کتاب «الامامه و السیاسه» تألیف ابن قتیبه دینورى است؟

  ......در ادامه مطلب

 

به اعتراف بزرگان اهل سنت، کتاب الإمامة والسیاسة، نوشته ابن قتیبه دینورى است و انگیزه اهل سنت از انکار آن، پنهان ماندن حقایقى است که ابن قتیبه بی‌پرده آن‌ها را بیان کرده است.

 


طرح شبهه:

کتاب «الامامه و السیاسه» تألیف ابن قتیبه دینورى نمى‌‌باشد و محققان در انتساب آن به ابن قتیبه دینورى تردید دارند. انتساب این کتاب به ایشان از جانب محققان مستشرق و مسلمان مورد نقد قرار گرفته و کسى آن را معتبر نمى‌‌داند.

دلیل عمده محققان آن است که هیچ یک از نام کتاب الامامه والسیاسه را ذکر در فهرست آثار وى ذکر نکرده‌اند.

«دوزى DOZY معتقد است که «الامامه و السیاسه» نه قدیمى است و نه صحیح؛ زیرا حاوى اشتباهات تاریخى وروایات خیالى و غیر معقول است. از این رو انتساب چنین تصنیف ضعیفى به ابن قتیبه ممکن نیست.

نقد و بررسی:

اصل روایت ابن قتیبه:

قال وإن أبا بکر رضی الله عنه تفقد قوما تخلفوا عن بیعته عند علی کرم الله وجهه فبعث إلیهم عمر فجاء فناداهم وهم فی دار علی فأبوا أن یخرجوا فدعا بالحطب وقال والذی نفس عمر بیده لتخرجن أو لأحرقنها على من فیها فقیل له یا أبا حفص إن فیها فاطمة فقال وإن فخرجوا فبایعوا إلا علیا فإنه زعم أنه قال حلفت أن لا أخرج ولا أضع ثوبی على عاتقی حتى أجمع القرآن فوقفت فاطمة رضی الله عنها على بابها فقالت لا عهد لی بقوم حضروا أسوأ محضر منکم ترکتم رسول الله صلى الله علیه وسلم جنازة بین أیدینا وقطعتم أمرکم بینکم لم تستأمرونا ولم تزدوا لنا حقا.

الدینوری، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتیبة (متوفای276هـ)، الإمامة والسیاسة، ج 1، ص 16، تحقیق: خلیل المنصور، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1418هـ - 1997م، با تحقیق شیری، ج1، ص30، و با تحقیق، زینی، ج1، ص19.

یکى از شبهاتى که وهابى ها مطرح مى‌کنند که در واقع با مطرح کردن آن مى‌خواهند از واقعیت‌هاى مطرح شده در این کتاب فرارکنند، این است که مى‌گویند، کتاب الإمامة والسیاسة، نوشته ابن قتیبه دینورى نیست.

از آن‌جایى که ابن قتبیه دینوری، متوفاى 276 هـ، از دانشمندان بنام و از بزرگان و فحول اهل سنت در ادبیات، تاریخ، فقه، حدیث، علوم قرآن و... به شمار مى‌آید و وهابی‌ها نمى‌توانند در وثاقت و شخصیت خود او تردید کنند، تلاش مى‌کنند که حتى الإمکان انتساب کتاب الإمامه والسیاسه را به ایشان مخدوش و آن را از درجه اعتبار ساقط نمایند.

بنابراین، تحقیق و پاسخى هر چند مختصر بر این تلاش‌هاى غیر علمى را بر خود لازم مى‌دانیم:

اولاً: این کتاب بارها با نام مؤلف آن «ابن قتیبه دینورى» در مصر و سایر کشورها چاپ شده و حتى چندین نسخه خطى از این کتاب در سراسر دنیا؛ از جمله در کتابخانه هاى مصر، پاریس، لندن، ترکیه و هند موجود است؛

ثانیاً: تا زمانى که عالمان اسلامى وجود دارند، استناد به کلمات مستشرقانى همچون دوزى و... دور از شأن یک محقق اسلامى است، و اصولا در صحت انتساب و عدم آن چه نیازى به بیگانگان است؟ و چرا باید سراغ مستشترقینى رفت که در بسیارى از موارد وجود پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله وسلم را نیز انکار کرده‌اند؟. معلوم مى‌شود دست دوستان اهل سنت از دلیل کوتاه شده است که به دامن مستشرقان پناه برده اند؛

ثالثاًً: بسیارى از عالمان اهل سنت؛ حتى از علماء و بزرگان معاصر آن‌ها، به تألیف این کتاب و صحت انتساب آن به «ابن قتیبه» تصریح داشته و در نقل روایات تاریخى به آن استناد کرده اند، که به اختصار به اسامى چند تن اشاره مى‌کنیم:

1. ابن حجر هیثمى در کتاب تطهیر الجنان و اللسان.

ابن حجر الهیثمی، أبو العباس أحمد بن محمد بن علی (متوفای973هـ)، تطهیر الجنان و اللسان، ص72.

2. ابن عربى مالکی، در کتاب العواصم من القواصم ضمن نقل مطالبى از این کتاب به صحت انتساب آن به «ابن قتیبه» تصریح دارد.

إبن العربی، محمد بن عبد الله أبو بکر (متوفای543هـ)، العواصم من القواصم فی تحقیق مواقف الصحابة بعد وفاة النبی صلى الله علیه وسلم، ج 1، ص 261، تحقیق: محب الدین الخطیب - ومحمود مهدی الاستانبولی، ناشر: دار الجیل - لبنان - بیروت، الطبعة: الثانیة، 1407هـ - 1987م.

3. نجم الدین عمر بن محمد مکى مشهور به «ابن فهد» در کتاب اتحاف الورى باخبار امّ‌القرى در ذکر حوادث سال 93هـ، مى نویسد:

و قال ابومحمد عبدالله بن مسلم ابن قتیبة فی کتاب الامامة و السیاسة....

ابن فهد، نجم الدین عمر بن محمد مکى، اتحاف الورى باخبار ام القرى، حوادث سال 93 هـ ق.

و سپس حکایت دستگیرى «سعید بن جبیر» را به نقل از آن کتاب ذکر مى کند.

4. قاضى ابوعبدالله تنوزى معروف به «ابن شباط» در کتاب الصلة السمطیه.

التنوزی، أبو عبد الله، الصلة السمطیه، فصل دوم، باب 34.

5. تقى الدین فاسى مکى در کتاب العقد الثمین.

فاسى المکى، تقى الدین، العقد الثمین، ج6، ص72.

6. یوسف إلیان سرکیس در کتاب معجم المطبوعات العربیة ضمن ارائه شرح زندگى «ابن قتیبه» از کتاب او نام برده است:

2 الإمامة والسیاسة ابتدأ فیه بذکر فضل أبی بکر وعمر. مط النیل 1322 جزء 2 بتصحیح محمد محمود الرافعی مصر 1327 ص 395 مط الفتوح الأدبیة جزء 2 1331 ص 181 و 184.

سرکیس، یوسف الیان (متوفای1351هـ)، معجم المطبوعات العربیة، ج1، ص211، ناشر: مکتبة آیة الله المرعشی النجفی ـ قم، 1411هـ.

7. فرید وجدى در کتاب دایرة المعارف القرن العشرین مى نویسد:

اورد العلامة الدینورى فی کتابه الامامة و السیاسة....

وجدی، فرید، دایرة المعارف القرن العشرین، ج2، ص754.

و باز در جایى دیگر مى نویسد:

... کتاب الامامة و السیاسة لابى محمد عبدالله بن مسلم الدینورى المتوفى سنة 270 هـ.

همان، ص749.

8. دکتر احمد زکى صفوت نویسنده شهیر معاصر و استاد زبان عربى در دانشگاه مصر در کتاب جمهرة خطب العرب، در چندین جا مطالبى را از کتاب الإمامة و السیاسة نقل و آن را به ابن قتیبه نسبت مى‌دهد.

وزاد ابن قتیبة فی الامامة والسیاسة: والله یا أهل العراق ما أظن هؤلاء القوم من أهل الشأم إلا ظاهرین علیکم.

صفوت، أحمد زکی، جمهرة خطب العرب، ج 1، ص 422، ناشر: المکتبة العلمیة - بیروت.

وزاد ابن قتیبة فی الإمامة والسیاسة: فرق الله بینی وبینکم وأعقبنی بکم من خیر لی منکم وأعقبکم

جمهرة خطب العرب، ج 1، ص 426.

نص آخر لخطبة طارق. وروی ابن قتیبة هذه الخطبة فی الإمامة والسیاسة بصورة أخری.

جمهرة خطب العرب، ج 2، ص 316.

آیا تصریح این همه از علما و بزرگان اهل سنت بر انتساب این کتاب به ابن قتیبه کفایت نمى‌کند؟

رابعاَ: عده اى از بزرگان اهل سنت علی‌رغم قبول صحت انتساب این کتاب به « ابن قتیبه » و تأیید حقایق تلخ و ناگوارى که در آن از تاریخ صدر اسلام نقل شده، بر او ایراد گرفته‌اند که چرا وى به وظیفه پرده پوشى و سانسور حقایق و تحریف تاریخ عمل نکرده است! آن‌ها اظهار داشته‌اند که او نیز همچون دیگران مى بایست از نقل این حقایق خوددارى مى کرد!!

ابن عربى در کتاب العواصم من القواصم اظهار مى دارد:

ومن اشد شیء على الناس جاهل عاقل أو مبتدع محتال فأما الجاهل فهو ابن قتیبة فلم یبق ولم یذر للصحابة رسما فی کتاب الامامة والسیاسة ان صح عنه جمیع ما فیه

از جمله سخت‌ترین و ناگوارترین امور در جامعه یکى اندیشمند ناآگاه و دیگرى بدعت گذار حیله گر است؛ اما اندیشمند ناآگاه همچون ابن قتیبه است که در کتاب «الامامة و السیاسة» رسم [پرده پوشى ] را در باره صحابه مراعات نکرده؛ اگر نسبت تمام مطالب این کتاب به او صحیح باشد (در انتساب اصل کتاب به او تردیدی نیست ؛ ولی در صحت همه مطالب تشکیک می‌کند) .

إبن العربی، محمد بن عبد الله أبو بکر (متوفای543هـ)، العواصم من القواصم فی تحقیق مواقف الصحابة بعد وفاة النبی صلى الله علیه وسلم، ج 1، ص 261، تحقیق: محب الدین الخطیب - ومحمود مهدی الاستانبولی، ناشر: دار الجیل - لبنان - بیروت، الطبعة: الثانیة، 1407هـ - 1987م.

اگر هیچ دلیل دیگرى بر انتساب کتاب به ابن قتیبه وجود نداشت، جز همین سخن ابن عربی، براى اهل حق کفایت مى‌کرد؛ چرا که این اعتراف افزون بر آن که انتساب کتاب را ثابت مى‌کند، انگیزه اهل سنت از این همه تلاش را بر انکار انتساب آن نیز به خوبى روشن مى‌سازد.

اهل سنت معتقدند که بر مورخان و محدثان واجب است تا در هنگام مواجهه با اخبار مربوط به رفتارهاى سوء صحابه سکوت، پوشیده داشتن و پرده پوشى کنند .

هنگامى که خوددارى از نقل مشاجرات صحابه واجب باشد، اجتناب از نقل ستم‌ها و تعدیات و صدماتى که به حضرت علی (علیه السلام) و فاطمه اطهر (علیها السلام) و سایر اهل بیت (علیهم السلام) روا داشته‌اند در نزد آن‌ها به طریق اولى وجوبش شدیدترخواهد بود.

جالب این است که جناب مولوى عبدالحمید اسماعیل زهى، امام جمعه اهل سنت زاهدان نیز در مصاحبه خویش متذکر مى‌شود:

ما موظف به حفظ حرمت صحابه هستیم. ما نمى گوییم که صحابه معصومند و گناه نمى‌کنند؛ اما نباید به جاى یادآورى خوبی‌ها و اعمال صواب آن‌ها، متذکر خطاهایشان باشیم....

نشریه نداى اسلام، حوزه علمیه دارالعلوم زاهدان، سال اول، شماره4، ص11.

نتیجه:

به اعتراف بزرگان اهل سنت، کتاب الإمامة والسیاسة، نوشته ابن قتیبه دینورى است و انگیزه اهل سنت از انکار آن، پنهان ماندن حقایقى است که ابن قتیبه بی‌پرده آن‌ها را بیان کرده است.ودر سال 1384 تحت عنوان امامت و سیاست(تاریخ خلفا) با ترجمه ی سید ناصر طباطبایی توسط انتشارات ققنوس در ایران چاپ شده است.

 

 

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)

 




:: برچسب‌ها: الامامه و السیاسه-ابن قتیبه دینوری, امامت و سیاست(تاریخ خلفا), اهل سنٌت, علمای اهل سنت

نویسنده : میلاد اسماعیل پور seratemostaghim10@gmail.com
تاریخ : ۱۳٩۱/۱٠/٥
 

 

امارگیر حرفه ای سایت

سایت خدماتی نایت اسکین - امارگیر سایت