رفتار عایشه با یتیمان چگونه بود؟

  ......در ادامه مطلب

 

با جستجو در منابع اهل سنت متأسفانه به روایاتی بر می‌خوریم که عایشه دختر ابوبکر و همسر پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله، یتیمان را به شدت کتک می‌زد؛ به گونه‌ای که یتیم همانند شخص مرده‌ای به زمین می‌افتاد.


نکته جالب توجه در زندگی دختر ابو بکر در رفتار با یتیمان، این قشر ضعیف و بی‌پناه جامعه اسلامی، این است که زدن یتیم را برای زنان دیگر به عنوان «ادب الیتیم» نیز مطرح می‌کرد و آنان را به انجام این کار تشویق می‌نمود و برای ترغیب شدن آنان رفتار خودش را به عنوان سر مشق ارائه می‌داد.

نکته مسلم این است که این طریقه و روش رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله نبوده‌است؛ چرا که تمام رفتار و گفتار آن حضرت از وحی الهی سرچشمه گرفته‌است و طبق آیات قرآن، رسول خدا صلی الله علیه وآله مأمور بودند که حتی بر یتیمان قهر و غضب هم نکنند؛ چه رسد به این‌که به ضرب و جرح آنان اقدام نمایند.

تا اینجا اجمالاً این قضیه روشن شد و تفصیل مطلب را با ذکر روایات ارائه خواهیم کرد. 

سفارش قرآن کریم در باره یتیمان

قبل از این‌که پاسخ تفصیلی را با ذکر روایات ارائه نماییم لازم است به خاطر اهمیت موضوع مورد بحث، دیدگاه قرآن کریم و روایات رسول خدا صلی الله علیه وآله را در مورد برخورد با یتیم بررسی نماییم تا در پایان معیار قضاوت برای خوانندگان گرامی در مورد رفتار عائشه که چهل سال پیروان سقیفه بر فتاوای او عمل می‌کردند، به دست آید.

نکته قابل یادآوری قبل از برشمردن آیات این است ‌که آیات ذیل نیازمند به تحلیل و توضیح فراوان هستند؛‌ اما در این جا ما با رعایت اختصار تنها به نقل آیات و تحلیل کوتاه از آن، اکتفا می‌کنیم.

اکنون از آیاتی که در مورد یتیم سخن می‌گویند،‌ موارد ذیل استفاده می‌شود:

الف: پیمان گرفتن خداوند بر احسان به یتیمان:

احسان به یتیمان یکی از سفارشهای خداوند در قرآن کریم ‌است که در کنار سفارش احسان به والدین، ذوی القربای رسول خدا صلی الله علیه وآله و بی‌چارگان در آیه ذیل بیان شده‌است:

وَإِذْ أَخَذْنا میثاقَ بَنی‏ إِسْرائیلَ لا تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ وَبِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَذِی الْقُرْبى‏ وَالْیَتامى‏ وَالْمَساکین‏... (بقره/ 83).

(و به یاد آورید) زمانی را که از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خداوند یگانه را نپرستید و نسبت به پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و بینوایان نیکی کنید... .

و در آیه دیگر نیز بعد از دستور به عبادت خداوند و نهی از شرک به خدا سفارش به یتیمان نیز آمده‌است:

وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَبِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَبِذِی الْقُرْبى‏ وَالْیَتامى‏ وَالْمَساکینِ وَالْجارِ ذِی الْقُرْبى‏ وَالْجارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَابْنِ السَّبیل ‏... (نساء/36)

و خدا را بپرستید! و هیچ چیز را همتاى او قرار ندهید! و به پدر و مادر، نیکى کنید همچنین به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان، و همسایه نزدیک، و همسایه دور، و دوست و همنشین، و واماندگان در سفر، و بردگانى که مالک آنها هستید..

ب: دستور به یتیم نوازی و نهی از رفتار خشونت آمیز با آنان

طبق گزارشهای تاریخی رسول صلی الله علیه وآله خداوند قبل از این‌که به دنیا بیاید پدرش را از دست داد و بعد از این‌که به دنیا آمد در شش سالگی نیز مادرش از دنیا رفت و تحت سر پرستی جدش حضرت عبد المطلب علیه السلام قرار گرفت.

قرآن کریم نیز داستان یتیمی ‌آن حضرت را بازگو نموده و می‌فرماید:

أَ لَمْ یَجِدْکَ یَتِیماً فَآوى‏ وَوَجَدَکَ ضَالاًّ فَهَدى‏ وَوَجَدَکَ عائِلاً فَأَغْنى‏ فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلا تَقْهَرْ. (ضحی/ 6- 9)

 آیا تو را یتیم نیافت و سپس پناه داد؟ و تو را گمشده یافت و هدایت کرد، و تو را فقیر یافت و بى نیاز نمود. حال که چنین است‏یتیم را تحقیر نکن.

در این آیه مبارکه علاوه بر این‌که سخن از یتیمی رسول خدا صلی الله علیه وآله و پناه داده شدن و بی‌نیازی آن حضرت به میان آمده،‌ دستور می‌دهد که با یتیمان رفتار پسندیده و شایسته داشته باش؛ به گونه‌ای که روح تشنه آنها را با محبت سیراب کن.

معنای «فلا تقهر» از دیدگاه مفسران

مفسران تابعی برای کلمه «لاتقهر» معانی دقیق و ظریف و مصادیق گسترده‌ای را بیان کرده‌اند:

ماوردی در تفسیر «النکت والعیون» می‌نویسد:

 (فأمّا الیتیمَ فلا تَقْهَرْ) فیه خمسة أوجه: أحدها: فلا تحقر, قاله مجاهد. الثانی: فلا تظلم, رواه سفیان. الثالث: فلا تستذل, حکاه ابن سلام. الرابع: فلا تمنعه حقه الذی فی یدک, قاله الفراء. الخامس: ما قاله قتادة: کن للیتیم کالأب الرحیم.

در جملة «اما الیتیم فلا تقهر» پنج وجه است: وجه نخست این‌که یتیم را تحقیر نکن. این قول مجاهد است. وجه دوم از سفیان روایت شده این است که به یتیم ظلم نکن. وجه سوم این‌که او را به ذلت نکشان. وجه چهارم از فراء‌ این است‌:که یتیم را از حقش که در دست تو است محروم نکن. وجه پنجم را که قتاده گفته‌ این است‌که برای یتیم همانند پدر مهربان باش.

الماوردی البصری الشافعی، علی بن محمد بن حبیب (متوفاى450هـ)، النکت والعیون، ج6، ص372، تحقیق: السید ابن عبد المقصود بن عبد الرحیم، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت / لبنان.

ابوبکر جصاص در «أحکام القرآن» می‌نویسد:

قوله تعالى فأما الیتیم فلا تقهر قیل لا تقهره بظلمه وأخذ ماله وخص الیتیم لأنه لا ناصر له غیر الله فغلظ فی أمره لتغلیظ العقوبة على ظالمه وقد روی عن النبی صلى الله علیه وسلم أنه قال اتقوا ظلم من لا ناصر له غیر الله.

معنای « فأما الیتیم فلا تقهر» این است که با ظلم کردن و گرفتن مال یتیم بر او قهر نکن؛ اما دلیل این‌که در این جا به طور ویژه در باره یتیم سخن گفته‌،‌ این است که یتیم جز خدای متعال یاور دیگری ندارد؛‌ پس از جهت این‌که عقوبت ظلم کنندگان به یتیم شدید است، در باره یتیم این‌گونه با حدت و شدت سخن گفته است. از رسول خدا صلی الله علیه وسلم روایت شده‌است که فرمود: از ظلم کردن بر کسی‌که جز خدا یاوری ندارند بپرهیزید.

الجصاص الرازی الحنفی، أبو بکر أحمد بن علی (متوفاى370هـ) ، أحکام القرآن ، ج5، ص372، تحقیق: محمد الصادق قمحاوی ، ناشر : دار إحیاء التراث العربی - بیروت – 1405هـ.

سایر مفسران اهل سنت نیز همین معانی را در ذیل این آیه آورده‌اند.

فخر رازی در ذیل این آیه،‌ قرائت دیگری را نیز برای واژه «فلا تقهر» ذکر کرده‌است. او می‌نویسد:

وقرىء فلا تکهر، أی لا تعبس وجهک إلیه، والمعنى عامله بمثل ما عاملتک به، ونظیره من وجه: (وَأَحْسِن کَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَیْکَ(القصص:77).

«فلا تکهر» خوانده شده است؛ معنایش این جمله این است که روی خود را به سوی یتیم درهم نکن. معنایش این است که ای پیامبر با یتیم همانگونه رفتار کن که من با تو رفتار کردم. نظیر جمله مورد بحث این آیه است: نیکی کن؛‌ همانگونه خداوند به سوی تو نیکی کرد.

الرازی الشافعی، فخر الدین محمد بن عمر التمیمی (متوفاى604هـ)، التفسیر الکبیر أو مفاتیح الغیب، ج31،‌ ص425، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1421هـ - 2000م.

حکم آیه شامل عموم امت اسلام است

سؤالی که شاید در اذهان خوانندگان مطرح شود این است‌که آیا این آیه تنها دستور به رسول خدا صلی الله علیه وآله است یا حکم آن شامل همه امت اسلامی است؟

ابن تیمیه از پایه گذاران وهابیت در کتاب «کتب ورسائل وفتاوى شیخ الإسلام ابن تیمیة» جواب این شبهه را داده و می‌گوید: حکم اکرام یتیم شامل جمیع امت اسلامی است:

وقوله (فأما الیتیم فلا تقهر وأما السائل فلا تنهر وأما بنعمة ربک فحدث (هذا متناول لجمیع الأمة.

این سخن خداوند که فرموده: یتیم را تحقیر نکن .... این حکم شامل تمام امت اسلامی است.

ابن تیمیه الحرانی الحنبلی، ابوالعباس أحمد عبد الحلیم (متوفاى 728 هـ)، کتب ورسائل وفتاوی شیخ الإسلام ابن تیمیة، ج16، ص327، تحقیق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمی النجدی، ناشر: مکتبة ابن تیمیة، الطبعة: الثانیة.

بنابراین، احترام و اکرام یتیمان، تنها وظیفه رسول خدا صلی الله علیه وآله نیست؛ بلکه تمام مسلمانان وظیفه دارند نسبت به یتمان همان رفتار را داشته باشند .

ج: سهم یتیم از غنائم و فیء

در آیه دیگر آمده، همانگونه که خداوند متعال برای پیامبر صلی الله علیه وآله و ذوی القربای آن حضرت در غنائم و انفال سهم تعیین کرده‌است برای یتیم نیز سهمی را در نظر گرفته‌است.

در مورد سهم یتیمان از غنائم می‌فرماید:

وَاعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبى‏ وَالْیَتامى‏ وَالْمَساکینِ وَابْنِ السَّبیلِ إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ .... (انفال/41)

بدانید هر گونه غنیمتى به دست آورید، خمس آن براى خدا، و براى پیامبر، و براى ذى القربى و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه (از آنها) است، .....

در باره سهم یتیمان از انفال می‌فرماید:

ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى‏ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرى‏ فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبى‏ وَالْیَتامى‏ وَالْمَساکینِ وَابْنِ السَّبیلِ کَیْ لا یَکُونَ دُولَةً بَیْنَ الْأَغْنِیاءِ مِنْکُمْ ....(حشر/7)

آنچه را خداوند از اهل این آبادیها به رسولش بازگرداند، از آن خدا و رسول و خویشاوندان او، و یتیمان و مستمندان و در راه ماندگان است، تا (این اموال عظیم) در میان ثروتمندان شما دست به دست نگردد! ...

با توجه به این آیات به دست می‌آید که در نظر گرفته شدن سهم برای یتیمان نشانگر جایگاه یتیم در نزد خداوند است. 

د: انفاق به یتیمان:

انفاق به یتیمان و رسیدگی به امور زندگی آنان نیز یکی دیگر از دستورات قرآن است:

لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلائِکَةِ وَالْکِتابِ وَالنَّبِیِّینَ وَآتَى الْمالَ عَلى حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبى وَالْیَتامى وَالْمَساکِینَ... (بقره/177)

 نیکی (تنها) این نیست که به هنگام نماز صورت خود را به سوی مشرق و مغرب کنید بلکه نیکوکار کسی است که به خدا و روز رستاخیز و فرشتگان و کتاب آسمانی و پیامبران ایمان آورد و مال خود را با تمام علاقه ای که به آن دارد به خویشاوندان و یتیمان و از کارافتادگان و ... انفاق کند.

یَسْئَلُونَکَ ما ذا یُنْفِقُونَ قُلْ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَیْرٍ فَلِلْوالِدَیْنِ وَالْأَقْرَبینَ وَالْیَتامى‏ وَالْمَساکینِ وَابْنِ السَّبیلِ وَما تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلیمٌ. (بقره/215)

از تو سؤال مى‏کنند چه چیز انفاق کنند؟ بگو: «هر خیر و نیکى (و سرمایه سودمند مادى و معنوى) که انفاق مى‏کنید، باید براى پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و مستمندان و درماندگان در راه باشد.» و هر کار خیرى که انجام دهید، خداوند از آن آگاه است. (لازم نیست تظاهر کنید، او مى‏داند).

هـ.: نهی از پایمال کردن مال و حقوق یتیمان:

سر پرستی و کفالت یتیمان، جمع آوری و نگهداری اموال آنان یکی دیگر از سفارشهای وحی الهی در آیه ذیل است:

وَآتُوا الْیَتامى‏ أَمْوالَهُمْ وَلا تَتَبَدَّلُوا الْخَبیثَ بِالطَّیِّبِ وَلا تَأْکُلُوا أَمْوالَهُمْ إِلى‏ أَمْوالِکُمْ إِنَّهُ کانَ حُوباً کَبیراً. (نساء/2)

و اموال یتیمان را (هنگامى که به حد رشد رسیدند) به آنها بدهید، و اموال بد (خود) را با اموال خوب (یتیمان) تبدیل نکنید، و اموال آنها را با اموال خودتان (به وسیله مخلوط کردن یا تبدیل نمودن) نخورید. زیرا این گناه بزرگى است.

در آیه دیگر به کسانی‌که حق یتیمان را پامال و اموال شان را به کام خود فرو می‌برند هشدار می‌دهد که در حقیقت آنان آتشی را خورده‌اند که در اثر آن خواهند سوزید:

إِنَّ الَّذینَ یَأْکُلُونَ أَمْوالَ الْیَتامى‏ ظُلْماً إِنَّما یَأْکُلُونَ فی‏ بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَیَصْلَوْنَ سَعیراً. (نساء/10)

کسانى که اموال یتیمان را از روى ظلم و ستم مى‏خورند، تنها آتش مى‏خورند و به زودى به آتش سوزانى مى‏سوزند.

و: بی اعتنایی به یتیمان نشانه عدم اعتقاد به معاد:

در برخی آیات قرآن کریم بی‌اعتنایی به یتیمان علامت عدم اعتقاد به معاد شمرده‌‌ شده‌ و می‌فرماید:

أَ رَأَیْتَ الَّذِی یُکَذِّبُ بِالدِّینِ فَذلِکَ الَّذِی یَدُعُّ الْیَتِیمَ. (ماعون/1- 2)

 آیا دیدی آن کسی را که دین و روز قیامت را دروغ می‌پندارد، پس او کسی است که یتیم را از خود می‌راند.

ز: عدم اکرام یتیم مستلزم ذلت و خواری:

با تجربه‌ای که ثابت شده، زندگی انسان‌ها آمیخته با راحتی و ناراحتی، وفور نعمت و فقر و گرفتاری است. این حقیقت را خداوند در آیات ذیل بازگو می‌نماید:

فَأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَکْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَکْرَمَنِ وَأَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَهانَن‏. (فجر/15- 16)

اما انسان هنگامى‌که خداوند او را براى آزمایش اکرام مى‏کند و نعمت مى‏بخشد (مغرور مى‏شود و) مى‏گوید: پروردگارم مرا گرامى داشته! و اما هنگامى که براى امتحان روزى را بر او تنگ بگیرد مایوس مى‏شود و مى‏گوید پروردگارم مرا خوار کرده!

در ادامه خداوند متعال علت اصلی ذلت و خواری انسان را که پندار انسان است، بی‌توجهی به یتیمان و عدم اکرام آنان می‌داند و انسان را در مورد رفتار دور از حکم وجدان و عقل با یتیمان هشدار می‌‌دهد و می‌فرماید:

کَلاَّ بَلْ لا تُکْرِمُونَ الْیَتِیمَ وَلا تَحَاضُّونَ عَلی طَعامِ الْمِسْکِینِ. (فجر/ 17)

 چنان نیست که شما خیال می‌کنید (یعنی چنین نیست که خداوند شما را خوار کرده) بلکه شما یتیمان را گرامی نمی‌دارید و یکدیگر را بر اطعام مستمندان تشویق نمی‌کنید.

هرچند مفسران شأن نزول آیه را در مورد «امیة بن خلف» می‌دانند؛ زیرا سرپرستی قدامة بن مظعون را که یتیم بود، به عهده داشت؛ اما اموالش را را به او نمی‌داد. آیه نازل در شأن او نازل شد و از این کار نهی کرد؛ در حقیقت این آیه موعظه‌ای برای همه افراد بشر است.

سمرقندی در تفسیرش می‌نویسد:

ثم قال (بل لا تکرمون الیتیم) یعنی لا یعطون حق الیتیم وکان فی حجر أمیة بن خلف یتیم لا یؤدی حقه. فنزلت الآیة بسببهفصار فیها عظة لجمیع الناس.

سپس فرموده‌است: بلکه یتیمان را اکرام نمی‌کنند؛ یعنی حق آنان را نمی‌دهند. در نزد امیة بن خلف یتیمی بود که حقش را به او نمی‌داد پس از آن این آیه نازل شد و موعظه برای تمامی مردم گردید.

السمرقندی، نصر بن محمد بن أحمد ابواللیث (متوفاى367 هـ)، تفسیر السمرقندی المسمی بحر العلوم، ج3، ص556، تحقیق: د. محمود مطرجی، ناشر: دار الفکر - بیروت.

ابن عاشور در تفسیر «التحریر والتنویر» نیز می‌نویسد:

فدل على أن الکرامة والإهانة إنما تسببا على عدم إکرام الیتیم والحضّ على طعام المسکین.

این آیه دلالت می‌کند که سبب گرامی داشتن و اهانت، اکرام نکردن یتیم و تشویق بر اطعام مسکین است.

ابن عاشور، محمد الطاهر (متوفای1284هـ) التحریر والتنویر، ج25،‌ ص101، دار النشر: دار سحنون للنشر والتوزیع - تونس - 1997م

بنابراین،‌ عدم اکرام یتیمان یکی از نشانه‌های دوری از خداوند و سبب ذلت شخص است.

ح: اطعام و اکرام یتمیان سیره نیکان از بندگان خدا

در قرآن کریم گروهی از بندگان خداوند به نام «ابرار» یاد شده‌اند که سیره آنها اطعام به یتیمان و مسکینان و اسیران بوده‌است. آیات آغازین سوره انسان «ابرار» را این‌گونه معرفی کرده‌اند:

إِنَّ الْأَبْرارَ یَشْرَبُونَ مِنْ کَأْسٍ کانَ مِزاجُها کافُوراً عَیْناً یَشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّهِ یُفَجِّرُونَها تَفْجِیراً یُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَیَخافُونَ یَوْماً کانَ شَرُّهُ مُسْتَطِیراً وَیُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْکِیناً وَیَتِیماً وَأَسِیراً إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَلا شُکُوراً. (انسان/9)

ابرار (نیکان) از جامى مى‏نوشند که با عطر خوشى آمیخته است. از چشمه‏اى که بندگان خاص خدا از آن مى‏نوشند، و از هر جا بخواهند آن را جارى مى‏سازند! آنها به نذر خود وفا مى‏کنند، و از روزى که عذابش گسترده است مى‏ترسند. و غذاى (خود) را با اینکه به آن علاقه (و نیاز) دارند به مسکین و یتیم و اسیر مى‏دهند. (و مى‏گویند:) ما شما را براى خدا اطعام مى‏کنیم و، هیچ پاداش و تشکرى از شما نمى‏خواهیم.

«ابرار» چه کسانی‌هستند؟

در قسمت نخست آیه،‌ پاداش اخروی «ابرار»، در قسمت دوم، ویژگی‌ها و در قسمت سوم سیره نیک و رفتار عملی آنها بیان شده‌است.

جهت معرفی بیشتر «ابرار»، نگاهی مختصر بر تفاسیر بزرگان اهل سنت می‌اندازیم تا معنای این آیه شریفه بیشتر روشن گردد.

قرطبی از مفسران به نام آنها در ذیل آیه «ابرار»‌ را این‌گونه معرفی کرده‌است:

 الأبرار: أهل الطاعة والإخلاص والصدق، جمع برّ أو: بارّ. قال فی الصحاح: جمع البرّ الأبرار، وجمع البارّ البررة، وفلان یبرّ خالقه ویبرره، أی: یطیعه. ... وقال قتادة: الأبرار الذین یؤدّون حق اللّه ویوفون بالنذر.

ابرار عبارتند از : اهل طاعت، اخلاص و راستی. ابرار جمع بر یا «بار» است. در صحاح گفته‌است: جمع «بر» «ابرار» و جمع «بار» «برره» است. معنای این جمله‌«فلان یبر خالقه» این است که خدا را اطاعت می‌کند. قتاده گفته‌است: ابرار کسانی‌هستند که حق خداوند را ادا می‌کنند و به نذرشان وفا می‌کنند.

الأنصاری القرطبی، ابوعبد الله محمد بن أحمد (متوفاى671هـ)، الجامع لأحکام القرآن، ج19، ص125، ناشر: دار الشعب – القاهرة.

ماوردی در تفسیر «النکت والعیون» می‌نویسد:

فی الأبرار قولان: أحدهما: أنهم الصادقون، قاله الکلبی. الثانی: المطیعون، قاله مقاتل.

در این‌که مراد از «ابرار» چه کسانی‌هستند،‌ دو نظر است: نظر نخست این‌که مراد از ابرار صادقان هستند. این نظر کلبی است. نظر دوم: مراد کسانی‌هستند که مطیع خداوند هستن. این قول مقاتل است.

الماوردی البصری الشافعی، علی بن محمد بن حبیب (متوفاى450هـ)، النکت والعیون، ج6،‌ ص 164، تحقیق: السید ابن عبد المقصود بن عبد الرحیم، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت / لبنان.

قشیری نیشابوری در تفسیرش ویژگی‌های «ابرار» را این‌گونه بیان کرده‌است:

وقیل: (الأَبْرَارَ): هم الذین سَمَتْ هِمَّتهُم عن المستحقرات، وظهرت فی قلوبهم ینابیع الحکمة فاتّقوا عن مُسَاکنةٍ الدنیا.

گفته شده،‌ ابرار کسانی‌هستند که همت آنان از امور حقیر و کوچک برتر و بالاتر است و در دل‌هایشان چشمه‌های حکمت جوشیده و از همنشینی دنیا پرهیز کرده‌اند. (کنایه از این که اهل دنیا نیستند).

القشیری النیسابوری الشافعی، ابوالقاسم عبد الکریم بن هوازن بن عبد الملک ، (متوفاى465هـ)، تفسیر القشیری المسمی لطائف الإشارات، ج3، ص164، تحقیق: عبد اللطیف حسن عبد الرحمن، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت /لبنان، الطبعة: الأولى، 1420هـ ـ 2000م.

بغوی و ابن عادل دمشقی در ذیل آیه (إن الأبرار لفی نعیم) آورده‌اند:

  الأبرار الذین بروا وصدقوا فی إیمانهم بأداء فرائض الله عز وجل واجتناب معاصیه.

«ابرار» آن کسانی‌هستند که نیکی کردند و در ایمانشان با انجام واجبات خداوند و دوری از معصیتش از خود راستی نشان دادند.

البغوی، الحسین بن مسعود (متوفاى516هـ)، تفسیر البغوی، ج4، ص456، تحقیق: خالد عبد الرحمن العک، ناشر: دار المعرفة - بیروت.

ابن عادل الدمشقی الحنبلی، ابوحفص عمر بن علی (متوفاى بعد 880 هـ)، اللباب فی علوم الکتاب،  ج20، ص 202، تحقیق: الشیخ عادل أحمد عبد الموجود والشیخ علی محمد معوض، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت / لبنان، الطبعة: الأولى، 1419 هـ ـ 1998م

با توجه به عبارات فوق،‌ »ابرار» اهل صدق و ایمان، اطاعت و بندگی و تقوا و پاکی هستند و سیره آنها طبق این آیه مبارکه، وفاء‌ به نذر،‌ ترس از معاد،‌ و انفاق بر یتیمان،‌ مسکینان و اسیران است.

طبق آیات قرآن کریم :

خداوند از تمام بندگان خود پیمان گرفته است که با یتیمان رفتار درستی داشته باشند، به پیامبرش دستور می‌دهد که یتیم نوازی نماید؛ همان‌طوری که خداوند خود او را که در کودکی یتیم شده بود، نوازش کرده است

در آیات دیگر، بی‌اعتنایی به یتیم را نشانه عدم ایمان به قیامت و مستلزم ذلت و خواهی دانسته است. و آیات فراوان دیگری که مضمون همگی آن‌ها این است که احترام و اکرام یتیم واجب و رفتار بد با آن‌ها حرام است .

سفارش رسول خدا (ص) درباره یتیمان

گذشته از سفارش‌های وحیانی در قرآن کریم، رسول خدا صلی الله علیه وآله نیز که خود رحمة للعالمین است؛ در مورد یتیمان سفارشهای فراوانی نموده و به امت اسلامی در باره اکرام و پاسداشت حقوق آنان دستور داده‌است. در این قسمت روایات رسول خدا صلی الله علیه وآله را از منابع اهل سنت بازگو می‌نماییم.

الف: یتیمان را گرامی بدارید

احمد بن حنبل در مسند خود از رسول خدا صلی الله علیه وآله روایت صحیحی را نقل کرده که آن حضرت به اکرام یتیمان دستور داده‌است:

15539 حدثنا عبد اللَّهِ حدثنی أبی ثنا أَسْوَدُ بن عَامِرٍ ثنا إِسْرَائِیلُ عن إبراهیم یعنی بن مُهَاجِرٍ عن مُجَاهِدٍ عَنِ السَّائِبِ بن عبد اللَّهِ قال جئ بی إلى النبی صلى الله علیه وسلم یوم فَتْحِ مَکَّةَ ... فقال یا سَائِبُ أنظر أَخْلاَقَکَ التی کُنْتَ تَصْنَعُهَا فی الْجَاهِلِیَّةِ فأجعلها فی الإِسْلاَمِ أَقْرِ الضَّیْفَ وَأَکْرِمِ الْیَتِیمَ وَأَحْسَنْ إلى جَارِکَ.

سائب بن عبد الله می‌گوید: در روز فتح مکه من نزد رسول خدا صلی الله علیه وسلم آمدم .... رسول خدا فرمود: ای سائب ! مواظب اخلاق خودت باش، همان اخلاقی را که در جاهلیت داشتی در اسلام نیز بر همان خوی باش ؛ پس مهمان را گرامی دار، و یتیم را احترام کن و به همسایه ات نیکی نما.

الشیبانی، ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفاى241هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج3، ص425، ناشر: مؤسسة قرطبة – مصر.

ابو بکر هیثمی در کتاب «مجمع الزوائد ومنبع الفوائد» بعد از نقل روایت به صحت سند این روایت تصریح می‌کند و می‌گوید:

قلت رواه أبو داود باختصار رواه أحمد ورجاله رجال الصحیح.

این روایت را ابو داود به صورت مختصر و نیز احمد بن حنبل روایت کرده و رجال روایت رجال صحیح هستند.

الهیثمی، ابوالحسن علی بن أبی بکر (متوفاى807 هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج8، ص190، ناشر: دار الریان للتراث/‏ دار الکتاب العربی - القاهرة، بیروت – 1407هـ.

ب: بر یتیمان همانند پدر مهربان باش:

رسول خدا صلی الله علیه وآله همواره امتش را سفارش می‌نمود که به فکر افراد ضعیف از جمله یتمیان باشند. 

ابو بکر هیثمی در کتاب «مجمع الزوائد ومنبع الفوائد» سفارش آن حضرت را در باره یتیم این‌گونه نقل کرده‌است:

وعن عبدالرحمن بن أبزى قال قال رسول الله صلى الله علیه وسلم کن للیتیم کالأب الرحیم.

قلت فذکر الحدیث وهو فی الزهد ورجاله ثقات.

عبد الرحمان بن ابزی می‌گوید: رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: برای یتیم همانند پدر مهربان باشد. رجال سند این روایت موثق هستند.

الهیثمی، ابوالحسن علی بن أبی بکر (متوفاى807 هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج8، ص163، ناشر: دار الریان للتراث/‏ دار الکتاب العربی - القاهرة، بیروت – 1407هـ.

ابن ابی الدنیا روایت را از حضرت داود علیه السلام این‌گونه روایت کرده‌است:

619 حدثنا إسحاق بن إسماعیل حدثنا جریر عن الأعمش عن أبی إسحاق عن عبد الرحمن بن أبزى قال قال داود لابنه کن للیتیم کالأب الرحیم واعلم أنک کما تزرع کذاک تحصده.

عبد الرحمان بن ابزی می‌گوید: حضرت داود علیه السلام به فرزندش فرمود: برای یتیم همانند پدر مهربان باش و بدان همانگونه که می‌کاری همچنان برداشت می‌کنی.

إبن أبی الدنیا القرشی البغدادی، ابوبکر عبد الله بن محمد بن عبید (متوفاى281هـ)، العیال، ج2، ص820، تحقیق: د نجم عبد الرحمن خلف، ناشر: دار ابن القیم - السعودیة - الدمام ، الطبعة : الأولى ، 1410هـ - 1990م

ج: یتیمان را به گریه در نیاورید

در روایات آمده است که گاهی رسول خدا صریحا از اذیت یتیمان و به گریه در آوردن آن ها نهی کرده‌است. عبد العظیم منذری در کتاب «الترغیب والترهیب من الحدیث الشریف» و برخی دیگر روایت را این‌گونه نقل کرده‌است:

3847 وروی عن أبی سعید الخدری رضی الله عنه قال قال رسول الله صلى الله علیه وسلم إیاکم وبکاء الیتیم فإنه یسری فی اللیل والناس نیام.

رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمود: بر شما باد که یتیم را به گریه در نیاورید؛ چرا که اشک‌های او در شب جاری است؛ در حالی که مردم خواب هستند.

المنذری، أبو محمد عبد العظیم بن عبد القوی (متوفاى656هـ)، الترغیب والترهیب من الحدیث الشریف، ج3، ص237،‌ تحقیق: إبراهیم شمس الدین، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1417هـ

الصفوری، عبد الرحمن بن عبد السلام بن عبد الرحمن بن عثمان (متوفاى894 هـ)، نزهة المجالس ومنتخب النفائس، ج1، ص168، تحقیق: عبد الرحیم ماردینی، ناشر:دار المحبة - دار آیة - بیروت - دمشق - 2001 / 2002م.

النمری القرطبی المالکی، ابوعمر یوسف بن عبد الله بن عبد البر (متوفاى 463هـ)، الاستذکار الجامع لمذاهب فقهاء الأمصار فی شرح الموطأ، ج8، ص618، تحقیق: سالم محمد عطا - محمد علی معوض، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 2000م.

د: لرزه عرش خداوند از گریه یتیم:

بدون شک برخی از رفتار و اعمال خوب و بد افراد بشر بر عالم تکوین اثرات وضعی می‌گذارد. طبق روایاتی‌که در منابع اهل سنت آمده، یکی از اعمالی‌که اثر وضعی در عالم خلقت دارد، به گریه در آوردن یتیم است. 

ابو الفرج نهروانی در کتاب «الجلیس الصالح والأنیس الناصح» این روایت از طریق عمر بن خطاب نقل کرده‌است:

حدثنا الحسن بن إبراهیم بن عبد المجید المقری، قال: حدثنا أبو یوسف الفلوسی، قال: حدثنا عمرو بن سفیان القطیغی، قال: حدثنا الحسن بن أبی جعفر، عن علی بن زید، عن سعید بن المسیب، عن عمر بن الخطاب، قال: قال لی رسول الله صلى الله علیه وسلم: " إن الیتیم إذا بکى اهتز عرش الرحمن عز وجل لبکائه، یقول الله تعالى: من أبکى عبدی وأنا قبضت أباه وواریته فی التراب؟ فیقولون: ربنا لا علم لنا، قال: اشهدوا أن من آواه أرضیته یوم القیامة " .

عمربن خطاب می‌گوید: رسول خدا صلی الله علیه وسلم به من فرمود: همانا یتیم زمانی‌که گریه کند، عرش خداوند به لرزه در می‌آید. خداوند می‌فرماید: چه کسی این بنده‌ام را به گریه در آورده در حالی‌که من پدرش را از او گرفتم و او را در خاک پنهان کردم؟ به خداوند عرض می‌شود: پروردگارا ما نمی‌دانیم. خداوند می‌فرماید: شاهد باشید کسی که یتیم را پناه بدهد، روز قیامت من از او راضی می‌شوم.

النهروانی، أبو الفرج المعافى بن زکریا (متوفاى390هـ)،‌ الجلیس الصالح والأنیس الناصح، ج1، ص204، دار النشر: طبق برنامه الجامع الکبیر.

این روایت در کتابهای ذیل نیز آمده‌است:

الأصبهانی، ابونعیم أحمد بن عبد الله (متوفاى430هـ)، تاریخ أصبهان، ج2، ص269، تحقیق: سید کسروی حسن، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1410 هـ-1990م .

الصفوری، عبد الرحمن بن عبد السلام بن عبد الرحمن بن عثمان (متوفاى894 هـ)، نزهة المجالس ومنتخب النفائس، ج1، ص168، تحقیق: عبد الرحیم ماردینی، ناشر:دار المحبة - دار آیة - بیروت - دمشق - 2001 / 2002م.

ابو الفرج معافی بعد از نقل روایت سخنان بسیار جالبی از قاضی نقل کرده‌است که او می‌گوید:

تعلیق المؤلف

قال القاضی: فی هذا الخبر زجر عن أذى الیتیم وترغیب فی التعطف علیه، والإحسان إلیه، والعقول السلیمة والفطن السویة، تنبئان عن حظر ظلمه، وحسن حفظه وتعهده، وما أتى عن الله عز وجل فی محکم تنزیله وعلى لسان رسوله من التوصیة به، والتوعد بألیم العقاب على ظلمه، کثیر ظاهر، قد قامت الحجة به واستفاض العلم بصحته، فی خاصة المسلمین وعامتهم، ومأمومیهم وأئمتهم، فاتقى امرؤٌ ربه، وخاف مقامه، وأشفق مما هو أمامه، وتدبر قول الله عز وجل: " ولیخش الذین لو ترکوا من خلفهم ذریةً ضعافاً خافوا علیهم فلیتقوا الله ولیقولوا قولاً سدیداً، إن الذین یأکلون أموال الیتامى ظلماً إنما یأکلون فی بطونهم ناراً وسیصلون سعیراً " ...

 در این روایت از آزردن یتیم نهی شده،‌ و در مهربانی کردن و احسان به او تشویق شده‌است. عقل سالم و درک صحیح از ظلم نکردن به یتیم و خوب نگهداری او خبر می‌دهد. آنچه در قرآن کریم و زبان رسول خدا مبنی بر توصیه نسبت به یتیم و وعده دادن بر عذاب دردناک بر ظالمان او،‌ بسیار است و بر این مطلب دلیل است و در میان مسلمانان از پیشوایان و غیر آنان علم به صحت این مطالب در حد استفاضه است؛ پس می‌بایست تقوای الهی را پیشه کرد و از مقام الهی ترسید و در این سخن خداوند تدبر کرد ‌که می‌فرماید: کسانى که اگر فرزندان ناتوانى از خود بیادگار بگذارند از آینده آنان مى‏ترسند، باید (از ستم درباره یتیمان مردم) بترسند! از (مخالفت) خدا بپرهیزند، و سخنى استوار بگویند. و نیز می‌فرماید: کسانى که اموال یتیمان را به ظلم و ستم مى‏خورند، (در حقیقت،) تنها آتش مى‏خورند و بزودى در شعله‏هاى آتش (دوزخ) مى‏سوزند. ..

النهروانی، أبو الفرج المعافى بن زکریا (متوفاى390هـ)،‌ الجلیس الصالح والأنیس الناصح، ج1، ص204، دار النشر: طبق برنامه الجامع الکبیر.

هـ : محبوب ترین بندگان خدا، از جهت سفارش احسان به یتیم.

در نظام خلقت احسن خداوند کسانی که سبب و مشوق انجام اعمال خوب و یا بد می‌شوند نیز از پاداش و عقاب عاملان آنها بهرمند خواهند شد.

شمس الدین ذهبی از علمای بزرگ اهل سنت در کتاب «الکبائر» می‌نویسد:

وأحب عباد الله إلى الله تعالى من اصطنع صنعا إلى یتیم.

بهترین بندگان خدا نزد خداوند کسی است که دستور بدهد به یتمی احسان شود.

الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748 هـ)، الکبائر، ج1، ص68، دار النشر: دار الندوة الجدیدة – بیروت

طبق این روایت کسانی‌که مردم را در جامعه اسلامی تشویق می‌کنند که نسبت به یتیمان احسان کنند و رفتار خوبی با آنان داشته باشند،‌ محبوب ترین بندگان خداوند هستند. به قرینه مقابله و این قاعده که می‌فرماید: تعرف الاشیاء باضدادها، می‌توان دریافت کسانی‌که بر عکس مفاد روایت،‌ مردم را تشویق می‌کنند تا به یتیمی ظلم شود،‌ مبغوض ترین بندگان خواهند بود.

آثار و ثمرات احسان به یتمان

در بسیاری از روایات، آثار و ثمرات دنیوی و اخری احسان کردن به یتیم نیز بیان شده است که به چند نمونه از آن اشاره می‌کنیم:

الف: مهربانی با یتیمان قساوت قلب را از بین می‌برد

یکی از آثار عجیب دنیوی یتیم نوازی این است که دست کشیدن بر سر یتیم و اطعام کردن آنان قساوت قلب را از میان می‌برد.

أحمد بن حنبل در مسندش روایت رسول خدا را نقل کرده‌است:

9006 حدثنا عبد اللَّهِ حدثنی أبی حدثنا بَهْزٌ حدثنا حَمَّادُ بن سَلَمَةَ عن أبی عِمْرَانَ عن أبی هُرَیْرَةَ أَنَّ رَجُلاً شکى إلى النبی صلى الله علیه وسلم قَسْوَةَ قَلْبِهِ فقال امْسَحْ رَأْسَ الْیَتِیمِ وَأَطْعِمِ الْمِسْکِینَ.

ابو هریره می‌گوید:‌ شخصی به محضر رسول خدا صلی الله علیه وآله از قساوت قلبش شکوه نمود. حضرت به او فرمود: دست بر سر یتیم بکش و مسکین و فقیر را اطعام کن.

الشیبانی، ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفاى241هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج2، ص387، ناشر: مؤسسة قرطبة – مصر.

ابو بکر هیثمی در کتاب «مجمع الزوائد ومنبع الفوائد»، بعد از نقل روایت می‌نویسد:

رواه أحمد ورجاله رجال الصحیح.

الهیثمی، ابوالحسن علی بن أبی بکر (متوفاى807 هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج8، ص160، ناشر: دار الریان للتراث/‏ دار الکتاب العربی - القاهرة، بیروت – 1407هـ.

روایت دیگری به همین مضمن در کتاب «الترغیب والترهیب من الحدیث الشریف» از طریق ابو درداء نیز روایت شده است:

3844 وعن أبی الدرداء رضی الله عنه قال أتى النبی صلى الله علیه وسلم رجل یشکو قسوة قلبه قال أتحب أن یلین قلبک وتدرک حاجتک؟ ارحم الیتیم وامسح رأسه وأطعمه من طعامک یلن قلبک وتدرک حاجتک.

رسول خدا به شخصی که از قساوت قلبش شکایت نمود فرمود: آیا دوست داری دلت نرم و آرزویت برآورده شود؟ آنگاه فرمود: بر یتیم ترحّم کن و دست محبّت بر سر او بکش و از غذای خود به او بخوران تا قلبت نرم و حاجتت روا گردد.

المنذری، أبو محمد عبد العظیم بن عبد القوی (متوفاى656هـ)، الترغیب والترهیب من الحدیث الشریف، ج3، ص237، تحقیق: إبراهیم شمس الدین، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1417هـ

ب: شریف ترین سفره،‌ سفره اطعام یتیمان:

طبق برخی روایات دیگر سفره‌ای که در آن از یتیمان پذیرایی می‌شوند نیز در نزد خداوند داری و منزلت و شرف است.

ابن ابی الدنیا در کتاب «العیال» می‌نویسد:

618 حدثنا عبد الله بن الهیثم حدثنا أبو النضر البزار حدثنا حسن عن فرقد السبخی قال ما خلق مائدة أعظم شرفا من مائدة یطعم علیها یتیم.

فرقد سبخی می‌گوید:‌ رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: سفره‌ای با شرافت تر از سفره‌ای در آن به یتیمان غذا داده می‌شود آفریده نشده‌است.

إبن أبی الدنیا القرشی البغدادی، ابوبکر عبد الله بن محمد بن عبید (متوفاى281هـ)، العیال، ج2، ص818، تحقیق : د نجم عبد الرحمن خلف ، ناشر : دار ابن القیم - السعودیة - الدمام ، الطبعة : الأولى ، 1410هـ - 1990م

ج: محبوب ترین و بهترین خانه در نزد خدا:

اکرام و احسان به یتیمان تا اندازه نزد خداوند متعال ثواب و پاداش دارد و این کار مورد رضایت خداوند است که حتی خانه‌ای که در آن یتیم اکرام می‌شود از جایگاه ویژه برخور دار است.

بخاری در کتاب «الأدب المفرد» از ابوهریره نقل شده است که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: بهترین خانه خانه‌ای است که به یتیمان احسان می‌شود:

137 حدثنا عبد الله بن عثمان قال أخبرنا سعید بن أبى أیوب عن یحیى بن سلیمان عن بن أبی عتاب عن أبى هریرة قال قال رسول الله صلى الله علیه وسلم خیر بیت فی المسلمین بیت فیه یتیم یحسن إلیه وشر بیت فی المسلمین بیت فیه یتیم یساء إلیه أنا وکافل الیتیم فی الجنة کهاتین یشیر بإصبعیه.

رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمود: بهترین خانه در میان خانه‌های مسلمانان، خانه‌ای است که به یتیم احسان می‌شود و بدترین خانه در میان مسلمانان خانه‌ای است که در آن به یتیم بدی می‌شود. من و سرپرست یتیم در بهشت همنشین هستیم همانند این دو انگشت؛ اشاره به دو انگشت مبارک خود کرد.

البخاری الجعفی، ابوعبدالله محمد بن إسماعیل (متوفاى256هـ)، الأدب المفرد، ج1، ص61، تحقیق: محمد فؤاد عبدالباقی، ناشر: دار البشائر الإسلامیة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1409هـ ـ 1989م.

این روایت در منابع دیگر هم نقل شده است:

القزوینی، ابوعبدالله محمد بن یزید (متوفاى275هـ)، سنن ابن ماجه، ج2، ص1213، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ناشر: دار الفکر - بیروت.

المنذری، أبو محمد عبد العظیم بن عبد القوی (متوفاى656هـ)، الترغیب والترهیب من الحدیث الشریف، ج3، ص236،‌ تحقیق: إبراهیم شمس الدین، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1417هـ

و...

این روایت از طریق عمر بن خطاب نیز نقل شده است.

ابو یعلی قزوینی در کتاب «الإرشاد فی معرفة علماء الحدیث» می‌نویسد:

111 حدثنی جدی وعلی بن عمر الفقیه والقاسم بن علقمة قالوا حدثنا ابن أبی حاتم حدثنا محمد بن عوف الحمصی حدثنا إسحاق الحنینی حدثنا مالک عن یحیى بن طحلاء عن ابیه عن عمر بن الخطاب قال قال رسول الله صلی الله علیه وسلم خیر بیوتکم بیت فیه یتیم مکرم تفرد به الحنینی عن مالک والحدیث صحیح.

عمر بن خطاب می‌گوید:‌ رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: بهترین خانه های شما خانه‌ای است که یتیم اکرام شود. روایت صحیح است.

الخلیلی القزوینی، الخلیل بن عبد الله بن أحمد أبو یعلى (متوفای446هـ)، الإرشاد فی معرفة علماء الحدیث، ج1،‌ص434،‌ تحقیق : د. محمد سعید عمر إدریس، دار النشر: مکتبة الرشد – الریاض،‌ الطبعة : الأولى1409

د: انسان یتیم نواز دارای درجات و حسنات است

هیثمی در کتاب «بغیة الباحث عن زوائد مسند الحارث»،‌ روایتی را نقل کرده که یتیمی نزد رسول خدا آمد و در خواست کمک نمود. آن حضرت بلال را فرستاد برای او خرما آوردند و حضرت آن را به او تقدیم نمود وقتی بر می‌گشت معاذ نیز دست به سر و صورت او کشید رسول خدا در ضمن سخنانی ثواب یتیم نوازی را این‌گونه بیان فرمود:

905ـ حَدَّثَنَا یَزِیدُ یَعْنِی ابْنَ هَارُونَ حَدَّثَنَا فایدُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ أَبِی أَوْفَى قَالَ کُنْتُ عِنْدَ رَسُولِ اللهِ صلى الله علیه وسلم فَأَتَاهُ غُلامٌ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللهِ یَتِیمٌ ...

فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله علیه وسلم وَالَّذِی نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِیَدِهِ لاَ یَلِی مُسْلِمٌ یَتِیمًا فَیُحْسِنُ وِلایَتَهُ فَیَضَعُ یَدَهُ عَلَى رَأْسِهِ إِلاَّ رَفَعَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ شَعْرَةٍ دَرَجَةً وَکَتَبَ لَهُ بِکُلِّ شَعْرَةٍ حَسَنَةً وَمَحَا عَنْهُ بِکُلِّ شَعْرَةٍ سَیِّئَةً.

سوگند به کسی که جانم در قبضه قدرت اوست، هر مسلمانی که سرپرستی یتیمی را به عهده بگیرد وبخوبی از عهده ولایت و سرپرستی آن یتیم برآید و دست محبّت بر سر او بکشد به عدد هر مویی که از زیر دستش می گذرد خداوند متعال یک درجه مقام او را بالا می برد و یک ثواب در نامه عمل وی می نویسد و یک گناه از او کم می کند.

الهیثمی،‌ الحارث بن أبی أسامة / الحافظ نور الدین (متوفای282هـ)، بغیة الباحث عن زوائد مسند الحارث، ج2، ص852، تحقیق: د. حسین أحمد صالح الباکری، دار النشر: مرکز خدمة السنة والسیرة النبویة - المدینة المنورة ، الطبعة: الأولى 1413 - 1992 

رسول خدا در روایت دیگر که آن را أحمد بن حنبل آورده ثواب و پاداش یتیم نوازی را این‌گونه بیان کرده‌است:

22207 حدثنا عبد اللَّهِ حدثنی أبی ثنا أبو إِسْحَاقَ الطالقانی ثنا عبد اللَّهِ بن الْمُبَارَکِ عن یحیى بن أَیُّوبَ عن عُبَیْدِ اللَّهِ بن زَحْرٍ عن عَلِىِّ بن یَزِیدَ عَنِ الْقَاسِمِ عن أبی أُمَامَةَ ان رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم قال من مَسَحَ رَأْسَ یَتِیمٍ لم یَمْسَحْهُ الا لِلَّهِ کان له بِکُلِّ شَعْرَةٍ مَرَّتْ علیها یَدُهُ حَسَنَاتٌ وَمَنْ أَحْسَنَ إلى یَتِیمَةٍ أو یَتِیمٍ عِنْدَهُ کنت أنا وهو فی الْجَنَّةِ کَهَاتَیْنِ وَفَرَّقَ بین إصبعیه السبابة وَالْوُسْطَى.

ابو امامه می‌گوید: رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: کسی‌که برای رضای خداوند دست خود را بر سر یتیمی بکشد به اندازه هر مویی که از زیر دست او رد شود برای او حسناتی نوشته شود و کسی‌که به دختر یتیم و پسر یتیمی نیکی کند او همراه من در بهشت خواهد بود همانند این دو انگشت من. و حضرت میان دو انکشت سبابه و انگشت وسطی جدایی انداخت.

الشیبانی، ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفاى241هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج5، ص250، ناشر: مؤسسة قرطبة – مصر.

هـ : احسان کنندگان به یتیم همانند مجاهدان فی سبیل الله

با بررسی روایات به مواردی برمی‌خوریم که شخص با انجام دادن فلان عمل و یا فلان رفتار، همانند مجاهد در راه خدا است. یکی از کسانی‌که همانند مجاهد فی سبیل الله محسوب می‌شود، احسان کننده به یتیم است. این مطلب نشان دهنده عظمت این رفتار انسانی و الهی در مقابل این قشر مظلوم از بندگان خدا است.

در این مورد روایات مختلفی نقل شده‌است:

1. روایت عایشه:

از عایشه نقل شده که رسول خدا صلی الله علیه وآله کمک کننده به یتیمان را همانند مجاهد فی سبیل الله دانسته است:

 حدثنا عبد الرحمن بن صالح حدثنا حفص بن غیاث عن لیث عن ابن المنکدر عن ابن درة عن عائشة قالت قال رسول الله صلى الله علیه وسلم (أنا وکافل الیتیم فی الجنة کهاتین والساعی على الیتیم والأرملة کالمجاهد فی سبیل الله أو کالصائم الذی لا یفطر) فی إسناده لیث بن أبی سلیم صدوق اختلط حدیثه فترک وأصل الحدیث فی صحیح البخاری ومسلم والترمذی وغیرهما عن سهل بن سعد.

از عائشه از رسول خدا (ص) نقل شده است که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: من و سرپرست یتیم در بهشت ، همانند دو انگشت در کنار هم هستیم . کسی که در حل مشکلات ایتام و بیوه زنان همت کند، همانند مجاهد در راه خداوند و یا همانند روزه‌داری است که هیچگاه افطار نکرده است (تمام عمر خود را روزه گرفته است).

إبن أبی الدنیا القرشی البغدادی، ابوبکر عبد الله بن محمد بن عبید (متوفاى281هـ)، العیال، ج2، ص2047، تحقیق: د نجم عبد الرحمن خلف ، ناشر: دار ابن القیم - السعودیة - الدمام ، الطبعة: الأولى1410هـ - 1990م

2. روایت ام ذره:

در برخی از نقل ها روایت فوق از طریق شخصی به نام «ام ذره» از رسول خدا صلی الله علیه وآله روایت شده‌است. علی بن محمد حمیری می‌نویسد:

- حدثنا علی، حدثنا أبو کریب، حدثنا عبد الله بن إدریس، عن لیث، عن محمد بن المنکدر، عن أم ذرة، قالت: قال رسول الله صلى الله علیه وسلم: «أنا وکافل الیتیم یوم القیامة کهاتین فی الجنة»، وأشار بالوسطى والتی تلیها، «والساعی على الأرملة والیتیمکالمجاهد فی سبیل الله، وکالصائم القائم».

الحِمْیَری، علی بن محمد بن هارون بن زیاد بن عبد الرحمن (متوفاى323هـ) ،‌ جزء علی بن محمد الحمیری، ج1، ص280، دار النشر: طبق برنامه الجامع الکبیر.

ابو یعلی موصلی در کتاب «مسند» نیز این روایت را از ام ذره از عایشه نقل کرده که در آن «یتیم،‌ بیوه زنان، و مسکین» آمده‌است:

4866 حدثنا عبد الرحمن بن صالح الأزدی حدثنا حفص بن غیاث عن لیث بن أبی سلیم عن محمد بن المنکدر عن أم ذرة عن عائشة قالت قال رسول الله صلى الله علیه وسلم أنا وکافل الیتیم فی الجنة کهاتین وجمع بین السبابة والوسطى والساعی على الیتیم والأرملة والمسکین کالمجاهد فی سبیل الله والصائم القائم لا یفتر.

أبو یعلی الموصلی التمیمی، أحمد بن علی بن المثنی (متوفاى307 هـ)، مسند أبی یعلی، ج8، ص280، تحقیق: حسین سلیم أسد، ناشر: دار المأمون للتراث - دمشق، الطبعة: الأولى، 1404 هـ – 1984م.

3. روایت دیگر شبیه به همین مضمون:

مضمون همین روایت با کمی تغییر در متن در روایت دیگر نیز آمده‌است. ابو نعیم اصفهانی روایت را این‌گونه نقل کرده‌است:

7164 - حدثنا أبو عمرو بن حمدان ثنا الحسن بن سفیان ثنا حمید بن زنجویه ثنا قبیصة ثنا سفیان عن أبی الحویرث عن رجل من جهینة قال: قال رسول الله صلى الله علیه وسلم: من ضم یتیما له أو لغیره فاتقى الله فیه وأصلح کان کالمجاهد فی سبیل اللهالقائم لیله لا یرقد والصائم نهاره لا یفطر.

کسی‌که یتیم خود یا دیگران را جمع آوری و سرپرستی کند و از خداوند در باره آن بترسد و امر یتیم را اصلاح کند همانند مجاهد در راه خدا و همانند کسی است که شب را به عبادت گذارنده و نخوابد و روز را روزه گرفته و افطار نکند.

الأصبهانی، أبی‌نعیم (متوفای430هـ)، معرفة الصحابة، ج6، ص3104،‌ ناشر: طبق برنامه الجامع الکبیر.

ابن اثیر جزری نیز این روایت در کتاب «أسد الغابة فی معرفة الصحابة» آورده‌است:

 6502 ) (ع) أَبو الحوَیرثِ عبدُ الرحمن بن مُعَاویةَ المَدَنی، عن رجل من جُهَینة قال: قال رسول الله: (من ضم یتیماً له أو لغیره، فاتقى الله فیه وأصلح، کان کالمجاهد فی سبیل الله القائم لیله، الصائم نهاره لا یفطر).

ابن أثیر الجزری، عز الدین بن الأثیر أبی الحسن علی بن محمد (متوفاى630هـ)، أسد الغابة فی معرفة الصحابة، ج6، ص412،‌ تحقیق: عادل أحمد الرفاعی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت / لبنان، الطبعة: الأولى، 1417 هـ - 1996م.

و : سرپرست یتیم قبل از رسول خدا (ص) وارد بهشت می‌شود

در برخی روایات مقام و موقعیت کسانی‌که از یتیمان سر پرستی می‌کنند به صورت شگفت انگیزی توصیف شده‌است؛ به نقل از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله سرپرست یتیمان قبل از آن حضرت وارد بهشت خواهد شد.

ابو یعلی در مسندش روایت را این‌گونه گزارش کرده‌است:

6651 حدثنا سلیمان بن عبد الجبار أبو أیوب حدثنا یعقوب بن إسحاق الحضرمی عن عبد السلام بن عجلان الهجیمی حدثنا أبو عثمان النهدی عن أبی هریرة قال قال رسول الله صلى الله علیه وسلم أنا أول من یفتح له باب الجنة إلا أنه تأتی امرأة تبادرنی فأقول لها ما لک من أنت فتقول أنا امرأة قعدت على أیتام لی.

ابو هریره می‌گوید: رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: من نخستین کسی هستم که در بهشت برای او باز می‌شود؛ اما زنی در وارد شدن بهشت بر من سبقت می‌گیرد. به او می‌گویم: چه شده است تو را ؟ شما چه کسی هستید؟ آن زن می‌گوید: من زنی هستم که بعد از مردن شوهر یتیمانم را بزرگ کردم.

أبو یعلی الموصلی التمیمی، أحمد بن علی بن المثنی (متوفاى307 هـ)، مسند أبی یعلی، ج12، ص7، تحقیق: حسین سلیم أسد، ناشر: دار المأمون للتراث - دمشق، الطبعة: الأولى، 1404 هـ – 1984م.

این روایت را هیثمی در کتاب «مجمع الزوائد ومنبع الفوائد» نقل کرده و در پایان روایت را معتبر می‌داند و می‌نویسد:

 رواه أبو یعلى وفیه عبدالسلام بن عجلان وثقه أبو حاتم وابن حبان وقال یخطئ ویخالف وبقیة رجاله ثقات.

ابو یعلی این روایت را نقل کرده و در آن عبد السلام بن عجلان قرار دارند، ابو حاتم و ابن حبان او را توثیق کرده‌اند و گفته او گاهی خطا می‌کرد و گاهی روایت مخالف را نقل می‌کرد. و بقیه رجال آن موثق هستند.   

الهیثمی، ابوالحسن علی بن أبی بکر (متوفاى807 هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج8، ص162، ناشر: دار الریان للتراث/‏ دار الکتاب العربی - القاهرة، بیروت – 1407هـ.

عبد العظیم منذری بعد از نقل روایت می‌نویسد:

رواه أبو یعلى وإسناده حسن إن شاء الله.

المنذری، أبو محمد عبد العظیم بن عبد القوی (متوفاى656هـ)، الترغیب والترهیب من الحدیث الشریف، ج3، ص236، تحقیق: إبراهیم شمس الدین، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1417هـ

ابن حجر هیثمی نیز سند روایت را حسن می‌داند و می‌نویسد:

وأبو یعلى بسند حسن أنا أول من یفتح باب الجنة إلا أنی أرى امرأة تبادرنی فأقول ما لک ومن أنت تقول أنا امرأة قعدت على أیتام لی.

الهیثمی، ابوالعباس أحمد بن محمد بن علی ابن حجر (متوفاى973هـ)، الزواجر عن اقتراف الکبائر، ج1، ص487،‌ تحقیق: تم التحقیق والاعداد بمرکز الدراسات والبحوث بمکتبة نزار مصطفى الباز، ناشر: المکتبة العصریة - لبنان / صیدا - بیروت، الطبعة: الثانیة، 1420هـ - 1999م .

ز: سرپرست یتیمان در بهشت همنشین پیامبر (ص) هستند:

همنشینی با رسول خدا صلی الله علیه وآله بالا ترین آرزوی یک فرد مؤمن است. رسول خدا صلی الله علیه وآله در ضمن روایاتی برای برخی افراد بشارت رسیدن به این آرزو را داده است.

از جمله در روایت صحیح که آن را بخاری نقل کرده می‌فرماید: کسانی که از یتیمان سرپرستی کنند همنشین من در بهشت خواهند بود.

بخاری این بشارت رسول خدا را این‌گونه نقل کرده‌است:

4998 حدثنا عَمْرُو بن زُرَارَةَ أخبرنا عبد الْعَزِیزِ بن أبی حَازِمٍ عن أبیه عن سَهْلٍ قال رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم أنا وَکَافِلُ الْیَتِیمِ فی الْجَنَّةِ هَکَذَا وَأَشَارَ بِالسَّبَّابَةِ وَالْوُسْطَى وَفَرَّجَ بَیْنَهُمَا شیئا.

سهل بن سعد می‌گوید: رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمود: من و سرپرست یتیم این چنین در بهشت هستم. حضرت به دو انگشت سبابه و وسط اشاره کرد و میان آن دو چیزی قرار داد.

البخاری الجعفی، ابوعبدالله محمد بن إسماعیل (متوفاى256هـ)، صحیح البخاری، ج5 ، ص2032، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

معنای کافل الیتیم:

ابن جزری در کتاب «النهایة فی غریب الحدیث والأثر» می‌نویسد:

الکافل القائم بأمر الیتیم المربی له وهو من الکفیل.

کافل یعنی‌که کسی‌که به امور یتیم رسیدگی می‌کند و او را تربیت می‌نماید.

ابن أثیر الجزری، ابوالسعادات المبارک بن محمد (متوفاى606هـ)، النهایة فی غریب الحدیث والأثر، ج4، ص192، تحقیق: طاهر أحمد الزاوی - محمود محمد الطناحی، ناشر: المکتبة العلمیة - بیروت - 1399هـ - 1979م.

عمل کردن به این روایت واجب است:

زرقانی در شرح کتاب موطأ مالک بعد از این‌که روایت را معنا می‌کند، می‌نویسد:

أی أن الکافل فی الجنة معه صلى الله علیه وسلم إلا أن درجته لا تبلغ درجته بل تقارب قال ابن بطال حق على من سمع هذا الحدیث أن یعمل به لیکون رفیق النبی صلى الله علیه وسلم فی الجنة.

کسی‌که از یتیم سرپرستی می‌کند، همراه رسول خدا صلی الله علیه وآله است؛ ولی درجه او به اندازه درجه رسول خدا نمی‌رسد؛ بلکه نزدیک درجه آن حضرت است. ابن بطال گفته‌است: سزاوار است بر کسی‌که این روایت را بشنود باید به آن عمل نماید تا همشین رسول خدا صلی الله علیه وآله در بهشت باشد.

الزرقانی، محمد بن عبد الباقی بن یوسف (متوفاى1122هـ) شرح الزرقانی علی موطأ الإمام مالک، ج4،‌ ص429،‌ ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1411هـ.

ح: ترحم کنندگان بر یتیمان عذاب نشوند:

یکی از آثار و ثمرات یتیم نوازی و یتیم پروری این است که عذاب روز قیامت از انسان برداشته می‌شود؛ همان روزی که همه امید دارند روزنه‌ای به روی آنان باز شود و رحمت الهی شامل حالش گردد.

طبرانی در کتاب «المعجم الأوسط» روایتش را این‌گونه نقل کرده‌است:

8828 حدثنا مقدام نا خالد بن نزار نا عبد الله بن عامرالأسلمی عن بن شهاب عن الأعرج عن أبی هریرة قال قال رسول الله صلى الله علیه وسلم والذی بعثنی بالحق لا یعذب الله یوم القیامة من رحم الیتیم ولان له فی الکلام ورحم یتمه وضعفه ...

ابو هریره نقل می‌کند که رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمود: سوگند به آن کسی‌که مرا به حق مبعوث کرد؛ خداوند متعال در قیامت کسی را که به یتیمی رحم کرده و با او با نرمی سخن گفته و به حال یتیمی و ناتوانی او رحم نموده، عذاب نخواهد کرد.

الطبرانی، ابوالقاسم سلیمان بن أحمد بن أیوب (متوفاى360هـ)، المعجم الأوسط، ج8، ص346، تحقیق: طارق بن عوض الله بن محمد،‏عبد المحسن بن إبراهیم الحسینی، ناشر: دار الحرمین - القاهرة – 1415هـ.

ابن حجر هیثمی در کتاب «الزواجر عن اقتراف الکبائر» می‌نویسد:

والطبرانی بسند رواته ثقات والذی بعثنی بالحق لا یعذب الله یوم القیامة من رحم الیتیم.

طبرانی این روایت را با سندی روایت کرده که راویانش موثق هستند که آن حضرت فرمود: ....

الهیثمی، ابوالعباس أحمد بن محمد بن علی ابن حجر (متوفاى973هـ)، الزواجر عن اقتراف الکبائر، ج1، ص362، تحقیق: تم التحقیق والاعداد بمرکز الدراسات والبحوث بمکتبة نزار مصطفى الباز، ناشر: المکتبة العصریة - لبنان / صیدا - بیروت، الطبعة: الثانیة1420هـ - 1999م .

آنچه در این قسمت آورده شد بخشی از روایاتی بود که رسول خدا صلی الله علیه وآله در مورد یتیم سفارش نموده و آثار و ثمرات احسان به یتیمان را بیان کرده است. روایات در این موضوع فراوان است جهت رعایت اختصار به همین اندازه اکتفا می‌کنیم.

بررسی رفتار عایشه با یتیمان

 پس از این‌که نظر قرآن کریم و روایات رسول خدا صلی الله علیه وآله در مورد اکرام و احسان به یتیمان را شناختیم،‌ اکنون وقت آن رسیده‌است که رفتار عائشه را با یتیمان بررسی نماییم.

ضرورت بررسی این موضوع از این جهت است که عایشه خود را همسر محبوب و با وفای پیامبر و مدافع شریعت آن حضرت می‌دانسته، و اهل سنت نیز با همین دیدگاه و اعتقاد به او می‌نگرند؛ از این رو ضرورت دارد که سیره و روش او را در مورد رفتار با یتیمان بررسی شود.

در میان روایاتی که سیره و روش عملی عایشه را بیان می‌کند، به مواردی برمی‌خوریم که هم خود عایشه نسبت به یتیمان رفتار خشن داشته؛ به گونه‌ای که منجر به ضرب و کتک زدن و بی‌حال افتادن آنها می‌شده و هم این روش خود را برای دیگر زنان یتیم‌پرور توصیه و سفارش می‌کرده است.

روایت اول: عائشه: یتیم را تا دم مرگ می‌زدم

اسماعیل بخاری صاحب کتاب صحیح ترین کتاب پس از قرآن کریم در کتاب «الأدب المفرد» در «باب أدب الیتیم» از عایشه نقل کرده‌است که او سیره و روش خود را در رفتار با یتیمان بیان کرده و گفته‌است:

من به اندازه‌ای یتیم را می‌زنم که بی‌حال بر زمین بیفتد:

142 حَدَّثَنَا مُسْلِمٌ، قَالَ: حَدَّثَنَا شُعْبَةُ، عَنْ شُمَیْسَةَ الْعَتَکِیَّةِ، قَالَتْ: ذُکِرَ أَدَبُ الْیَتِیمِ عِنْدَ عَائِشَةَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهَا، فَقَالَتْ: " إِنِّیلأَضْرِبُ الْیَتِیمَ حَتَّى یَنْبَسِطَ.

شمیسه می‌گوید: در نزد عایشه بحث ادب یتیم پیش آمد. عایشه گفت: من یتیم را آن قدر کتک می‌زنم که بر روی زمین پهن شود.

البخاری الجعفی، ابوعبدالله محمد بن إسماعیل (متوفاى256هـ)، الأدب المفرد، ج1، ص62، تحقیق: محمد فؤاد عبدالباقی، ناشر: دار البشائر الإسلامیة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1409هـ ـ 1989م.

إبن أبی الدنیا القرشی البغدادی، ابوبکر عبد الله بن محمد بن عبید (متوفاى281هـ)، العیال، ج2، ص832، ح629، تحقیق: د نجم عبد الرحمن خلف، ناشر: دار ابن القیم - السعودیة - الدمام ، الطبعة: الأولى،1410هـ - 1990م

الطبری، أبی جعفر محمد بن جریر بن یزید (متوفای310هـ) ، تهذیب الآثار وتفصیل الثابت عن رسول الله من الأخبار، ج1، ص421، ح694، تحقیق: محمود محمد شاکر، دار النشر: مطبعة المدنی - القاهرة، طبق برنامه الجامع الکبیر.

الطبری، أبی جعفر محمد بن جریر بن یزید (متوفای310هـ) ، تهذیب الآثار وتفصیل الثابت عن رسول الله من الأخبار، ج1، ص421، ح695، تحقیق: محمود محمد شاکر، دار النشر: مطبعة المدنی - القاهرة، طبق برنامه الجامع الکبیر.

البصری الصوفی، أبو سعید أحمد بن محمد بن زیاد بن بشر بن درهم (متوفای340هـ) معجم ابن الأعرابی، ج1، ص445، دار النشر: طبق برنامه الجامع الکبیر.

البیهقی، أحمد بن الحسین بن علی بن موسی ابوبکر (متوفاى 458هـ)، سنن البیهقی الکبرى، ج6، ص285، ح12454، ناشر: مکتبة دار الباز - مکة المکرمة، تحقیق: محمد عبد القادر عطا، 1414 - 1994.

بررسی سند روایت:

مسلم بن إبراهیم : از روات صحیح بخاری ، مسلم و سایر صحاح سته؛ ابن حجر در باره او می‌نویسد:

مسلم بن إبراهیم الأزدی الفراهیدی بالفاء أبو عمرو البصری ثقة مأمون مکثر عمی بأخرة من صغار التاسعة مات سنة اثنتین وعشرین وهو أکبر شیخ لأبی داود ع

تقریب التهذیب ج1 ص529، رقم: 6616

شعبة بن الحجاج از برترین روات تاریخ اهل سنت است. ابن حجر او را این گونه می‌ستاید:

شعبة بن الحجاج بن الورد العتکی مولاهم أبو بسطام الواسطی ثم البصری ثقة حافظ متقن کان الثوری یقول هو أمیر المؤمنین فی الحدیث وهو أول من فتش بالعراق عن الرجال وذب عن السنة وکان عابدا من السابعة مات سنة ستین ع

تقریب التهذیب ج1 ص266، رقم:2790

شمیسة بالتصغیر بنت عزیز العتکیة البصریة مقبولة من الثالثة بخ

تقریب التهذیب  ج 1   ص 749، رقم: 8618

معنای روایت:

برای این‌‌که معنای روایت فوق روشن شود، به کتاب‌های لغوی مراجعه می‌کنیم تا ببینیم لغویان مفردات این روایت را چگونه معنی کرده‌اند.

جمله‌ای را که عایشه بیان کرده معنایش روشن است؛ اما تنها کلمه‌ »ینبسط» در آن قابل بررسی لغوی است.

این کلمه از ریشه «سبط» است و «ینبسط» را به فردی معنا کرده‌اند که از شدت کتک خوردن، روی زمین دراز افتاده باشد.

ازهری در کتاب «تهذیب اللغة» می‌نویسد:

ورُوِی عن عائشة أنها کانت تَضرِب الیتیمَ یکونُ فی حِجْرِها حتى یُسْبِط، معنى یُسبِط، أی: یمتدّ على وَجْه الأرض ساقطاً.

أبو عُبَید عن الأمویّ أنّه قال: أسبط الرجلُ إسباطاً: إذا امتدّ وانبَسَط على الأرض من الضَّرْب.

روایت شده است که عایشه یتیمی را که در کنارش بود، می‌زد به گونه‌ای که برزمین می‌افتاد؛‌ یعنی بر روی زمین دراز شود.

ابو عبید از اموی نقل کرده که می‌گوید: شخصی افتاد یک نوع افتادنی؛‌ زمانی که بر اثر کتک زدن روی زمین دراز شود.

الأزهری، ابومنصور محمد بن أحمد (متوفاى370هـ)، تهذیب اللغة ج12، ص241، تحقیق: محمد عوض مرعب، ناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، الطبعة: الأولى2001م.

ازهری در همان کتاب روایت را با واژه‌ای دیگر «یتلبط» آورده و آن را معنا کرده‌است:

وفی الحدیث: أن عائشة کانت تضرب الیتیم حتى یَتَلَبّط، أی: یَتصرعُ مُسبِطاً على الأرض، أی: ممتداً.

در روایت آمده است که عایشه یتیم را می‌زد تا حدی که روی زمین دراز می‌شد.

الأزهری، ابومنصور محمد بن أحمد (متوفاى370هـ)، تهذیب اللغة ج13، ص239،‌ تحقیق: محمد عوض مرعب، ناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، الطبعة: الأولى2001م.

زمخشری نیز در کتاب «الفائق فی غریب الحدیث» روایت عایشه را آورده آنگاه این واژه این‌گونه معنا کرده‌است:

عائشة رضى الله عنها کانت تضرب الیتیم یکون فى [ 353 ] حجرها حتى یسبط.

سبط أى یمتد على وجه الأرض یقال: دخلت على المریض فترکته مسبطا أى لقى لا یتکلم ولا یتحرک.

عایشه یتیمی را که در کنارش بود می‌زد تا این‌که به زمین می‌افتاد. سبط یعنی دراز به زمین می‌افتاد. گفته می‌شود وارد بر مریض شدم و او را در حالی که ترک کردم که نه سخن می‌گفت و نه حرکتی می‌کرد.

الزمخشری، محمود بن عمر (متوفای538هـ)، الفائق فی غریب الحدیث، ج2، ص152، تحقیق: علی محمد البجاوی -محمد أبو الفضل إبراهیم، دار النشر: دار المعرفة - لبنان، الطبعة: الثانیة، طبق برنامه الجامع الکبیر

زمخشری در جای دیگر همین کتاب، به جای واژه «ینبسط»، واژه «تلبطه» را ذکر کرده و آن را این‌گونه معنا کرده‌است:

واللبط: الصرع والتمریغ فی الأرض. وعن عائشة رضی الله عنها: إنها کانت تضرب الیتیم وتلبطه.

لبط یعنی بر زمین افتادن و به خاک مالیدن. از عایشه روایت شده که او یتیم را می‌زد و او را بر زمین می‌انداخت.

الزمخشری، محمود بن عمر (متوفای538هـ)، الفائق فی غریب الحدیث، ج3، ص297، تحقیق: علی محمد البجاوی -محمد أبو الفضل إبراهیم، دار النشر: دار المعرفة - لبنان، الطبعة: الثانیة، طبق برنامه الجامع الکبیر

رضی الدین قرشی نیز در کتاب «العباب الزاخر»، واژه «تلبطه» را در روایت ذکر کرده و معنا می‌کند:

ومن اللَّبط: الصَّرع والتمریغ فی التراب: حدیث عائشة - رضی الله عنها - : أنها کانت تضرب الیتیم وتلبطه.

لبط به معنای بر زمین افتاده و مالیده شدن به خاک است. ...

القرشی الصغانی، رضی الدین الحسن بن محمد بن الحسن (متوفای650هـ) العباب الزاخر،‌ ج1، ص309،‌ دار النشر: طبق برنامه الجامع الکبیر.

ابن جزری در کتاب «غریب الحدیث» نیز روایت عایشه را این‌گونه معنا کرده‌است:

کانت عائشة تضرب الیتیم فی حجرها حتى یسبط أی یمتد یقال أسبط على وجه الأرض إسباطا إذا امتد وانبسط من الضرب.

عایشه یتیمی را که در کنارش بود می‌زد تا آنکه برزمین می‌افتاد. گفته می‌شود خود را بر زمین کشیده کرد یک نوع کشیدنی، این زمانی است که از فرط زدن بر زمین کشیده شود.

ابن أثیر الجزری، ابوالسعادات المبارک بن محمد (متوفاى606هـ)، النهایة فی غریب الحدیث والأثر، ج1،‌ ص456 ، تحقیق: طاهر أحمد الزاوی - محمود محمد الطناحی، ناشر: المکتبة العلمیة - بیروت - 1399هـ - 1979م.

ابن منظور در «لسان العرب» نیز آورده‌است:

وسبطت الناقة وهی مسبط ألقت ولدها لغیر تمام وفی حدیث عائشة رضی الله عنها کانت تضرب الیتیم یکون فی حجرها حتى یسبط أی یمتد على وجه الأرض ساقطا یقال أسبط على الأرض إذا وقع علیها ممتدا من ضرب أو مرض وأسبط الرجل إسباطا إذا انبسط على وجه الأرض وامتد من الضرب.

شتر، بچه اش را پیش از رسیدن ماه زایمان بر زمین انداخت. و در روایت عایشه است که او یتیمی را که در کنارش بود آن قدر می‌زد تا این که دراز بر زمین می‌افتاد. گفته می‌شود که بر زمین افتاده است این در صورتی است که از فرط زدن و یا مریضی بر زمین دراز افتاده باشد...

الأفریقی المصری، جمال الدین محمد بن مکرم بن منظور (متوفاى711هـ)، لسان العرب، ج7، ص311،‌ ناشر: دار صادر - بیروت، الطبعة: الأولى.

با توجه به سخنان لغت شناسان، واژه «یبسط» معنایش این می‌شود که عایشه یتیم را آن قدر می‌زد که بی‌حال وکشیده شده بر زمین می‌افتاد. و این روایت که در صحیح بخاری آمده سیره و روش «ام المؤمنین» را بیان می‌کند.

اما سؤال این است که اگر رفتار «ام المؤمنین» با این قشر مظلوم و زجر دیده جامعه که جز خداوند پناهگاهی ندارند این‌گونه باشد، تکلیف دیگران چیست؟

آیا تکلیف همان است که عایشه به زنان مراجعه کننده یاد داد؟ یا به آیات قرآن توجه نمود و رفتار خود را مطابق دستور قرآن در مقابل یتیمان تنظیم کرد؟

و‌آیا یتمیان از زمره مؤمنان خارج است که مهر و عطوفت «مادر مؤمنان» شامل حال آنها نشده است؟

روایت دوم: سر یتیم را بشکن

در روایات دیگر، عایشه انواع دیگری از شکنجه‌هایش‌ را نسبت به یتیمان به نمایش گذاشته و برای زنان رسماً‌ تعلیم داده‌است.

یکی از شکنجه‌های که «ام المؤمنین» برای زنان یاد داده‌است این است که او دستور داد سریتیم را همانند مار افعی بشکنید و خورد نمایید.

ابو جعفر اسدی روایتش را این‌گونه گزارش کرده‌است:

45 حدثنا لوین (أبو جعفر محمد بن سلیمان بن حبیب) حَدَّثَتْنَا صَخْرَةُ بِنْتُ حَبِیبٍ (کعب) الرَّقَاشِیُّ، عَنْ جَدَّتِهَا أُمِّ عَوَانَةَ، أَنَّهَا وَجَدَتْ عِنْدَ عَائِشَةَ، رَضِیَ اللَّهُ عَنْهَا، امْرَأَةً دَخَلَتْ عَلَیْهَا، فَقَالَتْ: إِنَّ یَتِیمًا فِی حِجْرِی، وَإِنَّهُ یُؤْذِینِی، وَأَنَا أَکْرَهُ أَنْ أَضْرِبَهُ. قَالَتْ:

«اثْلَغِیهِ کَمَا یُثْلَغُ الأَفْعَى، فَإِنَّ الْیَتِیمَ أَحَقُّ بِالثَّلْغِ مِنَ الأَفْعَى».

حبیب رقاشی از مادر بزرگش (ام عوانه) نقل می‌کند که او نزد عایشه رفت، زنی را دید که نزد عایشه آمد و گفت: در نزد من یتیمی است که مرا اذیت می‌کند؛ ولی من دوست ندارم او را بزنم. عایشه به او گفت: سرش را بشکن؛ همان‌طوری مار افعی سرش شکسته می‌شود؛ زیرا یتیم سزاوار تر به سر سکستن از افعی است. ...

المصیصی الأسدی، أبو جعفر محمد بن سلیمان بن حبیب بن جبیر (متوفای246هـ)، جزء فیه حدیث المصیصی لوین، ج1، ص63، تحقیق: أبو عبد الرحمن مسعد بن عبد الحمید السعدنی، دار النشر: أضواء السلف – الریاض، الطبعة: الأولى1418هـ - 1997م   

ابن ابی الدنیا بغدادی نیز این روایت را در کتاب «العیال» آورده‌است:

632 وَبِهِ، حَدَّثَنَا أَبُو قُتَیْبَةَ، عَنْ ضَمْرَةَ الرَّقَاشِیَّةِ، عَنْ جَدَّتِهَا خَوْلَةَ، قَالَتْ: سَأَلْتُ عَائِشَةَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهَا عَنْ ضَرْبِ الْیَتِیمِ، فَقَالَتْ:

«أَثْلِغِیهِ فَإِنَّ الْیَتِیمَ أَحَقُّ بِالثَّلْغِ مِنَ الأَفْعَى» .

إبن أبی الدنیا القرشی البغدادی، ابوبکر عبد الله بن محمد بن عبید (متوفاى281هـ)، العیال،  ج2،‌ ص835، تحقیق: د نجم عبد الرحمن خلف، ناشر: دار ابن القیم - السعودیة - الدمام ، الطبعة: الأولى1410هـ - 1990م

روایت سوم: دختران یتیم را در میان سنگ له کنید

یکی از فرهنگ‌ها و رسوم دوران جاهلیت، زنده به گور کردن دختران بود.

تمیمی حنبلی در کتاب «الفواکه العذاب» می‌نویسد:

والموءودة: المثقلة بالتراب حتى الموت، وهی الجاریة، کانت تدفن حیة، فکانوا یحفرون لها الحفرة ویلقونها فیها، ثم یهیلون علیها التراب.

موؤدة دختری است که زنده زنده دفن می‌شد. در زمان جاهلیت رسم این بود که زمین را برای دختران می‌کندند و آنان را در میان حفره می‌انداختند؛ سپس خاک‌ها را روی آنها می‌ریختند.

التمیمی الحنبلی، حمد بن ناصر بن عثمان آل معمر (متوفاى 1225هـ)، الفواکه العذاب فی الرد علی من لم یحکم السنة والکتاب، ج9،‌ ص80، طبق برنامه الجامع الکبیر.

اما بعد از این‌که دین اسلام آمد، رسوم جاهلیت از جمله این رسم غیر انسانی و ضد عاطفی را برچید و به جای آن برای زنان و دختران اهمیت قائل شد و حق و حقوقی را در نظر گرفت.

جالب این است در همان زمانی‌که دین اسلام رسوم جاهلیت را باطل کرد و برای ضعیفان جامعه ؛ همانند یتیمان و فقیران احترام قائل شد و در مورد آنان به امت اسلامی به رفتار نیک سفارش نمود، بعد از رحلت رسول خدا صلی الله علیه وآله، عایشه که همسر آن حضرت بود، بر خلاف دستور قرآن و سیره رسول خدا صلی الله علیه وآله هم خودش یتیم را می‌زد و هم این سیره خود را به زنان آموزش می‌داد.

روایت ذیل یکی دیگر از آموزشهای «ام المؤمنین» را در مورد شکنجه یتیمان دختر، بیان می‌کند. ابن ابی الدینا می‌نویسد:

631 حَدَّثَنِی الْفَضْلُ بْنُ إِسْحَاقَ، حَدَّثَنِی أَبُو قُتَیْبَةَ، عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ قَیْسٍ الْعَتَکِیِّ، عَنْ أُمِّ رَوْحٍ، عَنِ امْرَأَةٍ مِنَ الْفَرَادِیسِ، قَالَتْ: قُلْتُ لِعَائِشَةَ: إِنَّ مَعِی أَیْتَامًا جَوَارِیَ وَغِلْمَانًا، قَالَتْ:

«أَمَّا الْغِلْمَانُ فَلا تَضْرِبِنهِمْ، وَأَمَّا الْجَوَارِی فَضَعِیهِمْ بَیْنَ حَجَرَیْنِ وَرُصِّیهِمْ رَصًّا».

زنی از فرادیس (نام جایی در شام است) می‌گوید: برای عایشه گفتم: همراه من دختر و پسر یتیمی است. عایشه گفت: پسر یتیم را نزن ولی دختر یتیم را در میان دو سنگ بگذار و هر دو سنگ را به فهم فشار بده تا له شود.

إبن أبی الدنیا القرشی البغدادی، ابوبکر عبد الله بن محمد بن عبید (متوفاى281هـ)، العیال، ج2، ص834، تحقیق: د نجم عبد الرحمن خلف، ناشر: دار ابن القیم - السعودیة - الدمام ، الطبعة: الأولى1410هـ - 1990م

نتیجه:

نتیجه این است که عایشه بر خلاف دستور قرآن کریم و سفارش‌های رسول خدا صلی الله علیه وآله مبنی بر احسان بر یتمیان و کمک به آنها، روش خشونت آمیزی نسبت به این قشر جامعه اتخاذ کرده بود و سیره خودش را به زنان یتیم نواز جامعه صدر اسلام نیز تعلیم می‌کرد.

 

موفق باشید

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحیقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)




:: برچسب‌ها: حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله, عائشه دختر ابوبکر, هیثمى-صحیح البخاری

نویسنده : میلاد اسماعیل پور seratemostaghim10@gmail.com
تاریخ : ۱۳٩۱/۸/۱۸
 

 

امارگیر حرفه ای سایت

سایت خدماتی نایت اسکین - امارگیر سایت