آیا خلیفه اول خالد بن ولید را قصاص کرد؟

  ......در ادامه مطلب

بنا به منابع اهل سنت خالد بن ولید در قضیه کشتن مالک بن نویره ، علاوه بر کشتن او و قبیله‌اش ، مرتکب زنای محصنه نیز شده بود و أبوبکر وظیفه داشت که حد الهی را بر او جاری کند ؛ زیرا اجرای حد بر زنا کار ، وظیفه حاکم است ؛ اما جناب خلیفه به جای اجرای حدود الهی ، او را مورد تشویق قرار داده و از کار او به شدت دفاع کرد . با این که زن شوهر مرده باید مدت خاصی را به اتفاق مسلمانان عده نگه دارد ؛ اما خالد بن ولید با بی توجهی به این مسأله در همان شبی که ماالک کشته شده بود ، با زن او همبستر می‌شود .


خلیفه دوم با شنیدن خبر کشته شدن مالک و همبستر شدن خالد با زن او ، قسم یاد کرد که خالد را سنگسار کند.

طبری و إبن اثیر در تاریخشان و أبو الفرج اصفهانی در الأغانی و نویری در نهایة الأدب می‌نویسند :

فلما بلغ قتلهم عمر بن الخطاب تکلم فیه عند أبی بکر فأکثر وقال عدو الله عدى على امرئ مسلم فقتله ثم نزا على امرأته وأقبل خالد بن الولید قافلا حتى دخل المسجد وعلیه قباء له علیه صدأ الحدید معتجرا بعمامة له قد غرز فی عمامته أسهما فلما أن دخل المسجد قام إلیه عمر فانتزع الأسهم من رأسه فحطمها ثم قال أرثاء قتلت امرأ مسلما ثم نزوت على امرأته والله لأرجمنک بأحجارک .

وقتی که خبر کشته شدن ایشان به عمر بن خطاب رسید جریان را به ابوبکر گزارش داد و در باره آن سفارش زیادی نمود و گفت : دشمن خدا بر مردی مسلمان تجاوز کرده و او را کشته است ، سپس با همسر او نزدیکی کرده است !!!

خالد بن ولید بدون توجه و در حالی‌که جای شمشیر بر قبای او آشکار بود و عمامه‌ای پوشیده بود که در آن تیرهایی قرار داده بود وارد مسجد شد ، عمر بلند شد و تیرها را از عمامه او در آورد و شکست سپس گفت : ریا می کنی ؟ مرد مسلمانی را کشتی و با همسرش همبستر شدی ، به خدا قسم تو را با سنگی که خودت درست کردی سنگسار خواهم کرد .

الطبری ، أبی جعفر محمد بن جریر (متوفای310هـ) ، تاریخ الطبری ، ج 2 ، ص 274 ،  ناشر : دار الکتب العلمیة - بیروت .

الإصبهانی ، أبو الفرج (متوفای356هـ) ، الأغانی ، ج 15 ، ص 294 ، تحقیق : علی مهنا وسمیر جابر ، ناشر : دار الفکر للطباعة والنشر ، بیروت .

الشیبانی ، أبو الحسن علی بن أبی الکرم محمد بن محمد بن عبد الکریم (متوفای630هـ) ، الکامل فی التاریخ ، ج 2 ، ص 217 ، تحقیق : عبد الله القاضی ، ناشر : دار الکتب العلمیة - بیروت ، الطبعة الثانیة ، 1415هـ  .

النویری ، شهاب الدین أحمد بن عبد الوهاب (متوفای733هـ) ، نهایة الأرب فی فنون الأدب ، ج 19 ، ص 52 ، ، تحقیق : مفید قمحیة وجماعة ، ناشر : دار الکتب العلمیة - بیروت / لبنان ، الطبعة : الأولى ، 1424هـ - 2004م .

ذهبی می‌نویسد :

فلما قدم خالد قال عمر : یا عدو الله قتلت امرأً مسلماً ثم نزوت على امرأته .

وقتی که خالد به مدینه آمد ، عمر گفت : ای دشمن خدا ! مرد مسلمانی را کشتی و سپس با همسرش همبستر شدی ؟!

الذهبی ، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان (متوفای748هـ) ، تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام ، ج 3 ، ص 36 ، تحقیق : د. عمر عبد السلام تدمرى ، ناشر : دار الکتاب العربی - لبنان/ بیروت ، الطبعة : الأولى ، 1407هـ - 1987م .

و اما این سؤال که : چرا ابوبکر حدود الهی را اجرا نکر د، و از اعمال جنایتکارانه خالد دفاع نمود ؟ پاسخ آن را باید از زبان علمای اهل سنت بشنوید که می‌گویند : چون ابوبکر خالد را مجتهد می‌دانست به همین جهت اورا تبرئه کرد .

ابن خلکان و بسیار دیگر از علمای اهل سنت نوشته‌اند :

ولما بلغ الخبر أبا بکر وعمر رضی الله عنهما قال عمر لأبی بکر رضی الله عنه إن خالدا قد زنى فارجمه قال ما کنت لأرجمه فإنه تأول فأخطأ .

وقتی که خبر به گوش ابو بکر و عمر رسید ، عمر به ابو بکر گفت: خالد زنا کرده باید او را سنگسار کنی ! ابو بکر گفت : او را سنگسار نخواهم کرد ؛ چرا که اجتهاد کرده و در اجتهادش اشتباه کرده است !!!

إبن خلکان ، أبو العباس شمس الدین أحمد بن محمد بن أبی بکر (متوفای681هـ) ، وفیات الأعیان وأنباء أبناء الزمان ، ج 6 ، ص 15 ، تحقیق : احسان عباس ، ناشر : دار الثقافة – بیروت ؛

أبو الفداء ، عماد الدین إسماعیل بن علی (متوفاى732هـ) المختصر فی أخبار البشر ، ج 1 ، ص 108 .

جلال الدین سیوطی و متقی هندی به نقل از ابن سعد می‌نویسند :

ادَّعى أَنَّ مَالکَ بْنَ نُوَیرَةَ ارْتَدَّ بِکَلاَمٍ بَلَغَهُ عَنْهُ ، فَأَنْکَرَ مَالِکٌ ذالِکَ ، وَقَالَ : أَنَا عَلى الإِسْلاَمِ مَا غَیَّرْتُ وَلاَ بَدَّلْتُ وَشَهِدَ لَهُ بِذالِکَ أَبُو قَتَادَةَ وَعَبدُ اللَّهِ بنِ عمرَ فَقَدَّمَهُ خَالِدٌ وَأَمَرَ ضِرَارَ بنَ الأَزْوَرِ الأَسدی فَضَرَبَ عُنُقَهُ ، وَقَبَضَ خَالِدٌ امْرَأَتَهُ ، فَبَلَغَ ذالِکَ عُمَرَ ابن الْخَطَّابِ قَتْلَهُ ، فَقَالَ لأِبِی بَکْرٍ : ( إِنَّهُ قَدْ زَنَى فَارْجُمْهُ ، فَقَالَ أَبُو بَکْرٍ : مَا کُنْتُ لأِرْجُمَهُ تَأَوَّلَ فَأَخْطَأَ ، قَالَ : فَإِنَّهُ قَدْ قَتَلَ مُسْلِمَاً فَاقْتُلْهُ ، قَالَ : مَا کُنْتُ لأِقْتُلَهُ تَأَوَّلَ فَأَخْطَأَ ، قَالَ : فَاعْزِلْهُ ، قَالَ : مَا کُنْتُ لأِشِیمَ سْیْفَاً سَلَّهُ اللَّهُ عَلَیْهِمْ أَبَدَاً ) ( ابن سعد ) .

خالد بن ولید ادعا کرد که از مالک سخنی شنیده است که سبب ارتداد وی بوده است ؛ ولی مالک آن را انکار کرده وگفته بود : من بر اسلام هستم نه چیزی را تغییر داده و نه عوض کرده‌ام ؛ ابو قتاده و عبد الله بن عمر نیز بر این مطلب شهادت دادند ؛ اما خالد او را متهم نمود و به ضرار بن ازور اسدی گفت : گردن او را بزن ؛ سپس خالد به همسر مالک نیز دست درازی کرد ؛ (عمر) به ابو بکر گفت : خالد زنا کرده است ؛ او را سنگسار کن ؛ ابو بکر پاسخ داد : من او را سنگسار نمی کنم ؛ او اجتهاد کرده و اشتباه نموده است ؛ گفت : او را قصاص کن ؛ زیرا او مسلمانی را کشته است ؛ پاسخ داد : او را نمی کشم ؛ زیرا او اجتهاد نموده و خطا کرده است !!!

گفت : پس او را عزل کن ؛ پاسخ داد : من شمشیری را که خداوند بر ایشان کشیده است در غلاف نمی گذارم .

السیوطی ، الحافظ جلال الدین عبد الرحمن (متوفای 911هـ) ، جامع الاحادیث (الجامع الصغیر وزوائده والجامع الکبیر) ، ج 13 ، ص 94 .

الهندی ، علاء الدین علی المتقی بن حسام الدین (متوفای975هـ) ، کنز العمال فی سنن الأقوال والأفعال ، ج 5 ، ص 247 ، تحقیق : محمود عمر الدمیاطی ، ناشر : دار الکتب العلمیة - بیروت ، الطبعة : الأولى ، 1419هـ-1998م  .

باید از جناب خلیفه سؤال کرد که اگر خالد مجتهد باشد و به ‌تواند قبیله‌ای را فقط به خاطر نپرداختن زکات به أبو بکر (نه انکار اصل وجوب زکات) بکشد و همان شب با زن مسلمانی که شوهرش را کشته است همبستر شود ، چرا مالک بن نویره ‌نتواند اجتهاد کند .

اگر صحابه مجتهدند ، پس مالک بن نویره هم باید مجتهد باشد ؛ چرا یکی به خاطر اجتهادش کشته شده و همان شب با زنش زنا می‌شود ؛ ولی دیگری به خاطر قتل عمد و زنای محصنه نه تنها توبیخ نمی‌شود ؛ بلکه پاداش نیز می گیرد؟!

و اگر فرض کنیم که خالد در زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله اجتهاد کرده و خطا کرده بود و أبو بکر از این کار مطلع بود ، چرا دو باره وقتی که همان خطا را مرتکب شد ، او را مجازات نکرد ؟ آیا یک نفر می‌تواند دو بار یک خطا را تکرار نماید ؟ آیا یک خطا را می‌توان دو بار با اجتهاد توجیه کرد ؟

این مطلب نیز مسلّم است که خالد بن ولید ، مالک بن نویره را فقط به خاطر زیبائی زنش کشت ، نه به خاطر این که زکات پرداخت نمی‌کرد .

ذهبی در تاریخ الإسلام و یافعی در مرآة الجنان ، ابن خلکان در وفیات الأعیان و أبو الفداء در المختصر فی الأخبار البشر می‌نویسند :

فکلمه أبو قتادة الأنصاری وابن عمر ، فکره کلامهما ، وقال لضرار بن الأزور : إضرب عنقه ، فالتفت مالک إلى زوجته وقال : هذه التی قتلتنی ، وکانت فی غایة الجمال ، قال خالد : بل الله قتلک برجوعک عن الإسلام ، فقال : أنا على الإسلام ، فقال : إضرب عنقه ، فضرب عنقه وجعل رأسه أحد أثافی قدر طبخ فیها طعام ، ثم تزوج خالد بالمرأة.

عبد الله بن عمر و ابو قتاده انصاری با خالد در مورد مالک سخن گفتند ؛ اما خالد کلام ایشان را نپسندید ؛ خالد به ضرار بن الازور دستور داد تا گردنش را بزند . مالک به همسرش که بسیار زیبا بود اشاره کرد و گفت : او مرا کشت (به خاطر او کشته شدم) . خالد گفت : بلکه خدا تو را به خاطر بازگشتن از اسلام کشت . مالک گفت : من مسلمانم . خالد دستور داد گردنش را بزنند ، گردن او را زدند و سرش را یکی از پایه‌های دیگی که در آن غذا می‌پختند قرار دادند. سپس خالد با زن او ازدواج کرد .

الذهبی ، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان (متوفای748هـ) ، تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام ، ج 3 ، ص 34 ، تحقیق : د. عمر عبد السلام تدمرى ، ناشر : دار الکتاب العربی - لبنان/ بیروت ، الطبعة : الأولى ، 1407هـ - 1987م .

الیافعی ، أبو محمد عبد الله بن أسعد بن علی بن سلیمان (متوفای768هـ) ، مرآة الجنان وعبرة الیقظان ، ج 2 ، ص 119 ، ناشر : دار الکتاب الإسلامی  - القاهرة - 1413هـ - 1993م.

بن خلکان ، أبو العباس شمس الدین أحمد بن محمد بن أبی بکر (متوفای681هـ) ، وفیات الأعیان وأنباء أبناء الزمان ، ج 6 ، ص 14 ، تحقیق : احسان عباس ، ناشر : دار الثقافة - لبنان .

أبو الفداء عماد الدین إسماعیل بن علی (متوفاى732هـ) المختصر فی أخبار البشر ، ج 1 ، ص 108 .

 

موفق باشید

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)

 

 




:: برچسب‌ها: خالد بن ولید, مالک بن نویره, ابوبکر-عمر, اهل سنٌت

نویسنده : میلاد اسماعیل پور seratemostaghim10@gmail.com
تاریخ : ۱۳٩۱/۱٠/٥
 

 

امارگیر حرفه ای سایت

سایت خدماتی نایت اسکین - امارگیر سایت