آیا به کار بردن تعبیر (اعیذ بیا آهیا شراهیا)، مصداق شرک به خداوند مى

  ......در ادامه مطلب

 

در جواب پاسخ‌هاى فراوانى مى‌توان ارائه کرد که ما به جهت اختصار به چند پاسخ اکتفا مى‌کنیم:


1. سند روایت ضعیف است؛

حرز ابودجانه و این کلماتى که در آن آمده، در هیچ یک از کتاب‌هاى شیعه با سند صحیح نقل نشده است؛ و روایتى که سند معتبر نداشته باشد، ارزش استناد ندارد ؛ به ویژه در مباحث اعتقادى و کلامى که منجر به تکفیر کسى بشود، به اتفاق تمام علماى شیعه و سنى نیازمند دلیل قطعى است و این روایت ضعیف نمى‌تواند علماى وهابى را به هدفشان برساند .

2. کلمات توحیدى در این روایت:

در این روایت کلماتى به چشم مى‌خورد که صریح در وحدانیت خداوند است؛ همانند:

...ولا غالب إلا الله ، ولا أحد سوى الله ، ولا أحد مثل الله...

...أنه لا إله إلا الله الغالب الذی لا یغلبه شئ...

...فسیکفیکهم الله وهو السمیع العلیم...

...بالله الذی لا إله إلا هو رب العرش العظیم...

حال سؤال ما از این کارشناس وهابى این است که چرا شما این جملات را ندیده‌اید و تنها به جملاتى استناد کرده‌اید که خود شما هم معنایش را نمى‌دانید ؟

3. روال بیان شده در روایت می فهماند که این جمله هم یکی از اذکار خداوند است:

از اول این حرز که «اعیذ» در آن آمده سخن از اسماء الهى است تا این جمله ؛ و پس از این جمله نیز روال حرز به همین است و به ما نشان مى‌دهد که تمام این جملات اذکار خداوند است؛ حتى جمله «آهیا شراهیا»:

وأعیذه بالاسم المکتوب فی التوراة والإنجیل ، وبالاسم الذی هو مکتوب فی الزبور ، وبالاسم الذی هو مکتوب فی الفرقان . وأعیذه بالاسم الذی حمل به عرش بلقیس إلى سلیمان... وبالاسم الذی نزل به جبرئیل علیه السلام إلى محمد ص ...وبالأسماء الثمانیة المکتوبة فی قلب الشمس وبالاسم الذی یسیر به السحاب الثقال وبالاسم الذی یسبح الرعد بحمده... وبالاسم الذی تجلى الرب عز وجل لموسى... بالاسم الذی کتب على ورق الزیتون وألقى فی النار فلم یحترق ، وبالاسمالذی یمشی به الخضر علیه السلام على الماء فلم تبتل قدماه ، وبالاسم الذی نطق به عیسى علیه السلام فی المهد... وأعیذه بالاسم الذی نجا به یوسف علیه السلام من الجب ، وبالاسم الذی نجا به یونس علیه السلام من الظلمة ، وبالاسمالذی فلق به البحر لموسى... وأعیذه بیا آهیا شراهیا... وأعیذه بما استعاذ به آدم علیه السلام أبو البشر وشیثوهابیل وإدریس ونوح ولوط وإبراهیم و... بسم الله الرحمن الرحیم الجلیل الجمیل المحسن الفعال لما یرید . وأعیذه بالله...

4. معنای این کلمات در کتب لغه بیان شده:

به تصریح لغت شناسان این کلمه یکى از اسماء الهى مى باشد. ما به کلام چند تن از لغت شناسان اشاره مى‌کنیم:

1. خلیل بن أحمد فراهیدى مى گوید:

«هیا شَرَاهِیا، بالعبرانیة: یا حی یا قیوم.»

«هیا شراهیا» در زبان عبرانى ، ترجمه جمله  «یا حى و یا قیوم» است.

 کتاب العین ؛ ج‏3 ؛ ص401، فراهیدى، خلیل بن أحمد، 9جلد، نشر هجرت - قم، چاپ: دوم، 1409ق.

2. ابن منظور مى گوید:

و قولُهم: هَیا شَراهِیا، معناه یا حیُّ یا قیُّومُ بالعِبْرانِیَّةِ بعضهم یقول آهیا شراهیا مثل عاهیا و کل ذلک تصحیف و تحریف و إنما هو إهیا بکسر الهمزة و سکون الهاء و أشر بالتحریک و سکون الراء و هو اسم من أسماء الله جل ذکره، و معنى إهیا أشر إهیا الأَزلی الذی لم یزل.

«هیا شراهیا» برگردان عبرانى «یاحى یاقیوم» مى باشد ؛ برخى معتقدند که در آن تحریف شده است ؛ و صحیح آن «إهْیاأشر» مى باشد، که اسمى از اسماء الهى است، به معنى ازلیى که همیشه هست.

ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب ؛ ج‏13 ؛ ص506، 15جلد، دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع - دار صادر - بیروت، چاپ: سوم، 1414ق.

3. زبیدى مى گوید:

«قَوْلُهم فی الدُّعاءِ: إِهْیَا، بکسْرِ الهَمْزةِ، و أَشَرْ إِهْیَا بفتْحِ الهَمْزةِ و الشِّینِ‏ و سکونِ الرّاءِ، کلمةٌ یُونانِیَّةٌ أَو سرْیانِیَّةٌ أَو عبْرانِیَّةٌ، و هذا أَصحّ، أَی الأَزَلیُّ الذی لم یَزَلْ... و قیلَ: هیَا شَراهِیا، و کأنَّه اخْتِصارٌ منه، أَی یا حیُّ یا قَیُّومُ ... قالَ أَبو حاتِمٍ: أَظنُّ أَصْلُه یا هَیا شرَاهِیا»

آنچه در دعا مى گویند «إهیاأشَرْ»  کلمه یونانى یا سریانى و به قول صحیحتر عبرانى مى باشد ؛ به معنى ازلیى که همیشه هست... برخى گفته اند «هیا شراهیا» ست که شاید مختصر همان باشد، و به معنى «یا حى یا قیوم...» ؛ ابو حاتم گفته اصلش «یا هیا شراهیا» مى باشد.

حسینی زبیدی، محمد مرتضى، تاج العروس من جواهر القاموس، ج‏19 ؛ ص52، 20جلد، دارالفکر - بیروت، چاپ: اول، 1414ق.

5 . علمای اهل سنت می گویند که «هیا شراهیا» اسم اعظم خداست:

علماى اهل سنت با سند صحیح نقل کرده‌اند که «هیا شراحیا» همان اسم اعظم خداوند به زبان عبرى است که آصف بن برخیا براى آوردن تخت بلقیس از آن استفاده کرد، خداوند به حضرت موسى علیه السلام نیز دستور داد که وقتى پیش فرعون رفتى از همین کلمه استفاده کن .

1. حَدَّثَنَا أَبُو مُعَاوِیَةَ (محمد بن خازم)، عَنِ الْأَعْمَشِ، عَنْ عَمْرِو بْنِ مُرَّةَ، عَنْ أَبِی عُبَیْدَةَ (عبد الله بن زمعة بن الأسود بن المطلب)، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ، قَالَ: لَمَّا بُعِثَ مُوسَى إِلَى فِرْعَوْنَ، قَالَ: " رَبِّ أَیَّ شَیْءٍ أَقُولُ "؟، قَالَ: قُلْ: " هَیَا شَرَاهَیَا "، قَالَ الأَعْمَشُ: تَفْسِیرُ ذَلِکَ: الْحَیُّ قَبْلَ کُلِّ شَیْءٍ، وَالْحَیُّ بَعْدَ کُلِّ شَیْءٍ.

وقتى حضرت موسى علیه السلام به سوى فرعون فرستاده شد، گفت: اى پروردگار ! چه بگویم؟ خداوند فرمود که بگو: «هیا شراهیا» . أعمش گفته که تفسیر این جمله این است که : خداوند قبل از هر چیز زنده بوده و بعد از هر چیز زنده خواهد ماند.

إبن أبی شیبة الکوفی، ابوبکر عبد الله بن محمد (متوفاى235 هـ)، الکتاب المصنف فی الأحادیث والآثار، ج15   ص353 ، تحقیق: کمال یوسف الحوت، ناشر: مکتبة الرشد - الریاض، الطبعة: الأولى، 1409هـ.

2. وقال ابن أبی حاتم حدثنا أبی حدثنا علی بن محمد الطنافسی حدثنا أبو معاویة عن الأعمش عن عمرو بن مرة عن أبی عبیدة عن عبد الله قال لما بعث الله عز وجل موسى إلى فرعون فقال رب أی شیء أقول قال قل هیا شراهیا قال الأعمش فسر ذلک أنا الحی قبل کل شیء والحی بعد کل شیء إسناده جید وشیء غریب.

ابن کثیر الدمشقی،  ابوالفداء إسماعیل بن عمر القرشی (متوفاى774هـ)، تفسیر القرآن العظیم، ج 5 ،  ص 296، ناشر: دار الفکر - بیروت – 1401هـ.

3. «قالَ الَّذی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتابِ أَنَا آتیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ» أکثر المفسرین على أن الذی عنده علم من الکتاب آصف بن برخیا وهو من بنی إسرائیل وکان صدیقا یحفظ اسم الله الأعظم الذی إذا سئل به أعطى وإذا دعى به أجاب وقالت عائشة رضی الله عنها قال النبی صلى الله علیه وسلم ) إن اسم الله الأعظم الذی دعا به آصف بن برخیا یا حی یا قیوم ) قیل : وهو بلسانهم أهیا شراهیا .

« و آن کس که از علم کتاب بهره‏اى داشت گفت: من، پیش از آنکه چشم بر هم زنى، آن را نزد تو مى‏آورم» اکثر اهل سنت این است که این شخص که علمى از کتاب در نزد او بود، آصف بن برخیا بوده است ، او از بنى اسرائیل و صدیق بود ، او اسم اعظم خداوند را مى‌دانست، هر وقت خداوند را با آن مى‌خواند، به او داده مى‌شد و هر وقت خدا را مى‌خواند، اجابت مى‌شد.

 عائشه گفته که رسول خدا صلى الله علیه واله فرمود: اسم اعظمى که آصف بن برخیا از آن استفاده مى‌کرد «یا حى یا قیوم» بود که به زبان خود آن‌ها «آهیا شراهیا» مى‌شده است.

الأنصاری القرطبی، ابوعبد الله محمد بن أحمد بن أبی بکر بن فرح (متوفاى671هـ)، الجامع لأحکام القرآن، ج 13 ،  ص 204، ناشر: دار الشعب – القاهرة.

4. (علم) للتفخیم والرمز إلى أنه علم غیر معهود قیل : کان ذلک العلم باسم الله تعالى الأعظم الذی إذا سئل به أجاب وقد دعا ذلک العالم به فحصل غرضه وهو یاحی یا قیوم وقیل یا ذا الجلال والاکرام وقیل الله الرحمن وقیل : هو بالعبرانیة آهیا شراهیا.

الآلوسی البغدادی الحنفی، أبو الفضل شهاب الدین السید محمود بن عبد الله (متوفاى1270هـ)، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، ج 19 ، ص 204، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.

6. دیدگاه علمای شیعه و سنی در باره کلمات «آهیا شراهیا»

الف) اسم اعظم خداست:

1. ابن فهد در عده الداعى، در بیان شرایط استجابت دعا مى گوید: شرط سوم این است که دعا مشتمل بر اسم اعظم الهى باشد...که در برخى از آیات و روایات به آنها اشاره شده است ؛ مثل: آیات آخر سوره حشر و آیه الکرسى و... سپس جریان حضرت سلیمان علیه السلام در آوردن تخت بلقیس را بیان مى کند و چنین ادامه مى دهد:

... قال الذی عنده علم من الکتاب وهو آصف بن برخیا ، وکان وزیر سلیمان وابن أخته ، وکان صدیقا یعرف الاسم الأعظم الذی إذا دعى به أجاب : انا آتیک به قبل ان یرتد إلیک طرفک ... فخر آصف ساجدا ودعا باسم الله الأعظم فغار عرشها تحت الأرض حتى نبع عند کرسی سلیمان ... فقیل : ان ذلک الاسم هو الله ، والذی یلیه الرحمن . وقیل : هو یا حی یا قیوم بالعبرانیة : آهیا شراهیا . وقیل : هو یا ذا الجلال والاکرام . وقیل : یا الهنا واله کل شئ الها واحدا لا إله إلا أنت .

عاصف به سجده افتاد و باسم اعظم خدا دعا کرد ؛ پس تخت بلقیس در زمین فرو رفت و از کنار تخت سلیمان بیرون آمد...؛ برخى گفته اند اسم اعظم «هوالله» است ؛ سپس بعد از آن «الرحمن» گفته مى شود و گفته شده است «یا حى و یا قیوم» است، که به عبرى مى شود «آهیا شراهیا» و... .

عده الداعی ابن فهد ص 52  وفات 841 تصحیح : احمد الموحدی القمی  ناشر : مکتبة وجدانی – قم

بصائر الدرجات ص 208

2. کفعمى در المصباح باب 31، آنگاه که در مورد اسم اعظم و اقوال علما در آن مورد سخن مى گوید، قول چهارم را چنین ذکر مى کند:

 ...الخامس؛ انه یا حی یا قیوم وبالعبرانیة اهیا شراهیا ... ذکرها الطبرسی فی مجمع البیان...

قول پنجم این است: اسم اعظم «یاحى و یا قیوم» است، که به زبان عبرى مى شود «اهیا شراهیا».

مصباح کفعمی ، ص306 وفات : 905  چاپ : الثالثة سال چاپ : 1403 - 1983 م  ناشر : مؤسسة الأعلمی للمطبوعات – بیروت

3. علامه مجلسى در بحار الانوار، وقتى اقوال علما را در مورد اسم اعظمى که عاصف بن برخیا مى دانست بیان مى کند ؛ به عنوان یکى از اقوال از آن یاد مى کند:

...وقیل : هو " یا حی یا قیوم " وبالعبرانیة " اهیا شراهیا " ...»

محقق کتاب در پاورقى مى گوید: صحیح آن «إهیه أشر إهیه» مى باشد که، «إهیه» بمعنى «واجب الوجود» است.

بحار، ج14، ص123، وفات : 1111  تحقیق : عبد الرحیم الربانی الشیرازی   چاپ : الثانیة المصححة   سال چاپ : 1403 - 1983 م   ناشر : مؤسسة الوفاء - بیروت – لبنان    دار إحیاء التراث العربی

ب) ذکری از اذکار خداست:

1. در روایات وارد شده است که، حضرت ابراهیم علیه السلام چون مى خواست در آتش بیفتد دعایى خواند ؛ و اذکارى را بر زبان جارى کرد ؛ و این باعث شد آتش بر بدنش سرد و سلامت باشد. یکى از جملات این دعا همین کلمه است:

«إبراهیم علیه السلام دعا بهذا الدعاء لما ألقی فی النار فجعلها الله تعالى علیه بردا وسلاما بسم الله الرحمن الرحیم اللهم إنی أسئلک ( باسمک ) یا الله یا الله یا الله یا الله یا الله أنت المرهوب رهب منک جمیع خلقک یا الله یا الله یا الله یا الله یا الله أنت الرفیع فی عرشک فوق سبع سماواتک وأنت المظل على کل شئ ولا یظل شئ علیک یا الله یا الله یا الله یا الله یا الله أعظم من کل شئ فلا یصف أحد عظمتک یا الله یا الله یا الله یا الله یا الله یا نور النور قد استضاء بنورک أهل سماواتک وارضیک یا الله یا الله یا الله یا الله یا الله لا اله الا أنت تعالیت ان یکون لک شریک وتکبرت ان یکون لک ضد یا نور النور یا نور کل نور لا خامد لنورک یا ملیک کل ملیک یفنى غیرک یا نور النور یا من ملا أرکان السماوات و الأرض بعظمته یا الله یا الله یا الله یا الله یا الله یا هو یا هو یا من لیس کهو الا هو أغثنی أغثنی الساعة الساعة یا من امره کلمح البصر أو هو أقرب اهیا شراهیا اذوناى اصباوؤت ال شداى یا الله یا الله یا الله یا الله یا الله یا رباه یا رباه یا رباه یا غایة منتهاه ورغبتاه»

مصباح کفعمی ص295  وفات : 905  چاپ : الثالثة سال چاپ : 1403 - 1983 م  ناشر : مؤسسة الأعلمی للمطبوعات – بیروت

2. همچنین علامه مجلسى «ره» در «بحار الانوار» از کتاب «مجموع الدعوات» نقل مى کند ؛ که از اهل بیت نقل شده است: اگر بخواهى مطلب مورد نیازى را در خواب ببینى ؛ بر کف دست راستت سوره الحمد والمعوذتین وقل هو الله أحد وإنا أنزلناه فى لیلة القدر و آیة الکرسى را پنج مرتبه مى نویسى ؛ سپس در حالى که پاک هستى مى گویی:

آهیا شراهیا أرنی فی منامی کذا وکذا ...

آنگاه در بیان این روایت ایشان ادامه مى دهند:

بیان : المضبوط فی نسخ الدعاء آهیا شراهیا بمد الألف ثم الهاء المکسورة ثم الیاء المشددة المفتوحة ، وفی القاموس وأهیا شراهیا بفتح الهمزة والشین یونانیة أی الأزلی الذی لم یزل ، والناس یغلطون ویقولون آهیا شراهیا ، وهو خطأ على ما یزعمه أحبار الیهود انتهى .

اعراب این کلمه در کتب ادعیه «آهِیَّاً شراهیا» آمده است ؛ ولى در کتاب قاموس چنین ذکر شده است: «اعراب آن  أَهیاً شَراهیا آمده است و این کلمه یونانى است، به معنى أزلیى که همیشه هست ومردم به اشتباه آنرا «آهیا شراهیا» مى خوانند.»

بحار، ج88 ص379 و 380 ، وفات : 1111  تحقیق : عبد الرحیم الربانی الشیرازی   چاپ : الثانیة المصححة سال چاپ : 1403 - 1983 م   ناشر : مؤسسة الوفاء - بیروت – لبنان    دار إحیاء التراث العربی

3. در کتاب مکارم الاخلاق نیز در ضمن حرز امیرالمؤمنین علیه السلام این کلمه وجود دارد ؛ ولى با این الفاظ ؛ که کمى با قبلى فرق دارد:

«یا هیّا شراهیا»

مکارم الأخلاق، طبرسى، حسن بن فضل ، ترجمه ابراهیم میرباقرى، ج‏2، ص: 332، 2جلد، فراهانى - تهران، چاپ: دوم، 1365ش.

7 . همین کلمه «اهیا اشراهیا» در کتب ادعیه اهل سنت هم آمده است:

1. در کتاب شفاء الاسقام مى گوید: براى مسان مجرب است:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الحمن الرحیم –یا بدوح یا غفور انه من سلیمان بن داوود علیهماالسلام اهیا اشراهیا-فی السفر خالد او باسمه درکات بعون الله تعالی فی کل شفاء و علیهم یا حفیظ یا الله یا الله یا الله برحمتک یا ارحم الراحمین.

2. همچنین مى گوید: هر زنى که به درد زه مبتلا شود ؛ بر کاغذ این را نوشته در بازوى چپ ببندد ؛ انشاءالله بسیار مفید است، این است:

و القت ما فیها و تخلت و اذنت لربه و حقت اهیا اشراهیا

شفاء الاسقام و الاحزان مع ضمیمه جدیده، تصنیف حضرت علامه مولانا محمد عمر سربازی، انتشارات اسحاقیه، جونامارکیت، کراچی، ص 116 و ص25، چاپ دوازدهم، 1426 ه

8 . شبیه این حرز‌ها در منابع اهل سنت:

این نوع حرز‌ها با همین تعبیرات و حتى تعبیراتِ به ظاهر نامفهومى در کتب ادعیه اهل سنت هم آمده است.

آیا شما حاضر هستید ؛ مثلا محمد عمر سربازى را که اینها را در کتابش ذکر کرده ؛ یا اهل سنت را تکفیر مى کنید؟

(اسناد این مطالب همان کتاب شفاء الاسقام و الاحزان است ؛ لذا فقط شماره صفحه ذکر مى شود)

براى بواسیر

...کرکرنی بربرونی...

ص25

براى هر مشکل

«...ققهقر اقول بقرقار مع قرقش فی قیقوش بحق قلانس قطب القمقام فقر قریری ...فیا قیوم بقوقمها فی قیقات بقفقفه...»

ص29

براى گردین

«...هودرس کودس...»

ص72

براى اخراج کرم ریشهاى حیوانات :

...بوس..دوی...ابوس...اندروس...

ص73

براى اخراج کرمهاى چشم و ...

«...بسم الله الرحمن الرحیم حوش سوس دوس ذریانوس...»

ص73

براى طحال

...طلطیش طلطیش یقوش یقوش هیطیط هیطیط هیطیط ...

 ص76

براى مار گزیده

...بسم الله الرحمن الرحیم گل گلین گلین پل پل کپوچ ...

 ص78

براى کج دم

شجنیه قرنیه...کازم کازم و برازم ...شفنامرا سامرا هوداهی

ص78

براى دریافت دزد

بسم الله الرحمن الرحیم علیقه ملیقه تلیقه نلیقه...

ص79

«موطا مالک» را در دست راست خود گیرد ؛ انشاء الله فورى فرزند متولد مى شود؟!!!

ص82

بر ران راست بنویسد «آدم» و بر چپ بنویسد «حوا» احتلام نمى شود ؛ انشاءالله!!!

ص85

براى دور کردن گرمى

اهطم فشد..جزکس قثظ...دحل هرخغ...بوین صفض...

ص87

براى بواسیر:

ادرا دادا نانها ما اسمت سمیری سواها بواها سامری سمرونا اندونا.

 ص98

براى تب

کوفا کوفا کوفا...لوفا لوفا لوفا...احاجا احاجا احاجا احاجا

ص107

براى دفع موش

یاکح یاکح-یاکح یاکح

ص120

براى بند کردن

بملیخا-مکثلمینا مشکزتوس و برکوسو مزنوس کسنطیطوس قطمیر...

ص121

ورم پستان

بسم الله تربه ارضنا بریقه بعضنا

ص124

براى احضار جن

فهوش قرشت برما برما

ص146

و...

9. کلمات شرک آلود در کتاب‌های اهل سنت:

اگر گفتن کلمه «آهیا شراهیا» شرک باشد، در کتاب‌هاى شما ؛ به ویژه در کتب ادعیه کلمات غیر قابل قبول فراوانى وجود دارد. اگر مى توانید آنها را جواب دهید؟

به چند نمونه اشاره مى کنیم:

(آدرس این قسمت هم از همان کتاب شفاء الاحزان و الاسقام است ؛ لذا براى اختصار فقط شماره صفحه را ذکر مى کنیم)

یا دهر و یا دیهور یا دیهار...

ص13

سبحانک لا اله الا انت خلقتنا من النار

ص14

براى کثرت احتلام وقت خواب به انگشت شهادت بر سینه خود بنویسد «عمر» چنانش بنویسد که براى خواننده راست باشد ...

ص128

در ص88 مى گوید: براى گشادن بندى ادرار آیه اى را نوشته بر عانه ببندد!!! یا در ص98 مى گوید ذکر «بسم الله سمیرى سامرى سمرونا اندونا» رازیر ناف ؛ ولى به جانب پشت بندد!!! آیا بى احترامى نیست؟

10. «طیارات» به معنی فال بد زدن است:

این کارشناس وهابى کلمه «طیارات» به خلبان و ... ترجمه کرد؛ در حالى که «طیارات» در «ومن شر الطیارات» جمع طائر به معنى فال بد زدن است ؛ چنانکه در این آیات به آن تصریح شده است:

«قالَ طائِرُکُمْ عِنْدَ اللَّهِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُون‏.» النمل/47.

آنها گفتند: «ما تو را و کسانى که با تو هستند به فال بد گرفتیم!» (صالح) گفت: «فال (نیک و) بد شما نزد خداست (و همه مقدّرات به قدرت او تعیین مى‏گردد) بلکه شما گروهى هستید فریب‏خورده‏

«قالُوا طائِرُکُمْ مَعَکُمْ أَ إِنْ ذُکِّرْتُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُون‏.» یس/19.

(رسولان) گفتند: «شومى شما از خودتان است اگر درست بیندیشید، بلکه شما گروهى اسرافکارید!»

نتیجه:

جمله «آهیا شراهیا» طبق روایات شیعه و سنى یکى اذکار و یا اسم اعظم خداوند به زبان عبرى است؛ بنابراین هیچ شائبه شرکى در آن وجود ندارد .

 

موفق باشید

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقیقاتى حضرت ولى عصر (عج)




:: برچسب‌ها: اهل سنٌت, شیعه آل محمد (ص), علمای اهل سنت, صحاح سته

نویسنده : میلاد اسماعیل پور seratemostaghim10@gmail.com
تاریخ : ۱۳٩۱/۸/۱٩
 

 

امارگیر حرفه ای سایت

سایت خدماتی نایت اسکین - امارگیر سایت