مسموم کردن امام حسن علیه السلام به دستور معاویه بود

قبل از ورود به اصل بحث و آوردن مدارک مطلب فوق، لازم است که به صورت مختصر در باره جایگاه و مقام امام مجتبى علیه السلام و نیز حکم دشمنى با آن حضرت را از دیدگاه رسول خدا بیان کنیم.

امام حسن (ع)‌ محبوب خدا و رسول خدا (ص)

امام مجتبى علیه السلام سبط اکبر رسول خدا صلى الله علیه وآله، مقام و منزلت عظیمى در نزد پیام‌آور خدا داشت؛ به طورى که آن حضرت نوه عزیزش را بر دوش مى‌گرفت و مى‌فرمود: خدایا من او را دوست دارم، تو نیز او را دوست داشته باش.

بخارى و مسلم در صحیحشان مى‌نویسد:

اخبرنی عَدِیٌّ قال سمعت الْبَرَاءَ رضی الله عنه قال رأیت النبی صلى الله علیه وسلم وَالْحَسَنُ بن عَلِیٍّ على عَاتِقِهِ یقول اللهم إنی أُحِبُّهُ فَأَحِبَّهُ.

براء مى‌گوید: رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را دیدم در حالى که حسن بن على (علیهما السلام) روى دوشش بود و مى‌فرمود: خدایا من او را دوست دارم، پس تو نیز او را دوست داشته باش.

البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل ابوعبدالله (متوفای256هـ)، صحیح البخاری، ج3، ص1370، ح3539، کتاب فضائل الصحابة، بَاب مَنَاقِبِ الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ رضی الله عنهما، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 – 1987؛

النیسابوری، مسلم بن الحجاج ابوالحسین القشیری (متوفای261هـ)، صحیح مسلم، ج4، ص1883، ح2422، کِتَاب فَضَائِلِ الصَّحَابَةِ، بَاب فَضَائِلِ الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ رضی الله عنهما،  تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت.

روایات مشابهى از اسامة بن زید و ابوهریره نیز در همان ابواب بخارى و مسلم نقل شده است.

دشمنی با امام حسن، دشمنی با خدا و رسول خدا (ص)!

از طرف دیگر اهل سنت با سند صحیح نقل کرده‌اند که دشمنی با امام مجتبى علیه السلام، دشمنی با رسول خدا صلى الله علیه وآله است. ابن حبان در صحیح خود مى‌نویسد:

حَدَّثَنَا مَالِکُ بْنُ إِِسْمَاعِیلَ عَنْ أَسْبَاطِ بْنِ نَصْرٍ عَنِ السُّدِّیِّ عَنْ صُبَیْحٍ مَوْلَى أُمِّ سَلَمَةَ عَنْ زَیْدِ بْنِ أَرْقَمَ أَنّ النَّبِیَّ صلى الله علیه وسلم قَالَ لِفَاطِمَةَ وَالْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ أَنَا حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَکُمْ وسلم لِمَنْ سَالَمَکُمْ.

از زید بن أرقم نقل شده است که رسول خدا خطاب به فاطمه، حسن و حسین فرمود: من با کسى دشمنی مى‏کنم که با شما دشمنی کند و با کسى سازش مى‏کنم که با شما سازش کند.

التمیمی البستی، محمد بن حبان بن أحمد ابوحاتم (متوفای354 هـ)، صحیح ابن حبان بترتیب ابن بلبان، ج15، ص434، تحقیق: شعیب الأرنؤوط، ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت، الطبعة: الثانیة، 1414هـ ـ 1993م.

حاکم نیشابورى نیز در المستدرک مى‌نویسد:

أخبرنا أحمد بن جعفر القطیعی ثنا عبد الله بن أحمد بن حنبل حدثنی أبی ثنا تلید بن سلیمان ثنا أبو الجحاف عن أبی حازم عن أبی هریرة رضی الله عنه قال نظر النبی صلى الله علیه وسلم إلى علی وفاطمة والحسن والحسین فقال أنا حرب لمن حاربکم وسلم لمن سالمکم هذا حدیث حسن من حدیث أبی عبد الله أحمد بن حنبل عن تلید بن سلیمان فإنی لم أجد له روایة غیرها وله شاهد عن زید بن أرقم.

از ابوهریره نقل شده است که رسول خدا به على، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام نگاه کرد و فرمود: من با کسى دشمنی می‌کنم که با شما دشمنی کند  و با کسى سازش مى‏کنم که با شما سازش کند.

الحاکم النیسابوری، محمد بن عبدالله ابوعبدالله (متوفای 405 هـ)، المستدرک علی الصحیحین، ج3، ص161، ح4713، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت الطبعة: الأولى، 1411هـ - 1990م.

و شمس الدین ذهبى در سیر أعلام النبلاء مى‌نویسد:

أحمد بن حنبل حدثنا تلید بن سلیمان حدثنا أبو الجحاف عن أبی حازم عن أبی هریرة نظر النبی (ص) إلى علی وفاطمة والحسن والحسین فقال: أنا حرب لمن حاربکم سلم لمن سالمکم.

 رواه الحاکم فی المستدرک وفیه من طریق أبان بن تغلب عن أبی بشر عن أبی نضرة عن أبی سعید قال رسول الله صلى الله علیه وسلم لا یبغضنا أهل البیت أحد إلا أدخله الله النار.

احمد بن حنبل به سند خود از ابوهریره نقل کرده است که رسول خدا (ص) به على، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام نگاه کرد و فرمود: من با کسى دشمنی می‌کنم که با شما دشمنی کند و با کسى سازش مى‏کنم که با شما سازش کند.

این روایت را حاکم در مستدرک خود نقل کرده و در این کتاب حاکم از طریق أبان بن تغلب از أبى بشر... نقل شده است که رسول خدا فرمود: کسى با ما اهل بیت علیهم السلام دشمنى نمى‌کند؛ مگر این که خداوند او را داخل آتش جهنم خواهد کرد.

الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفای 748 هـ)، سیر أعلام النبلاء، ج2، ص123، تحقیق: شعیب الأرناؤوط، محمد نعیم العرقسوسی، ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.

پس طبق روایات، دشمنى و جنگ با اهل بیت علیهم السلام که امام مجتبى علیه السلام نیز به تصریح روایات اهل سنت، قطعاً جزء آن‌ها است، جنگ و دشمنى با رسول خدا صلى الله علیه وآله است.

بعد از این مقدمه کوتاه به سراغ مدارکى مى‌رویم که ثابت مى‌کند قاتل اصلى امام مجتبى علیه السلام، معاویة بن أبى سفیان بوده و او بود که براى جعده سمّ فرستاد و او را با وعده ازدواج با یزید تحریک کرد تا فرزند رسول خدا صلى الله علیه وآله را مسموم نماید.

فرستادن سم توسط معاویه در منابع اهل سنت:

متاسفانه، علمای اهل سنت، به خاطر حفظ آبروی خلفا، از نقل بسیاری از جنایات آنها احتراز کرده‌اند و یا در صورت نقل مطلب در کتابی، دست به تحریف آن زده‌اند! یکی از مواردی که مورد تحریف علمای اهل سنت قرار گرفته است، ماجرای مسموم شدن امام حسن مجتبی علیه السلام، به دستور معاویه است!

دستکاری حقائق، توسط دست‌های پاک!

به اقرار علمای اهل سنت، ابن سعد در الطبقات الکبری و طبری در تاریخ خویش مسموم شدن امام حسن مجتبی به دستور معاویه را نقل کرده‌اند، اما دست‌های امانت‌دار، این مطلب را از این دو کتاب حذف کرده‌اند!

نقل از الطبقات الکبری ابن سعد:

سبط ابن جوزی حنفی در باب سبب وفات امام مجتبی علیه السلام، بعد از ذکر گروهی از علمای اهل سنت که اعتقاد به دستور معاویه برای مسمومیت حسن بن علی علیهما السلام داشتند، می‌نویسد:

قال علماء السیر: منهم ابن عبد البر سمته زوجته جعدة بنت الأشعث بن قیس الکندی.

وقال السدی: دس الیها یزید بن معاویة أن سمی الحسن وأتزوجک فسمته فلما مات ارسلت الی یزید تسأله الوفاء بالوعد فقال أنا والله ما ارضاک للحسن افنرضاک لأنفسنا.

وقال الشعبی: إنما دس الیها معاویة فقال سمی الحسن وأزوجک یزید وأعطیک مائة الف درهم فلما مات الحسن بعث الی معاویة تطلب انجاز الوعده فبعث الیها بالمال وقال: إنی احب یزید وأرجو حیاته لولا ذلک لزوجتک ایاه.

وقال الشعبی: ومصداق هذا القول أن الحسن کان یقول عند موته وقد بلغه ما صنع معاویة لقد عملت شربته وبلغ امنیته والله لا یفی بما وعد ولا یصدق فیما یقول.

وقد حکی جدی فی کتاب الصفوة قال: ذکر یعقوب بن سفیان فی تاریخ أن جعدة التی سمته وقال الشاعر فی ذلک:

تغر فکم لک من سلوة             تفرح عنک غلیل الحزن

بموت النبی وقتل الوصی         وقتل الحسین وسم الحسن

وقال ابن سعد فی الطبقات: سمه معاویة مرارا لأنه کان یقدم علیه الشام هو وأخوه الحسین (ع).

علما تاریخ و از جمله ابن عبد البر گفته‌اند: جعده دختر اشعث بن قیس همسر امام مجتبی علیه السلام آن حضرت را مسموم کرد.

سدی گفته: یزید معاویه مخفیانه به او پیام داد که اگر حسن را مسموم کنی، من با تو ازدواج خواهم کرد، پس جعده مسموش کرد، وقتی امام  حسن از دنیا رفت، جعده کسی را پیش یزید فرستاد تا به وعده‌اش وفا کند، یزید در جواب گفت: سوگند به خدا ما از کاری که با حسن کردی راضی نبودیم؛ آیا در حق خودمان به آن رضایت خواهیم داد؟

شعبی گفته: معاویه مخفیانه به او پیام داد و گفت: حسن را مسموم کن تا تو را به ازدواج یزید درآورده و صد هزار درهم به تو بدهم. وقتی حسن از دنیا رفت، کسی را پیش معاویه فرستاد تا از او درخواست کند که به وعده‌اش وفا نماید، معاویه مال را برای او فرستاد و گفت: من یزید را دوست دارم و امید به زنده بودن او دارم، اگر این مسأله نبود، من تو را به ازدواج او درمی‌آوردم.

شعبی گفته: دلیل این سخن این است که امام حسن علیه السلام در هنگام مرگ خودش در حالی که از کار معاویه با خبر شده بود می‌گفت: تو شربت او را ساختی و او به آرزویش رسید، سوگند به خدا که او به وعده‌ای که داده است، وفا نخواهد کرد و به آن چه گفته عمل نخواهد کرد.

جدم (ابن جوزی حنبلی) در کتاب الصفوة گفته: یعقوب بن سفیان در تاریخش گفته: جعده همان کسی است که امام حسن را مسموم کرد و شاعر در این باره گفته:

(ای دنیا) فریب می‌دهی! چه مقدار شیرینی (که می‌توانی همه مردم را فریب بدهی)!

با وجود فشار اندوه، اما باز مردم را به خود شاد می‌کنی!

اندوهی که به خاطر وفات رسول خدا و وصی او و شهادت حسین و مسمومیت حسن بود!

و ابن سعد در طبقاتش گفته: معاویه چندین بار امام حسن علیه السلام را مسموم کرد؛ زیرا او و برادرش حسین به شام می‌آمدند.

سبط بن الجوزی الحنفی، شمس الدین أبوالمظفر یوسف بن فرغلی بن عبد الله البغدادی (متوفای654هـ)، تذکرة الخواص، ص191ـ 192، ناشر: مؤسسة أهل البیت ـ بیروت، 1401هـ ـ 1981م.

ترجمه سبط بن جوزی:

از آن جائی که ممکن است برخی اشکال کنند و به گفته ابن جوزی اطمینان نکنند و یا ممکن است که او را به شیعه بودن متهم کنند، ما شرح حال او را از زبان بزرگان اهل سنت نقل می‌کنیم تا هیچ بهانه‌ای برای کسی باقی نماند.

شمس الدین ذهبی در باره او می‌گوید:

یوسف بن قُزْغْلی بن عبد الله. الإمام، الواعظ، المؤرخ شمس الدین، أبو المظفر الترکی، ثم البغدادی العونی الحنفی. سِبْط الإمام جمال الدین أبی الفرج ابن الجوزی ؛ نزیل دمشق. وُلِد سنة إحدى وثمانین وخمسمائة... وکان إماما، فقیها، واعظا، وحیدا فی الوعظ، علاّمةً فی التاریخ والسیر، وافر الحرمة، محبباً إلى الناس... ودرّس بالشبلیة مدة، وبالمدرسة البدریة التی قبالة الشبلیة. وکان فاضلا عالما، ظریفا، منقطعا، منکرا، على أرباب الدول ما هم علیه من المنکرات، متواضعا صاحب قبول تام.

یوسف بن فزعلی حنفی، پیشوا، فقیه،تاریخ دان و در سخنوری یگانه بود‌، در تاریخ و سرگذشت،‌ علامه و در نزد مردم بسیار قابل احترام و محبوب بود. مدتی در شبیله و مدرسه بدریه تدریس می‌کرد، او فاضل، دانشمند و نکته سنج بود و با دولتمردانی که کارهای ناپسندی می‌کردند، مخالفت می‌کرد و همگان او را قبول داشتند.

الذهبی، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز، تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام، ج 48، ص 183، تحقیق: د. عمر عبد السلام تدمرى، ناشر: دار الکتاب العربی - لبنان/ بیروت، الطبعة: الأولى، 1407هـ - 1987م.

نقل از تاریخ طبری:

همچنین سعدى خزرجى صراحت دارد که طبرى در تاریخش نقل کرده که معاویه براى جعده سم فرستاد و او را تحریک کرد تا امام مجتبى را به شهادت برساند:

وفی تاریخ الطبری أن الحسن بن علی رضی الله عنهما مات مسموما فی أیام معاویة وکان عند معاویة کما قیل دهاء فدس إلى جعدة بنت الأشعث بن قیس وکانت زوجة الحسن رضی الله عنه شربة وقال لها إن قتلت الحسن زوجتک بیزید

فلما توفی الحسن بعثت إلى معاویة تطلب قوله فقال لها فی الجواب أنا أضن بیزید.

در تاریخ طبرى آمده است که حسن بن على در زمان معاویه مسموم از دنیا رفت، معاویه که با هوش و زیرک بود، مخفیانه براى جعده دختر اشعث که همسرس امام حسن بود، شربتى فرستاد و به او گفت که اگر حسن را بکشى، تو را به ازدواج یزید درخواهم آورد.

هنگامى که حسن از دنیا رفت، کسى را فرستاد که معاویه به وعده‌اش عمل کند، معاویه در جواب گفت: من در مورد یزید، بخل می‌ورزم (او را به دست هرکس نمی‌سپارم)

السعدی الخزرجی، موفق الدین أبی العباس أحمد بن القاسم بن خلیفة بن یونس (متوفای668هـ)، عیون الأنباء فی طبقات الأطباء، ج1، ص174، تحقیق: الدکتور نزار رضا، ناشر: دار مکتبة الحیاة - بیروت.

اما متأسفانه این مطلب در چاپ‌هاى کنونى تاریخ طبرى وجود ندارد و به دست امانت‌داران اهل سنت از تاریخ طبرى حذف شده است!

سایر مدارک تحریف نشده!

قرطبى حنفى متوفاى 550هـ در کتاب التعریف بالأنساب مى‌نویسد:

ومات الحسن مسموما سمته زوجته بنت الأشعث الکندیة دسه إلیها معاویة.

حسن (ع) مسموم از دنیا رفت، همسرش دختر اشعث با دسیسه معاویه او را مسموم کرد.

القرطبی الحنفی، أحمد بن محمد بن إبراهیم الأشعری (متوفاى550هـ)، التعریف بالأنساب والتنویه بذوی الأحساب، ج1، ص3، طبق برنامه الجامع الکبیر.

و در جاى دیگر مى‌نویسد:

قال: وقال أبو قتادة وأبو بکر بن حفص: سم الحسن ابن علی رضی الله عنهما: سمته امرأته جعدة بنت الأشعث بن قیس الکندی. قال: وقالت طائفة کان ذلک منها بتدسیس معاویة إلیها وما بذل لها فی ذلک، وکان لها ضرائر وأنه وعدها بخمسین ألف درهم، وأن یزوجها من یزید، فلما فعلت وفى لها بالمال، وقال: حبنا لیزید یمنعنا من الوفاء لک بالشرط الثانی.

أبوقتاده و أبوبکر بن حفص گفته‌اند: امام حسن بن على (ع) به دست همسرش جعده دختر اشعث مسموم شد. طایفه‌اى گفته‌اند که: این قضیه با توطئه معاویه و براى به دست آوردن آنچه معاویه به او داد و نیز چون چند هوو نیز داشت، صورت گرفت. معاویه وعده داده بود که پنجاه هزار درهم به او بدهد و او را به ازدواج یزید درآورد، وقتى او این کار را انجام داد، مالى را که وعده کرده بود، به او داد و گفت: دوست داشتن یزید مانع از آن مى‌شود که شرط دوم را عملى کنم.

النویری، شهاب الدین أحمد بن عبد الوهاب (متوفای733هـ)، نهایة الأرب فی فنون الأدب،ج 20، ص201، تحقیق مفید قمحیة وجماعة، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1424هـ - 2004م.

زمخشرى، عالم مشهور و نحوى و مفسر نام آور اهل سنت در این باره مى‌گوید:

جعل معاویة لجعدة بنت الأشعث امرأة الحسن مائة ألف حتى سمته، ومکث شهرین وإنه لیرفع من تحته کذا طستاً من دم. وکان یقول: سقیت السم مراراً ما أصابنی فیها ما أصابنی فی هذه المرة، لقد لفظت کبدی فجعلت أقلبها بعود کان کان فی یدی. وقد ورثته جعدة بأبیات منها:

یا جعد بکیه ولا تسأمی... بکاء حق لیس بالباطل

إنک لن ترخی على مثله... سترک من حاف ولا ناعل

وخلف علیها رجل من قریش فأولدها غلاماً، فکان الصبیان یقولون له: یا ابن مسممة الأزواج.

معاویه صد هزار (دینار) به زن امام حسن علیه السلام، جعده دختر اشعث وعده داد تا ایشان را مسموم کرد، امام علیه السلام دو ماه بعد از آن زنده ماند؛ سم آن قدر اثر کرد که طشت پر از خون از مقابلش برمى داشتند. امام حسن علیه السلام مى‌فرمود: چند بار پیش از این به من سم داده اند؛ اما هیچ بار مثل این دفعه سم اثر نکرده بود لخته هاى خونى که از من خارج شده است آن را با چوبى که در دست داشتم زیرو رو کردم، دیدم این دفعه سم اثرش را کرده است.

جعده سپس با این اشعار امام را مخاطب نمود وگفت:

 اى جعده بر او گریه کن و ناراحت نباش که گریه تو شایسته وحق است نه باطل ؛ همانا نمی‌توانی پرده و حفاظ خانه‌ات را بر مثل او کنار بزنی!

جعده سپس با مردى از قریش ازدواج کرد و فرزندى پسر از وى به دنیا آورد که بچه ها به وى مى گفتند: اى پسر زنى که شوهرش را مسموم کرده است

الزمخشری الخوارزمی، ابوالقاسم محمود بن عمرو بن أحمد جار الله (متوفاى538هـ)، ربیع الأبرار، ج1،‌ ص438، طبق برنامه المکتبة الشاملة و برنامه الجامع الکبیر.

بلاذرى در انساب الأشراف مى‌نویسد:

وقد قیل أن معاویة دس إلى جعدة بنت الأشعث بن قیس امرأة الحسن، وأرغبها حتى سمته وکانت شانئة له.

وقال الهیثم بن عدی: دس معاویة إلى ابنة سهیل بن عمرة امرأة الحسن مائة ألف دینار على أن تسقیه شربة بعث بها إلیها ففعلت.

گفته‌اند که معاویه مخفیانه به جعدة دختر اشعث همسر امام حسین پیام فرستاد و او را تشویق کرد که آن حضرت را مسموم نماید، جعده از امام حسن خوشش نمى‌آمد.

هیثم بن عدى گفته: معاویة دسیسه کرد و به دختر سهیل بن عمرة همسر امام حسین علیه السلام صد هزار دینار وعده داد که اگر امام حسن علیه السلام را مسموم کند، براى او بفرستد، او نیز این کار را انجام داد.

البلاذری، أحمد بن یحیی بن جابر (متوفای279هـ)، أنساب الأشراف، ج1، ص389، طبق برنامه الجامع الکبیر.

احمد نکری حنفی در کتاب دستور العلماء می‌نویسد:

وفی (حبیب السیر) مکتوب أن مروان بن الحکم الذی کان حاکما للمدینة من قبل معاویة بن أبی سفیان قد أرسله معاویة ومعه مندیل ملطخ بالسم وقال له أن علیه بأی تدبیر یستطیعه أن یخدع جعده بنت الأشعث بن قیس زوجة الحسن حتى تقدم بعدها على إزالة وجود الحسن من هذه الدنیا بواسطة هذا المندیل، وقل لها عنی أنها إذا أرسلت الحسن إلى العالم الآخر وأتمت المهمة فإن لها خمسین ألف درهم وأنها ستکون زوجا لیزید. فأسرع مروان بن الحکم إلى المدینة لیقوم بما قاله معاویة وسعى جاهدا إلى خداع جعدة التی کان لقبها (أسماء) التی انطلت علیها الحیلة ونفذت ما قاله معاویة ودست السم للإمام الحسن علیه السلام الذی سرى فی جسده فنقل إلى دار السلام.

در کتاب حبیب السیر نوشته شده است که مروان بن حکم از جانب معاویه حاکم مدینه بود، معاویه او را فرستاد و دستمالى را به سمّ آلوده کرد و به او گفت: به هر تدبیرى که مى‌توانى جعده دختر اشعث بن قیس همسر امام حسن را گول بزن تا او وجود امام حسن را از این دنیا به وسیله این دستمال بردارد و به او بگو که اگر حسن را از این جهان به جهان دیگر ببرد و این کار مهم را انجام دهد، پنجاه هزار درهم به او مى‌دهم و به زودى همسر یزید خواهد شد. مروان با سرعت به طرف مدینه حرکت کرد تا دستور معاویه را انجام دهد و نیرنگ‌هاى بسیارى به کار برد که جعده که لقب او «اسماء» بود را گول بزند و آن چه معاویه گفته بود به او بقبولاند و سم را مخفیانه به امام حسن بخوراند تا در بدن او سرایت کند؛ پس از آن امام حسن به دیار باقى شتافت.

الأحمد نکری، القاضی عبد النبی بن عبد الرسول الحنفی الهندی، دستور العلماء أو جامع العلوم فی اصطلاحات الفنون، ج4، ص50، تحقیق: عرب عباراته الفارسیة: حسن هانی فحص، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1421هـ - 2000م.

شهاب الدین نویرى در شرح شعرى که در باره اختلاف امام مجتبى علیه السلام سروده شده است مى‌نویسد:

وفی ابن هندٍ وفی ابن المصطفى حسنٍ         أتت بمعضلة الألباب و الفکر

فبعضنا قائلٌ ما اغتاله أحدٌ                           وبعضنا ساکتٌ لم یؤت من حصر

ابن هند الذی أشار إلیه هو معاویة بن أبی سفیان، أراد ما کان بینه وبین الحسن بن علی فی أمر الخلافة. وأراد بالبیت الثانی ما وقع الاختلاف فیه من أن الحسن مات مسموماً وأن معاویة وعد زوجة الحسن جعدة بنت قیسٍ الکندی بمائة ألف درهمٍ ویزوجها لابنه یزید إن قتلت الحسن، ففعلت وسمته. ولما مات الحسن وفى لها بالمال وقال: حب حیاة یزید منعنی تزویجه منک.

در مورد فرزند هند (معاویه) و فرزند مصطفی، حسن، ضرب المثلی است ؛ که عقل و فکر را دچار مشکل کرده است!

عده‌ای از ما اعتقاد دارند که کسی او را ترور نکرد! عده‌ای نیز ساکتند و نظر قاطعی ابراز نمی‌کنند!

پسر هندى که در این جا به او اشاره شده، معاویه بن أبى‌سفیان است و منظور مسائلى است که بین او و حسن بن على در امر خلافت پیش آمد. و با بیت دوم قصد کرده که اشاره کند به اختلاف موجود در این مطلب که حسن بن على مسموم از دنیا رفت و معاویه همسر او جعده دختر قیس را وعده داد که اگر حسن را بکشى، هزار درهم به او بدهد و او را به ازدواج فرزندش یزید درآورد. جعده این کار را انجام داد و امام حسن را مسموم کرد. وقتى امام حسن از دنیا رفت، به وعده مالى خود وفا کرد و گفت: دوست داشتن زندگى یزید مانع از این مى‌شود که تو را به ازدواج او درآورم.

النویری، شهاب الدین أحمد بن عبد الوهاب (متوفای733هـ)، نهایة الأرب فی فنون الأدب،ج 5، ص193، تحقیق مفید قمحیة وجماعة، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1424هـ - 2004م.

ابوالفرج اصفهانى، عالم مشهور و مقبول نزد اهل سنت در کتاب مقاتل الطالبین مى‌نویسد:

ودس معاویة إلیه حین أراد أن یعهد إلى یزید بعده، وإلى سعد بن أبی وقاص سماً فماتا منه فی أیام متقاربة. وکان الذی تولى ذلک من الحسن زوجته " جعدة " بنت الأشعث بن قیس لمال بذله لها معاویة. وسنذکر الخبر فی ذلک.

هنگامى که معاویه قصد کرد که براى خلافت بعد از خودش به نفع یزید از مردم بیعت بگیرد، براى امام حسن و سعد بن أبى وقاص توطئه چید و مخفیانه سم فرستاد، هر دوى آن‌ها به فاصله چند روز از دنیا رفتند. کسى که مأموریت مسموم کردن امام حسن را به عهده داشت، همسرش جعده دختر اشعث بن قیس بود؛ به خاطر اموالى که معاویه به او داده بود و به زودى داستان آن را نقل خواهم کرد.

الاصفهانی، مقاتل الطالبیین، اسم المؤلف: أبو الفرج علی بن الحسین (متوفاى356هـ)، مقاتل الطالبین، ج1، ص13، شرح حال حسن بن علی علیه السلام، طبق برنامه الجامع الکبیر و مکتبة الشاملة.

/ 0 نظر / 12 بازدید