آیا روایت (من آذى علیا فقد آذانی) با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟

  ......در ادامه مطلب

 

این روایت با سند‌هاى متعدد و صحیح در منابع اهل سنت نقل شده است.


اسناد روایت:

پیش از آوردن تک تک سند‌هاى این روایت، بهتر است کلام البانى وهابى را در باره این روایت براى شما نقل کنیم که تقریبا تمام سند‌هاى این روایت را آورده است. وى در کتاب السلسلة الصحیحة مى‌نویسد:

2295 - " من آذى علیا فقد آذانی ".

روی عن جمع من الصحابة:

الأول: عن عمرو بن شاس. رواه البخاری فی " التاریخ " (3 / 2 / 307) والفسوی فی " المعرفة " (1 / 329 - 330) و أحمد (3 / 483) و ابن حبان (2202) و الحاکم (3 / 122) و صححه، و وافقه الذهبی (!) و ابن عساکر (12 / 109/ 2) عن محمد بن إسحاق حدثنی أبان بن صالح حدثنی الفضل بن معقل عن عبد الله بننیار الأسلمی عنه.

ثم روى ابن عساکر من طریق موسى بن عمیر عن عقیل بن نجدة بن هبیرة عن عمرو بن شاس به. قلت: فی الطریق الأولى الفضل بن معقل - و هو ابن سنان الأشجعی - ذکره ابن أبی حاتم (3 / 2 / 67) من روایة أبان هذا فقط، و لم یذکر فیه جرحا و لا تعدیلا. و فی الطریق الأخرى عقیل بن نجدة، لم أجد من ذکره. و موسى بن عمیر، إن کان القرشی الأعمى فهو متروک، و إن کان التمیمی العنبری فهو ثقة.

الثانی: عن سعد بن أبی وقاص رواه الهیثم بن کلیب فی " المسند " (15 / 2) و أبو یعلى (رقم 770) و البزار (2562) و القطیعی فی زیادته على " فضائل الصحابة " (1078)، و ابن عساکر عن قنان النهمی حدثنا مصعب بن سعد عن أبیه مرفوعا به. قلت: و هذا إسناد حسن، قنان هو ابن عبد الله النهمی، وثقه ابن معین و ابن حبان، و قال النسائی: " لیس بالقوی".

الثالث: جابر بن عبد الله: رواه ابن عساکر، و کذا السهمی فی " تاریخ جرجان " (325) عن إسماعیل بن بهرام الکوفی حدثنی محمد بن جعفر عن أبیه عن جده عن جابر مرفوعا بمعناه.

قلت: إسماعیل هذا صدوق، توفی سنة (241) من شیوخ ابن ماجة. لکن محمدا هذا - و هو ابن جعفر الصادق - تکلم فیه.

و بالجملة، فالحدیث صحیح بمجموع هذه الطرق.

هر کس على را اذیت کند، مرا اذیت کرده است: این روایت،‌ از گروهى از صحابه نقل شده است. اول: از عمرو بن شاس که بخارى در تاریخ، فسوى در المعرفة، احمد، ابن حبان و حاکم آن را نقل و سپس تصحیح کرده است. ذهبى نیز با نظر حاکم موافقت نموده. و ابن عساکر از...

دوم: از سعد بن أبى وقاص نقل شده است که آن را هیثم بن کلیب در مسند خود،‌ ابویعلى، بزار وقطیعى در، ابن عساکر و...  نقل کرده‌اند که مى‌گویم: سند این روایت «حسن» است. چون در سند آن قنان بن عبد الله است که یحیى بن معین و ابن حبان او را توثیق کرده‌اند؛ ولى نسائى گفته که او قوى نیست.

سوم: از جابر بن عبد الله. این روایت را ابن عساکر و سهمى در تاریخ جرجان از اسماعیل بن بهرام نقل کرده‌اند.

من مى‌گویم: اسماعیل راستگو و از اساتید ابن ماجه است؛‌ ولى به محمد بن جعفر ایراد گرفته شده است.

در نتیجه: این روایت با جمع کردن این طرق، صحیح است.

ألبانی، محمد ناصر (متوفاى1420هـ)، السلسلة الصحیحة، ج5، ص373ـ374، ناشر: مکتبة المعارف للنشر والتوزیع ـ الریاض

سند اول: عمرو بن شاس الأسلمی

حَدَّثَنَا مَالِکُ بْنُ إسْمَاعِیلَ، قَالَ: حَدَّثَنَا مِسْعَرُ بْنُ سَعْدٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِسْحَاقَ، عَنِ الْفَضْلِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَعْقِلٍ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ نِیَارٍ الْأَسْلَمِیِّ، عَنْ عَمْرِو بْنِ شَاسٍ، قَالَ: قَالَ لِی رَسُولُ اللَّهِ (ص): " قَدْ آذَیْتَنِی "، قَالَ: قُلْتُ: یَا رَسُولَ اللَّهِ، مَا أُحِبُّ أَنْ أُوذِیَکَ، قَالَ:

مَنْ آذَى عَلِیًّا فَقَدْ آذَانِی.

عمرو بن شاس مى‌گوید: رسول خدا صلى الله علیه وآله به من فرمود: به درستى که تو مرا اذیت کرده‌ای! گفتم: اى پیامبر خدا ! من دوست ندارم شما را اذیت کنم. آن حضرت فرمود:

هر کس على را اذیت کند، به راستى که مرا اذیت کرده است.

إبن أبی شیبة الکوفی، ابوبکر عبد الله بن محمد (متوفاى235 هـ)، الکتاب المصنف فی الأحادیث والآثار، ج 6   ص 371، ح32108، تحقیق: کمال یوسف الحوت، ناشر: مکتبة الرشد - الریاض، الطبعة: الأولى، 1409هـ.

البخاری الجعفی،  ابوعبدالله محمد بن إسماعیل (متوفاى256هـ)، التاریخ الکبیر، ج 6   ص 306، ح2482، تحقیق: السید هاشم الندوی، ناشر: دار الفکر.

الرویانی، أبو بکر محمد بن هارون (متوفاى307هـ)، مسند الرویانی، ج 2   ص 451، تحقیق: أیمن علی أبو یمانی، ناشر: مؤسسة قرطبة - القاهرة، الطبعة: الأولى، 1416هـ.

الطبری، أبو جعفر محمد بن جریر بن یزید بن کثیر بن غالب (متوفاى310)، المنتخب من ذیل المذیل، ج 1   ص 78، طبق برنامه الجامع الکبیر.

أبو الحسین عبد الباقی بن قانع (متوفاى351هـ)، معجم الصحابة، ج 2   ص 201، تحقیق: صلاح بن سالم المصراتی، ناشر: مکتبة الغرباء الأثریة - المدینة المنورة ، الطبعة: الأولى، 1418هـ.

التمیمی البستی، محمد بن حبان بن أحمد ابوحاتم (متوفاى354 هـ)، صحیح ابن حبان بترتیب ابن بلبان، ج 15   ص 365، ح6923، تحقیق: شعیب الأرنؤوط، ناشر:مؤسسة الرسالة - بیروت، الطبعة: الثانیة، 1414هـ ـ 1993م.

ابن عبد البر النمری القرطبی المالکی، ابوعمر یوسف بن عبد الله بن عبد البر (متوفاى 463هـ)، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ج 3   ص 1183،تحقیق: علی محمد البجاوی، ناشر: دار الجیل - بیروت، الطبعة: الأولى، 1412هـ.

همین روایت را تعداد دیگرى از علماى اهل سنت به صورت مفصل‌تر نقل کرده‌اند:

نا یَعْقُوبُ، نا أَبِی، نا مُحَمَّدُ بْنُ إِسْحَاقَ، عَنْ أَبَانَ بْنِ صَالِحٍ، عَنِ الْفَضْلِ بْنِ مَعْقِلِ بْنِ سِنَانٍ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ نِیَارٍ الأَسْلَمِیِّ، عَنْ عَمْرِو بْنِ شَاسٍ الأَسْلَمِیِّ، قَالَ: وَکَانَ مِنْ أَصْحَابِ الْحُدَیْبِیَةِ، قَالَ: خَرَجْتُ مَعَ عَلِیٍّ إِلَى الْیَمَنِ، فَجَفَانِی فِی سَفَرِی ذَلِکَ، حَتَّى وَجَدْتُ عَلَیْهِ فِی نَفْسِی، فَلَمَّا قَدِمْتُ أَظْهَرْتُ شِکَایَةً فِی الْمَسْجِدِ، حَتَّى بَلَغَ ذَلِکَ رَسُولَ اللَّهِ (ص) فَدَخَلْتُ الْمَسْجِدَ ذَاتَ غَدَاةٍ وَرَسُولُ اللَّهِ (ص) فِی نَاسٍ مِنْ أَصْحَابِهِ، فَلَمَّا رَآنِی أَحَدَّنِی عَیْنَیْهِ، یَقُولُ: حَدَّدَ إِلَیَّ النَّظَرَ، حَتَّى إِذَا جَلَسْتُ، قَالَ: " یَا عَمْرُو، أَمَا وَاللَّهِ لَقَدْ آذَیْتَنِی "، قُلْتُ: أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أُؤْذِیَکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ، قَالَ: «بَلَى، مَنْ آذَى عَلِیًّا فَقَدْ آذَانِی».

عبد الله بن نیار اسلمى از عمرو بن شاس اسلمى که از اصحاب حدیبیّه است، نقل کرده است که گفت: که در سفرى که همراه على علیه السّلام به یمن رفته بودم، احساس کردم که مرا مورد جفا قرار داده است. نسبت به ایشان در دل خود کدورتى یافتم. هنگامى که به مدینه بازگشتم، از چگونگى برخورد على علیه السّلام با خودم، به اهل مسجد شکایت مى‏کردم تا این که این شکایت به گوش رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله رسید.

یک روز صبح که به مسجد وارد شدم. اصحاب گرداگرد رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله را فرا گرفته بودند، در این هنگام چشم پیامبر صلّى اللّه علیه و آله به من افتاد، فرمود: اى عمرو! به من نگاه کن! همچنان به آن حضرت چشم دوخته بودم تا در محل خود قرار گرفتم. آنگاه فرمود: اى عمرو! به خدا سوگند! مرا آزرده‏اى. گفتم: پناه مى‏برم به خداى تعالى از اینکه مرتکب کارى بشوم که موجبات آزار شما را فراهم آورد.

فرمود: آرى، کسى که على علیه السّلام را آزرده خاطر و ناراحت سازد، مرا آزرده است.

الشیبانی،  ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفاى241هـ)، فضائل الصحابة، ج 2   ص 579، ح981، تحقیق د. وصی الله محمد عباس، ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1403هـ – 1983م.

همو: مسند أحمد بن حنبل  ج 3   ص 483، ح16002، ناشر: مؤسسة قرطبة – مصر.

الفسوی، أبو یوسف یعقوب بن سفیان (متوفاى277هـ)، المعرفة والتاریخ، ج 1   ص 153، تحقیق: خلیل المنصور، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1419هـ- 1999م.

الأصبهانی، ابو نعیم أحمد بن عبد الله (متوفاى430هـ)، معرفة الصحابة، ج 4   ص 1996، ح5013، طبق برنامه الجامع الکبیر.

البیهقی، أبی بکر أحمد بن الحسین بن علی (متوفاى458هـ)، دلائل النبوة، ج 5   ص 394، طبق برنامه الجامع الکبیر.

ابن أثیر الجزری، عز الدین بن الأثیر أبی الحسن علی بن محمد (متوفاى630هـ)، أسد الغابة فی معرفة الصحابة، ج 4   ص 255، تحقیق عادل أحمد الرفاعی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت / لبنان، الطبعة: الأولى، 1417 هـ - 1996 م.

ابن کثیر الدمشقی،  ابوالفداء إسماعیل بن عمر القرشی (متوفاى774هـ)، البدایة والنهایة، ج 5   ص 105، ناشر: مکتبة المعارف – بیروت.

حاکم نیشابورى همین روایت را نقل و سپس در باره آن مى‌گوید:

هَذَا حَدِیثٌ صَحِیحُ الإِسْنَادِ وَلَمْ یُخَرِّجَاهُ

الحاکم النیسابوری،  ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاى 405 هـ)، المستدرک علی الصحیحین، ج 3   ص 131، ح4619، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت الطبعة: الأولى، 1411هـ - 1990م.

شمس الدین ذهبى نیز در تلخیص المستدرک بعد از نقل این روایت مى‌گوید:

صحیح.

المستدرک علی الصحیحین و بذیله التلخیص للحافظ الذهبی، ج3، ص122، طبعة مزیدة بفهرس الأحادیث الشریفة، دارالمعرفة، بیروت،1342هـ.

و هیثمى نیز  در باره این روایت مى‌گوید:

رواه أحمد والطبرانی باختصار والبزار أخصر منه ورجال أحمد ثقات.

الهیثمی، ابوالحسن نور الدین علی بن أبی بکر (متوفاى 807 هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج 9   ص 129، ناشر: دار الریان للتراث/‏ دار الکتاب العربی - القاهرة، بیروت – 1407هـ.

با این تصریحاتى که از بزرگان اهل سنت در تأیید صحت این روایت نقل شد، نیازى به بررسى تک تک روات آن نیست.

سند دوم: سعد بن أبی وقاص

این روایت به صورت دیگر از سعد بن أبى وقاص نیز با سند‌هاى متعدد نقل شده است:

حدثنا إبراهیم بن عبد الله قثنا سلیمان بن أحمد قال نا مروان بن معاویة نا قنان بن عبد الله سمعت مصعب بن سعد یحدث عن أبیه قال قال رسول الله صلى الله علیه وسلم من آذى علیا فقد آذانی.

مصعب بن سعد از پدرش نقل کرده است که رسول خدا صلى الله علیه وآله فرمود:

هر کس على را اذیت کند، به راستى که مرا اذیت کرده است.

الشیبانی،  ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفاى241هـ)، فضائل الصحابة، ج 2   ص 633، ح1078، تحقیق د. وصی الله محمد عباس، ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1403هـ – 1983م.

البزار، ابوبکر أحمد بن عمرو بن عبد الخالق (متوفاى292 هـ)، البحر الزخار (مسند البزار)، ج 3   ص 366، ح1166، تحقیق: د. محفوظ الرحمن زین الله، ناشر: مؤسسة علوم القرآن، مکتبة العلوم والحکم - بیروت، المدینة الطبعة: الأولى، 1409 هـ.

الشاشی، ابوسعید الهیثم بن کلیب (متوفاى 335هـ)، مسند الشاشی، ج 1   ص 134، تحقیق: د. محفوظ الرحمن زین الله، ناشر:مکتبة العلوم والحکم - المدینة المنورة، الطبعة: الأولى، 1410هـ.

حارث بن أبى أسامة همین روایت را به صورت دیگر نقل کرده است:

983ـ حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ زِیَادٍ حَدَّثَنَا مَرْوَانُ بْنُ مُعَاوِیَةَ الْفَزَارِیُّ عَنْ قَنَانِ بْنِ عَبْدِ اللهِ عَنْ زِرِّ بْنِ حُبَیْشٍ عَنْ سَعْدٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله علیه وسلم مَا لِی وَلَکُمْ مَنْ آذَى عَلِیًّا فَقَدْ آذَانِی.

از سعد نقل شده است که رسول خدا صلى الله علیه وآله فرمود: مرا با شما چه کار ! هر کس على را اذیت کند، به راستى که مرا اذیت کرده است.

الحارث بن أبی أسامة (متوفاى282هـ) / الهیثمی، ابوالحسن نور الدین علی بن أبی بکر (متوفاى 807 هـ)، بغیة الباحث عن زوائد مسند الحارث، ج 2  ص 904، تحقیق: د. حسین أحمد صالح الباکری، ناشر: مرکز خدمة السنة والسیرة النبویة - المدینة المنورة، الطبعة: الأولى، 1413هـ – 1992م

بیهقى را آن با تعبیر « ما لکم ولعلى، من آذى علیاً فقد آذانی» نقل کرده است:

البیهقی، إبراهیم بن محمد (متوفاى بعد 320هـ)، المحاسن والمساوئ، ج 1   ص 37، تحقیق: عدنان علی، ناشر: دار الکتب العلمیة  - بیروت/ لبنان، الطبعة: الأولى، 1420هـ - 1999م

ابو یعلى موصلى در مسند خود و ضیاء الدین مقدسى در الأحادیث المختارة نقل کرده‌اند:

(758)- [770] حَدَّثَنَا مَحْمُودُ بْنُ خِدَاشٍ، حَدَّثَنَا مَرْوَانُ بْنُ مُعَاوِیَةَ، حَدَّثَنَا قَنَانُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ النَّهْمِیُّ، حَدَّثَنَا مُصْعَبُ بْنُ سَعْدِ بْنِ أَبِی وَقَّاصٍ، عَنْ أَبِیهِ، قَالَ: کُنْتُ جَالِسًا فِی الْمَسْجِدِ أَنَا، وَرَجُلانِ، مَعِی، فَنِلْنَا مِنْ عَلَیٍّ، فَأَقْبَلَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) غَضْبَانَ، یُعْرَفُ فِی وَجْهِهِ الْغَضَبُ، فَتَعَوَّذْتُ بِاللَّهِ مِنْ غَضَبِهِ، فَقَالَ: " مَا لَکُمْ وَمَا لِی؟ مَنْ آذَى عَلِیًّا فَقَدْ آذَانِی "، الْحَدِیثَ.

از مصعب بن سعد بن أبى وقاص از پدرش نقل شده است که در مسجد نشسته بودم، دو نفر دیگر نیز همراه من بودند؛ پس از على علیه السلام بدگویى کردیم؛ رسول خدا صلى الله علیه وآله آمد؛ در حالى که خشمگین بود و غضب از چهره‌اش هویدا بود. از خشم آن حضرت به خداوند پناه بردم. آن حضرت فرمود: مرا با شما چکار ؟! هر کس على را اذیت کند، به درستى که مرا اذیت کرده است.

أبو یعلی الموصلی التمیمی، أحمد بن علی بن المثنی (متوفاى307 هـ)، مسند أبی یعلی، ج 2   ص 109، ح770،  تحقیق: حسین سلیم أسد، ناشر: دار المأمون للتراث - دمشق، الطبعة: الأولى، 1404 هـ – 1984م.

المقدسی الحنبلی، ابوعبد الله محمد بن عبد الواحد بن أحمد (متوفاى643هـ)، الأحادیث المختارة، ج 3   ص 267، تحقیق عبد الملک بن عبد الله بن دهیش، ناشر: مکتبة النهضة الحدیثة - مکة المکرمة، الطبعة: الأولى، 1410هـ.

هیثمى بعد از نقل این روایت مى‌گوید:

رواه أبو یعلى والبزار باختصار ورجال أبی یعلى رجال الصحیح غیر محمود بن خداش وقنان وهما ثقتان.

این روایت را ابویعلى و بزار به صورت مختصر نقل کرده است، تمام راویان ابویعلى، راویان صحیح بخارى هستند؛ غیر از محمد بن خداش و قنان که این دو نیز ثقه هستند.

الهیثمی، ابوالحسن نور الدین علی بن أبی بکر (متوفاى 807 هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج 9   ص 129، ناشر: دار الریان للتراث/‏ دار الکتاب العربی - القاهرة، بیروت – 1407هـ.

سند این روایت اشکالى ندارد؛ غیر از این که نسائى در باره «قنان بن عبد الله» گفته که او قوى نیست؛ اما از آن طرف تعداد زیادى از علماى اهل سنت او را توثیق کرده‌اند؛ اگر از سخت‌گیرى و تشدد نسائى در توثیق روات بگذریم و سخن او را بپذیریم، بازهم اشکالى به روایت وارد نمى‌شود؛ چون حد اکثر این راوى «مختلف فیه» و سند روایت «حسن» مى‌شود.

سند سوم: جابر بن عبد الله انصاری

(537). حَدَّثَنَا الْقَاضِی أَبُو نعیم عَبْد الْمَلِک بْن أَحْمَدَ النعیمی، فِی داره بِإسْتَرَابَاذَ، حَدَّثَنَا أَبُو زُرْعَةَ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْقَاضِی، بِجُرْجَانَ، أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْفَضْلِ بْنُ حَاتِمٍ، حَدَّثَنَا إِسْمَاعِیلُ بْنُ بَهْرَامَ الْکُوفِیُّ، حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ جَدِّهِ، عَنْ جَابِرٍ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) لِعَلِیٍّ: " مِنْ آَذَاکَ فَقَدْ آَذَانِی، وَمَنْ آَذَانِی فَقَدْ آَذَى اللَّهَ "

از جابر نقل شده است که رسول خدا صلى الله علیه وآله خطاب به على علیه السلام فرمود:

هر کس تو را اذیت کند، به راستى که مرا اذیت کرده است، هر کس مرا اذیت کند، خداوند را اذیت کرده است.

الجرجانی، حمزة بن یوسف أبو القاسم (متوفاى345هـ)، تاریخ جرجان، ج 1   ص 367، تحقیق: د. محمد عبد المعید خان، ناشر: عالم الکتب - بیروت ، الطبعة: الثالثة، 1401هـ ـ 1981م.

ابن عساکر الدمشقی الشافعی، أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله (متوفاى571هـ)، تاریخ مدینة دمشق وذکر فضلها وتسمیة من حلها من الأماثل، ج 42   ص 204، تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامة العمری، ناشر: دار الفکر - بیروت - 1995.

همان‌طور که البانى گفته بود، تنها اشکال در سند این روایت، محمد بن جعفر بن محمد، فرزند امام صادق علیه السلام است که برخى به او اشکال گرفته‌اند.

محمد بن اسماعیل بخارى در تاریخ کبیر مى‌گوید:

محمد بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی الهاشمی المدنی قال لی إبراهیم بن المنذر کان إسحاق أخوه أوثق منه وأقدم سنا

البخاری الجعفی،  ابوعبدالله محمد بن إسماعیل (متوفاى256هـ)، التاریخ الکبیر، ج1 ص57، رقم: 117، تحقیق: السید هاشم الندوی، ناشر: دار الفکر.

از این جمله بخارى استفاده مى‌شود که خود نیز موثق بوده است؛ اما برادر او موثق‌تر است، همین اندازه براى مقبولیت روایت او کفایت مى‌کند.

از این گذشته، برخى از علماى سنى او را توثیق نیز کرده‌اند ؛ از جمله ابوالقاسم جرجانى در باره او گفته:

وکان من الثقات.

الجرجانی، حمزة بن یوسف أبو القاسم (متوفاى345هـ)، تاریخ جرجان، ج 1   ص 360، تحقیق: د. محمد عبد المعید خان، ناشر: عالم الکتب - بیروت ، الطبعة: الثالثة، 1401هـ ـ 1981م.

و خطیب بغدادى در شرح حال او مى‌نویسد:

کان محمد بن جعفر شجاعا عاقلا فاضلا وکان یصوم یوما ویفطر یوما.

البغدادی، ابوبکر أحمد بن علی بن ثابت الخطیب (متوفاى463هـ)، تاریخ بغداد، ج2 ص113، رقم: 508، ناشر: دار الکتب العلمیة – بیروت.

با این توضیحات، در وثاقت این شخص نباید تردید کرد و لا اقل روایت او «حسن» خواهد بود.

سند چهارم: عمر بن الخطاب

همین روایت با سند دیگر از عمر بن خطاب نیز نقل شده است. رافعى قزوینى در کتاب التدوین مى‌نویسد:

(1295)-. حَدَّثَ الشَّیْخُ أَبُو مَنْصُورٍ نَاصِرُ بْنُ أَحْمَد بْنِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى بْنِ حَرْبُوَیْهِ، ثنا أَبُو الْقَاسِمِ عَلِیُّ بْنُ عُمَرَ الصَّیْدَنَانِیُّ، ثنا أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْحَضْرَمِیُّ، ثنا إبراهیم بْنُ عِیسَى، ثنا یَحْیَى بْنُ مُعَسَّلِیٍّ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُوسَى، عَنْ أَبِی الزُّبَیْرِ، عَنْ جَابِرٍ، عَنْ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ، قَالَ: کُنْتُ أَجْفُو عَلِیًّا رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ، فَلَقِیَنِی النَّبِیُّ (ص) فَقَالَ: آذَیْتَنِی یَا عُمَرُ. فَقُلْتُ: بَإِیشْ یَا رَسُولَ اللَّهِ، قَالَ: تَجْفُو عَلِیًّا، مَنْ آذَى عَلِیًّا فَقَدْ آذَانِی، قُلْتُ: وَاللَّهِ لا أَجْفُو عَلِیًّا أَبَدًا.

جابر از عمر بن خطاب نقل کرده است که گفت: من به على علیه السلام ستم مى‌کردم؛ پس رسول خدا صلى الله علیه وآله مرا دید و گفت: اى عمر ! مرا اذیت کردى ! گفتم: با چه چیزى اى رسول خدا ! فرمود: تو به على ستم کردى، هر کس على را اذیت کند،  به درستى که مرا اذیت کرده است. گفتم: به خدا سوگند هیچگاه بر على ستم  نخواهم کرد.

الرافعی القزوینی، عبد الکریم بن محمد (متوفاى 623 هـ)، التدوین فی أخبار قزوین، ج 3   ص 390، تحقیق: عزیز الله العطاری، ناشر:دار الکتب العلمیة - بیروت - 1987م.

هرچند اشکالاتى در سند این روایت وجود دارد؛ ولى مى‌توان به عنوان مؤید از آن استفاده کرد.

سند پنجم: محمد حنفیة

محمد بن حنفیه، نیز همین روایت را به صورت مرسل از رسول خدا صلى الله علیه وآله نقل کرده است. بلاذرى در انساب الأشراف مى‌نویسد:

المدائنی عن یونس بن أرقم، عن یزید بن أبی زیاد، عن سالم بن أبی الجعد: عن ابن الحنفیة قال: قال رسول الله صلى الله علیه وسلم: " من آذى علیاً فقد أذانی ".

از محمد حنفیه نقل شده است که رسول خدا (ص) فرمود: هر کس على را اذیت کند،‌ به راستى که مرا اذیت کرده است.

البلاذری، أحمد بن یحیی بن جابر (متوفاى279هـ)، أنساب الأشراف، ج 1   ص 287، طبق برنامه الجامع الکبیر.

علاوه بر ارسال روایت، یزید بن أبى زیاد نیز در سند این روایت وجود دارد که توسط علماى اهل سنت تضعیف شده است.

نتیجه:

این روایت با سند‌هاى متعدد نقل شده و در مجموع نمى‌توان در صحت این روایت تردید کرد.

طبق این روایت، هر کس امیرمؤمنان علیه السلام را اذیت کند، رسول خدا صلى الله علیه وآله را اذیت کرده است و هر کس رسول خدا را اذیت کند، قطعا شامل این آیه مبارکه مى‌شود که خداوند مى‌فرماید:

إِنَّ الَّذینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهینا. الأحزاب/57.

آنها که خدا و پیامبرش را آزار مى‏دهند، خداوند آنان را از رحمت خود در دنیا و آخرت دور ساخته، و براى آنها عذاب خوارکننده‏اى آماده کرده است.

و باز در آیه دیگر مى‌فرماید:

وَ الَّذینَ یُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ أَلیم‏. التوبه/61.

و آنها که رسول خدا را آزار مى‏دهند، عذاب دردناکى دارند!

بنابراین تکلیف کسانى که حق امیرمؤمنان علیه السلام را غصب کردند، به خانه آن حضرت هجوم آوردند و... همچنین تکلیف کسانى که در جنگ‌هاى جمل، صفین و نهروان با آن حضرت جنگیده‌اند، مشخص مى‌شود.

 

موفق باشید

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقیقاتى حضرت ولى عصر (عج)

 




:: برچسب‌ها: حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله, امیر المومنین حضرت علی (ع), حاکم نیشابورى, البانی

نویسنده : میلاد اسماعیل پور seratemostaghim10@gmail.com
تاریخ : ۱۳٩۱/۸/۱۳
 

 

امارگیر حرفه ای سایت

سایت خدماتی نایت اسکین - امارگیر سایت