آیا امیر مؤمنان علیه السلام از انبیاء افضل است ؟

سیمای برتر علی علیه السلام در قرآن الف. آیه تطهیر

اولین آیه از بین دهها آیه قرآن که به اعتراف محدثان و مفسران در بیان و توصیف و شرح برتری مقامات معنوی امیر المؤمنین علیه السلام می باشد این آیه است :

«انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ویطهرکم تطهیرا»

(جز این نیست که خداوند مى خواهد هرگونه پلیدى را از شما خاندان ببرد وشما را به تمام معنا پاکیزه سازد ) .

سوره احزاب: 33.

در این آیه که معروف به آیه تطهیر است على و اولاد معصوم او علیهم السلام از همه پیامبران جز خاتم انبیا صلى الله علیه و آله و سلم برتر معرفی شده اند زیرا خداوند متعال با صراحت تمام پاکی و عصمت خاندان رسولش را اعلام فرموده است.

  واژه ها سخن می گویند

واژه‌ها و کلمات مهم در این آیه از قبیل:  انّما، یرید، لیذهب، الرجس, اهل البیت, رموز و کلید فهم این آیه هستند که بدون شناخت آن امکان راهیابی به محتوای عمیق آن میسور نخواهد بود و لذا قبل از هر سخنی تفسیر و توضیح این لغات را جویا می شویم:

  1. دلالت واژه "انّما" بر حصر.

کلمه انّما در ابتدای آیه بیانگر عنایت ویژه به موضوع و محتوای آن است زیرا این کلمه با ایجاد محدودیت و انحصار در مفهوم ومحتوای آیه عظمت مطلب را بیشتر می فهماند.

ابن منظور می گوید:

ومعنى إنما إثبات لما یذکر بعدها ونفی لما سواه کقوله : وإنما یدافع عن أحسابهم أنا أو مثلی المعنى : ما یدافع عن أحسابهم إلا أنا أو من هو مثلی ، و

کلمه انّما مفهومی را برای آنچه که بعد از او آمده است اثبات می کند مانند: این سخن که کسی به گوید: من و مانند من از شرف و حیثیّتم دفاع می کنم یعنی در واقع می گوید: فقط من و مثل من چنین هستیم نه فردی دیگر.

لسان العرب ، ج 13   ص 31، اسم المؤلف:  محمد بن مکرم بن منظور الأفریقی المصری الوفاة: 711 ، دار النشر : دار صادر - بیروت ، الطبعة : الأولى.

توجه به این نکته لازم است که حصر در این آیه از نوع حصر حکم در موضوع است مانند آیه ولایت: «انّما ولیّکم اللّه و رسوله والذین آمنوا...» که در این آیه ولایت فقط مخصوص خدا و رسول و مؤمن تعریف شده با ویژگیهای خاص که پرداخت زکات در حال نماز است می باشد.

بطور قطع تطهیردر آیه مورد بحث از نوع اوّل یعنی حصر حکمی است نه حصر موضوعی؛ یعنی پاکی و طهارت و دوری از پلیدی اختصاص به افرادی دارد که تحت عنوان اهل البیت علیهم السلام قرار گرفته اند و این ویژگی مخصوص آنان است و هیچ فردی غر از آنان را شامل نخواهد شد.

  2. تاکید ضمیر بر انحصار

علاوه بر استفاده حصر از کلمه انّما، کلمه «عنکم» هم تاکید بر انحصار بیشتر است، زیرا مفعول فعل «لیُذهب» که الرجس است باید در پی فعل و پس از آن قرار گیرد ولی این چنین نشده و جمله«عنکم» بین آن دو فاصله شده است که بدون حکمت و علت نیست چون به قول اهل فن: «تقدیم ما هو حقه التاخیر یفید الحصر»  یعنی کلمه ای که جایگاه آن در آخر یک جمله است وقتی که جلوتر می آید و مقدم می شود بیانگر انحصار مفهوم وحکم در آن جمله است.

ابن حجر در فصل آیات نازل شده در فضائل اهل بیت می نویسد:

 الآیة الأولى: قال الله تعالى: إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت ویطهرکم تطهیرا.

الأحزاب 33

أکثر المفسرین على أنها نزلت فی علی وفاطمة والحسن والحسین لتذکیر ضمیر عنکم وما بعده

بیشتر مفسران به دلیل ضمیر مذکّر«عنکم» آیه را در شان علی و فاطمه و حسن و حسین دانسته‌اند.

الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة ، ج 2   ص 421، اسم المؤلف:  أبو العباس أحمد بن محمد بن علی ابن حجر الهیثمی الوفاة: 973هـ ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - لبنان - 1417هـ - 1997م ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : عبد الرحمن بن عبد الله الترکی - کامل محمد الخراط.

الصواعق المحرقة - (ج 2 / ص 421)

سپس احتمالاتی را با لفظ (قیل) می آورد که انتساب آن مشخص نیست و همچنین پس از نقل روایاتی می گوید: درباره خاندان نسبی و سببی یعنی همسران و همه بنی هاشم نازل شده است.

جا دارد که از او و دیگر هم فکرانش که سعی در شریک کردن افراد عادی و غیر لایق در فضائلی این چنین بزرگ و مهم را دارند سؤال شود که: چرا با وجود اعتراف اکثر مفسران در نزول آیه در شأن افرادی خاص از خاندان نسبی رسول خدا صلی اللّه علیه و آله به سخن اقلیت و افرادی غیر موجّه استناد و در تقویت آن می کوشید؟ آیا این روش جز عناد با علی و فاطمه و فرزندان آن دو چیز دیگری می تواند باشد؟

جناب ابن حجر در نهایت آیه را منبع همه فضائل اهل بیت علیهم السلام معرفی می کند و حصر آن را که با کلمه «انّما» آغاز شده است در شأن اهل بیت با صراحت اعلام می دارد.

ثم هذه الآیة منبع فضائل أهل البیت النبوی لاشتمالها على غرر من مآثرهم والاعتناء بشأنهم حیث ابتدئت بإنما المفیدة لحصر إرادته تعالى فی أمرهم على إذهاب الرجس الذی هو الإثم أو الشک فیما یجب الإیمان به عنه وتطهیرهم من سائر الأخلاق والأحوال المذمومة.

این آیه منبع همه فضائل و برتریهای خاندان نبوت است و توجهی خاص به اهل بیت دارد زیرا با کلمه «انما» هر گونه پلیدی و گناه و شکی را در باره آنان نفی کرده و پاکی آنان را از اخلاق زشت و ناپسند تثبیت کرده است.

الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة ، ج 2   ص 425 - 426 ، اسم المؤلف:  أبو العباس أحمد بن محمد بن علی ابن حجر الهیثمی الوفاة: 973هـ ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - لبنان - 1417هـ - 1997م ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : عبد الرحمن بن عبد الله الترکی - کامل محمد الخراط

  3. اراده خداوند.

اراده خداوند در جمله ( یرید الله ) اراده تکوینی است نه تشریعی زیرا در اراده تشریعی همه بندگان خداوند مورد خطاب قرار می گیرند و احدی استثنا نمی شود، اما در اراده تکوینی لازم نیست که شمول و عمومیت داشته باشد و خداوند قادر است افرادی خاص را مخصوص به حکم یا فضیلت و ویژگی‌ای قرار دهد که دیگران از آن محروم باشند.

بنا بر این در آیه مورد بحث اراده فقط تکوینی است چون از بین بردن پلیدی و پاک شدن به صورت عام و کلی نیست تا همه انسانها و یا پیروان یک مکتب را شامل شود چون رجس به معنای هر گونه پلیدی و آلودگی ای است که سبب تنفر دیگران و دور شدن از بندگی خالصانه خداوند است و این حقیقت میسر نمی شود مگر با اراده تکوینی حضرت حق، و اراده تکوینی هم هیچ گاه تخلف پذیر نیست .

  4. اِذهاب رجس

واژه «اِذهاب» در اینجا به معنای از بین بردن و زدودن و دور کردن قبل از پیدایش است، زیرا  در استعمالات و گفتگو ها نیز با همین هدف کار برد دارد، مثلا کسی که می گوید: «أذهب اللّه عنکم الداء والسوء» خداوند بیماری و ناراحتی را از شما دور نماید، معنایش این نیست که هم اکنون در شخص وجود دارد و او دعا می کند تا از وی دور شود، بلکه این آرزو قبل از گرفتاری هم می تواند مورد داشته باشد.

پس اذهاب به معنای دفع است که قبل از پیدایش، موانعی از وجود و حضور آن جلوگیری می کند، نه به معنای رفع که بر داشتن و زدودن بعد از پیدایش است، به همین جهت در آیه شریفه تعبیر «لیذهب» آمده است نه «لیزیل» . 

  5. رجس و پلیدی.

یکی از واژه های کلیدی این آیه، کلمه «رِجس» است.

لغت شناس معروف، فیومی می نویسد:

 « الرجس: النتن. و الرجس: القذر. قال الفارابىّ: کلّ شی‏ء یستقذر فهو رجس».

رِجس یعنی هر چیز بدبو، فاریابی گفته است: هرچیزی که طبع انسان از آن بدش آید رجس و پلیدی است.

احمد بن محمد الفیومی، المصباح المنیر، ج 1، ص 219، مؤسسة دار الهجرة، قم، چاپ اول، 405 هـ..

مؤلف کتاب العین نیز چنین می نویسد:

« رجس: کل شی‏ء یستقذر فهو رجس کالخنزیر، و قد رجس الرجل رجاسة من القذر، و إنه لرجس مرجوس. و الرجس فی القرآن العذاب کالرجز، و کل قذر رجس. و رجس الشیطان وسوسته و همزه...».

رجس هر چیزی است که پلید است مانند« خوک، و در قرآن رِجس به معنای عذاب است مانند رِجز، و هر پلیدی رِجس است.

کتاب العین 8 مجلدات ، ج 6   ص 52، اسم المؤلف:  الخلیل بن أحمد الفراهیدی الوفاة: 175هـ ، دار النشر : دار ومکتبة الهلال ، تحقیق : د مهدی المخزومی / د إبراهیم السامرائی.

راغب اصفهانی نیز رِجس را به سه دسته طبیعی و عقلی و شرعی تقسیم کرده ودر تعریف آن می نویسد:

« الرجس الشیء القذر».

رِجس هر چیز ناپاک و آلوده است.

المفردات فی غریب القرآن ، ج 1   ص 188، اسم المؤلف:  أبو القاسم الحسین بن محمد  الوفاة: 502هـ ، دار النشر : دار المعرفة - لبنان ، تحقیق : محمد سید کیلانی

بنابر آنچه در اظهارات اهل لغت آمده است که به برخی اشاره نمودیم، رِجس هر چیزی است که وجود آن در آدمی زمینه نقص را فراهم کند و روح آدمی را بیازارد و موجب نفرت و دوری مردم شود،  و اعم است از هر گونه گناه و معصیت و آلودگی و یا گرفتار شدن در دام و وسوسه های شیطان.

اگر چه برخی سعی کرده اند تا دایره مفهوم و مصداق آیه را تنگ کرده و رجس را منحصر در شرک بدانند و هدف از آیه را فقط تطهیر اهل بیت از شرک به خداوند تفسیر کنند و بگویند: شامل گناهان نمی گردد تا شاید بتوانند بعضی از وابستگان سببی را نیز در این آیه داخل نمایند، ولی با توجه به اطلاق و استفاده عموم و استغراق از کلمه «الرِجس» به جهت وجود الف و لام « ال » در کنار کلمه «رجس» بی تردید مفاد آن باید نفی و اِذهاب انواع پلیدیهای مادّی و معنوی، نقصها وعیبهای ظاهری و باطنی ویا هر گونه انحراف در همه زمانها باشدکه نتیجه آن اثبات مقام عصمت تامّه از همه گناهان خواهد بود.

سخن بزرگان تفسیر

خوشبختانه دانشمندان اهل سنت همانند بزرگان و اندیشمندان شیعه به این نکته اشاره کرده اند که مصداق رِجس نه تنها محدود در شرک نیست بلکه مراد مطلق پلیدیها و زشتیها وگناهان است که در ذیل به سخن تنی چند اشاره می کنیم:

فخر رازی در تفسیر آیه می گوید:

فقوله تعالى : { لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرجس } أی یزیل عنکم الذنوب ویطهرکم أی یلبسکم خلع الکرامة...

خداوند گناهان را از شما دور کرده و لباس کرامت را بر شما پوشیده است.

الرازی الشافعی ، فخر الدین محمد بن عمر التمیمی (متوفای604هـ) ، التفسیر الکبیر أو مفاتیح الغیب ، ج22 ص201،  ناشر : دار الکتب العلمیة - بیروت ، الطبعة : الأولى ، 1421هـ - 2000م  

جصّاص مفسر دیگر اهل سنت در أحکام القرآن می گوید:

قال تعالى ( إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت ویطهرکم تطهیرا)  یحتمل التطهیر من الذنوب.

احتمال دارد که مقصود طهارت از رجس و پاکی از گناهان باشد.

أحکام القرآن ، ج 4   ص 33، اسم المؤلف:  أحمد بن علی الرازی الجصاص أبو بکر، الوفاة: 370 ، دار النشر : دار إحیاء التراث العربی - بیروت - 1405 ، تحقیق : محمد الصادق قمحاوی.

شوکانی در فتح القدیر آورده است:

« والمراد بالرجس الإثم والذنب المدنسان للأعراض الحاصلان بسبب ترک ما أمر الله به وفعل ما نهى عنه فیدخل تحت ذلک کل ما لیس فیه لله رضا ».

مقصود از رجس گناهانی است که با نافرمانی خدا و انجام آنچه که دوست ندارد حاصل می شود.

فتح القدیر الجامع بین فنی الروایة والدرایة من علم التفسیر ، فتح القدیر  ج 4   ص 278، اسم المؤلف:  محمد بن علی بن محمد الشوکانی الوفاة: 1250 ، دار النشر : دار الفکر – بیروت.

 

مفسران دیگری مانند: ابن عطیه اندلسی و ثعالبی در تعبیری کاملا مشابه گفته اند:

« و الرِّجْسَ اسم یقع على الإثم و على العذاب و على النجاسات و النقائص، فأذهب اللّه جمیع ذلک عن أَهْلَ الْبَیْتِ ».

رِجس اسمی است که شامل عذاب و نجاسات و هرگونه نقصی می شود، خداوند تمام آن را از اهل بیت دور کرده است.

المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز ، اسم المؤلف:  أبو محمد عبد الحق بن غالب بن عطیة الأندلسی الوفاة: 546هـ ، دار النشر : دار الکتب العلمیة - لبنان - 1413هـ- 1993م ، الطبعة : الاولى ، تحقیق : عبد السلام عبد الشافی محمد.

عبدالرحمن بن محمد ثعالبی، جواهر الحسان فی تفسیر القرآن، ج‏4، ص 346.

آلوسی نیز در تفسیرش با تعبیر مشابه به این نکته اشاره کرده و می نویسد:

والرجس فی الأصل الشیء القذر...، وقیل : إن الرجس یقع على الإثم وعلى العذاب وعلى النجاسة وعلى النقائص ، والمراد به هنا ما یعم کل ذلک ... وأل فیه للجنس أو للاستغراق ، والمراد بالتطهیر قیل: التحلیة بالتقوى ، والمعنى على ما قیل: إنما یرید الله لیذهب عنکم الذنوب والمعاصی فیما نهاکم ویحلیکم بالتقوى تحلیة بلیغة فیما أمرکم ، وجوّز أن یراد به الصون ، والمعنى إنما یرید سبحانه لیذهب عنکم الرجس ویصونکم من المعاصی صوناً بلیغاً فیما أمر ونهى جل شأنه .

رِجس در اصل پلیدی است...و گفته شده است که شامل گناه و عذاب و نجاست و هرگونه نقصی می شود، و مقصود از رِجس در آیه تطهیر اعم از همه این معانی است...و الف و لام التطهیر برای جنس و استغراق است، یعنی خداوند اراده کرده است از شما اهل بیت گناهان را دور و به تقوا آراسته و از پلیدی حفظ نماید .

روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی ، ج 22 ص 12، اسم المؤلف:  العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود الألوسی البغدادی الوفاة: 1270هـ ، دار النشر : دار إحیاء التراث العربی – بیروت.

طنطاوی دیگر صاحب نظر اهل سنت در تفسیر قرآن می نویسد:

« و الرجس فى الأصل : یطلق على کل شئ مستقذر. وأرید به هنا : الذنوب والآثام وما یشبه ذلک من النقائص والأدناس».

رِجس در اصل بر هر چیزی که پلید است اطلاق می شود، اما در این آیه (تطهیر) مقصود پاکی از گناه و هر گونه نقص است.

طنطاوی، سید محمد، التفسیر الوسیط للقرآن الکریم، ج‏11، ص 20

6. اهل البیت

لفظ "اهل" در لغت، در مورد کسانی به کار می رود که نسبت به آنان نوعی وابستگی جسمی، روحی و فکری، دینی و اعتقادی و خانوادگی داشته باشد. بنا براین اعضای خانواده اعم از همسر، فرزند، نوه و . . . چون انسان با آنان انس و تعلق خاطر دارد "اهل"  او به حساب می آیند، و لذا می توان گفت: نکته‌ی اساسی در معنای " اهل " همان وابستگی وانس و تعلق خاطر داشتن است، اگر چه گاهی افرادی غیر از خویشان و نزدیکان نیز می توانند جزو "اهل" انسان محسوب شوند، مانندسلمان فارسی که عنوان " منّا اهل البیت " را می گیرد. اما در نقطه‌ی مقابل، افرادی نیز ممکن است  با  وجود داشتن رابطه‌ی خویشاوندی ولی به علّت حرکت بر خلاف فرمان خداوند و سرپیچی از خواسته های پدر جزو " اهل" انسان به شمار نیایند، مانند فرزند نوح که خداوند می فرماید: « انّه لیس من أهلک ».

این لفظ علاوه بر نشان دادن نسبت فامیلی و خانوادگی در برخی از استعمالات معانی دیگری نیز همراه دارد که با کلمه بعدی آن یعنی مضاف الیه مشخص می شود.

مثلا: پیروان هر کتاب دینی و یا آئینی را به نام اهل همان کتاب و آئین می خوانند، و گفته می شود: اهل اسلام، اهل کتاب، اهل انجیل، اهل القری، اهل مدینه، اهل جنّت، اهل نار،  ... که در قرآن کریم نیز استعمال شده است.

در آغاز نگاهی به آراء مفسران لغت در توضیح کلمه اهل داریم سپس سری به آثار نویسندگان قرآن پژوه و مورخان و محدثان خواهیم زد.

لغت شناسانی مانند: ابن منظور و دیگران می نویسند:

 أَهْل الرجل عَشِیرتُه وذَوُو قُرْباه.

اهل الرجل خاندان و نزدیکان او هستند.

لسان العرب ، ج 11   ص 28، اسم المؤلف:  محمد بن مکرم بن منظور الأفریقی المصری الوفاة: 711 ، دار النشر : دار صادر - بیروت ، الطبعة : الأولى.

تاج العروس من جواهر القاموس ، ج 28   ص 40، اسم المؤلف:  محمد مرتضى الحسینی الزبیدی الوفاة: 1205 ، دار النشر : دار الهدایة ، تحقیق : مجموعة من المحققین.

القاموس المحیط ، ج 1 ص 1245، اسم المؤلف:  محمد بن یعقوب الفیروزآبادی الوفاة: 817 ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بیروت

صاحب فروق اللغه در فرق بین اهل و آل می نویسد:

أن الاهل یکون من جهة النسب والاختصاص.

الفروق اللغویه: ج 1   ص 309، اسم المؤلف:  العسکری ، دار النشر.:

اهل از جهت نسب، بین افراد و خویشاوندان و یا اختصاص است.

مرحوم طریحی می نویسد:

(أهل) أهل الرجل: آله. و هم أشیاعه و أتباعه و أهل ملته...و قد مر فی (امر): أنهم أهل بیته خاصة.

اهل رجل همان آل و خاندان وپیروان او هستند. 

مجمع البحرین - الطریحی - (ج 5 / ص 203)

پس از بر رسی واژگان آیه و نگاهی به سخنان و آراء اربابان لغت، اشاره ای مختصر به شأن نزول خواهیم داشت تا ببینیم آیا نام علی هم درکنار نام رسول خدا و فاطمه و فرزندان او دیده می شود تا از این فضیلت بزرگ بهره مند شود یا خیر؟

علامه جلال الدین سیوطى در تفسیر الدر المنثور بیست روایت از طرق گوناگون نقل کرده است که مراد از اهل بیت علیهم السلام رسول خدا، علی، فاطمه و حسنین هستند، که به یک مورد اشاره می کنیم:

أخرج ابن جریر وابن أبی حاتم والطبرانی وابن مردویه عن أم سلمة رضی الله عنها زوج النبی صلى الله علیه وسلم : « أن رسول الله صلى الله علیه وسلم کان ببیتها على منامة له علیه کساء خیبری ، فجاءت فاطمة رضی الله عنها ببرمة فیها خزیرة فقال رسول الله صلى الله علیه وسلم » ادعی زوجک ، وابنیک ، حسناً ، وحسیناً ، فدعتهم فبینما هم یأکلون إذ نزلت على رسول الله صلى الله علیه وسلم { إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت ویطهرکم تطهیراً } فأخذ النبی صلى الله علیه وسلم بفضلة ازاره ، فغشاهم إیاها ، ثم أخرج یده من الکساء وأومأ بها إلى السماء ، ثم قال : اللهم هؤلاء أهل بیتی وخاصتی ، فاذهب عنهم الرجس ، وطهرهم تطهیراً ، قالها ثلاث مرات . قالت أم سلمة رضی الله عنها : فادخلت رأسی فی الستر فقلت : یا رسول الله وأنا معکم فقال : إنک إلى خیر مرتین « » .

از ام سلمه نقل شده است که گفت: رسول خدا صلى الله علیه و آله در خانه من بود وعبایى خیبرى پوشیده بود، فاطمه وارد شد رسول خدا فرمود: همسرت على و دو فرزندت حسن و حسین را فراخوان، فاطمه آنان را فراخواند و مشغول تناول غذا شدند، ناگهان این آیه نازل شد: (خداوند اراده فرموده است تا رجس و پلیدی را از شما خاندان دور نماید و شما را پاکیزه کند) رسول خدا عبا را روی سر آنان کشید و همه را زیر عبا قرار داد سپس دست به آسمان بلند کرد و عرضه داشت: ( خداوندا ! اینان اهل بیت منند ، خداوندا ! هرگونه پلیدى را از آنان ببر و به تمام معنا پاکشان ساز ) .این سخن را سه بار تکرار کرد، ام سلمه گفت : آیا من از ایشان نیستم ؟ فرمود : تو به راه خیر هستى، و دو بار آن را تکرار نمود.

الدر المنثور ، ج 6 ص 603، اسم المؤلف:  عبد الرحمن بن الکمال جلال الدین السیوطی الوفاة: 911 ، دار النشر : دار الفکر - بیروت – 1993.

حسکانی دیگر ناقل روایات نازل شده پیرامون آیات قرآن نیز چندین روایت در ارتباط با این آیه آورده است از جمله:

روایت جابر بن عبدالله انصاری که می گوید:

 نزلت هذه الآیة على النبی ص و لیس فی البیت إلا فاطمة و الحسن و الحسین و علیّ إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً فقال النبی ص: اللهم هؤلاء أهلی ».

وقتی که این آیه نازل شد در خانه کسی نبود جز فاطمه، حسن، حسین وعلی، رسول خدا عرض کرد: خدایا اینان اهل منند.

حسکانی، حاکم، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ج‏2، ص 29، ح 64

نتیجه این بخش از بر رسی پیرامون آیه تطهیر حضور امیر مؤمنان علی علیه السلام را در کنار رسول خدا و همسر و دو فرزندش را نشان می دهد که به بزرگترین منقبت و فضیلت از طرف خداوند بشارت داده می شوند و آن پاکی و طهارت و دور بودن از هر گونه آلودگی و پلیدی است، که خود برتری آن حضرت بر بسیاری از پیامبران را نشان می دهد، (اگر چه او پیامبر نیست وفقط منصب خلافت و جانشینی را دارد).

/ 0 نظر / 325 بازدید