاى مسلمانان تخفیف مى دهد.
و در بـخـش پـنـجـم : یـعـنـى آخـریـن بـخش سوره ، بار دیگر دعوت به تلاوت قرآن ، و خواندن نماز و دادن زکات و انفاق فى سبیل الله و استغفار مى نماید.
فضیلت تلاوت سوره
در حدیثى از پیغمبر گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم ) آمده است : من قرا سورة المـزمـل رفـع عـنـه العـسـر فـى الدنـیـا و الاخـرة : (هـر کـس سـوره مزمل را بخواند سختیها در دنیا و آخرت از او برداشته مى شود).
و در حـدیـث دیـگـرى از امـام صـادق (عـلیـه السـلام ) مـى خـوانـیـم : مـن قـرا سـورة المـزمـل فـى العـشـاء الاخـرة ، او فـى آخـر اللیـل کـان له اللیـل و النـهـار شـاهـدیـن مـع السورة ، و احیاه الله حیاة طیبة و اماته میتة طیبة : (هر کس سوره مزمل را در نماز عشاء
دوم (مـنـظـور هـمـان نـمـاز عـشـاء اسـت زیـرا گـاه بـه مـغـرب عـشـاء اول گـفـته مى شود) یا در آخر شب بخواند، شب و روز، و همچنین خود این سوره گواه او در روز قیامت خواهد بود، و خداوند او را حیات پاکیزه و مرگ پاکیزه اى خواهد داد!.
مـسـلمـا ایـن فـضـائل بـزرگ در صـورتـى اسـت کـه محتواى سوره دائر به قیام شبانه و تـلاوت قـرآن و صـبـر و اسـتـقـامـت و ایـثـار و انـفـاق عـمـلى گـردد، نه تلاوتى خالى از عمل .
آیه و ترجمه

 

بسم الله الرحمن الرحیم


یا ایها المزمل(1)
قم الیل إ لا قلیلا(2)
نصفه أ و انقص منه قلیلا(3)
أ و زد علیه و رتل القرءان ترتیلا(4)
إ نا سنلقى علیک قولا ثقیلا(5)


ترجمه :

بنام خداوند بخشنده بخشایشگر
1 - اى جامه به خود پیچیده !
2 - شب را جز کمى ، به پا خیز!
3 - نیمى از شب را، یا کمى از آن کم کن .
4 - یـا بـر نـصـف آن بـیـفـزا، و قـرآن را بـا دقـت و تامل بخوان .
5 - چرا که ما به زودى سختى سنگین را به تو القا خواهیم کرد.
تفسیر:
اى جامه به خود پیچیده بپاخیز!
همانگونه که از لحن آغاز این سوره بر مى آید دعوتى است آسمانى از پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) براى استقامت ، و آمادگى جهت پذیرش یک وظیفه بزرگ و سنگین ، که بدون خودسازى قبلى انجام آن ممکن نیست ، مى فرماید:
(اى جامه به خود پیچیده )! (یا ایها المزمل ).
(شب را جز کمى بپا خیز)! (قم اللیل الا قلیلا).
(نیمى از شب را یا کمى از آن کم کن ) (نصفه او انقص منه قلیلا).
(یا بر نصف بیفزا) (او زد علیه ).
(و قـرآن را بـا تـامـل و دقـت و در نـهـایـت روشـنـى و فـصـاحـت تـلاوت کـن ) (و رتل القرآن ترتیلا).
جـالب ایـنـکـه مخاطب در این آیات پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) است ولى نه به عـنـوان (یـا ایـهـا الرسـول ) و (یـا ایـهـا النـبـى ) بـلکـه بـه عـنـوان (یـا ایـهـا المـزمـل )، اشـاره بـه اینکه دوران (جامه به خود پیچیدن ) و در گوشه انزوا نشستن نیست ،
بلکه دوران قیام و خودسازى و آمادگى براى انجام رسالتى عظیم است .
و انتخاب شب براى این کار به خاطر این است که اولا چشم و گوش دشمنان در خواب است ، و ثـانـیـا کـارهـاى زنـدگـى تـعـطـیـل مـى بـاشـد و بـه هـمـیـن دلیل انسان آمادگى بیشترى براى اندیشه و تفکر و تربیت نفس دارد.
هـمـچـنـین انتخاب قرآن به عنوان متن اصلى این برنامه به خاطر آن است که تمام درسهاى لازم را در ایـن زمـیـنـه در بـر دارد، و بـهـتـریـن وسـیـله تـقـویت ایمان و استقامت و تقوى و پرورش نفوس است .
تـعـبـیر به (ترتیل ) که در اصل به معنى تنظیم و ترتیب موزون است ، در اینجا به مـعـنـى خـواندن آیات قرآن با تانى و نظم لازم ، و اداء صحیح حروف ، و تبیین کلمات ، و دقت و تامل در مفاهیم آیات ، و اندیشه در نتایج آن است .
بـدیـهـى اسـت چـنـین قرآن خواندنى مى تواند به سرعت به انسان رشد و نمو معنوى ، و شـهـامـت اخـلاقى ، و تقوا و پرهیزگارى ببخشد، و اگر بعضى از مفسران آن را به معنى نـمـاز خـوانـدن تـفسیر کرده اند به خاطر آن است که یکى از بخشهاى مهم نماز (تلاوت قرآن ) است .
تـعـبـیـر بـه (قـیـام ) در جـمـله (قـم اللیـل ) بـه مـعـنـى بـرخـاسـتـن در مقابل خوابیدن است ، نه فقط روى پا ایستادن است .
و امـا تـعـبـیـرات مـخـتلفى که درباره مقدار (شب زنده دارى ) در این آیات آمده ، در حقیقت براى بیان (تخییر) است ، و پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) را مخیر مى کند که نـیـمـى از شـب ، یـا چـیـزى کمتر، یا چیزى بیشتر را بیدار بماند، و تلاوت قرآن کند، در مرحله اول (تمام شب ) را جز مقدار کمى ذکر مى کند، و بعد تخفیف داده و آن را به نیمى از شب مى رساند و سپس ‍ کمتر از نیم .
بـعـضـى گـفـته اند منظور تخییر در میان دو سوم و نصف و یک سوم شب است ، به قرینه آیه اى که در آخر همین سوره خواهد آمد که مى فرماید:
ان ربک یعلم انک تقوم ادنى من ثلثى اللیل و نصفه و ثلثه .
ضمنا از همین آیه آخر سوره به خوبى استفاده مى شود که پیامبر (صلى الله علیه و آله و سـلم ) در ایـن قـیـام شـبـانـه ، تـنـها نبود، بلکه گروهى از مؤ منان نیز در این برنامه خـودسـازى و تـربـیـتـى و آمـادگى ، همگام و همراه پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) بودند، و او را به عنوان اسوه و الگوئى در این راه پذیرفته بودند.
بـعـضـى از مـفـسـران گـفـتـه انـد کـه مـنـظـور از جـمـله قـم اللیـل الا قـلیـلا ایـن اسـت که تمام شبها را جز بعضى از شبها بپاخیز، و به این ترتیب استثناء در اجزاء شب نیست ، بلکه در افراد شبها است ، ولى این تفسیر با توجه به مفرد بودن لیل و تعبیر به نصف و کمتر از آن ، درست به نظر نمى رسد.
سـپـس (هدف نهائى ) این دستور سخت و مهم را چنین بیان مى کند: (ما به زودى سخنى سنگین را به تو القا خواهیم کرد) (انا سنلقى علیک قولا ثقیلا)
گر چه مفسران در تفسیر (قول ثقیل ) هر کدام بیانى دارند که ناظر به یکى از ابعاد مساءله است ، ولى چنین به نظر مـى رسـد کـه سنگین بودن این قول که منظور از آن بدون شک قرآن مجید است ، از جهات و ابعاد مختلف است .
سنگین از نظر محتوا، و مفهوم آیات !
سنگین از نظر تحمل آن بر قلوب و دلها، تا آنجا که خود قرآن مى گوید: لو انزلنا هذا القـرآن عـلى جـبـل لرأ یـتـه خـاشـعـا مـتصدعا من خشیة الله : (اگر این قرآن را بر کوهها نازل مى کردیم آن را خاشع و از هم شکافته مى دیدى )! (حشر 21).
سنگین از نظر وعده ها، و وعیدها، و بیان مسؤ ولیتها.
سنگین از نظر تبلیغ ، و مشکلات راه دعوت .
سنگین در ترازوى عمل و در عرصه قیامت .
و بـالاخـره سـنـگـیـن از نـظـر بـرنـامـه ریـزى و اجـراى کامل آن .
آرى خواندن قرآن گر چه سهل و آسان و زیبا و دلنشین است ، ولى تحقق بخشیدن به مفاد آن بـه هـمـان نـسـبـت سـنـگین و مشکل مى باشد، مخصوصا در آغاز دعوت پیامبر (صلى الله عـلیـه و آله و سـلم ) و قـیـام او در مـکـه کـه مـحـیـط را ابـرهـاى تـیـره و تـار جـهـل و بـت پـرسـتـى و خرافات فرا گرفته بود، و دشمنان متعصب و لجوج و بیرحم در بـرابر او دست به دست هم داده بودند، ولى پیغمبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) و یـاران انـدکـش بـا اسـتـمـداد از تـربـیـت قرآن مجید، و استعانت به نماز شب و استفاده از تـقـرب بـه ذات پـاک پـروردگـار تـوانستند بر تمام این مشکلات فایق آیند، و بار این (قول ثقیل ) را بر دوش کشند و به منزل مقصود برسانند!
نکته ها:
          1 - قیام شبانه براى تلاوت قرآن و نیایش
          
گـفـتـیـم گـر چه مخاطب در این آیات ، شخص پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) است ، ولى ذیـل سـوره نـشـان مـى دهد که مؤ منان هم در این برنامه با شخص پیامبر (صلى الله عـلیـه و آله و سـلم ) همگام بودند، اکنون سخن در این است که آیا این قیام و شب زنده دارى در اوائل دعوت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) بر همگان واجب بوده است یا نه ؟
بعضى از مفسران معتقدند، این امر واجب بوده ، بعدا آیه آخر سوره این حکم را نسخ کرده ، و فاصله آن حدود یکسال بوده است .
حـتـى بـعـضى معتقدند که این حکم قبل از تشریع نمازهاى پنجگانه بوده ، و پس از آنکه نمازهاى پنجگانه تشریع شد، این حکم نسخ گردید.
ولى هـمـانـطـور که مرحوم (طبرسى ) در (مجمع البیان ) نیز آورده ، در ظاهر آیات ایـن سـوره چـیـزى که دلیل بر نسخ باشد به چشم نمى خورد، و بهتر آن است که گفته شـود، این قیام و عبادت ، مستحب و سنت مؤ کد بوده ، و هرگز جنبه وجوب نداشته است ، جز در مورد شخص پیغمبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) که طبق بعضى از آیات دیگر قـرآن نـمـاز شب بر او واجب بوده است ، و مانعى ندارد که این مساءله براى پیامبر (صلى الله عـلیـه و آله و سـلم ) واجـب بـاشـد، و بر مسلمین مستحب ، از این گذشته آنچه در آیات فـوق آمـده مـنحصر به نماز شب نیست ، چرا که نماز شب نیمى از شب ، یا دو ثلث از شب و یـا حـتـى یـک ثـلث از شـب را اشـغـال نـمـى کـنـد آنـچـه در آیـه مـطـرح اسـت قـیـام بـراى ترتیل قرآن است .
بـنـابـرایـن در اوائل کار این حکم به صورت مستحب مؤ کدى بوده ، و بعد تخفیف داده شده اسـت ، و بـا تـوجـه بـه ایـنـکـه در آغـاز هـر کـار مـخـصـوصـا در اوائل یـک انـقـلاب بزرگ همیشه توان و نیروى بیشترى لازم است ، جاى تعجب نیست که یک چـنـیـن دسـتـور فـوق العاده به پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) و مسلمانان داده شده باشد که قسمت زیادى از شب را بیدار بمانند، و به محتواى این برنامه جدید و تعلیمات انقلابى آن آشنا گردند، و علاوه بر آگاهى ، خود را براى پیاده کردن آن از نظر روحیه بسازند.
          2 - معنى ترتیل
          
آنـچـه در آیـات فـوق روى آن تـکـیـه شـده مـسـاءله قـرائت قـرآن نـیـسـت ، بـلکـه مـسـاءله (ترتیل ) است .
در تـفـسـیـر (تـرتـیـل ) روایـاتـى از مـعـصـومـیـن (عـلیـهـم السـلام ) نقل شده که هر کدام به یکى از ابعاد وسیع آن اشاره مى کند.
در حـدیـثـى از امـیـر مـؤ منان على (علیه السلام ) مى خوانیم که : بینه بیانا و لا تهذه هذا الشعر، و لا تنثره نثر الرمل ، و لکن اقرع به القلوب القاسیة ، و لا یکونن هم احدکم آخر السـورة : (تـرتـیـل ) یـعنى آن را به طور روشن بیان کن ، نه مانند اشعار، سریع و پـشـت سـر هـم بـخوان ، و نه مانند دانه هاى شن آن را پراکنده ساز، لکن چنان بخوان که دلهاى سنگین را با آن بکوبى و بیدار کنى ، هرگز هدف شما این نباشد که حتما به آخر سوره برسید (مهم آن است که محتواى آیات را درک کنید).
در حـدیـث دیـگـرى از امـام صـادق (عـلیـه السـلام ) در تـفـسـیـر (تـرتـیـل ) مـى خـوانـیـم اذا مـررت بـایـة فـیـهـا ذکـر الجـنـة فـاسـال الله الجنة ، و اذا مررت بایة فیها ذکر النار فتعوذ بالله من النار: (وقتى از کـنـار آیـه اى مى گذرى که در آن نامى از بهشت است توقف کن و از خدا بهشت را بطلب (و خود را براى آن بساز) و هنگامى که از آیه اى مى گذرى که در آن نام دوزخ است از آن به خدا پناه بر (و خویشتن را از آن دور دار).
و در روایـت دیـگـرى از هـمـان امـام (عـلیـه السـلام ) آمـده کـه در تـفـسـیـر (تـرتـیـل ) فـرمـود: هـو ان تـتـمـکـث فـیـه و تـحـسـن بـه صـوتـک : (ترتیل آن است که در آیات مکث کنى ، و با صداى خوب آن را بخوانى )،
و نـیـز در حـدیـث دیـگـرى از هـمـان حـضرت چنین نقل شده : ان القرآن لا یقرأ هذرمة ، و لکن یـرتـل تـرتـیـلا، اذا مـررت بـایـة فـیـها ذکر النار وقفت عندها و تعوذت بالله من النار: (قرآن را سریع و تند نباید خواند، بلکه
بـایـد با ترتیل خوانده شود، هر گاه از آیه اى مى گذرى که در آن سخنى از دوزخ است مى ایستى ، و از آتش دوزخ به خدا پناه مى برى ).
و بـالاخـره در حـالات پـیـامـبـر (صـلى الله عـلیـه و آله و سـلم ) نقل شده است که آن حضرت آیات را از یکدیگر جدا مى کرد، و صداى خود را مى کشید.
ایـن روایـات و روایـات دیـگـرى کـه بـه هـمـیـن مـعـنـى در (اصـول کـافـى ) و (نـور الثـقـلیـن ) و (در المنثور) و سایر کتب (حدیث ) و (تـفـسـیـر) نـقـل شـده هـمـگى گواه بر این حقیقت است که نباید آیات قرآن را به عنوان الفـاظى خالى از محتوا و پیام ، تلاوت کرد، بلکه باید به تمام امورى که تاءثیر آن را در خـوانـنـده و شـنـونـده عمیق مى سازد توجه داشت ، و فراموش نکرد که این پیام الهى است ، و هدف تحقق بخشیدن به محتواى آن است .
ولى متاءسفانه امروز بسیارى از مسلمانان از این واقعیت فاصله گرفته ، و از قرآن تنها به الفاظى اکتفا نموده اند، و همشان فقط ختم سوره و ختم قرآن است بى آنکه بدانند این آیات براى چه نازل شده ؟ و چه پیامى را ابلاغ مى کند؟ درست است که الفاظ قرآن نیز مـحـتـرم ، و خـوانـدن آن داراى فـضـیـلت اسـت ، ولى نـبـاید فراموش کرد که این الفاظ و تلاوت مقدمه بیان محتوا است .
          3 - فضیلت نماز شب
          
ایـن آیـات بـار دیـگـر اهمیت شب زنده دارى ، و نماز شب ، و تلاوت قرآن را در آن هنگام که غـافـلان در خـوابـنـد گـوشـزد مى کند، و چنانکه قبلا نیز اشاره کرده ایم عبادت در شب ، مخصوصا در سحرگاهان و نزدیک طلوع فجر، اثر
فـوق العاده اى در صفاى روح ، و تهذیب نفوس ، و تربیت معنوى انسان ، و پاکى قلب و بـیـدارى دل و تـقـویـت ایـمـان و اراده ، و تـحـکـیـم پـایـه هـاى تـقـوا در دل و جـان انـسـان دارد کـه حـتى با یک مرتبه آزمایش انسان آثار آن را به روشنى در خود احساس مى کند.
و به همین دلیل علاوه بر آیات قرآن در روایات اسلامى نیز تاءکید فراوان روى آن شده است .
از جمله در حدیثى از امام صادق (علیه السلام ) مى خوانیم : ان من روح الله تعالى ثلاثة التـهـجـد بـاللیـل و افـطـار الصـائم ، و لقاء الاخوان : (سه چیز از عنایات مخصوص الهـى اسـت : عـبـادت شـبـانه (نماز شب ) و افطار دادن به روزه داران ، و ملاقات برادران مسلمان ).
و در حدیث دیگرى از همان حضرت مى خوانیم که در تفسیر آیه ان الحسنات یذهبن السیئات (کـارهـاى نـیـک اثـر کـارهـاى بـد را از بـیـن مـى بـرد) فـرمـود: صـلاة اللیل تذهب بذنوب النهار: (نماز شب گناهان روز را از بین مى برد).
در ذیـل آیـه 79 سـوره اسـراء نـیـز بـحـث مشروحى در این زمینه داشتیم ، و ده روایت جالب درباره اهمیت نماز شب در آنجا نقل کردیم .
آیه و ترجمه


إ ن ناشئة اللیل هى أ شد وطا و أ قوم قیلا(6)
إ ن لک فى النهار سبحا طویلا(7)
و اذکر اسم ربک و تبتل إ لیه تبتیلا(8)
رب المشرق و المغرب لا إ له إ لا هو فاتخذه وکیلا(9)
و اصبر على ما یقولون و اهجرهم هجرا جمیلا(10)


ترجمه :

6 - مسلما برنامه (عبادت ) شبانه پابرجاتر و با استقامت تر است .
7 - و تو در روز تلاش مستمر و طولانى خواهى داشت .
8 - نـام پـروردگـارت را یـاد کـن و تـنـهـا بـه او دل ببند.
9 - هـمـان پـروردگـار شـرق و غـرب کـه مـعـبـودى جـز او نـیـسـت ، او را نـگـاهـبـان و وکیل خود انتخاب کن .
10 - و در بـرابـر آنـچـه آنها (دشمنان ) مى گویند شکیبا باش و به طرزى شایسته از آنها دورى نما.
تفسیر:
تاءثیر نیایش در دل شب
ایـن آیـات هـمـچنان به بحث پیرامون عبادت شبانه ، و آموزشهاى معنوى در پرتو تلاوت قرآن در دل شب ادامه مى دهد، و در حقیقت به منزله بیان
دلیـلى اسـت براى آنچه در آیات قبل آمده است ، مى فرماید: (این دستور عبادت و تلاوت شـبـانه به خاطر آن است که برنامه (عبادت و تعلیم ) شب پابرجاتر و با استقامت تر است ) (ان ناشئة اللیل هى اشد وطئا و اقوم قیلا)
(نـاشئة ) از ماده نشى ء (بر وزن نثر) به معنى (حادثه ) است و در اینکه منظور از آن در اینجا چیست سه تفسیر براى آن ذکر شده :
نـخـسـت ایـنکه منظور ساعات شب است که یکى بعد از دیگرى حادث مى گردد، یا خصوص ساعات آخر شب و سحرگاه .
دیـگر اینکه منظور برنامه قیام براى نماز و عبادت و تلاوت قرآن است همانگونه که در حـدیـثـى از امـام بـاقـر (عـلیـه السـلام ) و امـام صـادق (عـلیـه السـلام ) نـقـل شـده کـه فـرمـودنـد: هـى القـیـام فـى آخـر اللیـل الى صـلاة اللیل : (منظور قیام در آخر شب براى نماز شب است ).
و در حـدیـث دیگرى از امام صادق (علیه السلام ) در تفسیر این آیه آمده : قیامه عن فراشه لا یرید الا الله : (منظور برخاستن از بستر است که هدفى جز خدا نداشته باشد).
سوم اینکه منظور آن (حالات معنوى و روحانى ) و (نشاط و جذبه ملکوتى ) است که در دل و جان انسان در این ساعات مخصوص شب به وجود مى آید که آثارش در روح انسان عمیقتر و دوامش بیشتر است .
البته این تفسیر و تفسیر قبل از آن لازم و ملزوم یکدیگرند و مناسب است که هر دو در معنى آیه جمع باشد.
(وطئا) در اصل به معنى گام نهادن و همچنین به معنى توافق کردن است .
تعبیر به (اشد وطئا) یا به معنى مشقت و زحمتى است که قیام و عبادت شبانه دارد، و یا بـه مـعـنـى تاءثیرات ثابت و راسخى است که در پرتو این عبادات در روح و جان انسان پیدا مى شود (البته معنى دوم مناسب تر است ).
این احتمال نیز وجود دارد که به معنى توافق بیشترى است که در این لحظات در میان قلب و چشم و گوش انسان و بسیج همه آنها در مسیر عبادت پیدا مى شود.
(اقـوم ) از مـاده (قـیـام ) بـه مـعـنـى پـابـرجـاتـر و صـافـتـر اسـت ، و (قـیـل ) بـه مـعنى (سخن گفتن ) است که در اینجا اشاره به ذکر خدا و تلاوت قرآن است .
رویهمرفته این آیه از آیاتى است که با تعبیرات پرمحتوایش رساترین سخن را درباره عـبـادت شـبـانـه و نـیـایـش سـحرگاهان ، و راز و نیاز با محبوب ، در ساعاتى که اسباب فـراغت خاطر از هر زمان فراهم تر است ، و همچنین تاءثیر آن در تهذیب نفس ، و پرورش ‍ روح و جـان انـسـانى ، بیان کرده است ، و نشان مى دهد که روح آدمى در آن ساعات آمادگى خاصى براى نیایش و مناجات و ذکر و فکر دارد.
در آیـه بـعـد مـى افـزایـد: (ایـن بـه خـاطـر آن است که در روز تلاش و کوشش مستمر و فراوانى خواهى داشت ) (ان لک فى النهار سبحا طویلا).
دائمـا مـشـغـول هـدایـت خـلق و ابـلاغ رسـالت پـروردگـار، و حـل مـشـکـلات زنـدگـى جـمـعـى و فـردى هـسـتـى ، و مـجـال کـافـى بـراى عـبـادت و نیایش حاصل نمى شود، بنابراین عبادت شبانه را جانشین آن کن .
احتمال دیگرى که در تفسیر آیه وجود دارد و از جهاتى جالبتر، و با
آیـات قـبـل و بـعـد هـمـاهـنـگ تـر اسـت ایـن اسـت کـه مـى فـرمـایـد: چـون در طول روز وظائف سنگین و تلاش و کوشش فراوان بر دوش ‍ دارى ، باید با عبادت شبانه خـود را تـقویت کنى ، و آمادگى لازم براى این فعالیتهاى بزرگ و گسترده را از آن قیام شب به دست آورى .
(سـبـح ) (بر وزن مدح ) در اصل به معنى حرکت و رفت و آمد است و گاه به شنا کردن نیز اطلاق مى گردد، چرا که حرکات مداومى دارد.
گـوئى جامعه انسانى را به اقیانوس بیکرانى تشبیه مى کند که گروه کثیرى در آن در حـال غـرق شـدن مى باشند، امواج خروشانش به هر سو حرکت مى کند کشتیهاى سرگردان در آن پناهگاهى مى جویند، و پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم ) تنها منجى غریق در این دریا، و قرآنش تنها کشتى نجات در این اقیانوس است .
ایـن شـنـاگـر بـزرگ بـاید با عبادات شبانه خود را براى این ماءموریت و رسالت عظیم روزانه آماده سازد.
بـعـد از دسـتـور قیام عبادت شبانه و اشاره اجمالى به آثار عمیق آن به ذکر پنج دستور که مکمل آن است پرداخته مى فرماید: (نام پروردگارت را یاد کن ) (و اذکر اسم ربک )
مـسـلم اسـت منظور تنها ذکر نام نیست ، بلکه توجه به معنى است چرا که یاد لفظى مقدمه یـاد قـلبـى اسـت ، و ذکـر قـلبـى روح و جـان را صـفـا مـى بـخـشـد، و نهال معرفت و تقوا را در دل آبیارى مى کند.
تـعـبـیـر بـه (رب ) اشـاره به این است که هر گاه نام مقدس او را مى برى توجه به نعمتهاى بى پایان و تربیت مستمر او نسبت به خویش داشته باش .
یکى از مفسران براى ذکر پروردگار مراحلى بیان کرده :
مرحله اول ذکر نام او است که در آیه مورد بحث به آن اشاره شده .
در مـرحـله بـعـد نـوبـت بـه یادآورى ذات پاک او در قلب مى رسد، که در آیه 205 سوره اعـراف ذکـر شـده اسـت و اذکـر ربـک فـى نـفـسـک تـضـرعـا و خـیـفة (پروردگارت را در دل خود از روى تضرع و خوف یاد کن ).
سـرانـجام مرحله سوم فرا مى رسد، در این مرحله از مقام ربوبیت خداوند فراتر مى رود و بـه مقام مجموعه صفات جمال و جلال خدا که در الله جمع است مى رسد، چنانکه در آیه 41 سوره احزاب مى فرماید: یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا
(اى کسانى که ایمان آورده اید خدا را بسیار یاد کنید).
و بـه ایـن تـرتـیـب ایـن ذکـر هـمـچـنـان ادامـه مـى یـابـد و مـرحـله بـه مـرحـله تـکـامـل پـیـدا مـى کـنـد و صـاحـب آن را بـا خـود بـه اوج کمال مى برد.
در دسـتـور دوم مـى فـرمـایـد: (دل به خدا ببند و از غیر او قطع امید کن و خالصانه به عبادتش برخیز) (و تبتل الیه تبتیلا).
(تـبـتـل ) از مـاده (بـتـل ) (بـر وزن حـتـم ) در اصـل بـه مـعـنـى (انـقـطـاع ) اسـت ، و لذا بـه مـریـم (بـتـول ) گـفـتـه شـده ، چرا که هیچ همسرى براى خود انتخاب نکرده بود، و اگر به بـانـوى اسـلام فـاطـمـه زهـرا (سـلام الله عـلیـهـا) نـیـز بـتـول گـفـتـه مـى شـود بـه خـاطـر ایـن اسـت کـه او از زنـان عـصـر خـود از نـظـر اعمال و رفتار
و معرفت جدا و برتر، و به حالت انقطاع الى الله رسیده بود.
بـه هـر حـال (تبتل ) آن است که انسان با تمام قلبش متوجه به خدا گردد، و از ما سوى الله منقطع شود، و اعمالش را فقط به خاطر او بجا آورد و غرق در اخلاص گردد.
و اگـر در روایـت از پـیـغـمـبـر گـرامـى اسـلام (صـلى الله عـلیـه و آله و سـلم ) نـقـل شـده : لا رهـبـانـیـة ، و لا تـبـتـل فـى الاسـلام (در اسـلام نـه رهـبـانـیـت اسـت و نـه تـبـتـل ) اشـاره بـه ایـن اسـت کـه تـرک دنـیـا بـه آن مـعـنـى کـه در مـیـان راهـبـان مسیحى مـعـمـول است در اسلام وجود ندارد آنها براى ترک دنیا هم ازدواج را ترک مى کنند، و هم هر گـونـه فـعـالیت اجتماعى را، اما یک مسلمان واقعى در عین اینکه در قلب اجتماع زندگى مى کند تمام توجهش به خدا است .
در بـعـضـى از روایـات ، از ائمـه مـعـصـومـیـن نـقـل شـده کـه (تـبـتـل ) بـه مـعنى بلند کردن دست در نماز است ولى روشن است که این در حقیقت بیان یکى از مظاهر اخلاص و انقطاع الى الله مى باشد.
بـه هـر حـال آن یـاد پـروردگـار و این اخلاص سرمایه عظیم مردان خدا در برنامه سنگین هدایت خلق است .
سپس به سومین دستور پرداخته مى افزاید: (همان پروردگار مشرق و مغرب که معبودى جز او نیست ، او را وکیل و حافظ و یاور خود انتخاب کن ) (رب المشرق و المغرب لا اله الا هو فاتخذه وکیلا).
در ایـنـجـا بـعـد از مـرحـله (ذکـر الله ) و (اخـلاص ) مـرحـله توکل و واگذارى
هـمـه کـارهـا بـه خـدا فـرا مى رسد، خداوندى که مشرق و مغرب عالم ، یعنى مجموعه جهان هـستى در زیر سیطره حکومت و ربوبیت او قرار دارد، و تنها معبود شایسته پرستش او است ، ایـن تـعـبـیـر در حـقـیـقـت بـه مـنـزله دلیـلى اسـت بـراى مـوضـوع تـوکـل بـر خـدا، چگونه انسان بر او توکل نکند، و کار خویش را به او نسپارد، در حالى که در پهنه جهان هستى غیر از او حاکم و فرمانروا و منعم و مربى و معبود نیست .
و بـالاخره در چهارمین و پنجمین دستور مى فرماید: (در برابر آنچه دشمنان مى گویند صـابـر و شـکـیـبـا بـاش ، و از آنـهـا دورى کـن ، امـا دورى شـایـسـتـه و جمیل ) (و اصبر على ما یقولون و اهجرهم هجرا جمیلا).
و بـه ایـن تـرتـیـب در اینجا مقام (صبر) و (هجران ) فرا مى رسد، چرا که در مسیر دعـوت بـه سـوى حـق ، بـدگـوئى دشـمـنـان ، و ایـذاء و آزار آنان ، فراوان است ، و اگر بـاغـبـان بـخـواهـد گـلى را بـچـیـنـد بـایـد در بـرابـر زبـان خـار صـبـر و تحمل داشته باشد.
بعلاوه گاهى در اینجا بى اعتنائى و دورى لازم است ، تا هم از شرشان در امان بماند، و هـم درسـى از ایـن طـریـق بـه آنـان بـدهـد، ولى ایـن هـجـران و دورى نباید به معنى قطع برنامه هاى تربیتى ، و تبلیغ و دعوت به سوى خدا باشد.
به این ترتیب آیات فوق نسخه جامع و کاملى به پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله و سـلم ) و تمام کسانى که در خط او گام بر مى دارند مى دهد که از عبادات شبانه و نیایش پـروردگـار در سـحـرگـاهـان ، مـدد بـگـیـرنـد، و سـپـس ایـن نـهـال را بـا آب یـاد خـدا و اخـلاص ‍ و تـوکـل و صـبـر و هـجـران جمیل آبیارى کنند، چه نسخه جامع و جالبى ؟!
تـعـبـیـر بـه (رب المـشـرق و المـغـرب ) (خـداونـد مـشرق و مغرب ) اشاره به حاکمیت و ربـوبـیـت او بـر تـمـام جـهـان هستى است ، همانگونه که در تعبیرات روزمره مى گوئیم : فـلانـکـس شـرق و غرب زمین را در سیطره خود قرار داد، یعنى تمام روى زمین را، نه فقط نقطه مشرق و مغرب .
(هـجـر جـمـیـل ) (دورى و جـدائى شـایسته ) همانگونه که اشاره کردیم به معنى هجران تواءم با دلسوزى و دعوت و تبلیغ به سوى حق است ، که یکى از روشهاى تربیتى در مـقـطـع هـاى خـاصـى مـحـسوب مى شود، و هرگز منافات با مساءله (جهاد) در مقطع هاى دیـگـر نـدارد کـه هـر کـدام جائى و هر نکته مقامى دارد، و به تعبیر دیگر این دورى ، بى اعـتـنـائى نـیـسـت ، بـلکـه خـود نـوعـى اعـتـنـا اسـت و بـه هـر حال اینکه بعضى حکم آیه فوق را منسوخ با آیات جهاد دانسته اند صحیح نیست .
مـرحـوم (طـبـرسـى ) در (مـجـمـع البـیـان ) در ذیـل آیـه مـى گوید: و فى هذا دلالة على وجوب الصبر على الاذى ، لمن یدعو الى الذین و المعاشرة باحسن الاخلاق و استعمال الرفق لیکونوا اقرب الى الاجابة : (این آیه دلالت مـى کـنـد کـه مـبـلغـیـن اسـلام ، و دعـوت کـنـنـدگـان بـه سـوى قـرآن ، بـایـد در مـقـابـل نا ملائمات شکیبائى پیشه کنند، و با حسن خلق ، و مدارا، با مردم معاشرت نمایند، تا سخنان آنها زودتر پذیرفته شود.
آیه و ترجمه


و ذرنى و المکذبین أ ولى النعمة و مهلهم قلیلا(11)
إ ن لدینا أ نکالا و جحیما(12)
و طعاما ذا غصة و عذابا أ لیما(13)
یوم ترجف الا رض و الجبال و کانت الجبال کثیبا مهیلا(14)
إ نا أ رسلنا إ لیکم رسولا شاهدا علیکم کما أ رسلنا إ لى فرعون رسولا(15)
فعصى فرعون الرسول فأ خذناه أ خذا وبیلا(16)
فکیف تتقون إ ن کفرتم یوما یجعل الولدن شیبا(17)
السماء منفطر به کان وعده مفعولا(18)
إ ن هذه تذکرة فمن شاء اتخذ إ لى ربه سبیلا(19)


ترجمه :

11 - مرا با تکذیب کنندگان صاحب نعمت واگذار، و آنها را کمى مهلت ده !
12 - که نزد ما غل و زنجیرها (آتش ) دوزخ است .
13 - و غذائى گلوگیر، و عذابى دردناک !
14 - در آن روز کـه زمـیـن و کوهها سخت به لرزه مى افتد، و کوهها (چنان درهم کوبیده مى شود که ) به شکل توده هائى از شن نرم درمى آید!
15 - مـا پـیامبرى به سوى شما فرستادیم که گواه بر شما است ، همان گونه که به سوى فرعون رسولى فرستادیم .
16 - فـرعـون بـه مـخـالفـت و نـافـرمـانى آن رسول برخاست ، و ما او را شدیدا مجازات کردیم .
17 - شما اگر کافر شوید چگونه خود را (از عذاب شدید الهى ) برکنار مى دارید در آن روز که کودکان را پیر مى کند؟
18 - در آن روز آسمان از هم شکافته مى شود، و وعده او تحقق مى یابد.
19 - ایـن هـشـدار و تـذکـرى اسـت و هـر کـس بخواهد راهى به سوى پروردگارش بر مى گزیند.
تفسیر:
حساب این گنهکاران مستکبر را با من واگذار!
در آخرین آیه از آیات پیشین اشاره اى به کارشکنیها و سخنان ناروا و اذیت و آزار دشمنان اسـلام بـود، آیـات مورد بحث آنها را زیر رگبارى از تهدیدات شدید، دائر به عذابهاى دنـیـا و آخرت از سوى خداوند، قرار داده ، و آنها را دعوت به تجدید نظر در برنامه هاى شوم خود مى کند، و هم به مسلمانان صدر اول در برابر هجوم سخت این دشمنان دلدارى مى دهد و پایمردى مى بخشد.
نخست مى فرماید: (مرا با این تکذیب کنندگان ثروتمند و صاحب نعمت واگذار، و آنها را کمى مهلت ده )! (و ذرنى و المکذبین اولى النعمة و مهلهم قلیلا).
یعنى طرف آنها تو نیستى ، منم مجازات و کیفر آنها را به خود من واگذار، و کمى به آنها مهلت ده ، تا هم اتمام حجت گردد، و هم ماهیت خود را آشکار سازند،
و پشت خود را از بار گناه سنگین کنند، آن گاه عذاب من گلوى آنها را خواهد فشرد!
و مـى دانـیـم مدت کمى گذشت که مسلمانان نیرومند شدند، و ضربات سنگین و شکننده خود را در جنگهاى (بدر) و (حنین ) و (احزاب ) و مانند آن بر پیکر دشمن وارد آوردند، و نیز مدت کمى بیشتر نگذشت که این گردنکشان از دنیا رفتند، و گرفتار عذاب الهى در برزخ شدند و عذاب قیامت نیز از آنها چندان دور نیست .
ضـمـنـا تـعـبـیر به (اولى النعمة ) (صاحبان نعمت ) اشاره به غرور و غفلت ناشى از فـزونـى مـال و ثـروت و امکانات مادى است که غالبا دامنگیر صاحبان آنها مى شود و به هـمـیـن دلیـل در طـول تاریخ انبیاء چنانکه قرآن شاهد و گواه است این دسته همیشه در صف اول مخالفان قرار داشتند.
در حـقـیـقـت این آیه شبیه آیه 34 سوره سباء است که مى گوید: و ما ارسلنا فى قریة من نـذیـر الا قـال مـتـرفـوهـا انا بما ارسلتم به کافرون : (ما در هیچ شهر و دیارى انذار کننده اى نفرستادیم ، مگر اینکه مترفین آنها (کسانى که مست ناز و نعمت بودند) گفتند: ما به آنچه شما به آن فرستاده شده اید کافریم ).
در حـالى کـه ایـنـگـونه افراد باید قبل از دیگران دعوت منادیان حق را لبیک گویند، تا شکر اینهمه نعمت الهى را از این طریق بجا آورند.
سـپـس در ادامـه هـمـیـن تـهـدیـد بـه صـورت صـریـحـتـر مـى گـویـد: (نـزد مـا غل و زنجیرها و آتش دوزخ است )! (ان لدینا انکالا و جحیما).
(انـکـال ) جـمـع (نـکـل ) (بـر وزن فـکـر) بـه مـعـنـى زنـجـیرهاى سنگین است ، و در اصل از ماده نکول ، به معنى ضعف و ناتوانى گرفته شده ، و از آنجا که
زنـجـیـرهائى که بر دست و پا و گردن مى نهند انسان را از حرکت باز مى دارد و ناتوان مـى سـازد، ایـن واژه در مـعـنى زنجیر به کار رفته است ، آرى در برابر آزادى بى قید و شرط و تنعمى که در این دنیا داشتند بهره آنها در آنجا اسارت است و آتش !
و بـاز مـى افـزایـد: (و غـذائى گـلو گـیر و عذابى دردناک ) (و طعاما ذا غصة و عذابا الیما).
غـذائى بـر عـکـس غـذاهاى چرب و شیرین دنیاى آنها که به راحتى از گلو فرو مى رفت و گـوارا بـود، و زنـدگـى دردنـاک در بـرابـر آسـایـش بى حساب این مغروران خود خواه و مستکبر در این جهان .
بـا ایـنکه غذاى خشن و گلو گیر خود عذابى است الیم ، بعد از آن عذاب الیم را جداگانه ذکر مى کند، و این نشان مى دهد ابعاد عذاب الیم آخرت از نظر شدت و عظمت بر هیچکس جز خـدا مـعـلوم نیست ، و لذا در حدیثى مى خوانیم که روزى یکى از مسلمانان این آیه را تلاوت مـى کـرد، و پـیـامـبـر (صـلى الله عـلیـه و آله و سلم ) استماع مى فرمود: ناگهان شخص مزبور صیحه اى زد و مدهوش شد.
و در حـدیـث دیـگـرى آمـده اسـت کـه خـود پـیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) این آیه را تلاوت مى فرمود و چنین حالى به او دست داد.
چـگـونـه این غذاى گلوگیرى نباشد؟ در حالى که در آیه 6 سوره غاشیه مى خوانیم لیس لهم طعام الا من ضریع : (آنها غذائى جز از خارهاى جانگداز ندارند).
و نیز در آیه 43 و 44 سوره دخان مى خوانیم : ان شجرت الزقوم طعام
الاثـیـم : (درخت زقوم (همان گیاه تلخ بد بو و بد طعم و تلخ و کشنده ) غذاى گنهکاران است )!
سـپس به شرح روزى مى پردازد که این عذابها در آن ظاهر مى شوند، مى فرماید: (این در روزى خـواهد بود که زمین و کوهها سخت به لرزه در مى آید و چنان کوهها در هم کوبیده مـى شـود کـه بـه شـکـل تـوده هـائى از رمـل و شـن نـرم در مى آید) (یوم ترجف الارض و الجبال و کانت الجبال کثیبا مهیلا).
(کـثـیـب ) بـه مـعـنـى شـنـهـاى مـتـراکـم اسـت ، و (مـهـیـل ) از مـاده هـیـل (بـر وزن کـیـل ) بـه مـعـنـى ریـخـتـن شـى ء نـرمـى مـانـنـد رمـل و آرد بـر چـیزى است ، و در اینجا منظور شنهاى نرمى است که هرگز استقرار و ثبات ندارد.
بـنـابـرایـن مـعنى ، کوهها در قیامت آنچنان از هم متلاشى مى شوند که به صورت شنهاى نرمى در مى آیند که اگر پا روى آن بگذارند فرو مى رود.
دربـاره سرنوشت کوهها در آستانه قیامت ، قرآن تعبیرات مختلفى دارد که همگى حکایت از نـابـودى و تـبـدیـل آنـهـا بـه خـاکـهـاى نـرم مـى کـنـد (شـرح بـیـشـتـر دربـاره مـراحـل مـخـتـلف نـابـودى کـوهـهـا، و تـعـبـیـرات مـتـفـاوت قـرآن در ایـن زمـیـنـه در ذیل آیه 105 سوره طه آمده است .
سـپـس بـه مـقـایـسـه اى در مـیـان بـعـثـت پـیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) و مخالفت زورمـنـدان عـرب ، و قیام موسى بن عمران در مقابل فرعونیان پرداخته ، مى فرماید: (ما پـیـامـبـرى بـه سـوى شـمـا فـرستادیم که گواه بر شما است ، همانگونه که به سوى فـرعـون رسـولى فـرستادیم ) (انا ارسلنا الیکم رسولا شاهدا علیکم کما ارسلنا الى فرعون رسولا).
هـدف او، هـدایـت شـما و نظارت بر اعمال شما است ، همانگونه که هدف موسى بن عمران ، هدایت فرعون و فرعونیان و نظارت بر اعمال آنها بود.
ولى فـرعـون بـه مـخـالفـت بـا آن رسـول ، بـرخـاسـت ، مـا هم او را به مجازات شدیدى گرفتار ساختیم (فعصى فرعون الرسول فاخذناه اخذا وبیلا).
نـه لشـکـر عـظـیـم او مـانـع از عـذاب الهـى شـد، و نـه وسـعـت مـمـلکـت و قـدرت حـکـومـت و امـوال و ثـروتـمـنـدانـشـان جـلو ایـن کـار را گـرفـت و سـرانـجـام همگى در امواج خروشان نیل که به آن مباهات مى کردند غرق شدند شما که در سطحى بسیار پائینتر از آنها قرار دارید و از نظر عده و عده به مراتب از فرعون و فرعونیان ضعیفترید درباره خود چه مى اندیشید؟ و چگونه به این مختصر اموال و نفراتتان مغرور مى شوید؟
(وبـیل ) از ماده (وبل ) در اصل به معنى باران شدید و سنگین است ، و سپس به هر چیز شدید و سنگین اطلاق شده ، مخصوصا در مورد مجازات ، و در آیه مورد بحث نیز اشاره بـه شـدت عذاب است که گوئى اشخاص را مانند یک باران شدید زیر رگبار خود قرار مى دهد.
سـپـس روى سـخن را به کفار زمان پیامبر اسلام کرده ، به آنها چنین هشدار مى دهد: (اگر شما کافر شوید چگونه خود را از عذاب شدید الهى برکنار مى دارید در آن روز کودکان را پـیـر مـى کـنـد)! (فـکـیـف تـتـقـون ان کـفـرتـم یـومـا یجعل الولدان شیبا.
آرى عـذاب آن روز آنـقدر زیاد، سنگین ، شدید، هولناک و کمرشکن است که کودکان را پیر مى کند، و این کنایه از شدت آن است
عذاب آخرت که سهل است بعضى نقل مى کنند در همین دنیا گاه که انسان در تنگناهاى فوق العـاده شـدیـد قـرار مـى گـیـرد مـحـسـوس ‍ است که در یک لحظه زودگذر موهاى او رو به سفیدى مى رود!
بـه هـر حـال آیـه فـوق اشـاره بـه ایـن اسـت بـه فـرض ایـنـکه شما در این جهان همچون فرعونیان گرفتار عذاب نابود کننده نشوید، قیامت و عذاب قیامت را چه خواهید کرد؟!
در آیـه بـعـد تـوصـیف بیشترى درباره آن روز وحشتناک بیان کرده ، مى افزاید: (در آن روز کـرات آسمانى از هم شکافته مى شود، و وعده الهى تحقق مى یابد) (السماء منفطر به کان وعده مفعولا).
بـسیارى از آیات قیامت و (اشراط الساعة ) (حوادثى که در آستانه پایان جهان و آغاز رسـتـاخـیـز صـورت مـى گـیـرد) حـکـایـت از انـفـجـارهـاى عـظـیـم ، و زلزله هـاى شـدید، و دگـرگـونـیـهاى سریع مى کند که آیه مورد بحث تنها به گوشه اى از آن اشاره نموده است .
وقتى آسمان و کرات آسمانى با آنهمه عظمت نتوانند در برابر حوادث عظیم آن روز مقاومت کنند از این انسان ضعیف و ناتوان و آسیب پذیر چه کارى ساخته است ؟!.
در پـایـان ایـن بـحـث اشـاره اى بـه تـمـام هـشـدارها و انذارهاى گذشته کرده مى فرماید: (آنچه گفته شد تذکر و یادآورى است ) (ان هذه تذکرة ).
شـما در انتخاب راه آزاد هستید، (و هر کس بخواهد هدایت شود و طالب سعادت ابدى باشد راهى به سوى پروردگارش بر مى گزیند) (فمن شاء اتخذ الى ربه سبیلا).
اگـر پـیـمـودن ایـن راه از طـریـق اجـبـار و اکـراه صـورت گـیـرد، نـه افـتخارى است ، نه فـضـیـلتـى ، فـضـیـلت آن است که انسان با اراده و اختیار خود این راه را انتخاب کرده ، و بپوید.
خـلاصـه ایـنـکـه خـداونـد راه و چاه را نشان داده ، و دیده بینا، و آفتاب روشنى بخش را در اخـتـیـار گـذارده ، و مـردم را مـخـیـر سـاخـتـه تـا در اطـاعـت فرمانش با اراده و تصمیم وارد عمل شوند.
در اینکه جمله (ان هذه تذکرة ) (اینها تذکر و یادآورى است ) اشاره به چیست ؟ احتمالات مـتـعـددى از سوى مفسران داده شده است : گاه گفته اند اشاره به مواعظى است که در آیات قبل آمد، و گاه گفته شده اشاره به تمام سوره است ، و یا اشاره به تمام قرآن مجید.
بـعضى نیز گفته اند ممکن است اشاره به دستور نماز و عبادت شبانه باشد که در آیات نخستین سوره آمده بود و مخاطب در آن پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) بود، این جمله مـى خـواهـد آن را تـعـمـیـم و گـسـتـرش بـه سـایـر مـسـلمـانـان دهـد، بـنـابـرایـن منظور از (سـبـیـل ) (راه ) در جـمـله بـعـد نـیـز نـمـاز شـب اسـت کـه از جـمـله راهـهاى مهم به سوى پـروردگـار اسـت هـمـانـگونه که در آیه 26 سوره دهر بعد از دستور عبادت شبانه (و من اللیـل فـاسـجـد له و سـبـحه لیلا طویلا) با فاصله مختصرى مى فرماید ان هذه تذکرة فمن شاء اتخذ الى ربه سبیلا که عینا همان آیه مورد بحث است
البـتـه ایـن تفسیر مناسبى است ولى مناسبتر این است که مفهوم آیه گسترده باشد و تمام برنامه هاى انسان ساز این سوره در بر گیرد چنانکه در بالا اشاره کردیم
نکته :
مراحل چهار گانه عذاب الهى
در آیـات فوق تکذیب کنندگان مغرور و مست نعمت را به چهار عذاب دردناک تهدید مى کند: غل و زنجیرها (انکال )
آتش سوزان جهنم (جحیم )
غذاهاى خشن و گلوگیر و مرگبار (و طعاما ذاغصة )
و انواع مجازاتهاى دردناک دیگر که به فکر انسان نمى گنجد (و عذابا الیما)
ایـن مجازاتها در حقیقت نقطه مقابل وضع آنها در این زندگى دنیا است از یکسو داشتن آزادى بى حد و مرز
و از سوى دیگر زندگى مرفه ؛
و از سوى سوم غذاهاى گوارا
و از سوى چهارم انواع آسایشها
و چـون هـمـه ایـنها را به قیمت ظلم و تجاوز به حقوق دیگران و کبر و غرور و غفلت از خدا پیدا کرده اند در قیامت به چنان سرنوشتى گرفتار خواهند شد.
آیه و ترجمه


إ ن ربـک یـعـلم أ نـک تـقـوم أ دنى من ثلثى اللیل و نصفه و ثلثه و طائفة من الذین معک و الله یـقـدر اللیـل و النهار علم أ ن لن تحصوه فتاب علیکم فاقرؤ ا ما تیسر من القرءان عـلم أ ن سـیـکـون مـنـکـم مـرضـى و ءاخـرون یـضـربـون فـى الا رض یـبـتـغـون مـن فـضـل الله و ءاخـرون یـقـاتـلون فى سبیل الله فاقرؤ ا ما تیسر منه و أ قیموا الصلوة و ءاتـوا الزکوة و أ قرضوا الله قرضا حسنا و ما تقدموا لا نفسکم من خیر تجدوه عند الله هو خیرا و أ عظم أ جرا و استغفروا الله إ ن الله غفور رحیم(20)


ترجمه :

20 - پـروردگـارت مى داند که تو و گروهى از کسانى که با تو هستند نزدیک دو سوم از شـب یـا نصف یا ثلث آن را بپا مى خیزید، و خداوند شب و روز را اندازه گیرى مى کند، او مـى دانـد کـه شـما نمى توانید مقدار آن را (دقیقا) اندازه گیرى کنید، لذا شما را بخشید اکنون آن مقدار از قرآن که براى شما میسر است تلاوت کنید، او مى داند به زودى گروهى از شـمـا بـیـمـار مـى شـونـد، و گـروهـى دیـگـر بـراى بـه دسـت آوردن فـضل الهى (و کسب روزى ) به سفر مى روند، و گروهى دیگرى در راه خدا جهاد مى کنند، پس آن مقدار که براى شما ممکن است از آن تلاوت
کنید، و نماز را بر پا دارید و زکات ادا کنید، و به خدا قرض الحسنه دهید (در راه او انفاق نـمـائیـد) و (بـدانـیـد) آنـچه را از کارهاى خیر براى خود از پیش مى فرستید نزد خدا به بهترین وجه و بزرگترین پاداش خواهید یافت ، و از خدا آمرزش بطلبید که خداوند غفور و رحیم است .
تفسیر
هر چه براى شما امکان دارد قرآن بخوانید
ایـن آیـه کـه طـولانـى تـریـن آیـات ایـن سـوره اسـت مـشـتـمـل بـر مـسـائل بـسـیـارى اسـت کـه مـحـتـواى آیـات گـذشـتـه را تکمیل مى کند.
در اینکه این آیه ناسخ دستور آیات آغاز این سوره است یا توضیح و تفسیرى براى آن ، و هـمـچـنین در اینکه آیا این آیه در مکه نازل شده یا در مدینه ؟ در میان مفسران سخت گفتگو است .
پاسخ این سؤ الها بعد از تفسیر آیه روشن خواهد شد.
نـخست مى فرماید: (پروردگارت مى داند که تو و گروهى از کسانى که با تو هستند نـزدیـک دو سوم از شب یا نصف یا ثلث آن را به پا مى خیزند، چگونه خداوند از آن آگاه نـیـسـت در حـالى کـه اندازه گیرى شب و روز به وسیله او است ) (ان ربک یعلم انک تقوم ادنـى مـن ثـلثـى اللیـل و نـصـفـه و ثـلثـه و طـائفـة مـن الذیـن مـعـک و الله یـقـدر اللیل و النهار).
اشاره به همان دستورى است که در آغاز سوره به پیامبر داده شده ، تنها
چـیـزى که در اینجا اضافه دارد این است که گروهى از مؤ منان نیز در این عبادت شبانه ، پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) را همراهى مى کردند (به عنوان یک حکم استحبابى و یـا احـتـمـالا یک حکم وجوبى زیرا شرائط آغاز اسلام ایجاب مى کرد که آنها با تلاوت قـرآن کـه مـشـتـمل بر انواع درسهاى عقیدتى و عملى و اخلاقى است و همچنین عبادات شبانه خود را بسازند و آماده تبلیغ اسلام و دفاع از آن گردند).
ولى بـه گونه اى که از بعضى روایات استفاده مى شود جمعى از مسلمانان در نگهداشتن حـسـاب (ثـلث ) و (نـصـف ) و (دو ثـلث ) گـرفـتـار اشـکال و دردسر مى شدند (چرا که وسیله سنجش زمان در آن عصر وجود نداشت ) و به همین جـهـت نـاچـار احـتیاط مى کردند، و این امر سبب مى شد که گاه تمام شب را بیدار بمانند، و مشغول عبادت باشند، تا آنجا که پاهاى آنها به خاطر قیام شبانه ورم کرد!
لذا خداوند این حکم را بر آنها تخفیف داد و فرمود: (او مى داند که شما نمى توانید مقدار مـزبـور را دقـیـقـا انـدازه گـیرى کنید، به همین جهت شما را بخشید، اکنون آن مقدارى که از قـرآن بـراى شـمـا مـیـسر است تلاوت کنید) (علم ان لن تحصوه فتاب علیکم فاقرءوا ما تیسر من القرآن ).
(لن تـحصوه ) از ماده (احصاء) به معنى شماره کردن است ، یعنى شما نمى توانید دقیقا وقت شب را از نظر مقدار دو ثلث و نصف و یک ثلث تعیین کنید، و به زحمت مى افتید.
بـعـضـى نـیـز گـفـتـه انـد مـنـظور این است که شما نمى توانید بر این کار در تمام ایام سال مداومت کنید.
حـتـى امـروز هـم کـه بـا وسـائلى مـى تـوان بـه مـوقع از خواب بیدار شد تعیین دقیق این مقادیر، در تمام طول سال ، مخصوصا با تفاوت مستمر شب و روز، کار آسانى نیست .
جـمـله (تـاب علیکم ) را غالب مفسران به معنى تخفیف این تکلیف ذکر کرده اند، نه به معنى (توبه از گناه )
این احتمال نیز وجود دارد که وقتى حکم وجوب برداشته شود گناهى صورت نمى پذیرد، و در نتیجه همچون آمرزش الهى خواهد بود.
در ایـنـکـه مـنـظـور از جمله (فاقرؤ وا ما تیسر من القرآن ) (آنچه از قرآن براى شما میسر است بخوانید) چیست ؟ گفتگو بسیار است : جمعى آن را به نماز شب تفسیر کرده اند کـه در لابلاى آن حتما آیات قرآن خوانده مى شود، و بعضى گفته اند منظور همان تلاوت قرآن است هر چند در اثناء نماز نباشد، سپس بعضى مقدار آن را به پنجاه آیه ، و بعضى بـه یـکـصـد آیـه ، و بـعـضـى دویـسـت آیـه تـفـسـیـر کـرده انـد، ولى هـیـچـیـک از این اعداد دلیـل خـاصـى ندارد، بلکه مفهوم آیه این است که هر مقدارى که انسان به زحمت نمى افتد از قرآن بخواند.
بـدیـهـى اسـت مـنـظـور از (تـلاوت قـرآن ) در ایـنـجـا تـلاوتى است به عنوان درس و فراگیرى براى خودسازى و پرورش ایمان و تقوا.             سـپـس به بیان دلیل دیگرى براى این تخفیف پرداخته مى افزاید: (خداوند مى داند که گـروهـى از شـمـا بـیـمـار مـى شـونـد، و گـروهـى دیـگـر بـراى تـحـصـیـل معاش و ابتغاء فضل الهى راهى سفر مى کردند، و گروه دیگرى در راه خدا جهاد مـى کـنـنـد، و این امور مانع از آن خواهد شد که عبادات شبانه را در نصابى که قبلا تعیین شـده بـه طـور مـداوم انـجـام دهـنـد) (عـلم ان سـیـکون منکم مرضى و آخرون یضربون فى الارض یـبـتـغـون مـن فـضـل الله و آخـرون یـقـاتـلون فـى سبیل الله ).
و هـمـیـن سـبـب دیـگـرى بـراى تـخـفـیـف ایـن بـرنـامـه اسـت ، لذا بـار دیگر تکرار مى کند (حـال کـه چـنـیـن اسـت آن مـقـدار که براى شما ممکن است و توانائى دارید در شب از قرآن تلاوت کنید) (فاقرءوا ما تیسر منه ).
روشـن اسـت کـه ذکـر بـیـمـارى ، و مـسـافـرتـهـاى ضـرورى ، و جـهـاد فـى سـبـیـل الله ، بـه عـنـوان سه مثال براى عذرهاى موجه است ، ولى منحصر به اینها نیست ، مـنـظـور ایـن است چون خداوند مى داند شما گرفتار مشکلات مختلف زندگى در روز خواهید شد، و این مانع تداوم آن برنامه سنگین است ، به شما تخفیف داده است .
اکنون این سؤ ال مطرح مى شود که آیا این حکم آنچه را که در آغاز سوره آمده است نسخ مى کـنـد؟ یـا بـه صورت استثنائى براى آن است ؟ ظاهر آیات نسخ حکم سابق مى باشد، در حـقیقت لازم بود این برنامه مدتى اجرا بشود و اجرا شد، و منظور از این حکم که جنبه موقت و فوق العاده داشت حاصل گردید، و بعد از پایان این مدت به صورت خفیف ترى باقى مـانـد، زیـرا ظـاهـر آیه این است که به خاطر وجود معذورین این حکم درباره همه تخفیف داده شـده ، نـه فقط درباره گروه معذوران ، و به این ترتیب نمى تواند استثنا باشد بلکه باید نسخ باشد (دقت کنید)
در ایـنـجا سؤ ال دیگرى پیش مى آید که : آیا تلاوت مقدار ممکن از قرآن که در این آیه دو بار به آن امر شده ، واجب است ، یا جنبه مستحب دارد؟
بعضى گفته اند: مسلما مستحب است ، و بعضى احتمال وجوب داده اند، چرا که تلاوت قرآن مـوجـب آگـاهـى بر دلائل توحید، و ارسال رسل ، و اعجاز این کتاب آسمانى ، و فراگیرى سایر واجبات دین مى گردد، بنابراین تلاوت قرآن مقدمه واجب است و واجب مى باشد.
ولى بـایـد تـوجـه داشـت کـه در ایـن صورت لازم نیست قرآن را شبانه بخوانند، و یا در اثناء نماز شب ، بلکه بر هر مکلفى واجب است که به مقدار لازم براى تعلیم و تربیت ، و آگـاهـى بـر اصـول و فروع اسلام ، و همچنین حفظ قرآن و رساندن آن به نسلهاى آینده تلاوت کند بدون اینکه وقت و زمان خاصى در آن مطرح باشد.
ولى حـق ایـن اسـت کـه ظـاهـر امـر در جـمـله (فـاقـرءوا ...) وجـوب اسـت چـنـانـکـه در اصول فقه بیان شده ) مگر اینکه گفته شود این (امر) به قرینه (اجماع فقهاء بر عـدم وجـوب ) یـک امـر اسـتحبابى است ، و نتیجه این مى شود که در آغاز اسلام به خاطر وجود شرائطى این تلاوت و عبادت شبانه واجب بوده ، و بعد هم از نظر مقدار و هم از نظر حـکم تخفیف داده شده ، و به صورت یک حکم استحبابى آن هم به مقدار میسور در آمده است ، ولى به هر حال وجوب نماز شب بر پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم ) تا آخر عمر ثابت ماند (به قرینه سایر آیات قرآن و روایات ).
در روایـتى از امام باقر (علیه السلام ) نیز مى خوانیم : حکم مربوط به دو ثلث از شب ، یـا نـیـمـى از آن ، و یـا ثـلث آن ، مـنسوخ شده ، و به جاى آن فاقرءوا ما تیسر من القرآن قرار گرفته است .
قـابـل تـوجـه ایـنـکه سه نوع عذر در آیه مورد بحث ذکر شده که یکى جنبه جسمانى دارد (بـیـمارى ) و دیگرى جنبه مالى دارد (مسافرت براى کسب و کار) و سومى جنبه دینى دارد (جهاد فى سبیل الله ) و لذا بعضى گفته اند از این آیه استفاده مى شود که تلاش براى معاش همردیف جهاد فى سبیل الله است !
و نـیـز ایـن جـمـله را دلیـلى دانـسـتـه انـد بـر ایـنـکـه خـصـوص ایـن آیـه در مـدیـنـه نازل شده ، چرا که وجوب جهاد در مکه نبود، ولى با توجه به اینکه مى فرماید سیکون (بـه زودى خـواهـد بـود) ممکن است این جمله خبر از تشریع جهاد در آینده باشد، یعنى چون عـذرهائى در حال دارید و عذرهائى در آینده براى شما پیدا مى شود، این حکم به صورت دائمى در نیامد، و به این صورت با مکى بودن آیه منافات ندارد.
سـپـس بـه چـهـار دستور دیگر در پایان این آیه اشاره کرده ، و برنامه خودسازى ارائه شـده را بـه ایـن وسیله تکمیل مى کند، مى فرماید: (نماز را بر پا دارید، و زکات را ادا کـنـیـد، و از طـریـق انـفـاقـهاى مستحبى به خداوند قرض الحسنه دهید، و بدانید آنچه را از کارهاى خیر براى خود از پیش مى فرستید آن را نزد خداوند به بهترین وجه بزرگترین ، پاداش خواهید یافت ).
(و اقـیـمـوا الصـلوة و آتوا الزکوة و اقرضوا الله قرضا حسنا و ما تقدموا لانفسکم من خیر تجدوه عند الله هو خیرا و اعظم اجرا).
(و استغفار کنید، و از خداوند آمرزش بطلبید که خداوند غفور و رحیم است ) (و استغفروا الله ان الله غفور رحیم ).
این چهار دستور (نماز، زکات ، انفاقهاى مستحبى ، و استغفار) به ضمیمه دستور تلاوت و تـدبـر در قـرآن کـه در جـمـله هـاى قـبـل آمـده بـود مـجـمـوعـا یـک بـرنـامـه کامل خودسازى را تشکیل مى دهد که در هر عصر و زمان به خصوص در آغاز اسلام تاءثیر انکار ناپذیرى داشته و دارد.
مـنـظـور از (نـمـاز) در اینجا نمازهاى واجب پنجگانه و منظور از (زکات ) زکات واجب اسـت ، مـنـظـور از دادن (قـرض ‍ الحسنه ) به خداوند همان انفاقهاى مستحبى است ، و این بـزرگـوارانـه تـریـن تـعبیرى است که در این زمینه تصور مى شود، چرا که مالک تمام مـلکـها، از کسى که مطلقا چیزى از خود ندارد قرض مى طلبد تا از این طریق او را تشویق بـه انـفـاق و ایـثـار و کـسـب فـضـیـلت ایـن عـمـل خـیـر کـنـد، و از ایـن طریق تربیت شود و تکامل یابد.
ذکـر اسـتـغـفار در پایان این دستورات ممکن است اشاره به این باشد که مبادا با انجام این طاعات خود را انسان کاملى بدانید و به اصطلاح طلبکار تصور کنید، بلکه همواره باید خـود را مـقـصـر بـشـمـریـد، و عـذر بـه درگاه خدا آورید، (ورنه سزاوار خداوندیش ‍ کس نتواند که بجا آورد).
بعضى از مفسران معتقدند تکیه روى این دستورات به خاطر آن است که تصور نشود اگر تـخـفـیـفى درباره قیام شبانه و تلاوت قرآن قائل شده به سایر برنامه ها و دستورات دینى نیز سرایت مى کند بلکه آنها همچنان به قوت خود باقى است .
ضمنا ذکر زکات واجب را در اینجا دلیل دیگرى بر مدنى بودن این آیه گرفته اند زیرا حـکـم زکـات در مـدیـنـه نـازل شـد نـه در مـکـه ، ولى بـعـضـى گـفـتـه انـد اصـل زکـات در مـکـه نـازل شد، اما نصاب و مقدارى براى آن بیان نگردیده بود، آنچه در مدینه تشریع شد مساءله نصاب و مقدار زکات بود.
نکته ها:
          1 - ضرورت آمادگى عقیدتى و فرهنگى
          
بـراى انجام کارهاى مهم اجتماعى مخصوصا ایجاد یک انقلاب وسیع و گسترده در تمام شؤ ن زنـدگـى قـبـل از هـر چـیـزى یـک نـیـروى مصمم انسانى لازم است که با اعتقاد راسخ ، و آگـاهى کامل ، و تعلیمات لازم فکرى و فرهنگى ، و پرورشهاى اخلاقى ، براى این کار ساخته شده باشد.
و این دقیقا کارى بود که پیغمبر اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم ) در مکه در سالهاى نـخـسـتـیـن بـعـثـت بـلکـه در تـمـام دوران عـمـرش ‍ انـجـام داد، و بـه هـمـیـن دلیل و به خاطر وجود همین زیر بناى محکم ، نهال اسلام به سرعت نمو کرد، و جوانه زد، و شاخ و برگ آورد.
آنچه در این سوره آمده است نمونه زنده و بسیار گویائى از این برنامه حساب شده است : دستور به عبادت دو سوم یا حداقل یک سوم از شب ، آن هم تواءم با تلاوت و دقت در آیات قـرآن مـجـیـد تـاءثـیـر عـجـیـبـى در روح مـسـلمـانـان گـذارد، و آنـهـا را بـراى قـبول (قول ثقیل ) و (سبح طویل ) آماده ساخت ، این حرکتها و ناشئه هاى شبانه که به تعبیر قرآن (اشد وطا) و (اقوم قیلا) بود سرانجام کار خود را کرد، و گروهى انـدک از تـوده هـاى مـحـروم و قـشـرهاى مستضعف و در بند چنان ساخته شدند که شایستگى براى حکومت بر بخش عظیمى از جهان را پیدا کردند.
و امـروز هـم اگـر ما مسلمانان بخواهیم عظمت و قدرت دیرین را باز یابیم ، راه همین راه ، و برنامه همین برنامه است ، هرگز نباید انتظار داشته باشیم با افرادى ضعیف و ناتوان از نـظـر تـفـکـر و ایـمان ، افرادى که پرورشهاى لازم فرهنگى و اخلاقى را نیافته اند سـیـطـره (یـهـود) را از قـلب کشورهاى اسلامى بر اندازیم ، و دست زورگویان و ابر جـنـایـتـکاران را از ممالک اسلامى کوتاه کنیم این سخنى است دامنه دار، اما آنجا که کس است یک حرف بس است !
          2 - تلاوت قرآن همراه با تفکر
          
از روایـات اسـلامـى بـه خوبى استفاده مى شود فضیلت تلاوت قرآن در زیاد خواندن آن نیست ، بلکه در خوب خواندن و تدبر و اندیشه در آن است .
جـالب ایـنـکـه در ذیـل آیـه فـوق کـه دسـتـور مـى دهـد آنچه از قرآن براى شما میسر است بخوانید (فاقرؤ وا ما تیسر منه ) روایتى از امام على بن موسى الرضا (علیه السلام ) آمـده اسـت کـه از جـدش چـنین نقل مى فرماید: ما تیسر منه لکم فیه خشوع القلب و صفاء السـر!: (آن مـقدار بخوانید که در آن خشوع قلب و صفاى باطن و نشاط روحانى و معنوى باشد)!.
چرا چنین نباشد در حالى که هدف اصلى تلاوت ، تعلیم و تربیت است .
و روایات در این زمینه بسیار است .
          3 - تلاش براى معاش همردیف جهاد
          
در آیـه فـوق - چـنـانـکـه دیـدیـم - تـلاش بـراى زنـدگـى را در کـنـار (جـهـاد فـى سـبـیـل الله ) قـرار داده ، و ایـن نـشـان مـى دهـد کـه اسلام براى این موضوع اهمیت زیادى قـائل اسـت ، چـرا چـنـین نباشد در حالى که یک ملت فقیر و گرسنه و محتاج به بیگانه ، هرگز استقلال و عظمت و سربلندى نخواهد یافت ، و اصولا (جهاد اقتصادى ) بخشى از جهاد با دشمن است .
در ایـن زمـیـنـه جـمـله اى از عـبـدالله بـن مـسـعـود صـحـابـى مـعـروف نـقـل شـده اسـت کـه مـى گـویـد: ایـمـا رجـل جلب شیئا الى مدینة من مدائن المسلمین ، صابرا مـحـتسبا، فباعه بسعر یومه کان عند الله بمنزلة الشهداء، ثم قرأ (و آخرون یضربون فى الارض ) ... (هر کس متاعى را به یکى از شهرهاى مسلمانان ببرد، و زحمات خود را در ایـن راه بـراى خدا محسوب دارد، سپس آن را به قیمت عادلانه آن روز بفروشد چنین کسى در پـیـشـگـاه خـدا بـه مـنـزله شـهـیـدان اسـت ) سـپـس ایـن جـمـله از آیـه آخـر سـوره مزمل را به عنوان شاهد تلاوت کرد: و آخرون یضربون فى الارض .
خداوندا! به ما توفیق جهاد در تمام ابعادش مرحمت فرما.
بـار الهـا! تـوفـیق قیام شبانه و تلاوت قرآن کریم و ساختن خویشتن در پرتو این نور آسمانى به همه ما لطف کن .
پـروردگـارا! جامعه اسلامى ما را با الهام از این سوره پر محتوا به مقام شایسته و عظمت دیرین برسان .
آمین یا رب العالمین


 

 

امارگیر حرفه ای سایت

سایت خدماتی نایت اسکین - امارگیر سایت