آیا جمله‌ (اللّهم وال من والاه ... )در حدیث غدیر از نظر سندی صحیح است؟

  ......در ادامه مطلب

 

با این که بسیاری از بزرگان اهل سنت حدیث شریف غدیر را همراه با جمله « اللهم وال من والاه ... » نقل و به صحت آن اعتراف کرده‌اند ؛ اما در عین حال می‌بینیم که مخالفت و عداوت با امیر مؤمنان علیه السلام سبب شده است که ابن تیمیه و پیروانش آن را انکار و دروغ بدانند .


ابن تیمیه در منهاج السنه‌ می‌گوید :

. . . لکن حدیث الموالاة قد رواه الترمذی و أحمد و الترمذی فی مسنده عن النبی (ص) انه قال : « من کنت مولاه فعلى مولاه » و أما الزیادة و هی قوله : « اللهم وال من والاه و عاد من عاداه الخ » فلا ریب انه کذب .

منهاج السنة النبویة ، أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس (الوفاة728هـ) ، ج 7 ، ص 319 ، ناشر : مؤسسة قرطبة - 1406 ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : د. محمد رشاد سالم

حدیث موالات را ترمذی و احمد بن حنبل روایت کرده‌اند (مثلاً) ترمذی در مسند خود از پیامبر (ص) روایت می‌کند که فرمود « هر که من مولای اویم ، علیّ مولای اوست » و اما زیاده بر این یعنی این کلام پیامبر (ص) «خدایا دوست بدار هر که او را دوست بدارد و دشمن دارد هرکه با او دشمنی کند» بدون تردید دروغی است که به پیامبر (ص) نسبت داده شده است ..

و محمد بن عبدالوهاب نیز با چشمان بسته و فقط برای این که از ابن تیمیه پیروی کرده باشد ، حدیث غدیر و « اللهم وال من والاه و عاد من عاداه الی آخر » را این گونه زیر سؤال می‌برد :

و أما الزیادة فلیست فی الحدیث . . . و لا ریب أنها کذب .

مسائل لخصها محمد بن عبد الوهاب ،  محمد بن عبد الوهابمتوفای1206 هـ ، ج 1 ، ص 154 ، ناشر : مطابع الریاض - الریاض ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : عبد العزیز بن زید الرومی ، د . محمد بلتاجی ، د . سید حجاب .

و اما بیش از « من کنت مولاه فعلی مولاه » در حدیث ، نیامده ... و بدون شک دروغ است .    

نقد و بررسی ادعای ابن تیمیه :

یکی از خصلت‌های بارز ابن تیمیه حرانی و پیروانش ، انکار فضائل و روایات صحیح السندی است که در باره اهل بیت علیهم السلام وارد شده است .

با این که بسیاری از بزرگان اهل سنت حدیث شریف غدیر را همراه با جمله « اللهم وال من والاه ... » نقل و به صحت آن اعتراف کرده‌اند ؛ اما در عین حال می‌بینیم که مخالفت و عداوت با امیر مؤمنان علیه السلام سبب شده است که ابن تیمیه و پیروانش آن را انکار و دروغ بدانند .

بی تردید اگر ثابت شود که جمله « اللهم وال من والاه . . . » از نظر سندی طبق قواعد اهل سنت هیچ مشکلی ندارد و علمای سنی در طول تاریخ به صحت آن اعتراف کرده‌اند ، دروغ بودن ادعای ابن تیمیه و در نتیجه عداوت وی با خاندان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم ، ثابت می‌شود .

بیش از سی نفر از صحابه آن را نقل کرده‌اند :

ابن حجر هیثمی که از علمای بزرگ اهل سنت است ، اعتراف می‌کند که بیش از سی نفر از صحابه حدیث غدیر را همراه با جمله « اللهم وال من والاه . . . » نقل کرده‌اند :

الحدیث الرابع قال (ص) یوم غدیر خم : « من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه » الحدیث و قد مر . . . أنه رواه عن النبی (ص) ثلاثون صحابیا  .

الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة ، أبو العباس أحمد بن محمد بن علی ابن حجر الهیثمی (متوفای973هـ ) ، ج 2 ، ص 353 و 355 ، الفصل الثانی : فی فضائله رضی الله عنه و کرم الله وجهه ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - لبنان - 1417هـ - 1997م ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : عبد الرحمن بن عبد الله الترکی - کامل محمد الخراط

حدیث چهارم (در فضائل علی علیه السلام) که پیامبر اکرم در روز غدیر فرمود : « هرکه من مولای اویم ، این (علی علیه السلام) ، مولای اوست بارخدابا دوست بدار هرکس را که علی را دوست دارد ، و دشمن بدار هر کس را که ، دشمن اوست » این حدیث است و همان‌گونه که گذشت سی صحابه آن را از پیامبر ، روایت کرده‌اند .

عجلونی نیز که از علمای بزرگ اهل سنت است در کشف الخفاء به این مطلب تصریح می‌کند :

« من کنت مولاه فعلی مولاه » رواه الطبرانی و أحمد و الضیاء فی المختارة عن زید بن أرقم و علیّ و ثلاثین من الصحابةبلفظ « اللهم وال من والاه و عاد من عاداه » فالحدیث متواتر أو مشهور .

کشف الخفاء ومزیل الإلباس عما اشتهر من الأحادیث على ألسنة الناس ، إسماعیل بن محمد العجلونی الجراحی (متوفای1162 هـ) ، ج 2 ، ص 361 ، ناشر : مؤسسة الرسالة - بیروت - 1405 ، الطبعة : الرابعة ، تحقیق : أحمد القلاش .

حدیث « هرکه من مولای اویم ، علیّ مولای اوست » را طبرانی و احمد بن حنبل و ضیاء در کتاب المختارة (کتاب برگزیده)اش از زید بن ارقم(صحابی) و امیر المؤمنین علیه السلام‌ و سی نفر از صجابه‌ی پیامبر (ص) با لفظ « اللهم وال من والاه و عاد من عاداه » روایت کرده‌اند پس حدیث ، یا متواتر است و یا مشهور .  

و جمال‌الدین زیلعی نیز که از بزرگان اهل سنت به حساب می‌آید ، نام بیش از ده نفر از صحابه را برده و می‌گوید : تعداد دیگری را نیز از صحابه دیده‌ام که آن را نقل کرده‌اند :

الحدیث التاسع : قال : و ذلک لدعوة نبینا « اللهم عاد من عاداه »

قلت : روی من حدیث زید بن أرقم و من حدیث البراء بن عازب و من حدیث سعد بن أبی وقاص و من حدیث طلحة بن عبید الله  وأبی سعید الخدری و أبی هریرة و أنس بن مالک و ابن عمر و جریر بن عبد الله البجلی و جابر بن عبد الله و حذیفة بن أسید الغفاری و حبشی بن جنادة . . . ثم وقع لی فی کتاب الموالاة للحافظ أبی العباس أحمد بن محمد بن سعید المعروف بابن عقدة فوجدته رواه عن جماعة آخرین من الصحابة رضوان الله علیهم أجمعین .

تخریج الأحادیث والآثار الواقعة فی تفسیر الکشاف للزمخشری ،  جمال الدین عبد الله بن یوسف بن محمد الزیلعی (متوفای762هـ ) ، ج 2 ، ص 234 الی 244 ، ناشر : دار ابن خزیمة - الریاض - 1414هـ ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : عبد الله بن عبد الرحمن السعد .

حدیث نهم : زمخشری گفت : ذکر این حدیث به خاطر دعای پیامبر (ص) در مورد علیّ ،‌ است که فرمود : « اللهم عاد من عاداه » .

من (زیعلی) می‌گویم : این حدیث پیامبر(ص) از زید بن أرقم (صحابی) و البراء بن عازب (صحابی)  سعد بن أبی وقاص (صحابی ) طلحة بن عبید الله (صحابی) و أبی سعید الخدری (صحابی)و أبی هریرة (صحابی ) و أنس بن مالک (صحابی )  و ابن عمر (صحابی ) و جریر بن عبد الله البجلی (صحابی ) و جابر بن عبد الله (صحابی ) و حذیفة بن أسید الغفاری (صحابی ) و حبشی بن جنادة (صحابی ) ، روایت شده است . . . و در کتاب الموالات حافظ ابن عقده ، جماعت دیگری از صحابه رضوان الله علیهم اجمعین را یافتم که این حدیث را ابن عقده از آنان نقل نموده‌است .

و ابن عبد البر نیز تعدادی از صحابه را نام می‌برد که این جمله را از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیده و نقل کرده‌اند :

و روى بریدة و أبو هریرة و جابر و البراء بن عازب و زید بن أرقم کل واحد منهم عن النبى صلى الله علیه و سلم أنه قال یوم غدیر خم «من کنت مولاه فعلى مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه» .

الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ،  یوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر (متوفای463  ) ، ج 3 ، ص 1099، ناشر : دار الجیل - بیروت - 1412 ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : علی محمد البجاوی

و بریدة و أبو هریرة و جابر و براء بن عازب و زید بن أرقم هر یک از پیامبر صلى الله علیه و سلم ، روایت کرده‌اند که پیامبر (ص) در روز غدیر فرمود : « من کنت مولاه فعلى مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه » .

تلمسانی نیز تعدادی از صحابه‌ی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم ، را برمی‌شمرد که این روایت را از ر‌سول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ، شنیده و روایت نموده‌اند .

و روى بُریدة بن الحُصیب و أبو هُریرة و البراء بن عازب و زید بن أرقم و جابر بن عبد الله الأنصاریُّ کلُّ واحد عن النبی صلى الله علیه و سلم أنه قال یوم غدیر خُم : « من کنت مولاه فعلیٌّ مولاه اللهمَّ والِ من والاه وعاد من عاداه »

الجوهرة فی نسب النبی وأصحابه العشرة ،  محمد بن أبی بکر الانصاری التلمسانی المعروف بالبری ، ( المتوفى : 644هـ ) ، ج 1 ، ص 293  

و بُریدة بن الحُصیب و أبو هُریرة و براء بن عازب و زید بن أرقم و جابر بن عبد الله أنصاریُّ ، هر یک از پیامبر صلى الله علیه و سلم ، روایت کردند که در روز غدیر خم فرمود : « من کنت مولاه فعلیٌّ مولاه اللهمَّ والِ من والاه وعاد من عاداه »

آیا می‌توان تصور کرد که این تعداد از صحابه همگی دروغگو بوده‌اند ؟

علمای طراز اول اهل سنت و « اللهم وال من والاه . . . »

در ادامه ، نگاه علمای طراز اول اهل سنت را در قبال « اللهمَّ والِ من والاه وعاد من عاداه » طرح کرده و در دو بخش علمای قبل از ابن تیمیه و علمای بعد از ابن تیمیه آن را بررسی می‌کنیم :

علمای قبل از ابن تیمیه :

اکنون به بررسی کتب دانشمندانی می‌پردازیم که همگی قبل از ابن تیمیه زندگی می‌کرده‌اند و همگی از بزرگان اهل سنت بوده‌اند ؟ آیا می‌توان تصور کرد که ابن تیمیه این کتاب‌ها و نظرات آنان را ندیده باشد ؟

این علما نسبت به « اللهم وال من والاه و عاد من عاداه ... » سه اقدام مهم و اساسی نموده‌اند:

1- نقل این جمله در کتاب‌های معتبر خود :

بسیاری از علمای طراز اول اهل سنت که قبل از زمان ابن تیمیه می‌زیسته‌اند حدیث غدیر را به همراه « اللهم وال من والاه ... » قرن به قرن و سینه به سینه از مشایخ‌شان نقل در کتاب‌های خود منعکس کرده‌اند درزیر به پانزده مورد آن اشاره می‌کنیم :

1 .  ابن ابی شیبه ، استاد بخاری ( متوفای 235هـ)

الکتاب المصنف فی الأحادیث و الآثار ،  أبو بکر عبد الله بن محمد بن أبی شیبة الکوفی ، ج 2 ، ص 682 ، ج 6 ، ص 368 ، ح 32091 ، دار النشر : مکتبة الرشد - الریاض - 1409 ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : کمال یوسف الحوت

2 .  احمد بن حنبل امام حبنلی‌ها (متوفای241هـ)  در دو کتاب مسند احمد و فضائل الصحابة‌اش؛

مسند الإمام أحمد بن حنبل ، أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی ، ج 1 ، ص 118 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة – مصر

فضائل الصحابة ، أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشیبانی ، ج 2 ، ص 610 ، ج 2 ، ص 682 ،دار النشر : مؤسسة الرسالة - بیروت - 1403 - 1983 ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : د. وصی الله محمد عباس

3 . ابن ماجه قزوینی متوفای (متوفای275هـ)  در سنن‌اش که یکی از صحاح سته اهل سنت است

سنن ابن ماجه ، محمد بن یزید أبو عبدالله القزوینی ج 1 ، ص 43، دار النشر : دار الفکر - بیروت ، تحقیق : محمد فؤاد عبد الباقی

4 . ابوبکر بزار (متوفای292هـ)  در مسندش؛

البحر الزخار (مسند بزار ) ،  أبو بکر أحمد بن عمرو بن عبد الخالق البزار ، ج 10 ، ص 211 ، دار النشر : مؤسسة علوم القرآن , مکتبة العلوم والحکم - بیروت , المدینة - 1409 ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : د. محفوظ الرحمن زین الله

5 .  نسایی(متوفای303هـ) در کتاب السنن الکبری و همچنین در خصائص امیر المؤمنین علیه السلام‌ ؛

السنن الکبرى ، أحمد بن شعیب أبو عبد الرحمن النسائی (متوفای303 ) ، ج 5   ص 45 ، ج 5 ،  ص 130 ، دار النشر : دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 - 1991 ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : د.عبد الغفار سلیمان البنداری , سید کسروی حسن

خصائص أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب ، أحمد بن شعیب النسائی أبو عبد الرحمن( متوفای303 ) ، ج 1 ، ص 96، دار النشر : مکتبة المعلا - الکویت - 1406 ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : أحمد میرین البلوشی

6 . ‌ابویعلی موصلی (متوفای307هـ) در مسندش ؛

مسند أبی یعلى ، أحمد بن علی بن المثنى أبو یعلى الموصلی التمیمی، ج 1 ، ص428 و ج 11 ، ص 307  ، لنشر : دار المأمون للتراث - دمشق - 1404 - 1984 ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : حسین سلیم أسد

7 . طحاوی (متوفای321هـ)  : در کتاب شرح مشکل الآثار ؛

شرح مشکل الآثار ،  أبو جعفر أحمد بن محمد بن سلامة الطحاوی ج 5 ، ص 18 و 19، ناشر : مؤسسة الرسالة - لبنان/ بیروت - 1408هـ - 1987م ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : شعیب الأرنؤوط

8 . ابن حبان (متوفای354هـ) در صحیح خود ؛

صحیح ابن حبان بترتیب ابن بلبان ،محمد بن حبان بن أحمد أبو حاتم التمیمی البستی (الوفاة :) ، ج 15 ، ص 375 ، ناشر : مؤسسة الرسالة - بیروت - 1414 - 1993 ، الطبعة : الثانیة ، تحقیق : شعیب الأرنؤوط

9 . طبرانی (متوفای360هـ)در المعجم الکبیر و المعجم الاوسط ؛

المعجم الکبیر ، سلیمان بن أحمد بن أیوب أبو القاسم الطبرانی ، ج 5 ، ص 166 ، دار النشر : مکتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983 ، الطبعة : الثانیة ، تحقیق : حمدی بن عبدالمجید السلفی

10 .  حاکم نیشابوری (متوفای405هـ) در المستدرک ؛

المستدرک على الصحیحین ،  محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری  ، ج 3 ، ص 118 ، ناشر : دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411هـ - 1990م ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : مصطفى عبد القادر عطا

11 . ثعلبی ( متوفای427هـ) در تفسیرش ؛

الکشف والبیان (تفسیر الثعلبی ) ،  أبو إسحاق أحمد بن محمد بن إبراهیم الثعلبی النیسابوری ، ج 4 ، ص 126، دار النشر : دار إحیاء التراث العربی - بیروت - لبنان - 1422هـ-2002م ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : الإمام أبی محمد بن عاشور ، مراجعة وتدقیق الأستاذ نظیر الساعدی

12 . جرجانی (متوفای499هـ) در الامالی ؛

کتاب الأمالی وهی المعروفة بالأمالی الخمیسیة ، المرشد بالله یحیى بن الحسین بن إسماعیل الحسنی الشجری الجرجانی ، ج 1 ، ص 192 ، دار النشر : دار الکتب العلمیة - بیروت / لبنان - 1422 هـ - 2001م ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : محمد حسن اسماعیل

13 . ابن عساکر (متوفای571هـ) در تاریخ مدینه دمشق ؛

تاریخ مدینة دمشق و ذکر فضلها وتسمیة من حلها من الأماثل ، أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعی ، ج 42 ، ص 209 ، دار النشر : دار الفکر - بیروت - 1995 ، تحقیق : محب الدین أبی سعید عمر بن غرامة العمری

14 . ابن أثیر جزری (متوفای630هـ)در اسدالغابة ؛

أسد الغابة فی معرفة الصحابة ،  عز الدین بن الأثیر أبی الحسن علی بن محمد الجزری ، ج 3 ، ص 484دار النشر : دار إحیاء التراث العربی - بیروت / لبنان - 1417 هـ - 1996 م ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : عادل أحمد الرفاعی

15 . مقدسی (متوفای643هـ) در الأحادیث المختارة

الأحادیث المختارة ،  أبو عبد الله محمد بن عبد الواحد بن أحمد الحنبلی المقدسی ، ج 2 ، ص 106 ، ناشر : مکتبة النهضة الحدیثة - مکة المکرمة - 1410 ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : عبد الملک بن عبد الله بن دهیش

2- اختصاص بابی مستقل به این جمله از روایت غدیر :

اقدام اساسی دوم این بوده که عده‌ای از همین علماء ، سالها و بلکه قرن‌ها قبل از به دنیا آمدن ابن تیمیه ، بابی مستقل در مورد این دعای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم ، « اللهم وال من والاه و عاد من عاداه . . . » در مورد امیر المؤمنین علیه السلام ، در کتب خود ، گشوده و روایات مربوط به آن را در ذیلش جمع آوری نموده‌اند به عنوان مثال ، دو مورد را متذکر می‌‌‌‌‌‌شویم :

الف : ابن حبان(متوفای354هـ) عالم معروف اهل سنت :

ذکر دعاء المصطفى (ص) بالولایة لمن والى علیا و المعاداة لمن عاداه :

أَخْبَرَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدٍ الأَزْدِیُّ حَدَّثَنَا إِِسْحَاقُ بْنُ إِِبْرَاهِیمَ أَخْبَرَنَا أَبُو نُعَیْمٍ وَیَحْیَى بْنُ آدَمَ قَالا حَدَّثَنَا فِطْرُ بْنُ خَلِیفَة عَنْ أَبِی الطُّفَیْلِ قَالَ قَالَ عَلِیٌّ أَنْشُدُ اللَّهَ کُلَّ امْرِئٍ سَمِعَ رَسُولَ اللَّهِ یَقُولُ یَوْمَ غَدِیرِ خُمٍّ لَمَّا قَامَ فَقَامَ أُنَاسٌ فَشَهِدُوا أَنَّهُمْ سَمِعُوهُ یَقُولُ أَلَسْتُمْ تَعْلَمُونَ أَنِّی أَوْلَى النَّاسِ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ قَالُوا بَلَى یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَإِِنَّ هَذَا مَوْلاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَعَادِ مَنْ عَادَاهُ فَخَرَجْتُ وَ فِی نَفْسِی مِنْ ذَلِکَ شَیْءٌ فَلَقِیتُ زَیْدَ بْنَ أَرْقَمَ فَذَکَرْتُ ذَلِکَ لَهُ فَقَالَ قَدْ سَمِعْنَاهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ یَقُولُ ذَلِکَ لَهُ .

صحیح ابن حبان بترتیب ابن بلبان ،محمد بن حبان بن أحمد أبو حاتم التمیمی البستی (متوفای354 ) ، ج 15 ، ص 375 ، ناشر : مؤسسة الرسالة - بیروت - 1414 - 1993 ، الطبعة : الثانیة ، تحقیق : شعیب الأرنؤوط

ذکر دعای حضرت مصطفی(ص) به دوستی کسی که علیّ را دوست بدارد و دشمنی کسی که با علیّ دشمن باشد :

. . . أَبوطٌفَیل گفت : علی (علیه السلام) فرمود : هرکسی را که روز غدیر خم سخنان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم آنگاه که ایستاده بود ، شنیده است ، سوگند می‌دهم (که آنچه شنیده شهادت دهد ) گروهی در مجلس برخواسته و شهادت دادند که شنیدند که پیامبر می‌فرمود : « ای مسلمانان آیا نمی‌دانید که من (به حکم قرآن ) ازمومنین به خودشان سزاوارتر و مقدم هستم » مسلمانان گفتند : آری ای رسول خدا ! پیامبر فرمود : « هرکه من مولای اویم ، این (علی علیه السلام) ، مولای اوست بارخدابا دوست بدار هرکس را که علی را دوست دارد ، و دشمن بدار هر کس را که ، دشمن اوست »(ابوطفیل می‌گوید :) از مجلس علیّ خارج شدم در حالی این سخنان پیامبر (ص) برایم گران آمده بود ، بعد از آن زید بن ارقم (صحابی) را دیدم و جریان را برای او بازگو کردم و او گفت : ما از رسول خدا شنیدیم که آن را در مورد علیّ (علیه السلام) می‌فرمود .

ب : ابوبکر آجری(متوفای360هـ) :

باب ذکر دعاء النبی لمن والى علی بن أبی طالب رضی الله عنه و تولاه و دعائه على من عاداه :

حدثنا أبو محمد عبد الله بن العباس الطیالسی ، قال : حدثنا محمد بن موسى الحرشی ، قال : حدثنا عثمان بن علی قال : حدثنا عبد الملک بن أبی سلیمان ، عن عطیة ، عن زید بن أرقم قال : قال رسول الله : « من کنت مولاه فعلی مواه ، اللهم وال من والاه ، وعاد من عاداه » .

الشریعة ،أبی بکر محمد بن الحسین الآجری (متوفای360هـ ) ، ج 4 ،  ص 2049 ، ناشر : دار الوطن - الریاض / السعودیة - 1420 هـ - 1999 م ، الطبعة : الثانیة ، تحقیق : الدکتور عبد الله بن عمر بن سلیمان الدمیجی

باب ذکر دعای پیامبر (ص) نسبت به کسی که علی بن أبی طالب رضی الله عنه را  دوست دارد و نفرین پیامبر در مورد کسی که با او دشمنی دارد :

. . . زید بن ارقم (صحابی) گفت : رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند :

« من کنت مولاه فعلی مواه ، اللهم وال من والاه ، وعاد من عاداه » .

3- اعتراف به صحت سند آن :

بسیاری از خود علمای قبل از ابن تیمیه  نیز به صحیح و معتبر بودن روایاتشان تصریح کرده‌اند و بعضی از روایات آنان را نیز دیگران صحیح و معتبر معرفی نموده‌‌اند که به عنوان نمونه به ذکر سه مورد اکتفاء می‌کنیم :

الف : ابوجعفر طحاوی(متوفای321هـ) :

او کسی است که ذهبی در باره او می‌‌‌‌‌گوید :

الإمام العلامة الحافظ الکبیر محدث الدیار المصریة و فقیهها أبو جعفر أحمد بن محمد بن سلامة بن سلمة بن عبد الملک الأزدی الحجری المصری الطحاوی الحنفی صاحب التصانیف . . .

سیر أعلام النبلاء ، محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز الذهبی أبو عبد الله الوفاة: 748 ، ج 15 ، ص 27،دار النشر : مؤسسة الرسالة - بیروت - 1413 ، الطبعة : التاسعة ، تحقیق : شعیب الأرناؤوط , محمد نعیم العرقسوسی

امام ، علامه ، حافظ بزرگ ، محدث و فقیه کشور مصر ، ابوجعفر أحمد بن محمد بن سلامة بن سلمة بن عبد الملک أزدی حجری مصری طحاوی حنفی صاحب تالیفات . . .

طحاوی می‌نویسد :

کما حدثنا أَحْمَدُ بن شُعَیْبٍ قال أخبرنا محمد بن الْمُثَنَّى قال حدثنا یحیى بن حَمَّادٍ قال حدثنا أبو عَوَانَةَ عن سُلَیْمَانَ یَعْنِی الأَعْمَشَ قال حدثنا حَبِیبُ بن أبی ثَابِتٍ عن أبی الطُّفَیْلِ عن زَیْدِ بن أَرْقَمَ قال لَمَّا رَجَعَ رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم عن حَجَّةِ الْوَدَاعِ وَ نَزَلَ بِغَدِیرِ خُمٍّ ، أَمَرَ بِدَوْحَاتٍ فَقُمِّمْنَ ثُمَّ قال کَأَنِّی دُعِیتُ فَأَجَبْتُ إنِّی قد تَرَکْتُ فِیکُمْ الثَّقَلَیْنِ أَحَدُهُمَا أَکْبَرُ من الآخَرِ کِتَابَ اللَّهِ عز وجل و َعِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی فَانْظُرُوا کَیْفَ تَخْلُفُونِی فِیهِمَا فَإِنَّهُمَا لَنْ یَتَفَرَّقَا حتى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ ثُمَّ قال : «إنَّ اللَّهَ عز وجل مَوْلاَیَ و أنا وَلِیُّ کل مُؤْمِنٍ» ثُمَّ أَخَذَ بِیَدِ عَلِیٍّ رضی الله عنه فقال : « من کنت وَلِیَّهُ فَهَذَا وَلِیُّهُ اللَّهُمَّ وَالِ من وَالاَهُ وَ عَادِ من عَادَاهُ» فقلت لِزَیْدٍ سَمِعْتُهُ من رسول اللَّهِ صلى الله علیه و سلم فقال : ما کان فی الدَّوْحَاتِ أَحَدٌ إِلاَّ رَآهُ بِعَیْنَیْهِ وَ سَمِعَهُ بِأُذُنَیْهِ .

قال أبو جَعْفَر : فَهَذَا الْحَدِیثُ ، صَحِیحُ الإِسْنَادِ لاَ طَعْنَ لأَحَدٍ فی أَحَدٍ من رُوَاتِهِ فیه

شرح مشکل الآثار ،  أبو جعفر أحمد بن محمد بن سلامة الطحاوی (متوفای321هـ) ، ج 5 ، ص 18 و 19 ، ناشر : مؤسسة الرسالة - لبنان/ بیروت - 1408هـ - 1987م ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : شعیب الأرنؤوط

. . . زید بن ارقم گفت : وقتی رسول خدا صلی الله علیه و سلّم از حجة الوداع ( آخرین حج ) برگشتند و وارد غدیر خم شدند ، اصحاب حضرت به دستور ایشان از تنه درختان سکویی بنا کردند حضرت بر بالای آن رفته و فرمودند : « زمان رحلت من نزدیک شده ، من شما را ترک خواهم کرد در حالی که دو چیز پر ارزش در میان شما باقی می‌گذارم که یکی از دیگری برتر است ، کتاب خدای عز و جلّ  و عترتم اهل بیتم ، دقت کنید بعد از من با این دو چه خواهید کرد ، این دو هرگز از هم جدایی ندارند تا سرانجام در کنار حوض کوثر ، نزد من آیند سپس پیامبر فرموند : « خداوند عز و جل مولای من و من مولای هر مومنی هستم » سپس دست علی را گرفتند و فرمودند : « هرکس که من مولای اویم ، این (علی) مولای او است ، بار خدایا دوست بدار هرکه را که علی را دوست دارد و دشمن بدار هر که را که او را دشمن دارد » (ابوطفیل می‌گوید :) به زید بن ارقم گفتم : از رسول خدا صلى الله علیه و سلم شنیدی؟ گفت : هر کسی که آنجا آن را با چشم خودش دید و با گوش‌ها‌ی خودش شنید .

ابوجعفر گفت : این حدیث ، حدیث صحیح الاسنادی است که احدی حق طعن زدن به احدی از راویان آن را  ندارد .  

ب : حاکم نیشابوری(متوفای405هـ) :

حدثنا أبو الحسین محمد بن أحمد بن تمیم الحنظلی ببغداد ثنا أبو قلابة عبد الملک بن محمد الرقاشی ثنا یحیى بن حماد وحدثنی أبو بکر محمد بن بالویه وأبو بکر أحمد بن جعفر البزار قالا ثنا عبد الله بن أحمد بن حنبل حدثنی أبی ثنا یحیى بن حماد وثنا أبو نصر أحمد بن سهل الفقیه ببخارى ثنا صالح بن محمد الحافظ البغدادی ثنا خلف بن سالم المخرمی ثنا یحیى بن حماد ثنا أبو عوانة عن سلیمان الأعمش قال ثنا حبیب بن أبی ثابت عن أبی الطفیل عن زید بن أرقم رضی الله عنه قال : لما رجع رسول الله صلى الله علیه وسلم من حجة الوداع و نزل غدیر خم أمر بدوحات فقمن فقال : « کأنی قد دعیت فأجبت إنی قد ترکت فیکم الثقلین أحدهما أکبر من الآخر کتاب الله تعالى و عترتی فانظروا کیف تخلفونی فیهما فإنهما لن یتفرقا حتى یردا علی الحوض » ثم قال : « إن الله عز وجل مولای و أنا مولى کل مؤمن ثم أخذ بید علی رضی الله عنه فقال من کنت مولاه فهذا ولیه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه » و ذکر الحدیث بطوله هذا حدیث صحیح على شرط الشیخین و لم یخرجاه بطوله شاهده حدیث سلمة بن کهیل عن أبی الطفیل أیضا صحیح على شرطهما .

المستدرک على الصحیحین ،  محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری (متوفای405 هـ ) ، ج 3 ، ص 118 ، ناشر : دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411هـ - 1990م ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : مصطفى عبد القادر عطا

زید بن ارقم گفت : وقتی رسول خدا صلی الله علیه و سلّم از حجة الوداع ( آخرین حج ) برگشتند و وارد غدیر خم شدند ، اصحاب حضرت به دستور ایشان از تنه درختان سکویی بنا کردند حضرت بر بالای آن رفته و فرمودند : « زمان رحلت من نزدیک شده ، من شما را ترک خواهم کرد در حالی که دو چیز پر ارزش در میان شما باقی می‌گذارم که یکی از دیگری برتر است ، کتاب خدای عز و جلّ  و عترتم اهل بیتم ، دقت کنید بعد از من با این دو چه خواهید کرد ، این دو هرگز از هم جدایی ندارند تا سرانجام در کنار حوض کوثر ، نزد من آیند سپس پیامبر فرموند : « خداوند عز و جل مولای من و من مولای هر مومنی هستم » سپس دست علی را گرفتند و فرمودند : « هرکس که من مولای اویم ، این (علی) مولای او است ، بار خدایا دوست بدار هرکه را که علی را دوست دارد و دشمن بدار هر که را که او را دشمن دارد » (ابوطفیل می‌گوید :) به زید بن ارقم گفتم : از رسول خدا صلى الله علیه و سلم شنیدی؟ گفت : هر کسی که آنجا آن را با چشم خودش دید و با گوش‌ها‌ی خودش شنید .

این حدیث طبق شرط بخاری و مسلم (در پذیرش روات) ، صحیح است ولی در دو کتاب خود (صحیح بخاری و صحیح مسلم) آن را ذکر نکرده‌اند ، شاهد آن حدیث سلمة بن کهیل از أبوطفیل است که آن هم طبق شرط بخاری و مسلم صحیح است .

ج : ابوطاهر مقدسی(متوفای643هـ) :

أخبرنا الحافظ أبو طاهر أحمد بن محمد بن أحمد السلفی إجازة قال أنا أبو الفتح محمد بن أحمد بن محمد بن الحسین بن الحارث المعلم فیما قرأت علیه من أصل سماعه حدثکم أبو عبدالله الحسین بن أحمد بن محمد بن سعید الرازی إملاء ثنا أبو الحسن علی بن حسان بن القاسم الجدیلی ببغداد ثنا أبو جعفر محمد بن عبدالله بن سلیمان الحضرمی ثنا محمود بن غیلان ثنا الفضل بن موسى السینانی ثنا الأعمش عن سعید بن وهب قال قال علی رضی الله عنه أنشد الله من سمع رسول الله صلى الله علیه و سلم یقول یوم غدیر خم : « الله ولیی و أنا ولی المؤمنین من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره » قال فقال سعید فقام إلى جنبی ستة قال فقال زید بن یثیع قام من عندی ستة سئل الدارقطنی عنه فقال حدث به الأعمش و شعبة و إسرائیل عن أبی إسحاق عن سعید بن وهب عن علی و ذکر ما فیه من الاختلاف قال و أشبهها بالصواب قول الأعمش و شعبة و إسرائیل و من تابعهم و قد روی نحو هذا عن عبدالرحمن بن أبی لیلى عن علی علیه السلام .  ( إسناده صحیح )

الأحادیث المختارة ،  أبو عبد الله محمد بن عبد الواحد بن أحمد الحنبلی المقدسی الوفاة: 643 ، ج 2 ، ص 106 ، ناشر : مکتبة النهضة الحدیثة - مکة المکرمة - 1410 ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : عبد الملک بن عبد الله بن دهیش

. . . اعمش از سعید بن وهب از علی (علیه السلام) نقل کرد که فرمود : کسانی را که روز غدیر خم سخنان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم را شنیده که فرمود : « خداوند ، ولی من و من ولی مومنین‌ام و هرکس که من مولای اویم ، علی مولای اوست ،  بار خدایا دوست بدار هرکس را که علی را دوست دارد و دشمن باش با هر کس که علی را دشمن دارد و یاور کسی باش که او را یاری کند » ، سوگند می‌دهم (که آنچه شنیده شهادت دهد) سعید بن وهب گفت : از کنار من ، شش نفر برخواسته ( و شهادت دادند ) و زید بن یثیع هم گفت : از کنار من شش نفر برخواستند . . . اسناد این حدیث صحیح است .

و به حدثنا عبدالله بن أحمد ثنا علی بن حکیم الأودی أنا شریک عن أبی إسحاق عن سعید بن وهب و عن زید بن یثیع قالا نشد علیّ فی الرحبة من سمع رسول الله صلى الله علیه و سلم یقول یوم غدیر خم إلا قام قال فقام من قبل سعید ستة و من قبل زید ستة فشهدوا أنهم سمعوا رسول الله صلى الله علیه و سلم یقول لعلی یوم غدیر خم : « الیس الله أولى بالمؤمنین » قالوا بلى قال : « اللهم من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه » . ( إسناده حسن )

الأحادیث المختارة ،  أبو عبد الله محمد بن عبد الواحد بن أحمد الحنبلی المقدسی الوفاة: 643 ، ج 2 ، ص 105 ، ناشر : مکتبة النهضة الحدیثة - مکة المکرمة - 1410 ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : عبد الملک بن عبد الله بن دهیش

سعید بن وهب و زید بن یثیع نقل کردند که علی‌ ( علیه السلام ) در صحن مسجد کسانی را که در روز غدیر خم سخنان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم‌ راشنیدند ، سوگند داد ابی اسحاق گفت : از سمتی که سعید بن وهب نشسته بود ، شش نفر برخواستند  و از سمتی که  زید بن یثیع نشسته بود  نیز شش نفر برخواستند ، و همگی شهادت دادند که روز غدیر خم از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم‌ ، شنیدند که در مورد علی(علیه السلام ) می‌فرمود : « آیا من از مومنین یه خودشان ، اولی نیستم ؟ » همه گفتند : آری رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم‌ فرمود : خدایا هر کس که من مولای اویم ، علی مولای اوست بارخدایا دوست بدار هر کس را که او را دوست دارد و دشمن بدار هر کس که او را دشمن دارد » اسناد این حدیث حسن است .

أخبرنا عبدالله بن أحمد الحربی بها أن أبا القاسم هبة الله بن الحصین أخبرهم قراءة علیه أنا أبو علی بن المذهب أنا أبو بکر القطیعی ثنا عبدالله بن أحمد حدثنی أبی ثنا حسین بن محمد و أبو نعیم المعنی قثنا فطر عن أبی الطفیل قال جمع علی بن أبی طالب رضی الله عنه الناس فی الرحبة ثم قال أنشد بالله کل امرئ مسلم سمع رسول الله صلى الله علیه و سلم یقول یوم غدیر خم ما قال فقام إلیه بعض الناس - قال أبو نعیم فقام ناس کثیر - فشهدوا حین أخذ بیده فقال للناس : « أتعلمون أنی أولى بالمؤمنین من أنفسهم » قالوا نعم یا رسول الله قال : « من کنت مولاه فهذا مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه » قال : فخرجت کأن فی نفسی شیئا فلقیت زید بن أرقم فقلت له إنی سمعت علیا یقول کذا و کذا قال : فما تنکر قد سمعت رسول الله یقول ذلک له × رواه أبو حاتم البستی عن عبدالله الأزدی عن إسحاق بن إبراهیم عن أبی نعیم ویحیى بن آدم عن فطر بن خلیفة بنحوه ( إسناده حسن ) .

الأحادیث المختارة ،  أبو عبد الله محمد بن عبد الواحد بن أحمد الحنبلی المقدسی الوفاة: 643 ، ج 2 ، ص 173 ، ناشر : مکتبة النهضة الحدیثة - مکة المکرمة - 1410 ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : عبد الملک بن عبد الله بن دهیش

ابو طفیل نقل می‌کند که علی (علیه السلام ) مردم را در صحن مسجد جمع کرد و و فرمود : هر مسلمانی را که در روز غدیر خم ، سخنان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم‌ را شنید ، سوگند می‌دهم ، بعضی از مردم -  ابو نعیم گفت  : بسیاری از مردم – برخواسته و شهادت دادند که رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم‌ ، هنگامی که دست علی (علیه السلام) را گرفتند ، خطاب به مردم فرمودند : « آیا من از مومنین یه خودشان ، اولی نیستم ؟ » همه گفتند : آری ای رسول الله فرمود : هر کس که من مولای اویم ، علی مولای اوست بارخدایا دوست بدار هر کس را که او را دوست دارد و دشمن بدار هر کس که او را دشمن دارد » ابوطفیل می‌گوید : از آن مجلس خارج شدم در حالی این سخنان پیامبر (ص) برایم گران آمده بود ، بعد از آن زید بن ارقم (صحابی) را دیدم و گفتم : از علی شنیدم که چنین و چنان می‌گفت ، زید بن ارقم گفت : انکارش نکن من خود از رسول خدا شنیدم که آن را در مورد علیّ (علیه السلام) می‌فرمود .. . . اسناد این حدیث حسن است ..

علمای  بعد از ابن تیمیه :

در ادامه ، اقدامات بسیاری از علمای طراز اول  اهل سنت را که همگی یا با ابن تیمیه هم عصر بوده و یا بعد از ابن تیمیه‌‌اند می‌زیسته‌اند ، کسانی که با این ادعای ابن تیمیه آشنا بودند (یعنی از اواسط قرن هشتم به بعد ) را بررسی می‌کنیم .

این علمای اهل سنت نیز سه اقدام اساسی در مورد  « اللهم وال من والاه و عاد من عاداه . . . » انجام داده‌اند :

1-نقل احادیث علمای قبل از ابن تیمیه :

در این اقدام ، علمای متاخر از ابن تیمیه ، همان احادیث موجود در کتب معتبر اهل سنت را که قبل از ابن تیمیه تدوین شده را ، در کتب خود نقل نموده‌اند از جمله :

1 .  مزی رجالی سرشناس اهل سنت (متوفای: 742 هـ)در تهذیب الکمال

تهذیب الکمال ، یوسف بن الزکی عبدالرحمن أبو الحجاج المزی ، ج 11 ، ص 90 و ج 11 ، ص 100 ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بیروت - 1400 - 1980 ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : د. بشار عواد معروف

2 .  ذهبی (متوفای: 748هـ) در تاریخ الاسلام :

تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام ، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان الذهبی ، ج 3 ، ص 631 ، دار النشر : دار الکتاب العربی - لبنان/ بیروت - 1407هـ - 1987م ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : د. عمر عبد السلام تدمرى

3 .  زیعلی (متوفای762هـ) در التخریج :

تخریج الأحادیث والآثار الواقعة فی تفسیر الکشاف للزمخشری ، جمال الدین عبد الله بن یوسف بن محمد الزیلعی ، ج 2 ، ص 234، دار النشر : دار ابن خزیمة - الریاض - 1414هـ ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : عبد الله بن عبد الرحمن السعد

4 .  یافعی (متوفای768هـ) در مرآة الجنان :

مرآة الجنان وعبرة الیقظان ، أبو محمد عبد الله بن أسعد بن علی بن سلیمان الیافعی    ، ج 1 ، ص 109 ، دار النشر : دار الکتاب الإسلامی  - القاهرة - 1413هـ - 1993م.

5 .  ابن کثیر دمشقی(متوفاى774هـ)  در السیرة النبویة و البدایة و النهایة :

السیرة النبویة لابن کثیر ، أبو الفداء إسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی الدمشقیالوفاة: 774 ، ج 4 ، ص 416 ،

البدایة والنهایة ، إسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی أبو الفداء الوفاة: 774 ، ج 5 ، ص 209 ،دار النشر : مکتبة المعارف - بیروت

6 .  ابن ابی بکر هیثمی(متوفای807 هـ) در مجمع الزوائد :

مجمع الزوائد مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ،  علی بن أبی بکر الهیثمی ج 9 ، ص 107 ، ناشر : دار الریان للتراث/‏دار الکتاب العربی - القاهرة , بیروت – 1407

7 .  ابن ابی بکر (متوفای807 هـ)در موارد الضمآن :

موارد الظمآن إلى زوائد ابن حبان ، علی بن أبی بکر الهیثمی أبو الحسن ، ج 1 ، ص 544 ، دار النشر : دار الکتب العلمیة - بیروت ، تحقیق : محمد عبد الرزاق حمزة

8 .  ابن حجر عسقلانی (متوفای852 هـ) در کتاب المطالب العالیة :

المطالب العالیة بزوائد المسانید الثمانیة ، أحمد بن علی بن حجر العسقلانی ، ج 16 ، ص 97 ، دار النشر : دار العاصمة/ دار الغیث - السعودیة - 1419هـ ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : د. سعد بن ناصر بن عبد العزیز الشتری

9 .  ثعالبی (متوفای875 هـ) در تفسیر خود :

الجواهر الحسان فی تفسیر القرآن ، عبد الرحمن بن محمد بن مخلوف الثعالبی  ، ج 4 ، ص 92 ، دار النشر : مؤسسة الأعلمی للمطبوعات - بیروت

10 .  سیوطی (متوفای911هـ) در تفسیر درالمنثور و جامع الاحادیث و همچنین در کتاب تاریخ الخلفاء خود :

الدر المنثور ، عبد الرحمن بن الکمال جلال الدین السیوطی الوفاة: 911 ، ج 3 ، ص 105 ، دار النشر : دار الفکر - بیروت – 1993 .

جامع الاحادیث (الجامع الصغیر وزوائده والجامع الکبیر)  ، الحافظ جلال الدین عبد الرحمن السیوطی ج 5 ، ص 400 و ج 16 ، ص 272 .

تاریخ الخلفاء ، عبد الرحمن بن أبی بکر السیوطی ، ج 1 ، ص 169 ، دار النشر : مطبعة السعادة - مصر - 1371هـ - 1952م ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : محمد محی الدین عبد الحمید

11 .  ابن حجر هیثمی(متوفای 973هـ) در الصواعق المحرقة :

الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة ، أبو العباس أحمد بن محمد بن علی ابن حجر الهیثمی ، ج 1 ، ص 106 و ص 107  و ج 2 ، ص 355 ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - لبنان - 1417هـ - 1997م ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : عبد الرحمن بن عبد الله الترکی - کامل محمد الخراط

12 .   متقی هندی (متوفای975هـ) در کنزالعمال :

کنز العمال فی سنن الأقوال والأفعال ، علاء الدین علی المتقی بن حسام الدین الهندی ج 5 ، ص 114 ، دار النشر : دار الکتب العلمیة - بیروت - 1419هـ-1998م ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : محمود عمر الدمیاطی .

13 . حلبی (متوفای1044هـ) در السیرة الحلبیة :

السیرة الحلبیة فی سیرة الأمین المأمون ، علی بن برهان الدین الحلبی الوفاة: ج 3 ، ص 336 ، دار النشر : دار المعرفة - بیروت - 1400

14 .  عاصمی (متوفای‌1111هـ) در کتاب سمط النجوم :

سمط النجوم العوالی فی أنباء الأوائل والتوالی ، عبد الملک بن حسین بن عبد الملک الشافعی العاصمی المکی ، ج 3 ، ص 36 ، دار النشر : دار الکتب العلمیة - بیروت - 1419هـ- 1998م ، تحقیق : عادل أحمد عبد الموجود- علی محمد معوض .

15 .  عجلونی(متوفای1162هـ) در کتاب کشف الخفاء

کشف الخفاء ومزیل الإلباس عما اشتهر من الأحادیث على ألسنة الناس ، إسماعیل بن محمد العجلونی الجراحی الوفاة: ، ج 2 ، ص 361 ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بیروت - 1405 ، الطبعة : الرابعة ، تحقیق : أحمد القلاش .

16 .  آلوسی (متوفای1270هـ)در روح المعانی :

روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی ، العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود الألوسی البغدادی ، ج 6 ، ص 195 ، دار النشر : دار إحیاء التراث العربی – بیروت .

2- تصحیح و تحسین سند روایات :

اقدام دوم اساسی که بسیاری از علمای اهل سنت بعد از ابن تیمیه انجام دادند ، اعتراف به متواتر بودن « اللهم وال من والاه . . . » و یا قوی الاسناد بودن آن  و یا صحیح بودن بعضی و  حسن بودن بعضی دیگر ، نمودند که در زیر به چند نمونه از این اقدام اکتفاء می‌کنیم :

الف: ذهبی ، هم دوره‌ی ابن تیمیه (متوفای747هـ) :

و قد روى النسائی فی سننه ، عن محمد بن المثنى عن یحیى بن حماد  عن أبى معاویة ، عن الاعمش ، عن حبیب بن أبى ثابت ، عن أبى الطفیل ، عن زید بن أرقم ، قال : لما رجع رسول الله من حجة الوداع و نزل غدیر خم أمر بدوحات فقممن ثم قال : « کأنى قد دعیت فأجبت إنى قد ترکت فیکم الثقلین : کتاب الله و عترتی أهل بیتى ، فانظروا کیف تخلفونی فیهما فإنهما لن یفترقا حتى یردا على الحوض » ثم قال: « الله مولاى و أنا ولى کل مؤمن » ثم ثم أخذ بید على فقال : « من کنت مولاه فهذا ولیه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه » فقلت لزید : سمعته من رسول الله صلى الله علیه و سلم ؟ فقال : ما کان فی الدوحات أحد إلا رآه بعینیه و سمعه بأذنیه .

قال شیخنا أبو عبد الله الذهبی : و هذا حدیث صحیح .

السیرة النبویة لابن کثیر ،  أبو الفداء إسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی الدمشقی (المتوفى : 774هـ) الوفاة: 774 ، ج 4 ، ص 416 ، البدایة والنهایة ، إسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی أبو الفداء الوفاة: 774 ، ج 5 ، ص 209 ، دار النشر : مکتبة المعارف - بیروت .

... ابو طفیل از زید بن ارقم نقل کرد که زید گفت : وقتی رسول خدا صلی الله علیه و سلّم از حجة الوداع ( آخرین حج ) برگشتند و وارد غدیر خم شدند ، اصحاب حضرت به دستور ایشان از تنه درختان سکویی بنا کردند حضرت بر بالای آن رفته و فرمودند : « زمان رحلت من نزدیک شده ، من شما را ترک خواهم کرد در حالی که دو چیز پر ارزش در میان شما باقی می‌گذارم که یکی از دیگری برتر است ، کتاب خدای عز و جلّ  و عترتم اهل بیتم ، دقت کنید بعد از من با این دو چه خواهید کرد ، این دو هرگز از هم جدایی ندارند تا سرانجام در کنار حوض کوثر ، نزد من آیند سپس پیامبر فرموند : « خداوند عز و جل مولای من و من مولای هر مومنی هستم » سپس دست علی را گرفتند و فرمودند : « هرکس که من مولای اویم ، این (علی) مولای او است ، بار خدایا دوست بدار هرکه را که علی را دوست دارد و دشمن بدار هر که را که او را دشمن دارد » (ابوطفیل می‌گوید :) به زید بن ارقم گفتم : از رسول خدا صلى الله علیه و سلم شنیدی؟ گفت : هر کس که آنجا بود ، آن را با چشم خود دیده و با گوش‌ها‌یش شنید .

استاد ما ذهبی گفت : این حدیثِ صحیحی است .  

و عن الذهبى : أن « من کنت مولاه فعلى مولاه » متواتر أتقین أن رسول الله صلى الله علیه و سلم قاله و أما « اللهم وال من والاه » فزیادة قویة الاسناد .

روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی ،  العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود الألوسی البغدادی الوفاة: 1270هـ ، ج 6 ، ص 195 ناشر : دار إحیاء التراث العربی – بیروت

و از ذهبی نقل شده که گفت : عبارت « من کنت مولاه فعلى مولاه » متواتر و یقین دارم که رسول الله صلی الله علیه و سلم‌ ، آن را فرموده است و اما  « اللهم وال من والاه » ، (که در دنباله‌‌ی آن آمده ) اضافه‌ی قوی الاسنادی است .

ب : ابن کثیر دمشقی سلفی (متوفای774هـ)

و قال النسائی فی کتاب " خصائص على ": حدثنا الحسین بن حرب ، حدثنا الفضل بن موسى، عن الاعمش، عن أبى إسحاق ، عن سعید بن وهب ، قال : قال على فی الرحبة : أنشد بالله رجلا سمع رسول الله یوم غدیر خم یقول : « إن الله ولى المؤمنین و من کنت ولیه فهذا ولیه ، اللهم وال من والاه ، وعاد من عاداه و انصر من نصره » و کذلک رواه شعبة عن أبى إسحاقو هذا إسناد جید .

السیرة النبویة لابن کثیر ،  أبو الفداء إسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی الدمشقی (المتوفى : 774هـ) ، ج 4 ، ص 419

سعید بن وهب نقل کرده است که علی‌ ( علیه السلام ) در صحن مسجد فرمود :

سوگند می‌دهم کسانی را که در روز غدیر خم سخنان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم‌ را شنیدند که می‌‌‌‌‌فرمود : « براستی که خداوند ، ولی مومنین است و هر کس که من مولای اویم ، این (علی) مولای اوست بار خدایا دوست بدار هرکه را که علی را دوست دارد و دشمن بدار هر که را که او را دشمن دارد »  و همچنین این حدیث را شعبه از ابواسحاق ، روایت کرده است و این سندی ،‌ نیکو است .

ج : هیثمی از اعلام قرن نهم اهل سنت (متوفای807هـ)

باب قوله صلى الله علیه و سلم : « من کنت مولاه فعلی مولاه » :

عن رباح بن الحارث قال جاء رهط إلى علیّ بالرحبة قالوا السلام علیک یا مولانا فقال : کیف أکون مولاکم و أنتم قوم عرب قالوا سمعنا رسول الله یوم غدیر خم یقول : « من کنت مولاه فهذا مولاه » قال رباح : فلما مضوا تبعتهم فقلت من هؤلاء قالوا نفر من الأنصار فیهم أبو أیوب الأنصاری ، رواه أحمد و الطبرانی إلا أنه قال قالوا سمعنا رسول الله یقول : « من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه  » و هذا أبو أیوب بیننا فحسر أبو أیوب العمامة عن وجهه ثم قال سمعت رسول الله یقول : « من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه  » و رجال أحمد ثقات .

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ،  علی بن أبی بکر الهیثمی (متوفای807 ) ، ج 9 ، ص 103 ، ناشر : دار الریان للتراث/‏دار الکتاب العربی - القاهرة , بیروت – 1407

باب قول پیامبر صلى الله علیه و سلم : « هر کس که من مولای اویم ، علی مولای اوست » :

رباح نقل کرده که گروهی در صحن مسجد به نزد علی علیه السلام آمده و عرض کردند : سلام بر تو ای مولای ما ، علی علیه السلام فرمود : من چگونه مولای شما هستم در حالی که شما گروهی عرب  هستید؟ گفتند : در روز غدیر از رسول خدا شنیدیم که می‌فرمود : « هر کس که من مولای اویم ، علی مولای اوست »  رباح گفت : وقتی آنها رفتند ، تعقیبشان کردم  ( و از چند نفر پرسیدم ) این‌ها که هستند ؟ گفتند : گروهی از انصارند که در میانشان ابوایوب انصاری است . این حدیث را احمد بن حنبل و طبرانی ، روایت کرده‌اند با این تفاوت که آن گروه گفتند : از رسول خدا شنیدیم که می‌فرمود : « هر کس که من مولای اویم ، علی مولای اوست ، بار خدایا دوست بدار هرکه را که علی را دوست دارد و دشمن بدار هر که را که او را دشمن دارد » و این ابوایوب است در حالی که عمامه‌اش را از چهره‌اش بر‌داشت ، گفت : از رسول خدا شنیدم که می‌فرمود : « هر کس که من مولای اویم ، علی مولای اوست ، بار خدایا دوست بدار هرکه را که علی را دوست دارد و دشمن بدار هر که را که او را دشمن دارد » و راویان احمد بن حنبل ، موثق‌اند .

و عن عمرو بن ذی مر و سعید بن وهب و عن زید بن بثیع قالوا سمعنا علیا یقول نشدت الله رجلا سمع رسول الله یقول یوم غدیر خم لما قام فقام ثلاثة عشر رجلا فشهدوا أن رسول الله قال : «ألست أولى بالمؤمنین من أنفسهم» قالوا بلى یا رسول الله قال : « فأخذ بید علی فقال : « من کنت مولاه فهذا مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و أحب من أحبه و أبغض من یبغضه و انصر من نصره و اخذل من خذله » .

رواه البزار و رجاله رجال الصحیح غیر فطر بن خلیفة و هو ثقة .

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ،  علی بن أبی بکر الهیثمی الوفاة: 807 ، ج 9 ، ص 104 و 105 ، ناشر : دار الریان للتراث/‏دار الکتاب العربی - القاهرة , بیروت – 1407

عمرو بن ذی مر و سعید بن وهب و زید بن بثیع گفتند که ما شنیدیم که علی (علیه السلام) می‌فرمود : سوگند می‌دهم کسی را که سخن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم‌‌‌ ، را در روز غدیر خم آن هنگام که ایستاده بود ، شنید بلافاصله سیزده مرد برخواسته و شهادت دادند که رسول خدا فرمود : « آیا من از مومنین یه خودشان ، اولی نیستم ؟ » همه گفتند : آری ای رسول خدا ، پیامبر فرمود : « خدایا هر کس که من مولای اویم ، علی مولای اوست  ،  بار خدایا ! دوست بدار هر کس که او را دوست دارد و دشمن بدار هر کس که او را دشمن دارد و دوستدار کسی باش که او را دوست دارد و کسی را مبغوض بدار که او را مبغوض دارد و یاور کسی باش که یاور اوست و خوار گردان کسی را که او را خوار گرداند »

این حدیث را بزار ، نقل کرده که راویانش همه صحیح‌اند به جز فطر بن خلیفة که او هم موثق است .

و عن عبدالرحمن بن أبی لیلى قال شهدت علیا فی الرحبة یناشد الناس أنشد الله من سمع رسول الله صلى الله علیه و سلم یقول فی یوم غدیر خم :     

«من کنت مولاه فعلی مولاه» لما قام فشهد قال عبدالرحمن فقام اثنا عشر بدریا کأنی أنظر إلى أحدهم علیه سراویل فقالوا : نشهد أنا سمعنا رسول الله صلى الله علیه و سلم یقول یوم غدیر خم : « ألست أولى بالمؤمنین من أنفسهم و أزواجی أمهاتهم » قلنا بلى یا رسول الله قال : « فمن کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه » ، رواه أبو یعلى و رجاله وثقوا .

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ،  علی بن أبی بکر الهیثمی (متوفای807 ) ، ج 9 ، ص 106 ، ناشر : دار الریان للتراث/‏دار الکتاب العربی - القاهرة , بیروت – 1407

عبدالرحمن بن أبی لیلى گفت : علی علیه السلام را در صحن مسجد دیدم که مردم را سوگند می‌داد و می‌فرمود : به خدا سوگند می‌دهم کسی را که از ر‌‌‌‌‌سول خدا در روز غدیر خم شنید در حالی که ایستاده بودند : « هر که من مولای اویم ، علی مولای اوست » عبدالرحمن بن أبی لیلى گفت : دوازده نفر از صحابه‌ی پیامبر که در جنگ بدر حضور داشتند برخواستند ـ گویا هم اکنون هر کدامشان را در حالی که بر سرشان رواندازی بود ، می‌نگرم ـ  و گفتند : شهادت می‌دهیم که از ر‌سول خدا صلی الله علیه وسلم ، در روز غدیر خم شنیدیم که می‌فرمود : « آیا من از مومنین یه خودشان ، اولی و سزاوارتر نیستم و همسرانم مادران مومنین نمی‌باشند ؟ گفتیم : آری ای رسول خدا ، پیامبر اکرم فرمود : « خدایا هر کس که من مولای اویم ، علی مولای اوست  ،  بار خدایا ! دوست بدار هر کس که او را دوست دارد و دشمن بدار هر کس که او را دشمن دارد » ، این حدیث را ابویعلی روایت کرده و تمامی راویان آن توثیق شده‌اند . 

و عن زید بن أرقم قال : نشد علی الناس ، أنشد الله رجلا سمع النبی صلى الله علیه و سلم یقول : « من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه » فقام اثنا عشر بدریا فشهدوا بذلک و کنت فیمن کتم فذهب بصری .

رواه الطبرانی فی الکبیر و الأوسط خالیا من ذهاب البصر و الکتمان و دعاء علی و فی روایة عنده و کان علی دعا علی من کتم و رجال الأوسط ثقات .

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ،  علی بن أبی بکر الهیثمی (متوفای807 ) ، ج 9 ، ص 106 ، ناشر : دار الریان للتراث/‏دار الکتاب العربی - القاهرة , بیروت – 1407

زید بن ارقم گفت : علی (علیه السلام) مردم را سوگند داد و فرمود : به خدا سوگند می‌دهم کسی را که از ر‌‌‌‌‌سول خدا در روز غدیر خم شنید که فرمود : هر که من مولای اویم ،  علی مولای اوست  ،  بار خدایا ! دوست بدار هر کس که او را دوست دارد و دشمن بدار هر کس که او را دشمن دارد » بلافاصله دوازده نفر که در جنگ بدر به همراه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ، حضور داشتند ، برخواسته و به آن شهادت دادند و من از کسانی بودم که این شهادت را کتمان نمودم لذا بینایی‌ام را از دست دادم . این روایت را طبرانی در دو کتاب المعجم الکبیر و المعجم الاوسط ، روایت کرده اما از بین رفتن بینایی و کتمان زید بن ارقم و نفرین علی (علیه‌السلام ) در آن نیآمده است البته در حدیث دیگر که طبرانی آن را روایت کرده ، علی (علیه‌السلام ) ، کتمان کننده را نفرین نمودند و روات معجم الاوسط ، موثق‌اند . 

و عن حبشی بن جنادة قال سمعت رسول الله صلى الله علیه وسلم یقول یوم غدیرخم : « اللهم من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره وأعن من أعانه » ، رواه الطبرانی و رجاله وثقوا .

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ،  علی بن أبی بکر الهیثمی (متوفای807 ) ، ج 9 ، ص 106 ، ناشر : دار الریان للتراث/‏دار الکتاب العربی - القاهرة , بیروت – 1407

حبشی بن جنادة (صحابی) گفت : روز غدیر خم از زسول خدا صلى الله علیه وسلم شنیدم که می‌فرمود : « هر که من مولای اویم ،  علی مولای اوست  ،  بار خدایا ! دوست بدار هر کس که او را دوست دارد و دشمن بدار هر کس که او را دشمن دارد » این حدیث را طبرانی ،‌ روایت کرده است  و راویان آن توثیق شده‌اند .

 و عن سعید بن وهب عن زید بن بثیغ قال : نشد علی علیه السلام الناس فی الرحبة من سمع رسول الله صلى الله علیه و سلم یقول یوم غدیر خم لما قام قال : فقام من قبل سعید ستة و من قبل زید سبعة فشهدوا أنهم سمعوا رسول الله صلى الله علیه و سلم یقول یوم غدیر خم لعلی : « ألیس أنا أولى بالمؤمنین » قالوا : بلى قال : «اللهم من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه » ، رواه عبدالله و البزار بنحوه أتم منه . . . و إسنادهما حسن .

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ،  علی بن أبی بکر الهیثمی( متوفای807 ) ، ج 9 ، ص 107 ، ناشر : دار الریان للتراث- ‏دار الکتاب العربی - القاهرة , بیروت – 1407

سعید بن وهب از زید بن یثیع نقل کرده است که علی‌ ( علیه السلام ) در صحن مسجد کسانی را که در روز غدیر خم سخنان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم‌ را آن هنگام که ایستاده سخن می‌گفت  ، شنیده است ، سوگند داد ، زید گفت : از سمتی که سعید بن وهب نشسته بود ، شش نفر برخواستند  و از سمتی که  زید بن یثیع نشسته بود  نیز هفت نفر برخواستند ، و همگی شهادت دادند که روز غدیر خم از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم‌ ، شنیدند که در مورد علی(علیه السلام ) می‌فرمود : « آیا من از مومنین یه خودشان ، اولی نیستم ؟ » همه گفتند : آری رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم‌ فرمود : خدایا هر کس که من مولای اویم ، علی مولای اوست بارخدایا دوست بدار هر کس را که او را دوست دارد و دشمن بدار هر کس که او را دشمن دارد »

این دو حدیث را عنبدالله و بزار ، کامل‌تر از این ، روایت کرده‌اند . . . و اسناد این دو ، حسن است .

الفصل الثانی : فی فضائله رضی الله عنه و کرم الله وجهه و هی کثیرة عظیمة شهیرة حتى قال أحمد : ما جاء لأحد من الفضائل ما جاء لعلی .

. . . الحدیث الرابع قال e یوم غدیر خم : « من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه » الحدیث و قد مر فی حادی عشر الشبه و أنه رواه عن النبی e ثلاثون صحابیا و أن کثیرا من طرقه صحیح أو حسن .

الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة ، أبو العباس أحمد بن محمد بن علی ابن حجر الهیثمی الوفاة: 973هـ ، ج 2 ، ص 353 و 355 ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - لبنان - 1417هـ - 1997م ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : عبد الرحمن بن عبد الله الترکی - کامل محمد الخراط

فصل دوم : در مورد فضائل علی رضی الله عنه و کرم الله وجهه ، که فراوان و بزرگ و مشهورند تا جایی که احمد بن حنبل (امام حنبلی‌ها) گفته است : آن مقدار که در مورد علی ، فضائل روایت شده  ، در مورد احدی از صحابه روایت نشده است .

حدیث چهارم (در فضائل علی علیه السلام) :‘پیامبر اکرم در روز غدیر فرمود : « هرکه من مولای اویم ، این (علی علیه السلام) ، مولای اوست بارخدابا دوست بدار هرکس را که علی را دوست دارد ، و دشمن بدار هر کس را که ، دشمن اوست »این حدیث است و همان‌گونه که گذشت سی نفر از صحابه آن را از پیامبراکرم ، روایت کرده‌اند .

د : عاصمی مکّی (متوفای1111هـ) :

. . . لفظه عند الطبرانی بسند صحیح أنه خطب بغدیر خم ثامن عشر ذی الحجة مرجعه من حجة الوداع تحت شجرات برح له ما تحتها بعد صلاة الظهر فقال : « أیها الناس إنه قد نبأنی اللطیف الخبیر أنه لم یعمر نبی إلا نصف عمر الذی یلیه من قبله وإنی لأظن أنی یوشک أن أدعى فأجیب و إن مسئول و إنکم مسؤولون فماذا أنتم قائلون قالوا نشهد أنک قد بلغت و جهدت و نصحت فجزاک الله خیرا فقال : « ألستم تشهدون أن لا إله إلا الله و أن محمدا عبده و رسوله وأن جنته حق وناره حق و أن الموت حق و أن البعث بعد الموت حق و أن الساعة آتیة لا ریب فیها و أن الله یبعث من فی القبور » قالوا : بلى نشهد بذلک قال : « اللهم اشهد » ثم قال : « أیها الناس إن الله مولای و أنا مولى المؤمنین و أنا أولى بهم من أنفسهم » وفی روایة « ألستم تعلمون أنی أولى بالمؤمنین من أنفسهم » قالوا : بلى قال : « فمن کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره واخذل من خذله وأدر الحق معه أینما دار»ثم قال : « أیها الناس إنی فرطکم و إنکم واردون على الحوض حوضا عرضه کما بین بصرى إلى صنعاء فیه عدد نجوم السماء قدحان من فضة وإنی سائلکم حین تردون علی و إنی تارک فیکم الثقلین فانظروا کیف تخلفونی فیهما الثقل الأکبر کتاب الله عز وجل سبب طرفه بید الله و طرفه بأیدیکم فاستمسکوا به لا تضلوا ولا تبدلوا وعترتی أهل بیتی فإنه قد نبأنی اللطیف الخبیر أنهما لن یفترقا حتى یردا على الحوض» .

سمط النجوم العوالی فی أنباء الأوائل والتوالی ،  عبد الملک بن حسین بن عبد الملک الشافعی العاصمی المکی (متوفای1111هـ ) ، ج 2 ، ص 379 ، ناشر : دار الکتب العلمیة - بیروت - 1419هـ- 1998م ، تحقیق : عادل أحمد عبد الموجود- علی محمد معوض

لفظ این حدیث ، طبق آنچه در کتاب طبرانی با سند صحیح آمده است این است که رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم ، در روز هجدهم ذی حجه ، زمان بازگشت از حجه الوداع در غدیر خم ، زیر سایه درختان ، بعد از نماز ظهر ، خطبه خواندند و فرمودند :  « ای مردم . . . به زودی از میان شما خواهم رفت ما و شما مسئولیم . . . سپس فرمودند : ای مردم ! خدا مولای من و من مولای مومنین‌ و از خودشان به خودشان ، اولی‌ هستم » . . .  گفتند : آری ای رسول خدا ! پیامبر اکرم فرمود : « هرکه من مولای اویم  ، علی مولای اوست با الها دوست بدار کسی را که او را دوست دارد و دشمن بدار کسی را که او را دشمن دارد و یاور کسی باش که یاور اوست و خوار کن کسی را که او را خوار کند و هر کجا که هست حق را با او بدار » . . .  

هـ : عجلونی (متوفای1162هـ)

« من کنت مولاه فعلی مولاه » رواه الطبرانی و أحمد و الضیاء فی المختارة عن زید بن أرقم و علیّ و ثلاثین من الصحابة بلفظ « اللهم وال من والاه وعاد من عاداه » فالحدیث متواتر أو مشهور .

کشف الخفاء ومزیل الإلباس عما اشتهر من الأحادیث على ألسنة الناس ، إسماعیل بن محمد العجلونی الجراحی (متوفای1162 ) ، ج 2 ، ص 361 ، ناشر : مؤسسة الرسالة - بیروت - 1405 ، الطبعة : الرابعة ، تحقیق : أحمد القلاش

و : ألبانی از علمای معاصر اهل سنت

او از جمله‌ی کسانی است که در مورد این حدیث ، تلاش بیشتری نموده و تعدادی از طرق و اسناد آن را بررسی کرده است :

 1750- « من کنت مولاه ، فعلی مولاه ، اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه » .

ورد من حدیث زید بن أرقم و سعد بن أبی وقاص و بریدة بن الحصیب و علی بن أبی

طالب و أبی أیوب الأنصاری و البراء بن عازب و عبد الله بن عباس و أنس بن مالک و أبی سعید و أبی هریرة .

این حدیث از ( چندین صحابی از جمله :) زید بن أرقم و سعد بن أبی وقاص و بریدة بن الحصیب و علی بن أبیطالب (علیه السلام) و أبی أیوب الأنصاری و البراء بن عازب و عبد الله بن عباس و أنس بن مالک و أبی سعید و أبی هریرة ، روایت شده است ( که به بعضی از آنها اشاره‌ای می‌شود )

حدیث زید و له عنه طرق خمس :

الأولى : . . . عن أبی الطفیل قال : جمع علی رضی الله عنه الناس فی الرحبة ثم قال لهم : أنشد الله کل امرئ مسلم سمع رسول الله صلى الله علیه و سلم یقول یوم غدیر خم ما سمع لما قام فقام ثلاثون من الناس . . . فشهدوا حین أخذ بیده فقال للناس : " أتعلمون أنی أولى بالمؤمنین من أنفسهم ؟ " قالوا : نعم یا رسول الله ، قال : « من کنت مولاه ، فهذا مولاه ،اللهم وال من والاه و عاد من عاداه » قال : فخرجت و کأن فی نفسی شیئا ، فلقیت زید بن أرقم ، فقلت له : إنی سمعت علیا یقول کذا و کذا قال : فما تنکر ، قد سمعت رسول الله صلى الله علیه وسلم یقول ذلک له » . . .

قلت : و إسناده صحیح على شرط البخاری .

1- حدیث زید ( بن ارقم ) که خود دارای پنج طریق است .

طریق اول : . . . ابو طفیل نقل می‌کند که علی (علیه السلام ) مردم را در صحن مسجد جمع کرد و فرمود : هر مسلمانی را که در روز غدیر خم ، سخنان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم‌ را شنید ، سوگند می‌دهم ، سی نفر از مردم برخواسته و شهادت دادند که رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم‌ ، هنگامی که دست علی (علیه السلام) را گرفتند ، خطاب به مردم فرمودند : « آیا من از مومنین یه خودشان ، اولی نیستم ؟ » همگی گفتند : آری ای رسول الله فرمود : هر کس که من مولای اویم ، علی مولای اوست بارخدایا دوست بدار هر کس را که او را دوست دارد و دشمن بدار هر کس که او را دشمن دارد » ابوطفیل می‌گوید : از آن مجلس خارج شدم در حالی این سخنان پیامبر (ص) برایم گران آمده بود ، بعد از آن زید بن ارقم (صحابی) را دیدم و گفتم : از علی شنیدم که چنین و چنان می‌گفت ، زید بن ارقم گفت : انکارش مکن من خود از رسول خدا شنیدم که این سخنان را در مورد علیّ (علیه السلام) می‌فرمود . . . من ( البانی ) می‌گویم : این حدیث طبق شرط بخاری در تصحیح احادیث ، صحیح است .

سعد بن أبی وقاص ، و له عنه ثلاث طرق :

الثانیة : عن عبد الواحد بن أیمن عن أبیه به أخرجه النسائی فی الخصائص (16 ) و إسناده صحیح أیضا ، رجاله ثقات رجال البخاری غیر أیمن والد عبد الواحد و هو ثقة کما فی التقریب .

سعد بن ابی وقاص که خود دارای سه طریق است :

طریق دوم : از عبد الواحد بن أیمن که او از پدرش و او از سعد بن ابی وقاص ، این حدیث را با این طریق نسایی در خصائص امیرالمومنین نقل کرده است و همچنین اسناد آن نیز ، صحیح است  ، راویان آن همگی ، راویان بخاری‌اند جز ایمن پدر عبدالواحد که او همان طور که در کتاب تقریب التهذیب ( ابن حجر عسقلانی )آمده است ( اگرچه از راویان ، بخاری نیست ) ، موثق است .

علی بن أبی طالب ، و له عنه تسع طرق :

السادسة : عن عبد الرحمن بن أبی لیلى قال : " شهدت علیا رضی الله عنه فی الرحبة ینشد الناس . . . أخرجه عبد الله بن أحمد ( 1 / 119 ) من طریق یزید بن أبی زیاد و سماک بن عبید بن الولید العبسی عنه .

قلت : و هو صحیح بمجموع الطریقین عنه .

علی بن ابی طالب (علیه السلام ) که خود دارای نُه طریق است :

طریق ششم : عبد الرحمن بن أبی لیلى گفت : در صحن مسجد ، علی (علیه السلام ) را دیدم که مردم را سوگند می‌داد . . . این حدیث را عبدالله بن احمد در ج1ص119 ، از طریق یزید بن أبی زیاد و سماک بن عبید بن الولید العبسی از عبد الرحمن بن أبی لیلى ، روایت کرده است 

من ( ألبانی ) می‌گویم : این حدیث با هردو طریق آن ، صحیح است .

و در پایان ، مطالب خود را در مورد این حدیث ، جمع بندی می‌کند :

و للحدیث طرق أخرى کثیرة جمع طائفة کبیرة منها ، الهیثمی فی المجمع ( 9 / 103 - 108) و قد ذکرت و خرجت ما تیسر لی منها مما یقطع الواقف علیها بعد تحقیق الکلام على أسانیدها بصحة الحدیث یقینا و إلا فهی کثیرة جدا ، و قد استوعبها ابن عقدة فی کتاب مفرد ، قال الحافظ ابن حجر : منها صحاح و منها حسان  و جملة القول أن حدیث الترجمة حدیث صحیح بشطریه ، بل الأول منه متواتر عنه صلى الله علیه و سلم کما ظهر لمن تتبع أسانیده و طرقه ، و ما ذکرت منها کفایة .

این حدیث ، طرق‌های فراوان دیگری نیز دارد که هیثمی در مجمع الزوائد ج9ص103 الی 108 ، بسیاری از آنها را ، جمع آوری نموده‌است من هم آن مقدار را که برایم مقدور بود ، آوردم ، احادیثی که اگر کسی آنها را ببیند و در موردشان تحقیق کند ، یقین خواهد کرد که اسناد آن یقیناً صحیح است ، ( و نتوانسته‌ام همه‌ی طریق‌ها را بیاورم ) زیرا که واقعاً زیاد‌اند و ابن عقده در مورد این حدیث کتاب مستقلی ، تالیف کرده و تمام طریق‌های این حدیث را جمع آوری نموده‌‌است و حافظ ابن حجر در مورد این احادیث گفته‌است : بعضی از آنها ، صحیح و بعضی حسن هستند ، خلاصه‌‌‌‌ی کلام این که : هر دو جزءاین حدیث (1- « من کنت مولاه ، فعلی مولاه » و 2- « اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه ») ، صحیح است بلکه جزء اول آن ( « من کنت مولاه ، فعلی مولاه» ) ، از پیامبر صلى الله علیه وسلم ، متواتر است  ، و این مطلب برای کسی که در اسناد و طرق این حدیث ، جستجو کند ، روشن می‌شود و این مقدار که من ذکر کردم ، کافی است ..

السلسلة الصحیحة - ج 4 ص 249

  [ من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه ] . صحیح ، انظر طرقه و شواهده فی الکتاب فهی کثیرة  و أولها عن أبی الطفیل عنه قال : لما دفع النبی صلى الله علیه و سلم من حجة الوداع و نزل غدیر خم أمر بدوحات فقممن ثم قال : « کأنی دعیت فأجبت و إنی تارک فیکم الثقلین أحدهما أکبر من الآخر : کتاب الله و عترتی أهل بیتی فانظروا کیف تخلفونی فیهما فإنهما لن یتفرقا حتى یردا علی الحوض » ثم قال : « إن الله مولای وأنا ولی کل مؤمن ثم إنه أخذ بید علی رضی الله عنه فقال : « من کنت ولیه فهذا ولیه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه » . صحیحٌ .

السلسلة الصحیحة - مختصرة ج 4 ص 330

حدیث « من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه » حدیثی صحیح است به طرق و شواهدش که در این کتاب که بسیارند ، نگاه کن اولین آنها ، روایت ابوطفیل است که مضمون آن این است که ، وقتی پیامبر صلى الله علیه و سلم ، از حجة الوداع برمی‌گشتند و وارد غدیر خم شدند ، اصحاب حضرت به دستور ایشان از تنه درختان سکویی بنا کردند حضرت بر بالای آن رفته و فرمودند : « زمان رحلت من نزدیک شده ، من شما را ترک خواهم کرد و دو چیز پر ارزش در میان شما باقی می‌گذارم که یکی از دیگری برتر است ، کتاب خدای عز و جلّ  و عترتم اهل بیتم ، دقت کنید بعد از من با این دو چه خواهید کرد ، این دو هرگز از هم جدایی ندارند تا سرانجام در کنار حوض کوثر ، نزد من آیند سپس پیامبراکرم فرموند : « خداوند عز و جل مولای من و من مولای هر مومنی هستم » سپس دست علی را گرفتند و فرمودند : « هرکس که من مولای اویم ، این (علی) مولای او است ، بار خدایا دوست بدار هرکه را که علی را دوست دارد و دشمن بدار هر که را که او را دشمن دارد »  . این حدیث ، صحیح است .

« من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه » و هو حدیث صحیح غایةً ، جاء من طرق جماعة من الصحابة ، خرجت أحادیث سبعة منهم و لبعضهم أکثر من طریق واحد و قد خرجتها کلها و تکلمت على أسانیدها فی سلسلة الأحادیث الصحیحة .

ظلال الجنة ج 2 ص 338

حدیث « من کنت مولاه فعلیّ مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه » ، در بالاترین مرتبه‌ی ، صحت است ، و از طریق جماعتی از صحابه روایت شده است که من هفت حدیث از آنها را آورده‌ام  و برای بعضی از این احادیث ،‌ بیش از یک طریق و جود دارد که من تمام  طریق‌های آن حدیث را آورده‌ام و در مورد سندهایشان در کتاب سلسله‌ی احادیث صحیحه ، سخن گفته‌ام .   

حدثنا علی بن محمد حدثنا أبو الحسین أخبرنی حماد بن سلمة عن علی بن زید ابن جدعان عن عدی بن ثابت عن البراء بن عازب قال : أقبلنا مع رسول الله صلى الله علیه و سلم فی حجته التی حج فنزل فی بعض الطریق فأمر الصلاة جامعة فأخذ بید علی رضی الله عنه فقال : « ألست أولى بالمؤمنین من أنفسهم » قالوا : بلى قال : « ألست أولى بکل مؤمن من نفسه » قالوا بلى قال : « فهذا ولی من أنا مولاه اللهم وال من والاه اللهم عاد من عاداه » ( صحیح )

صحیح ابن ماجة ، ج 1 ، ص 26 ، ح113

. . . براء بن عازب گفت : به همراه رسول خدا صلى الله علیه و سلم ، در مسیر بازگشت از جج‌شان بودیم ، در منزلی (از منازل بین راه) توقف کردیم  و رسول خدا ، دستور دادند که نماز (ظهر و عصر) با هم خوانده شود سپس دست علی علیه السلام را گرفته و فرمودند : « آیا من از مومنین به خودشان اولی نیستم؟ » گفتند : آری ، فرمود : « آیا من از هر مومنی به خودش ، اولی نیستم؟ » گفتند : آری ، فرمود : « این (علی) ولی کسی است که من مولای اویم ، بارخدایا ! دو.ست بدار کسی را که او را دوست دارد و دشمن باش با کسی که با او دشمن است » این حدیث ، صحیح است .  

3- نقد این ادعای ابن تیمیه :

علاوه بر دو اقدام فوق ، گروهی از علمای اهل سنت که بعد از ابن تیمیه آمدند اقدام سومی نیز انجام دادند و آن این بود که به صراحت ، ادعای ابن تیمیه را بر کذب و دروغ شمردن  «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه . . .  » ، مورد نقد قرار داده و آن را مردود معرفی نمودند از جمله :

الف : ابن حجر مکّی متوفای (947هـ ق) ازاسطوانه‌های حدیثی و رجالی اهل سنت

أنه ( یعنی حدیث من کنت مولاه ) ،‍ حدیث صحیح لا مریة فیه و قد أخرجه جماعة کالترمذی و النسائی و أحمد و طرقه کثیرة جدا و من ثم رواه ستة عشر صحابیا و فی روایة لأحمد أنه سمعه من النبی صلى الله علیه و سلم ثلاثون صحابیا و شهدوا به لعلی لما نوزع أیام خلافته کما مر و سیأتی و کثیر من أسانیدها صحاح و حسان و لا التفات لمن قدح فی صحته و لا لمن رده بأن علیا کان بالیمن لثبوت رجوعه منها و إدراکه الحج مع النبی و قول بعضهم إن زیادة « اللهم وال من والاه الخ » موضوعة ،‌ مردود فقد ورد ذلک من طرق صحح الذهبی کثیرا منها .

الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة ،  أبو العباس أحمد بن محمد بن علی ابن حجر الهیثمی (متوفای974هـ ) ، ج 1 ، ص 164 ، ناشر : مؤسسة الرسالة - لبنان - 1417هـ - 1997م ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : عبد الرحمن بن عبد الله الترکی - کامل محمد الخراط

. . . و حرف بعضی‌ها که گفته‌اند : اضافه‌ی « اللهم وال من والاه الخ » جعلی و دروغ است ، مردود است براستی که این زیادی از طرقی وارد شده که بسیاری از طرق آن را ذهبی ، تصحیح کرده است .

ب : ملا علی قاری(متوفای1014هـ)

. . . ثم قول بعضهم إن زیادة : « اللهم وال من والاه » موضوعة ، مردودة ، فقد ورد ذلک من طرق صحح الذهبی کثیرا منها .

مرقاة المفاتیح شرح مشکاة المصابیح ،  علی بن سلطان محمد القاری (متوفای1014هـ ) ، ج 11 ، ص 258 ، ناشر : دار الکتب العلمیة - لبنان/ بیروت - 1422هـ - 2001م ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : جمال عیتانی

. . . حرف‌های بعضی‌ که گفته‌اند : اضافه‌ی « اللهم وال من والاه الخ » جعلی و دروغ است ، مردود است براستی که این زیادی از طرقی وارد شده که بسیاری از طرق آن را ذهبی ، تصحیح کرده است .

ج : برهان الدین حلبی (متوفای1044هـ)

. . . و قول بعضهم إن زیادة « اللهم وال من والاه إلى آخره » موضوعة ، مردود فقد ورد ذلک من طرق صحح الذهبی کثیرا منها .

السیرة الحلبیة فی سیرة الأمین المأمون ، علی بن برهان الدین الحلبی متوفای1044 ، ج 3 ، ص 336  ناشر : دار المعرفة - بیروت – 1400

. . . و حرف بعضی‌ها که گفته‌اند : اضافه‌ی « اللهم وال من والاه الخ » جعلی و دروغ است ، مردود است براستی که این زیادی از طرقی وارد شده که بسیاری از طرق آن را ذهبی ، تصحیح کرده است .

د : ‌ألبانی از علمای طراز اول و معاصر اهل سنت :

او بعد از ذکر اسناد و طرق فراوان حدیث « من کنت مولاه ، فعلی مولاه ، اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه » ، نتیجه‌گیری کرده و می‌نویسد :

. . . و جملة القول أن حدیث الترجمة حدیث صحیح بشطریه ، بل الأول منه متواتر عنه صلى الله علیه و سلم کما ظهر لمن تتبع أسانیده و طرقه و ما ذکرت منها کفایة .

خلاصه‌‌‌‌ی کلام این که : هر دو جزءاین حدیث (1- « من کنت مولاه ، فعلی مولاه » و 2- « اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه ») ، صحیح است بلکه جزء اول آن ( « من کنت مولاه ، فعلی مولاه» ) ، از پیامبر صلى الله علیه وسلم ، متواتر است ، و این مطلب برای کسی که در اسناد و طرق این حدیث ، جستجو کند ، روشن می‌شود و این مقدار که من ذکر کردم ، کافی است ..

و بلافاصله پس از این نتیجه گیری ،  انگیزه‌اش را از بررسی اسناد این احادیث ، بیان می‌کند :

إذا عرفت هذا ، فقد کان الدافع لتحریر الکلام على الحدیث و بیان صحته ، أننی رأیت شیخ الإسلام بن تیمیة ، قد ضعف الشطر الأول من الحدیث و أما الشطر الآخر ، فزعم أنه کذب ! و هذا من مبالغته الناتجة فی تقدیری من تسرعه فی تضعیف الأحادیث قبل أن یجمع طرقها و یدقق النظر فیها و الله المستعان .

السلسلة الصحیحة - ج 4 ص 249

حال که اَسناد و طرق این حدیث را شناختی ، باید بگویم : انگیزه‌ی من از نوشتن این مطالب ، پیرامون این حدیث و بیان صحت آن ، این است که دیدم شیخ الاسلام ابن تیمیه ، جزء اول آن («من کنت مولاه ، فعلی مولاه » ) را ضعیف شمرده و همچنین گمان کرده ، جزء دوم آن ( « اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه » ) ، دروغ و کذب است ، به نظر من ، منشاء این ادعای او ، زیاده روی است که در اثرشتاب زدگی او در تضعیف احادیث ، قبل از جمع کردن اَسناد و طرق یک حدیث و دقت و تامل در آنها ، صورت گرفته است .

در پایان می‌گوییم : آیا ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب این منابع دست اول اهل سنت و نظرات علمای اهل سنت را قبل از خود ندیده‌اند (همان گونه که ألبانی گفت ) که لب به چنین سخنانی گشوده و خود را رسوای خاص و عام کرده‌اند که اگر چنین باشد ، نشانگر عمق جهلشان به متون روایی اهل سنت و یا این که دیده‌اند ولی... .

 

موفق باشید

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)

 




:: برچسب‌ها: حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله, امیر المومنین حضرت علی (ع), ابن تیمیه, محمد بن عبدالوهاب

نویسنده : میلاد اسماعیل پور seratemostaghim10@gmail.com
تاریخ : ۱۳٩۱/۸/۱۳
 

 

امارگیر حرفه ای سایت

سایت خدماتی نایت اسکین - امارگیر سایت