آیا روایت: «رسول الله (ص) ینام بین على وعائشة» صحت دارد؟

  ......در ادامه مطلب

طبق روایتى که در کتاب‌هاى مختلف شیعه وجود دارد، در مسافرتى على رضى الله عنه با عائشه در زیر یک لحاف خوابیده‌اند (بحار الأنوار37/318) ، از طرف دیگر خود شیعه نقل کرده‌اند که اگر دو نفر نامحرم را زیر یک لحاف پیدا کردید، او را صد ضربه شلاق بزنید :  

إذا وجد الرجل و المرأة  فى لحاف واحد ، جلدا مائة جلدة. (کافی7/181).

آیا با نقل این روایات هم به على رضى الله عنه توهین کرده‌اید هم به یکى از همسران رسول خدا .


اصل روایت:

اصل روایت مورد استناد این خواننده گرامى در کتاب سلیم بن قیس هلالى است که مرحوم طبرسى و علامه مجلسى رضوان الله تعالى علیهما نیز از همین کتاب این روایت را نقل کرده‌اند:

قَالَ أَبَانٌ: قَالَ سُلَیْمٌ: سَأَلْتُ الْمِقْدَادَ عَنْ عَلِیٍّ علیه السلام قَالَ: کُنَّا نُسَافِرُ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله قَبْلَ أَنْ یَأْمُرَ نِسَاءَهُ بِالْحِجَابِ وَهُوَ یَخْدُمُ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وآله لَیْسَ لَهُ خَادِمٌ غَیْرُهُ وَکَانَ لِرَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله لِحَافٌ لَیْسَ لَهُ لِحَافٌ غَیْرُهُ وَمَعَهُ عَائِشَةُ فَکَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله یَنَامُ بَیْنَ عَلِیٍّ وَعَائِشَةَ لَیْسَ عَلَیْهِمْ لِحَافٌ غَیْرُهُ فَإِذَا قَامَ رَسُولُ اللَّهِ مِنَ اللَّیْلِ یُصَلِّی حَطَّ بِیَدِهِ اللِّحَافَ مِنْ وَسَطِهِ بَیْنَهُ وَبَیْنَ عَائِشَةَ حَتَّى یَمَسَّ اللِّحَافُ الْفِرَاشَ الَّذِی تَحْتَهُمْ وَیَقُومُ رَسُولُ اللَّهِ فَیُصَلِّی فَأَخَذَتْ عَلِیّاً علیه السلام الْحُمَّى فَأَسْهَرَتْهُ فَسَهَرَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله بِسَهَرِهِ فَبَاتَ لَیْلَهُ مَرَّةً یُصَلِّی وَمَرَّةً یَأْتِی عَلِیّاً علیه السلام یُسَلِّیهِ وَیَنْظُرُ إِلَیْهِ حَتَّى أَصْبَحَ فَلَمَّا صَلَّى بِأَصْحَابِهِ الْغَدَاةَ قَالَ: اللَّهُمَّ اشْفِ عَلِیّاً وَعَافِهِ فَإِنَّهُ قَدْ أَسْهَرَنِی مِمَّا بِهِ مِنَ الْوَجَعِ فَعُوفِیَ فَکَأَنَّمَا نَشَطَ مِنْ عِقَالٍ مَا بِهِ مِنْ عِلَّة... .

ابان از سلیم نقل مى‏کند که گفت: از مقداد در باره على علیه السّلام سؤال کردم. او گفت: ما با پیامبر صلى اللَّه علیه و آله به مسافرت مى‏رفتیم و این قبل از آن بود که به همسرانش دستور حجاب دهد. امیر المؤمنین علیه السّلام خدمتگزارى آن حضرت را انجام مى‏داد و خادمى غیر از او نداشت.

پیامبر صلى اللَّه علیه و آله فقط یک لحاف داشت و عایشه همراه او بود. حضرت بین على و عایشه مى‏خوابید و هر سه یک لحاف بیشتر نداشتند.

هنگامى که پیامبر صلى اللَّه علیه و آله شب براى نماز بر مى‏خواست وسط لحاف را بین او و عایشه پائین مى‏آورد بطورى که لحاف به بسترى که زیرشان بود مى‏رسید، و حضرت برمى‏خاست و نماز مى‏خواند.

یک شب على علیه السّلام را تب گرفت و او را بیدار نگه داشت. پیامبر صلى اللَّه علیه و آله هم بخاطر بیدارى او بیدار ماند، و آن شب را به صبح آورد در حالى که گاهى نماز مى‏خواند و گاهى نزد على علیه السّلام مى‏آمد و او را آرام مى‏کرد و به او نگاه مى‏نمود، تا صبح شد.

وقتى نماز صبح را با اصحابش خواند عرض کرد: «خدایا على را شفا بده و عافیت عنایت فرما، او از دردى که داشت مرا بیدار نگه داشت».

امیر المؤمنین علیه السّلام عافیت پیدا کرد به طورى که از ناراحتى کاملا راحت شد... .

الهلالی، سلیم بن قیس (متوفای80هـ)، کتاب سلیم بن قیس الهلالی،  ص814، ناشر: انتشارات هادی ـ قم‏، الطبعة الأولی، 1405هـ؛

الطبرسی، أبی منصور أحمد بن علی بن أبی طالب (متوفای 548هـ)، الاحتجاج،  ج1، ص233، تحقیق: تعلیق وملاحظات: السید محمد باقر الخرسان، ناشر: دار النعمان للطباعة والنشر - النجف الأشرف، 1386 - 1966 م.

المجلسی، محمد باقر (متوفای 1111هـ)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار،  ج38، ص317، تحقیق: محمد الباقر البهبودی، ناشر: مؤسسة الوفاء - بیروت - لبنان، الطبعة: الثانیة المصححة، 1403 - 1983م؛

نقد و بررسی:

در پاسخ به این شبهه باید به چند نکته اساسى توجه کرد:

زبیر بن عوام، رسول خدا (ص) و یکی از همسرانش زیر یک لحاف:

اولاً: عین همین روایت در کتاب‌هاى اهل سنت از زبیر بن عوام نقل شده است که همراه رسول خدا صلى الله علیه وآله با یکى از همسرانش در زیر یک لحاف خوابیده است .

این روایت از نظر سندى هیچ اشکالى ندارد و حاکم نیشابورى آن را تصحیح کرده است. وى در المستدرک على الصحیحین مى‌نویسد:

حدثنا أبو العباس محمد بن یعقوب ثنا محمد بن سنان القزاز ثنا إسحاق بن إدریس ثنا محمد بن حازم ثنا هشام بن عروة عن أبیه عن عبد الله بن الزبیر عن أبیه قال: أرسلنی رسول الله صلى الله علیه وسلم فی غداة باردة فأتیته وهو مع بعض نسائه فی لحافه فأدخلنی فی اللحاف فصرنا ثلاثة.

عبد الله بن زبیر از پدرش نقل کرده است که : رسول خدا در شب بسیار سردى  مرا خواست، وقتى رفتم او با یکى از همسرانش در زیر لحاف بود، پس مرا نیز در زیر لحاف جا دادند و ما در زیر لحاف سه نفر شدیم.

هذا حدیث صحیح الإسناد ولم یخرجاه.

این روایت سندش صحیح است‌؛ ولى بخارى و مسلم نقل نکرده‌اند.

الحاکم النیسابوری،  ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفای 405 هـ)، المستدرک علی الصحیحین،  ج 3، ص 410، ح5564، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت الطبعة: الأولى، 1411هـ - 1990م.

زبیر و یکی از اصحاب و رسول  خدا و ام سلمه زیر یک لحاف:

اسحاق بن راهویه با سند صحیح از زبیر بن عوام نقل مى‌کند که او و یکى از اصحاب به همراه پیامبر و ام المؤمنین ام سلمه زیر یک لحاف خوابیده‌اند:

164 - 1977 أخبرنا روح بن عبادة نا حماد بن سلمة عن هشام بن عروة عن أبیه أن رسول الله (ص) بعث لیلة الأحزاب الزبیر ورجلا آخر فی لیلة فقال قرة فنظروا ثم جاءوا ورسول الله (ص) فی مرط لأم سلمة فأدخلهما فی المرط التزق رسول الله (ص) بأم سلمة.

هشام بن عروه از پدرش نقل مى‌کند که در شب جنگ احزاب رسول خدا (ص) زبیر و یکى از اصحابش را براى نگهبانى خواست ! آنان رفتند و نگاه کردند و سپس آمدند ؛ در حالى که رسول خدا و ام سلمه در زیر لحاف بودند؛ پس آن دو نفر را نیز لحاف جا دادند و خود آن حضرت خود را به ام سلمه چسباند.

الحنظلی، إسحاق بن إبراهیم بن مخلد بن راهویه (متوفای 238هـ)، مسند إسحاق بن راهویه،  ج4، ص183، تحقیق: د. عبد الغفور بن عبد الحق البلوشی، ناشر: مکتبة الإیمان - المدینة المنورة، الطبعة: الأولى، 1412هـ – 1991م.

وقتى عین همین روایت با سند صحیح در کتاب‌هاى اهل سنت نقل شده است، چرا اهل سنت به خاطر همان روایت به شیعیان ایراد مى‌گیرند و این همه تبلیغات به راه مى‌اندازند؟

این قضیه قبل از نزول آیه حجاب بوده است:

ثانیاً: این قضیه قبل از نزول آیه حجاب بوده است ؛ چنانچه در اصل روایت این مطلب تصریح شده است :

قَبْلَ أَنْ یَأْمُرَ نِسَاءَهُ بِالْحِجَابِ... .

بنابراین اشکالى متوجه آن حضرت نیست.

از طرف دیگر طبق نقل بزرگان اهل سنت خلیفه دوم قبل از نزول آیه حجاب با رسول خدا صلى الله علیه وآله و عائشه سر یک سفره نشستند و هنگام خوردن غذا دست عمر دست عائشه را لمس کرد.

محمد بن اسماعیل بخارى ، صاحب صحیح در کتاب الأدب المفرد مى‌نویسد:

حدثنا الحمیدی قال حدثنا سفیان عن مسعر عن موسى بن أبی کثیر عن مجاهد عن عائشة رضی الله عنها قالت: کنت آکل مع النبی صلى الله علیه وسلم حیسا فمر عمر فدعاه فأکل فأصابت یده اصبعی. فقال: حس لو أطاع فیکن ما رأتکن عین فنزل الحجاب.

مجاهد از عائشه نقل کرده است که گفت: من با رسول خدا (ص) غذا مى‌خوردیم که عمر از آن جا گذشت، رسول خدا او را (براى خوردن غذا) دعوت کرد، در هنگام خوردن غذا دست او به انگشتان من اصابت کرد، سپس عمر گفت: اگر تو (پیامبر خدا) از من در باره زنانت اطاعت مى‌کردى، هیچ چشمى آنان را نمى‌دید؛ پس آیه حجاب نازل شد.

البخاری الجعفی،  ابوعبدالله محمد بن إسماعیل (متوفای256هـ)، الأدب المفرد،ج 1 ، ص 362، ح1053، باب أکل الرجل مع امرأته، تحقیق: محمد فؤاد عبدالباقی، ناشر: دار البشائر الإسلامیة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1409هـ ـ 1989م.

و طبرانى در معجم اوسط نقل مى‌کند:

حدثنا إبراهیم بن بندار الأصبهانی قال حدثنا محمد بن أبی عمر العدنی قال حدثنا سفیان عن مسعر عن موسى بن أبی کثیر عن مجاهد عن عائشة قالت: کنت آکل مع النبی صلى الله علیه وسلم حیسا فی قعب فمر عمر فدعاه فأکل فأصابت إصبعه إصبعی. فقال حس أوه أوه لو أطاع فیکن ما رأتکن عین فنزلت آیة الحجاب.

الطبرانی،  ابوالقاسم سلیمان بن أحمد بن أیوب (متوفای360هـ)، المعجم الأوسط،  ج 3، ص 212، ح2947، تحقیق: طارق بن عوض الله بن محمد،‏عبد المحسن بن إبراهیم الحسینی، ناشر: دار الحرمین - القاهرة – 1415هـ.

هیثمى بعد از نقل این روایت مى‌گوید:

رواه الطبرانی فی الأوسط ورجاله رجال الصحیح غیر موسى بن أبی کثیر وهو ثقة.

این روایت را طبرانى در معجم اوسط نقل کرده و راویان آن، راویان صحیح بخارى هستند ؛ غیر از موسى بن أبى کثیر که او نیز مورد اعتماد است.

الهیثمی، ابوالحسن علی بن أبی بکر (متوفای 807 هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد،  ج 7 ، ص 93، ناشر: دار الریان للتراث/‏ دار الکتاب العربی - القاهرة، بیروت – 1407هـ.

و سیوطى مى‌نویسد:

وأخرج الطبرانی بسند صحیح عن عائشة قالت: کنت آکل مع النبی ...

طبرانى با سند صحیح از عائشه نقل کرده است که گفت: من با رسول خدا در حال خوردن غذا بودیم که ...

السیوطی، جلال الدین أبو الفضل عبد الرحمن بن أبی بکر (متوفای911هـ)، لباب النقول فی أسباب النزول، ج 1 ، ص 178، ناشر: دار إحیاء العلوم ـ بیروت.

و طبق روایت دیگرى که بخارى با آب و تاب فراوان نقل و آن را از فضائل بى‌نظیر خلیفه دوم به شمار آورده ، خلیفه دوم به زنان رسول خدا صلى الله علیه وآله نگاه مى‌کرده و سبب آزار و اذیت آن‌ها مى شده است:

  عَنْ هِشَامٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَائِشَةَ، رضى الله عنها، قَالَتْ خَرَجَتْ سَوْدَةُ بَعْدَ مَا ضُرِبَ الْحِجَابُ لِحَاجَتِهَا، وَکَانَتِ امْرَأَةً جَسِیمَةً لاَ تَخْفَى عَلَى مَنْ یَعْرِفُهَا، فَرَآهَا عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ فَقَالَ یَا سَوْدَةُ أَمَا وَاللَّهِ مَا تَخْفَیْنَ عَلَیْنَا، فَانْظُرِى کَیْفَ تَخْرُجِینَ، قَالَتْ فَانْکَفَأَتْ رَاجِعَةً، وَرَسُولُ اللَّهِ، صلى الله علیه وسلم، فِى بَیْتِى، وَإِنَّهُ لَیَتَعَشَّى. وَفِى یَدِهِ عَرْقٌ فَدَخَلَتْ فَقَالَتْ یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّى خَرَجْتُ لِبَعْضِ حَاجَتِى فَقَالَ لِى عُمَرُ کَذَا وَکَذَا. قَالَتْ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَیْهِ ثُمَّ رُفِعَ عَنْهُ وَإِنَّ الْعَرْقَ فِى یَدِهِ مَا وَضَعَهُ فَقَالَ « إِنَّهُ قَدْ أُذِنَ لَکُنَّ أَنْ تَخْرُجْنَ لِحَاجَتِکُنَّ ».

پس از واجب شدن حجاب، سوده همسر رسول خدا (ص) براى انجام کارى از منزل خارج شد و چون زن تنومندى بود، شناخته مى‌شد،‌ عمر بن خطاب او را دید و گفت: اى سوده از نظر و نگاه ما مخفى نمى‌مانى، مواظب باش که چگونه بیرون مى‌روى، سوده برگشت، در آن لحظه رسول خدا (ص) در اتاق من مشغول غذا خوردن بود، سوده وارد شد و گفت: اى پیامبر خدا! از منزل براى کارى بیرون رفتم و عمر به من چنین و چنان گفت. پیک وحى نازل شد، رسول خدا فرمود: به شما اجازه داده شده که براى برآوردن امور و انجام حاجات از منزل خارج شوید.

البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای256هـ)، صحیح البخاری، ج 1، ص 67،‌ ح146، کتاب الوضوء، باب خُرُوجِ النِّسَاءِ إِلَى الْبَرَازِ و ج 4، ص 1780، ح4479، کتاب التفسیر، باب قَوْلِهِ ( لاَ تَدْخُلُوا بُیُوتَ النَّبِیِّ إِلاَّ أَنْ یُؤْذَنَ لَکُمْ و ج 4، ص 1800، ح4517، کتاب النکاح، باب خُرُوجِ النِّسَاءِ لِحَوَائِجِهِنَّ، تحقیق د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

و در روایت دیگر نقل مى‌کند:

حدثنا إِسْحَاقُ أخبرنا یَعْقُوبُ بن إبراهیم حدثنا أبی عن صَالِحٍ عن بن شِهَابٍ قال: أخبرنی عُرْوَةُ بن الزُّبَیْرِ أَنَّ عَائِشَةَ رضی الله عنها زَوْجَ النبی صلى الله علیه وسلم قالت: کان عُمَرُ بن الْخَطَّابِ یقول لِرَسُولِ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم: احْجُبْ نِسَاءَکَ قالت: فلم یَفْعَلْ وکان أَزْوَاجُ النبی صلى الله علیه وسلم یَخْرُجْنَ لَیْلًا إلى لَیْلٍ قِبَلَ الْمَنَاصِعِ فَخَرَجَتْ سَوْدَةُ بِنْتُ زَمْعَةَ وَکَانَتْ امْرَأَةً طَوِیلَةً فَرَآهَا عُمَرُ بن الْخَطَّابِ وهو فی الْمَجْلِسِ فقال: عَرَفْتُکِ یا سَوْدَةُ ! حِرْصًا على أَنْ یُنْزَلَ الْحِجَابُ قالت: فَأَنْزَلَ الله عز وجل آیَةَ الْحِجَابِ.

عروه از عائشه نقل کرده است که گفت: عمر بن الخطاب به رسول خدا (ص) مى‌گفت: زنانت را بپوشان؛ ولى رسول خدا گوش نکرد، زنان رسول خدا شبانه براى انجام کارهائى بیرون مى‌رفتند، سوده همسر رسول خدا (ص) از منزل خارج شد و چون زن تنومندى بود، شناخته مى‌شد،‌ عمر بن خطاب او را دید و گفت: اى سوده من تو را شناختم . این کار عمر به این خاطر بود که خیلى دوست داشت آیه حجاب نازل شود، عائشه گفت: پس از آن آیه حجاب نازل شد.

البخاری الجعفی، ابوعبدالله محمد بن إسماعیل (متوفای256هـ)، صحیح البخاری،ج 5، ص 2303، ح5886، کِتَاب الِاسْتِئْذَانِ، بَاب آیَةِ الْحِجَابِ، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة ـ بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

اگر خوابیدن امیرمؤمنان علیه السلام با عائشه در زیر یک لحاف، عیب محسوب شود، نگاه کردن به همسران رسول خدا و شرمنده کردن آنان و نیز لمس کردن دست عائشه، عیب بسیار بزرگترى است.

امیرمؤمنان علیه السلام پاکتر از آن است که احدى کوچکترین شکى نسبت به آن حضرت بنماید و چه کسى آگاهتر از رسول خدا نسبت به امیرمؤمنان علیه السلام؟!

جالب این است که عمر بن الخطاب اعتقاد داشته که رسول خدا هر فاجرى را به خانه خود راه مى‌داده و آن‌ها با زنان پیامبر سخن مى‌گفته‌اند.

بخارى به نقل از عمر بن الخطاب مى‌نویسد:

قلت یا رَسُولَ اللَّهِ لو أَمَرْتَ نِسَاءَکَ أَنْ یَحْتَجِبْنَ فإنه یُکَلِّمُهُنَّ الْبَرُّ وَالْفَاجِرُ فَنَزَلَتْ آیَةُ الْحِجَابِ.

گفتم: اى رسول خدا ! به زنان دستور بده که خود را بپوشانند؛ چرا که آن‌ها با هر نیک و بدى گفتگو مى‌کنند؛ پس از آن آیه حجاب نازل شد.

البخاری الجعفی، ابوعبدالله محمد بن إسماعیل (متوفای256هـ)، صحیح البخاری،  ج 1، ص 157،  ح393، کِتَاب الصَّلَاةِ، بَاب ما جاء فی الْقِبْلَةِ ؛ ج 4، ص 1629،  ح4213، کِتَاب التفسیر، بَاب قوله «وَاتَّخِذُوا من مَقَامِ إبراهیم مُصَلًّى» ؛ ج 4، ص 1799،  ح4512، کِتَاب التفسیر، بَاب قَوْلُهُ «لَا تَدْخُلُوا بُیُوتَ النبی...»، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

حال از اهل سنت سؤال مى‌کنیم که چطور شما وارد شدن هر فاجرى را به درون خانه رسول خدا صلى الله علیه وآله عیب نمى‌دانید و آن را با افتخار از زبان عمر نقل مى‌کنید؛ اما به امیرمؤمنان علیه السلام که قرآن کریم به پاک بودن او شهادت داده است، ایراد مى‌گیرید  و آن را توهین به رسول خدا مى‌دانید؟

 

 

اثبات اعتماد کامل رسول خدا(ص) به امیرمؤمنان(ع):

ثالثاً: بر فرض صحت روایت، روشن است که این روایت اعتماد کامل رسول خدا صلى الله علیه وآله را به امیرمؤمنان علیه السلام ثابت مى‌کند. و این اعتماد کاملا طبیعى است ؛ چرا که امیرمؤمنان علیه السلام از نخستین روز ولادت تا آخرین لحظات عمر شریف پیام‌آور خدا ، لحظه‌اى از آن حضرت جدا نشده و تربیت شده مستقیم آن حضرت است.

به همین دلیل است که رسول خدا صلى الله علیه وآله گاهى او را ملازم حق و گاهى ملازم قرآن معرفى مى‌کند؛ چنانچه هیثمى در مجمع الزوائد مى‌نویسد:

وعن أبی سعید یعنی الخدری قال: کنا عند بیت النبی (ص) فی نفر من المهاجرین والانصار فقال ألا أخبرکم بخیارکم؟ قالوا: بلى. قال: الموفون المطیبون إن الله یحب الحفی. قال: ومر علی بن أبی طالب فقال: «الحق مع ذا الحق مع ذا».

رواه أبو یعلى ورجاله ثقات.

از ابوسعید خدرى نقل شده است که ما به همراه عده‌اى از مهاجرین و انصار در کنار خانه رسول خدا (ص) بودیم، آن حضرت فرمود: آیا مى‌خواهید از بهترین فرد شما باخبرتان سازم؟ گفتیم: بلى، فرمود: کسانى که به عهد خود وفا مى‌کنند و از بوى خوش استفاده مى‌کنند، خداوند شخص مهربان را دوست دارد، ابو سعید گوید: در این هنگام على بن أبى‌طالب علیه السلام از آن جا عبور کرد، رسول خدا فرمود : حق با او است، حق با او است.

این روایت را أبویعلى نقل کرده و روات آن قابل اعتماد هستند.

الهیثمی، ابوالحسن علی بن أبی بکر (متوفای 807 هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد،  ج 7، ص 235، ناشر: دار الریان للتراث/‏ دار الکتاب العربی - القاهرة، بیروت – 1407هـ.

و حاکم نیشابورى به نقل از أبى ثابت مولى أبى‌ذر از ام سلمه نقل مى‌کند:

سمعت رسول الله (ص) یقول: «علی مع القرآن والقرآن مع علی لن یتفرقا حتى یردا علی الحوض».

هذا حدیث صحیح الإسناد وأبو سعید التیمی هو عقیصاء ثقة مأمون ولم یخرجاه.

على با قرآن است و قرآن با على است و از هم جدا نمى شوند تا اینکه در کنار حوض نزد من آیند.

این روایت داراى سند صحیحى است و ابو سعید تیمى ، نام او عقیصاء است و مورد اطمینان ؛ اما این روایت را (بخارى و مسلم در صحاحشان ) نیاورده اند .

الحاکم النیسابوری،  ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفای 405 هـ)، المستدرک علی الصحیحین،  ج3، ص134، ح4628، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت الطبعة: الأولى، 1411هـ - 1990م.

 

موفق باشید

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقیقاتى حضرت ولى عصر (عج)




:: برچسب‌ها: حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله, امیر المومنین حضرت علی (ع), عائشه دختر ابوبکر

نویسنده : میلاد اسماعیل پور seratemostaghim10@gmail.com
تاریخ : ۱۳٩۱/۸/۱۸
 

 

امارگیر حرفه ای سایت

سایت خدماتی نایت اسکین - امارگیر سایت