تفسیرنمونه سوره طلاق (قسمت2)

آیه و ترجمه


و الى یـئسـن مـن المـحـیـض مـن نـسائکم إ ن ارتبتم فعدتهن ثلثة اءشهر و الى لم یحضن و اءولت الا حـمـال اءجـلهـن اءن یـضـعـن حـمـلهـن و مـن یـتـق الله یجعل له من اءمره یسرا (4)
ذلک اءمر الله اءنزله إ لیکم و من یتق الله یکفر عنه سیاته و یعظم له اءجرا (5)
اءسـکـنـوهـن مـن حـیـث سـکـنـتـم مـن وجـدکـم و لا تـضـاروهـن لتـضـیقوا علیهن و إ ن کن اءولت حمل فاءنفقوا علیهن حتى یضعن حملهن فإ ن اءرضعن لکم فاتوهن اءجورهن و اءتمروا بینکم بمعروف و إ ن تعاسرتم فسترضع له اءخرى (6)
لیـنـفق ذو سعة من سعته و من قدر علیه رزقه فلینفق مما ءاتئه الله لا یکلف الله نفسا إ لا ما ءاتئها سیجعل الله بعد عسر یسرا (7)


ترجمه :

4 - زنـانـى از شـما که از عادت ماهانه ماءیوسند، اگر در وضع آنها (از نظر باردارى ) شـک کـنـیـد، عـده آنـان سـه مـاه اسـت ، و هـمـچنین آنها که عادت ماهانه ندیده اند، و عده زنان باردار این است که بار خود را بر زمین بگذارند، و هر کس تقواى الهى پیشه کند خداوند کار را بر او آسان مى سازد.
5 - ایـن فـرمـان خدا است که بر شما نازل کرده ، و هر کس تقواى الهى پیشه کند خداوند گناهان او را مى بخشد، و پاداش او را بزرگ مى دارد.
6 - آنـهـا (زنان مطلقه ) را هر جا خودتان سکونت دارید، و در توانائى شما است ، سکونت دهـیـد، و بـه آنـهـا زیـان نـرسـانـیـد تـا کـار را بـر آنـان تـنـگ کـنـید (و مجبور به ترک مـنـزل شـونـد) و هـرگـاه بـاردار بـاشـنـد نـفـقـه آنـهـا را بـپـردازیـد تـا وضـع حـمـل کـنـنـد، و اگـر بـراى شـمـا فرزند را شیر دهند پاداش آنها را بپردازید، و (درباره فرزندان کار را) با مشاوره شایسته انجام دهید، و اگر بتوافق نرسیدید زن دیگرى شیر دادن آن بچه را بر عهده مى گیرد.
7 - آنـهـا کـه امـکـانـات وسـیـعـى دارنـد بـاید از امکانات وسیع خود انفاق کنند، و آنها که تـنـگـدسـتـنـد از آنـچـه کـه خـدا بـه آنـهـا داده انفاق نمایند، خداوند هیچکس را جز به مقدار توانائى که به او داده تکلیف نمى کند، خداوند به زودى بعد از سختیها آسانى قرار مى دهد.
تفسیر:
احکام زنان مطلقه و حقوق آنها
از جمله احکامى که از آیات گذشته استفاده شد لزوم نگهداشتن عده بعد از طلاق است ، و از آنـجـا کـه در آیـه 228 سـوره بـقـره حکم زنانى که عادت ماهیانه مى بینند در مساءله عده روشن شده است که باید سه بار پاکى را پشت سر گذاشته
عـادت مـاهانه ببینند هنگامى که براى بار سوم وارد ماهانه شدند عده آنها پایان یافته ، ولى در این میان افراد دیگرى هستند که به عللى عادت ماهانه نمى بینند و یا باردارند، آیـات فـوق حـکـم ایـن افـراد را روشـن سـاخـتـه و بـحـث عـده را تکمیل مى کند.
نـخـسـت مـى فرماید: (زنانى از شما که ماءیوس از عادت ماهانه شده اند، اگر در وضع آنـهـا (از نـظـر بـاردارى ) شـک کنید عده آنان سه ماه است ) (و اللائى یئسن من المحیض من نسائکم ان ارتبتم فعدتهن ثلثة اشهر).
(و هـمـچنین زنانى که عادت ماهانه ندیده اند آنها نیز باید سه ماه تمام عده نگهدارند) (و اللائى لم یـحـضن ) سپس به سومین گروه اشاره کرده مى افزاید: (عده زنان باردار ایـن اسـت کـه بـار خـویـش را بـر زمـیـن بـگـذارنـد) (و اولات الاحمال اجلهن ان یضعن حملهن ).
بـه ایـن تـرتـیـب حـکم سه گروه دیگر از زنان در آیه فوق مشخص شده است ، دو گروه بـایـد سـه مـاه عـده نـگـهـدارنـد، و گـروه سـوم یـعـنـى زنـان بـاردار بـا وضـع حـمـل عـده آنـان پـایـان مـى گـیـرد، خـواه یـک سـاعـت بـعـد از طـلاق وضـع حمل کنند یا مثلا هشت ماه .
در ایـنـکـه مـنـظـور از جـمـله (ان ارتـبـتـم ) (هـرگـاه شـک و تـردیـد کـنـیـد) چـیست ؟ سه احتمال ذکر شده است :
1 - مـنـظـور احتمال و شک در وجود (حمل ) است ، به این معنى که اگر بعد از سن یاءس (سـن پـنـجـاه سـالگـى در زنـان عـادى و شـصـت سـالگـى در زنـان قـرشـى ) احـتـمـال وجـود حـمـل در زنى برود باید عده نگهدارد، این معنى هر چند کمتر اتفاق مى افتد ولى گاه اتفاق افتاده است (توجه داشته باشید که واژه (ریبه )
به معنى شک در حمل در روایات و کلمات فقهاء کرارا آمده است )
2 - منظور زنانى است که به درستى نمى دانیم به سن یاءس رسیده اند یا نه ؟.
3 - منظور شک و تردید در حکم این مساءله است ، بنابراین آیه مى گوید اگر حکم خدا را نمى دانید، حکم خدا این است که چنین زنانى عده نگهدارند، ولى از همه این تفسیرها مناسبتر تـفـسـیـر اول اسـت ، زیرا ظاهر جمله و اللائى یئسن ... این است که این زنان به سن یاءس رسـیـده انـد، در ضـمـن هـرگـاه زنـانـى بـر اثـر بـیـمـاریـهـا یـا عـوامـل دیـگـر، عـادت مـاهـانـه آنـهـا قـطـع شـود، مشمول همین حکمند، یعنى باید سه ماه عده نـگـهـدارنـد (ایـن حـکـم را از طـریـق قـاعـده اولویـت و یـا مشمول لفظ آیه مى توان استفاده کرد).
جـمـله و اللائى لم یحضن (زنانى که عادت ماهانه ندیده اند) ممکن است به این معنى باشد کـه بـه سـن بلوغ رسیده اند اما عادت نمى بینند، در این صورت بدون شک باید سه ماه عده نگهدارند، احتمال دیگرى که در تفسیر آیه داده اند این است که کلیه زنانى که عادت ندیده اند خواه به سن بلوغ رسیده باشند یا نه ؟.
ولى مـشـهـور در میان فقهاى ما این است که هرگاه زن به سن بلوغ نرسیده باشد بعد از طلاق عده ندارد، ولى این مساءله نیز مخالفینى دارد که به بعضى از روایات
در ایـن زمینه استدلال کرده اند، و ظاهر آیه فوق نیز با آنها موافق است (شرح بیشتر این مساءله را نیز در کتب فقهى باید مطالعه کرد).
از شـاءن نـزولى که براى جمله هاى اخیر ذکر شده نیز تفسیر فوق استفاده مى شود و آن اینکه (ابى بن کعب ) به رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) عرض کرد که عده بـعـضـى از زنـان در قـرآن نـیـامـده اسـت ، از جـمـله زنان صغیره و زنان کبیره (یائسه ) و باردار، آیه فوق نازل شد و احکام آنها را بیان کرد.
در ضمن عده در صورتى است که احتمال حـمل درباره او برود، زیرا در آیه فوق عطف بر زنان یائسه شده ، و مفهومش این است که حکم هر دو یکسان مى باشند.
و بـالاخـره در پـایـان آیـه مـجـددا روى مساءله تقوا تکیه مى کند و مى فرماید: (هر کس تـقـواى الهـى پـیـشـه کـنـد خـداونـد کـار را بـر او آسـان مـى سـازد) (و مـن یـتـق الله یجعل له من امره یسرا).
هـم در ایـن جـهـان و هـم در جـهان دیگر مشکلات او را، چه در رابطه مساءله جدائى و طلاق و احـکـام آن ، و چـه در رابـطـه بـا مـسـائل دیـگـر بـه لطـفـش حل مى کند.
در آیـه بـعـد بـاز بـراى تـاءکـیـد بـیـشـتر روى احکامى که در زمینه طلاق و عده در آیات قـبـل آمـده مـى افـزایـد: (ایـن فـرمـان خـدا اسـت کـه آنـرا بـر شـمـا نازل کرده است ) (ذلک امر الله انزله الیکم ).
(و هر کس تقواى الهى پیشه کند، و از مخالفت فرمان او بپرهیزد،
خداوند گناهان او را مى بخشد، و پاداش او را بزرگ مى سازد) (و من یتق الله یکفر عنه سیئاته و یعظم له اجرا).
بـعضى از مفسران گفته اند که منظور از (سیئات ) در اینجا (گناهان صغیره ) است ، و منظور از تقوا پرهیز از (گناهان کبیره ) است به این ترتیب پرهیز از کبائر سبب بـخـشـودگـى صـغـائر مى شود، شبیه آنچه در آیه 31 سوره نساء آمده است . و لازمه این سـخـن آن است که مخالفت احکام گذشته در زمینه طلاق و عده جزء گناهان کبیره محسوب مى شود.
البـتـه درسـت اسـت کـه (سـیـئات ) گـاهـى به معنى گناهان صغیره آمده است ، ولى در بـسـیـارى از آیـات قـرآن مجید (سیئات ) به عموم گناهان اعم از صغیره و کبیره اطلاق شـده اسـت ، مـثـلا در آیـه 65 سـوره مـائده مـى خـوانـیـم : و لو ان اهـل الکـتـاب آمـنـوا و اتـقـوا لکـفـرنـا عـنـهـم سـیـئاتـهـم : (اگـر اهـل کـتـاب ایمان بیاورند و تقوا پیشه کنند ما تمام گناهان گذشته آنها را مى بخشیم ) (این معنى در آیات دیگرى نیز آمده است ).
مسلم است که ایمان و قبول اسلام سبب بخشودگى همه گناهان پیشین مى شود.
آیه بعد توضیح بیشترى درباره حقوق زن بعد از جدائى مى دهد، هم از نظر (مسکن ) و (نفقه ) و هم از جهات دیگر.
نـخـسـت دربـاره چـگـونـگـى مسکن زنان مطلقه مى فرماید: (آنها را هر جا خودتان سکونت دارید و امکانات شما ایجاب مى کند سکونت دهید) (اسکنوهن من حیث سکنتم من وجدکم ).
(وجـد) (بـر وزن حـکـم ) به معنى توانائى و تمکن است ، بعضى از مفسران تفسیرهاى دیـگـرى بـراى آن ذکـر کـرده انـد کـه در نتیجه به همین معنى باز مى گردد، راغب نیز در مفردات مى گوید: تعبیر به (من وجدکم ) مفهومش این است که به مقدار توانائى و به اندازه غناى خود مسکن مناسب براى زنان مطلقه در نظر بگیرید.
طبیعى است آنجا که مسکن بر عهده شوهر است بقیه نفقات نیز بر عهده او خواهد بود دنباله آیه که درباره (نفقه ) زنان باردار سخن مى گوید نیز شاهد این مدعا است .
سـپـس بـه حکم دیگرى پرداخته مى گوید: (به آنها زیان نرسانید تا کار را بر آنها تنگ کنید و مجبور به نقل مکان و ترک نفقه شما شوند) (و لا تضاروهن لتضیقوا علیهن ).
مـبـادا کـیـنـه توزیها و عداوت و نفرت شما را از راه حق و عدالت منحرف سازد، و آنها را از حـقـوق مسلم خود در مسکن و نفقه محروم کنید، و آنچنان در فشار قرار گیرند که همه چیز را رها کرده ، فرار کنند!.
در سـومـین حکم در مورد زنان باردار مى گوید: (و اگر باردار باشند مخارج آنها را تا زمـانـى کـه وضـع حـمـل کـنـنـد بـدهـیـد) (و ان کـن اولات حمل فانفقوا علیهن حتى یضعن حملهن ).
زیرا مادام که وضع حمل نکرده اند در حال عده هستند، و نفقه و مسکن بر همسر واجب است .
و در چـهـارمـین حکم در مورد حقوق (زنان شیرده ) مى فرماید: (اگر حاضر شدند بعد از جـدائى ، فـرزنـدان را شـیـر دهـنـد اجر و پاداش آنها را بپردازید) (فان ارضعن لکم فاتوهن اجورهن ).
اجرتى متناسب با مقدار و زمان شیر دادن بر حسب عرف و عادت .
و از آنـجـا کـه بـسـیـار مـى شـود نـوزادان و کـودکـان مـال المصالحه اختلافات دو همسر بعد از جدائى واقع مى شوند در پنجمین حکم یک دستور قـاطـع در ایـن زمـیـنـه صادر کرده ، مى فرماید: (درباره سرنوشت فرزندان با مشاوره یکدیگر و به طور شایسته تصمیم بگیرید) (و اءتمروا بینکم بمعروف ).
مـبـادا اخـتـلافـات دو هـمـسـر ضربه بر منافع کودکان وارد سازد از نظر جسمى و ظاهرى گرفتار خسران شوند، و یا از نظر عاطفى از محبت و شفقت لازم محروم بمانند، پدر و مادر مـوظـفـنـد خـدا را در نـظـر گـیرند، و منافع نوزاد بى دفاع را فداى اختلافات و اغراض ‍ خویش نکنند.
جـمله (واءتمروا) از ماده (ایتمار) گاه به معنى (پذیرا شدن دستور) و گاه به معنى مشاوره مى آید، و در اینجا معنى دوم مناسبتر است و تعبیر (بمعروف ) تعبیر جامعى اسـت کـه هـرگـونـه مـشـاوره اى را کـه خـیـر و صـلاح در آن بـاشـد شامل مى گردد.
و از آنـجـا کـه گـاهـى توافق لازم میان دو همسر بعد از طلاق براى حفظ مصالح فرزند و مساءله شیر دادن حاصل نمى شود در ششمین حکم مى فرماید: (و اگر هر کدام بر دیگرى سخت گرفتید و به توافق نرسیدید زن دیگرى مى تواند شیر دادن آن بچه را بر عهده گیرد تا کشمکشها ادامه نیابد) (و ان تعاسرتم فسترضع له اخرى ).
اشـاره بـه ایـنـکـه اگـر اخـتـلافـهـا بـه طـول انـجـامـیـد خـود را مـعـطـل نـکـنـیـد، و کـودک را بـه دیـگـرى بـسـپـاریـد، در درجـه اول حق مادر بود که این فرزند را شیر دهد، اکنون که با سختگیرى و کشمکش این امر امکان پـذیر نیست نباید منافع کودک را به دست فراموشى سپرد، باید آن را بر عهده دایه اى گذارد.
آیه بعد، هفتمین و آخرین حکم را در این زمینه بیان کرده ، مى افزاید:
(آنـهـائى کـه امکانات وسیعى دارند، از امکانات خود انفاق کنند، و آنها که تنگدستند، از آنـچـه خـدا بـه آنـهـا داده انـفـاق نـمایند، خداوند هیچکس را جز به اندازه آنچه به او داده ، تـکـلیـف نـمـى کـند) (لینفق ذو سعة من سعته و من قدر علیه رزقه فلینفق مما آتاه الله لا یکلف الله نفسا الا ما آتاها).
آیـا ایـن دسـتـور یـعـنـى انـفـاق بـه اندازه توانائى ، مربوط به زنانى است که بعد از جـدائى ، شـیـر دادن کـودکـان را بر عهده مى گیرند، و یا مربوط به ایام عده است که در آیات قبل به طور اجمال اشاره شده بود، و یا مربوط به هر دو است ؟.
مـعـنـى اخـیـر از هـمـه مـنـاسبتر است ، هر چند جمعى از مفسران ، آن را تنها مربوط به زنان شـیـرده دانـسـتـه انـد، در حـالى کـه در آیـات گذشته در این باره تعبیر به اجر شده نه (نفقه و انفاق ).
بـه هـر حـال آنـها که توانائى کافى دارند، باید مضایقه و سختگیرى نکنند، و آنها که تـمـکن مالى ندارند، بیش از توانائى خود ماءمور نیستند، و زنان نمى توانند ایرادى به آنها داشته باشند.
به این ترتیب به آنها که دارند بخل کنند، و نه آنها که ندارند مستحق ملامتند.
و در پایان آیه ، براى اینکه تنگى معیشت ، سبب خارج شدن از جاده حق و عدالت نگردد، و هـیـچ یـک زبـان بـه شـکـایـت نـگـشایند، مى فرماید: (خداوند به زودى بعد از سختیها، آسانى و راحتى قرار مى دهد) (سیجعل الله بعد عسر یسرا).
یـعـنـى غـم مـخـوریـد، بـیـتـابـى نـکـنـیـد، دنـیـا بـه یـک حال نمى ماند، مبادا مشکلات مقطعى و زودگذر رشته صبر و شکیبائى شما را پاره کند.
ایـن تـعـبیر براى همیشه و مخصوصا هنگام نزول این آیات که مسلمانان از نظر معیشت سخت در فشار بودند، نوید و بشارتى است از آینده امیدبخش
صـابـران ، و اتـفـاقـا چـیزى نگذشت که خداوند درهاى رحمت و برکت خود را به روى آنها گشود.
نکته ها:
1 - احکام (طلاق رجعى )
گـفـتـیـم (طـلاق رجـعى ) آن است که شوهر مادام که عده بسر نیامده هر زمان بخواهد مى تـوانـد بـازگـردد و پیوند زناشوئى را برقرار سازد، بى آنکه نیاز به عقد تازه اى بـاشـد، و جـالب ایـنـکـه رجـوع بـا کـمـتـر سـخـن و عـمـلى کـه نـشـانـه بـازگـشت باشد حاصل مى گردد.
بعضى از احکامى که در آیات فوق آمده ، مانند نفقه و مسکن ، مخصوص عده طلاق رجعى است ، و هـمـچـنـیـن مـسـاءله عـدم خـروج زن از خـانـه هـمـسـرش در حـال عـده و امـا در طـلاق بـائن یـعـنـى طـلاقـى کـه قابل رجوع نیست (مانند سومین طلاق ) احکام فوق وجود ندارد.
تـنـهـا در مـورد زن بـاردار حـق نـفـقـه و مـسـکـن تـا زمـان وضـع حمل ثابت است .
تـعـبـیر به لا تدرى لعل الله یحدث بعد ذلک امرا: (تو نمى دانى شاید خداوند وضع تازه اى به وجود آورد) نیز اشاره به این است که همه یا قسمتى از احکام فوق ، مربوط به طلاق رجعى است .
2 - خدا تکلیف ما لا یطاق نمى کند
نه تنها حکم عقل ، بلکه حکم شرع نیز بر این معنى گواه است که تکالیف
انسانها باید در حدود توانائى آنها باشد، جمله (لا یکلف الله نفسا الا ما آتاها) که در ضمن آیات فوق آمده نیز اشاره به همین معنى است .
ولى در بعضى از روایات مى خوانیم که منظور از (ما آتاها)، (ما اعلمها) است ، یعنى خـداوند هر کس را به مقدارى تکلیف مى کند که به او (اعلام ) کرده است ، و لذا به این آیـه در مـبـاحـث (اصل برائت ) در علم اصول استدلال کرده اند، که اگر انسان حکمى را نمى داند، مسئولیتى در برابر آن ندارد.
ولى از آنـجـا که عدم آگاهى ، گاهى سبب عدم توانائى مى شود، ممکن است ، منظور، جهلى باشد که سرچشمه عجز گردد.
بـنـابـرایـن آیـه مـى تـوانـد مـفـهـوم وسـیـعـى داشـتـه بـاشـد، کـه هـم عـدم قـدرت را شامل شود و هم جهل را که موجب عدم قدرت بر انجام کار مى گردد.
3 - اهمیت نظام خانواده
دقت و ظرافتى که در بیان احکام زنان مطلقه و حقوق آنها در آیات فوق به کار رفته ، و حـتـى بـسـیارى از ریزه کاریهاى این مساءله ، در آیات قرآن ، که در حقیقت قانون اساسى اسـلام اسـت ، بـازگو شده ، دلیل روشنى است به اهمیتى که اسلام براى نظام خانواده و حفظ حقوق زنان و فرزندان قائل است .
از طـلاق تـا آنجا که ممکن است جلوگیرى مى کند، و ریشه هاى آن را مى خشکاند، اما هرگاه کار به بنبست کشید و چاره اى جز طلاق و جدائى نبود، اجازه نمى دهد، حقوق فرزندان و یا زنان در این کشمکش پایمال گردد، حتى طرح جدائى را طورى مى ریزد که امکان بازگشت غالبا وجود داشته باشد.
دستوراتى همچون امساک به معروف و جدائى به معروف و نیز عدم زیان و ضرر و تضییق و سخت گیرى نسبت به زنان ، و همچنین مشاوره شایسته براى روشن
سـاخـتـن سـرنوشت کودکان ، و مانند اینها که در آیات فوق آمده است ، همگى گواه بر این معنى است .
امـا مـتـاءسـفـانـه عـدم آگـاهـى بـسـیـارى از مـسـلمـانـان از ایـن امـور، و یـا عـدم عـمـل به آن در عین آگاهى ، سبب شده است که در هنگام جدائى و طلاق مشکلات زیادى براى خانواده ها و مخصوصا فرزندان ، به وجود آید، و این نیست جز به خاطر اینکه مسلمانان از چشمه فیض بخش قرآن دور ماندند. مثلا با اینکه قرآن با صراحت مى گوید: زنان مطلقه نـبـایـد در دوران عـده از خـانـه شـوهـر بـیـرون رونـد و نـه شـوهـر حق دارد آنها را بیرون بـفـرسـتـد، کـارى که اگر انجام شود، امید بازگشت غالب زنان به زندگى زناشوئى بسیار زیاد است ، اما کمتر زن و مرد مسلمانى را پیدا مى کنید که بعد از جدائى و طلاق به این دستور اسلامى عمل کند، و این راستى مایه تاءسف است .
آیه و ترجمه


و کـاءیـن مـن قـریـة عـتـت عـن اءمـر ربـهـا و رسـله فـحاسبنها حسابا شدیدا و عذبنها عذابا نکرا (8)
فذاقت وبال اءمرها و کان عقبة اءمرها خسرا (9)
اءعـد الله لهـم عـذابـا شـدیـدا فـاتـقـوا الله یـاءولى الا لبـب الذیـن ءامـنـوا قـد اءنزل الله إ لیکم ذکرا (10)
رسـولا یـتـلوا عـلیـکـم ءایـت الله مـبـینت لیخرج الذین ءامنوا و عملوا الصلحت من الظلمت إ لى النور و من یؤ من بالله و یعمل صلحا یدخله جنت تجرى من تحتها الا نهر خلدین فیها اءبدا قد اءحسن الله له رزقا (11)


ترجمه :

8 - چه بسیار شهرها و آبادیها که اهل آن از فرمان خدا و رسولانش سرپیچى کرده اند و ما حساب آنها را به شدت رسیدیم ، و به مجازات کم نظیرى گرفتار ساختیم .
9 - آنها وبال کار خود را چشیدند، و عاقبت کارشان خسران بود.
10 - خداوند عذاب شدیدى براى آنها فراهم ساخته ، از مخالفت فرمان خدا بپرهیزید اى صاحبان خرد، اى کسانى که ایمان آورده اید، (زیرا) خداوند چیزى که مایه تذکر شما است بر شما نازل کرده .
11 - رسـولى بـه سوى شما فرستاده که آیات روشن الهى را بر شما تلاوت مى کند، تا آنها را که ایمان آورده ، و عمل صالح انجام داده اند از تاریکیها به نور هدایت کند و هر کـس به خدا ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد او را در باغهائى از بهشت وارد سازد که از زیـر درختانش نهرها جارى است ، جاودانه در آن مى مانند، و خداوند روزى نیکوئى براى او قرار داده است .
تفسیر:
سرانجام دردناک سرکشان
شیوه قرآن این است که در بسیارى از مواد بعد از ذکر یک سلسله از دستورات عملى اشاره بـه وضـع امـتـهـاى پـیـشـیـن مـى کـند، تا مسلمانان نتیجه (اطاعت ) و (عصیان ) را در سرگذشت آنها با چشم ببینند، و مساءله شکل حسى به خود گیرد.
لذا در ایـن سـوره نیز بعد از ذکر وظایف ، مردان و کنان در موقع طلاق و جدائى به سراغ همین معنى رفته ، و به عاصیاى و گردنکشان هشدار مى دهد.
نـخـسـت مـى فـرمـایـد: (چـه بـسـیـار شـهـر و آبـادیـهـا کـه اهل آن در برابر فرمان پروردگار و رسولانش طغیان و سرپیچى کردند، و ما حساب آنها را بـا دقـت و شـدت رسـیـدیـم و آنـهـا را به مجازات وحشتناک و عذاب کم نظیرى گرفتار ساختیم )! (و کاین من قریة عتت عن امر ربها و رسله فحاسبناها شدیدا و
عذبناها عذابا نکرا).
مـنـظـور از قـریـه ، چـنـانـکـه قـبـلا نـیـز گـفـتـه ایـم ، مـحـل اجـتـمـاع انـسـانـهـا اعـم از شـهـر و روسـتـا اسـت ، و در ایـنـجـا مـنـظـور اهل آنها مى باشد.
عتت از ماده (عتو) (بر وزن غلو) به معنى سرپیچى از اطاعت است .
و (نکر) (بر وزن شکر) به معنى کار مشکل و بى سابقه یا کم سابقه مى باشد.
(حـسـابـا شـدیـدا) یـا به معنى حساب دقیق و تواءم با سختگیرى است ، و یا به معنى مـجـازات شـدیـد اسـت کـه نـتـیـجـه حـسـاب دقـیـق مـى بـاشـد، و در هـر حال اشاره به عذاب این اقوام سرکش در این دنیا است که گروهى با طوفان ، گروهى با زلزله هـاى ویـرانـگـر، گـروهى با صاعقه و مانند آن ، ریشه کن شدند، و شهرها و دیار ویران شده آنها به صورت درس عبرتى براى آیندگان باقى ماند.
لذا در آیـه بـعـد مـى افـزایـد: (آنـهـا وبـال کفر و گناه خود را چشیدند، و عاقبت امر آنها خسران و زیان بود) (فذاقت وبال امرها و کانت عاقبة امرها خسرا).
چـه زیـانـى از ایـن بـدتر که سرمایه هاى خداداد، را از کف دادند، و در این بازار تجارت دنیا نه تنها متاعى نخریدند بلکه سرانجام با عذاب الهى نابود شدند.
بعضى (حساب شدید) و (عذاب نکر) را در اینجا اشاره به (عذاب قیامت ) دانسته انـد، و فـعـل مـاضى را به معنى مستقبل گرفته اند، ولى هیچ موجبى براى این کار نیست ، بـخـصـوص ایـنـکه در مورد عذاب قیامت در آیه بعد سخن گفته خواهد شد، و این خود گواه زنده اى است بر اینکه عذاب در اینجا عذاب دنیا است .
سـپـس بـه عـذاب اخروى آنها اشاره کرده ، مى فرماید: (خداوند عذاب شدیدى براى آنها آماده ساخته ) (اعد الله لهم عذابا شدیدا).
عذابى دردناک ، شدید، وحشت انگیز، خوار کننده ، رسواگر، و همیشگى در دوزخ براى آنها از هم اکنون فراهم است .
حال که چنین است (از مخالفت فرمان خدا بپرهیزید اى صاحبان اندیشه و مغز، اى کسانى که ایمان آورده اید)! (فاتقوا الله یا اولى الالباب الذین آمنوا).
فـکـر و انـدیـشـه از یـکسو، ایمان و آیات الهى از سوى دیگر، به شما هشدار مى دهد که سـرنـوشت اقوام متمرد و طغیانگر را ببینید، و از آن عبرت بگیرید، مبادا در صف آنها واقع شـویـد کـه خـداوند هم در این جهان شما را به مجازات هولناک و بى سابقه اى گرفتار مى کند، و هم عذاب شدید آخرت در انتظار شما است .
سپس مؤ منان اندیشمند را مخاطب ساخته مى افزاید: (خداوند آن چیزى که مایه تذکر شما است بر شما نازل کرده است ) (قد انزل الله الیکم ذکرا)
و رسولى به سوى شما فرستاده که آیات روشن الهى را بر شما تلاوت مى کند
تـا کـسـانى را که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند از تاریکیها به سوى نور، هـدایـت کند) (رسولا یتلوا علیکم آیات الله مبینات لیخرج الذین آمنوا و عملوا الصالحات من الظلمات الى النور).
در ایـنـکـه مـنـظـور از (ذکـر) چـیـسـت ؟ و مـراد از (رسول ) کیست ؟ در میان مفسران گفتگو است .
جـمـعـى (ذکـر) را بـه مـعـنـى (قـرآن ) مـى دانـنـد، در حـالى کـه جـمـع دیـگـرى به (رسـول خـدا) (صـلى الله عـلیـه و آله و سلم ) تفسیر کرده اند، چرا که مایه تذکر و یـادآورى مردم است ، مطابق این تفسیر (رسولا) که بعد از آن آمده شخص پیامبر است (و کـلام مـحذوفى ندارد) ولى منظور از (نازل کردن ) در اینجا اعطاى وجود پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) به امت از سوى خدا است .
امـا اگـر (ذکـر) را بـه مـعـنـى قـرآن مـجـیـد بـگـیـریـم (رسـولا) نـمـى تـوانـد بـدل از آن بـاشـد، و در ایـن جـمـله مـحـذوفـى اسـت و در تـقـدیـر چـنـیـن اسـت (انـزل الله الیـکـم ذکـرا و ارسـل رسـولا): خـداونـد مـایـه تـذکـرى بـراى شـمـا نازل کرد، و رسولى فرستاد.
بـعـضـى (رسـول ) را بـه مـعـنـى (جـبـرئیـل ) تـفـسـیـر کرده اند، و در این صورت نـزول او نـزول حـقـیـقـى خـواهـد بـود، چـرا کـه از آسـمـان نـازل مـى شـد، ولى ایـن تـفسیر با جمله (یتلوا علیکم آیات الله ): (آیات خدا را بر شـمـا مـى خـوانـد) سـازگـار نـیـست ، زیرا جبرئیل مستقیما آیات الهى را بر مؤ منان نمى خواند.
کوتاه سخن اینکه هر یک از این تفسیرها (مزیت ) و (مشکلى ) دارد، ولى رویهمرفته تفسیر اول (ذکر به معنى قرآن و رسول به معنى پیامبر اکرم ) (صلى الله علیه و آله و سـلم ) از هـمـه بـهـتـر است ، زیرا در آیات بسیار زیادى از قرآن مجید کلمه ذکر بر قرآن اطلاق شده مخصوصا آنجا که با کلمه (انزال ) همراه باشد، به گونه اى که هرگاه (نزول ذکر) گفته شود تداعى قرآن مى کند.
در آیـه 44 سـوره نـحـل مـى خـوانـیـم : و انـزلنـا الیـک الذکـر لتـبـیـن للنـاس مـا نـزل الیـهـم (مـا ذکـر را بـر تـو نـازل کـردیم تا براى مردم تبیین کنى آنچه بر آنها نـازل شـده اسـت ) و در آیـه 6 سـوره (حـجـر) آمـده اسـت و قـالوا یـا ایـهـا الذى نـزل عـلیـه الذکـر انـک لمـجـنـون : دشـمـنـان گـفـتـنـد: (اى کـسـى کـه ذکـر بـر تـو نازل شده تو دیوانه اى )!
و اگـر در بـعـضـى از روایـات از ائمـه اهـلبـیـت (عـلیـهـمـالسـلام ) آمـده که منظور از ذکر رسـول خـدا (صـلى الله عـلیـه و آله و سـلم ) اسـت و (اهـل الذکـر) مـائیـم مـمـکـن اسـت اشـاره بـه بـطـون آیـه بـاشـد، زیـرا مـى دانـیـم (اهـل الذکـر) کـه در آیـه فـاسـئلوا اهـل الذکـر ان کـنـتـم لا تـعـلمـون (از اهـل ذکـر سـؤ ال کـنـیـد اگـر نـمـى دانـیـد) (نـحـل 43) آمـده بـه مـعـنـى خـصـوص اهـل بـیـت (عـلیـهـمـالسـلام ) نـیـسـت بـلکـه شـاءن نـزول آن عـلمـاى اهل کتاب است ولى با توجه به اینکه (ذکر) معنى وسیعى دارد که پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم ) را نیز شامل مى شود این یکى از مصداقهاى آن محسوب مى شود.
بـه هـر حـال هـدف نـهـائى از ارسـال ایـن رسـول و انـزال ایـن کـتـاب آسـمـانـى ایـن اسـت کـه بـا تلاوت آیات الهى آنها را از ظلمتهاى کفر و جـهل و گناه و فساد اخلاق بیرون آورده ، به سوى نور ایمان ، و توحید، و تقوا، رهنمون گـردد، و در حـقـیـقـت تـمـام اهـداف بـعـثـت پـیـغـمـبـر (صـلى الله عـلیـه و آله و سـلم ) و نـزول قـرآن در هـمـیـن یـک جـمـله خـلاصـه شـده ، خـارج کـردن از ظـلمـتـهـا بـه نـور، و قـابـل تـوجـه ایـنـکه (ظلمات ) به صیغه جمع و (نور) به صیغه مفرد ذکر شده ، زیـرا شـرک و کـفـر و فـسـاد، عـامـل پـراکندگى و چندگانگى است ، در حالى که ایمان و توحید و تقوا عامل وحدت و یگانگى مى باشد.
و در پـایـان آیـه بـه اجـر و پـاداش کـسـانـى کـه ایـمـان و عـمـل صـالح دارنـد اشـاره کـرده مـى افـزایـد: (کـسـى کـه بـه خـدا ایـمـان آورد، و عـمـل صـالح انـجـام دهـد، و ایـن راه را تـداوم بـخـشـد، خـداونـد او را در بـاغهائى از بهشت داخـل مـى کـنـد کـه از زیـر درخـتـانش نهرها جارى است ، جاودانه و براى همیشه در آن خواهد مـانـد، و خـداونـد روزى نـیـکـوئى بـراى او قـرار داده اسـت ) (و مـن یـؤ مـن بـالله و بـى عمل صالحا یدخله جنات تجرى من تحتها الانهار خالدین فیها اءبدا قد احسن الله له رزقا).
تـعـبـیـر بـه (یـؤ مـن ) و (یـعـمـل ) بـه صـورت فـعـل مـضـارع اشـاره به این است که ایمان و عمل صالح آنها محدود به زمان خاصى نیست بلکه استمرار و تداوم دارد.
و تـعبیر به (خالدین ) دلیل بر جاودانگى بهشت است ، بنابراین ذکر کلمه (ابدا) بعد از آن تاءکیدى براى (خلود) محسوب مى شود.
تـعـبـیـر (رزقا) به صورت (نکره ) اشاره به عظمت و اهمیت روزیهاى نیکوئى است کـه خـداوند براى این جمعیت فراهم مى سازد، و مفهوم وسیعى دارد که هرگونه موهبت الهى را در آخـرت و حـتى در دنیا نیز دربر مى گیرد، چرا که نتیجه ایمان و تقوا تنها مربوط بـه آخـرت نیست ، افراد مؤ من و پرهیزگار در این دنیا نیز زندگى پاک تر و آرام تر و لذتبخش ترى دارند.
آیه و ترجمه


الله الذى خـلق سـبـع سـمـوت و مـن الا رض مـثـلهـن یـتـنـزل الا مـر بـیـنـهـن لتـعـلمـوا اءن الله عـلى کـل شـى ء قـدیـر و اءن الله قـد اءحـاط بکل شى ء علما (12)


ترجمه :

12 - خداوند کسى است که هفت آسمان را آفرید و از زمین نیز همانند آن را، فرمان او در میان آنها پیوسته نازل مى شود، تا بدانید که خداوند بر هر چیز توانا است و علم او به همه چیز احاطه دارد.
تفسیر:
هدف از آفرینش عالم معرفت است
این آیه که آخرین آیه سوره طلاق است ، اشاره پرمعنى روشنى به عظمت قدرت خداوند در آفـریـنش آسمانها و زمین ، و نیز هدف نهائى این آفرینش دارد، و بحثهائى را که در آیات گـذشـتـه پـیـرامـون وعده ثواب عظیم به مؤ منان پرهیزگار، و همچنین وعده هائى که به گـشـودن گـره مـشـکـلات آنـهـا داده تکمیل مى کند، بدیهى است خداوندى که قدرت بر این آفرینش عظیم دارد، توانائى بر انجام آن وعده ها در این جهان و جهان دیگر نیز دارد.
نـخـسـت مـى فـرمـاید: (خداوند همان کسى است که هفت آسمان را آفرید) (الله الذى خلق سبع سماوات ).
(و از زمین نیز همانند آن ) (و من الارض مثلهن ).
یـعـنـى همانگونه که آسمانها (هفتگانه ) اند زمینها نیز هفتگانه مى باشند، و این تنها آیه اى از قرآن مجید است که اشاره به زمینهاى هفتگانه مى کند.
اکنون ببینیم منظور از این آسمانهاى هفتگانه و زمینهاى مشابه آن
چـیـسـت ؟ در ایـن زمـیـنـه در جـلد اول ذیـل آیـه 29 سـوره بـقـره و در جـلد بـیستم ذیل آیه 12 سوره فصلت ، بحثهاى مشروحى داشتیم ، لذا در اینجا به اشاره فشرده اى قناعت مى کنیم ، و آن اینکه :
مـمـکـن اسـت ، مـنـظور از عدد هفت ، همان کثرت باشد، زیرا این تعبیر در قرآن مجید و غیر آن گاه به معنى کثرت آمده است ، مثلا مى گوئیم اگر هفت دریا را هم بیاورى کافى نیست .
بـنـابـرایـن مـنـظـور از هفت آسمان و هفت زمین ، تعداد عظیم و کثیر کواکب آسمانى و کراتى مشابه زمین است .
اما اگر عدد هفت را براى (تعداد) و شماره بدانیم ، مفهوم آن وجود هفت آسمان مى شود، و بـا تـوجـه بـه آیـه 6 سـوره صـافـات کـه مـى گـویـد: انـا زینا السماء الدنیا بزینة الکـواکـب : (مـا آسـمـان نـزدیک (آسمان اول ) را با کواکب و ستارگان زینت بخشیدیم ) روشـن مـى شود که آنچه ما مى بینیم و علم و دانش بشر به آن احاطه دارد همه مربوط به آسمان اول است ، و ماوراى این ثوابت و سیارات ، شش عالم دیگر وجود دارد که از دسترس علم ما بیرون است .                                                                                                                                                                                                                                       ایـن در مـورد آسـمـانـهاى هفتگانه ، و اما در مورد زمینهاى هفتگانه ممکن است اشاره به طبقات مـخـتـلف کـره زمـیـن بـاشـد، زیـرا امـروز ثـابـت شـده کـه زمـیـن از قـشـرهاى گوناگونى تـشـکـیـل یـافـتـه ، و یا اشاره به اقلیمهاى هفتگانه روى زمین چرا که هم در گذشته و هم امـروز کـره زمـین را به هفت (منطقه ) تقسیم مى کردند (البته طرز تقسیم در گذشته و امـروز مـتفاوت است ، امروز زمین به دو منطقه منجمد شمالى و جنوبى و دو منطقه معتدله و دو مـنـطـقـه حـاره و یـک مـنـطقه استوائى تقسیم مى شود، اما در گذشته اقلیمهاى هفتگانه به شکل دیگرى تقسیم مى شد).
ولى مـمـکـن اسـت در ایـنـجـا نـیز عدد هفت که از تعبیر (مثلهن ) استفاده مى شود نیز براى (تـکـثـیـر) و اشـاره بـه زمینهاى متعددى باشد که در عالم هستى وجود دارد. تا آنجا که بعضى از دانشمندان فلکى مى گویند کراتى که مشابه کره زمین بر گرد خورشیدها در این عالم بزرگ گردش مى کند حداقل سیصد میلیون کره است !.
هـر چـنـد بـا اطـلاعـات کـمـى که ما از ماوراى منظومه شمسى داریم به دست دادن عدد در این زمینه کار مشکلى است ، ولى به هر حال دانشمندان دیگر فلکى نیز تاءکید مى کنند که در کـهـکـشانى که منظومه شمسى جزء آن است میلیونها میلیون کره وجود دارد که در شرایطى مشابه کره زمین قرار گرفته ، و مرکز حیات و زندگى مى باشد.
البـتـه مـمـکـن اسـت پـیـشـرفـت عـلم و دانـش بشر در آینده اطلاعات بیشترى درباره تفسیر اینگونه آیات در اختیار ما بگذارد.
سپس به مساءله تدبیر این عالم بزرگ به وسیله فرمان خداوند اشاره کرده مى افزاید: (امـر و فـرمـان او در مـیـان آنـهـا پـیـوسـتـه نـازل مـى شـود) (یتنزل الامر بینهن ).
پـیـدا است که منظور از (امر) در اینجا همان فرمان تکوینى خداوند در مورد تدبیر این عـالم بـزرگ و آسـمـانها و زمینهاى هفتگانه است ، چرا که او پیوسته با فرمان مخصوص خود آنها را در مسیر منظمى هدایت و رهبرى مى کند در حقیقت این آیه شبیه آیه 4 سوره سجده که مى فرماید: یدبر الامر من السماء
الى الارض (او تدبیر امور مى کند از آسمان به زمین ).
به هر حال اگر تدبیر او لحظه اى از این عالم برداشته شود نظام همگى درهم مى ریزد، و راه فنا پیش مى گیرند.
و در پـایـان به هدف این آفرینش عظیم اشاره کرده ، مى گوید: (اینها همه به خاطر آن اسـت کـه شما بدانید خداوند بر هر چیزى توانا است و علم و آگاهى او به همه چیز احاطه دارد) (لتـعـلمـوا ان الله عـلى کـل شـى ء قـدیـر و ان الله قـد احـاط بکل شى ء علما).
چه تعبیر جالبى که هدف این آفرینش عظیم را آگاهى انسان از صفات خدا از علم و قدرت او مى شمرد که آگاهى از این دو صفت براى تربیت انسان کافى است .
انسان باید بداند او بر تمام اسرار وجودش احاطه دارد، و از همه اعمالش باخبر است ، و نـیـز بـدانـد وعـده هـایـش در زمینه معاد و رستاخیز، در زمینه پاداش و کیفر و در زمینه وعده پیروزى مؤ منان تخلف ناپذیر است .
آرى خـدائى که چنین (علم ) و (قدرتى ) دارد و نظام عالم هستى را اداره مى کند اگر احـکامى در زمینه زندگى انسانها، در رابطه با طلاق و حقوق زنان قرار داده ، همگى روى حساب دقیق و متقن است .
در زمـیـنـه (هـدف آفـریـنـش ) بـحث مشروحى ذیل آیه 56 ذاریات جلد 22 تفسیر نمونه داشته ایم .
قـابـل تـوجـه اینکه در آیات مختلف قرآن اشاراتى به هدف آفرینش انسان یا مجموع این جـهان شده که در بدو امر ممکن است مختلف به نظر برسد، ولى با دقت مى بینیم همه به یک حقیقت بازمى گردند:
1 - در آیه 56 ذاریات هدف آفرینش انسان و جن را (عبادت ) مى شمرد (و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون ).
2 - و در آیه 7 سوره هود هدف آفرینش عظیم آسمانها و زمین را آزمون بشر معرفى مى کند (و هـو الذى خـلق السـمـوات و الارض فـى ستة ایام و کان عرشه على الماء لیبلوکم ایکم احسن عملا).
3 - در آیه 119 هود هدف را رحمت الهى مى شمرد (و لذلک خلقهم )
4 - و بـالاخـره در آیـه مـورد بـحـث هـدف را عـلم و آگـاهـى از صـفـات خـدا دانـسـتـه اسـت (لتعلموا...)
کـمـى دقـت در این آیات نشان مى دهد که بعضى مقدمه براى بعضى دیگر است ، آگاهى و معرفت مقدمه اى است براى بندگى و عبادت ، و آن نیز مقدمه اى است براى آزمون و تربیت بشر و آن هم مقدمه اى است براى بهره گیرى از رحمت خدا (دقت کنید).
خـداونـدا! اکـنـون کـه مـا را بـه هـدف آفـریـنـش بـزرگـت آشـنـا فـرمـودى ، در وصول به این هدف بزرگ ما را یارى کن !
پـروردگـارا! عـلم و قدرتت بى پایان و رحمتت نیز بى انتها است ، ما را از این رحمت بى انتها بهره اى عنایت فرما!
بـارالهـا! قـرآن و پـیـامـبـر را بـراى بـیـرون بـردن مـؤ مـنـان از ظـلمـات بـه نـور نـازل کـردى ما را از ظلمت گناه و هواى نفس بیرون بر، و قلب ما را به نور ایمان و تقوا روشن نما آمین یا رب العالمین .


 

 

امارگیر حرفه ای سایت

سایت خدماتی نایت اسکین - امارگیر سایت