چه کسانى از اصحاب در جنگ صفین به شهادت رسیده‌اند؟

طبق نقل ابن جوزى، تنها بیست و پنج نفر از اصحاب بدرى در این جنگ در رکاب امیرمؤمنان علیه السلام به شهادت رسیده است:

وقتل بصفین سبعون ألفا خمسة وأربعون ألفا من أهل الشام وخمسة وعشرون ألفا من أهل العراق منهم خمسة وعشرون بدریا.

در جنگ صفین هفتاد هزار نفر؛ چهل و پنج هزار نفر از اهل شام، بیست و پنج هزار نفر از اهل عراق کشته شدند که بیست و پنج نفر از آن‌ها بدرى بودند.

ابن الجوزی الحنبلی، جمال الدین ابوالفرج عبد الرحمن بن علی بن محمد (متوفاى 597 هـ)، المنتظم فی تاریخ الملوک والأمم، ج 5، ص120 ، ناشر: دار صادر - بیروت، الطبعة: الأولى، 1358.

کشته شدن بیست و پنج نفر از اصحاب بدر، آن‌هم توسط خود اصحاب، تمام رشته‌هاى اعتقادى اهل سنت را پنبه مى‌کند . چطور مى‌شود که قاتلان اصحاب بدر، عادل باشند و خداوند براى همیشه از آن‌ها راضى شده باشد؟

ما به تعدادى از این افراد اشاره خواهیم کرد:

عمار یاسر:

عمار بن یاسر از نخستین کسانى است که دین اسلام را با جان و دل پذیرفت و تا آخر عمر بر پیمانى که با پیامبر بسته بود، پایدار ماند . او همان کسى است که رسول خدا او را معیار تشخیص حق و باطل در زمان فتنه معرفى کرده بود.

طبرانى از علماى اهل سنت مى‌نویسد:

حدثنا محمد بن عبد اللَّهِ الْحَضْرَمِى ثنا ضِرَارُ بن صُرَدٍ ثنا عَلِى بن هَاشِمٍ عن عَمَّارٍ الدُّهْنِى عن سَالِمِ بن أبى الْجَعْدِ عن عَلْقَمَةَ عن عبد اللَّهِ عَنِ النبى صلى اللَّهُ علیه وسلم قال:

إذا اخْتَلَفَ الناسُ کان بنُ سُمَیَّةَ مع الْحَقِّ.

عبد الله بن مسعود از رسول خدا صلى الله علیه وآله نقل کرده است که هر وقت مردم دچار اختلاف شدند، پسر سمیه با حق است.

رسول خدا فرمود: زمانى که مردم دچار اختلاف شدند، پسر سمیه بر حق است.

الطبرانی، ابوالقاسم سلیمان بن أحمد بن أیوب (متوفاى360هـ)، المعجم الکبیر، ج10، ص95، ح10071، تحقیق: حمدی بن عبدالمجید السلفی، ناشر: مکتبة الزهراء - الموصل، الطبعة: الثانیة، 1404هـ – 1983م.

و حاکم نیشابورى در المستدرک على الصحیحین مى‌نویسد:

أَخْبَرَنَا إِسْحَاقُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الْهَاشِمِى بِالْکُوفَةِ، ثنا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِى بْنِ عَفَّانَ الْعَامِرِى، ثنا مَالِکُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ النَّهْدِى، أَنْبَأَ إِسْرَائِیلُ بْنُ یُونُسَ، عَنْ مُسْلِمٍ الأَعْوَرِ، عَنْ خَالِدٍ الْعُرَنِى، قَالَ:

دَخَلْتُ أَنَا وَأَبُو سَعِیدٍ الْخُدْرِى عَلَى حُذَیْفَةَ، فَقُلْنَا: یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ، حَدِّثْنَا مَا سَمِعْتَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ فِى الْفِتْنَةِ؟

قَالَ حُذَیْفَةُ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ: «دُورُوا مَعَ کِتَابِ اللَّهِ حَیْثُ مَا دَارَ» فَقُلْنَا: فَإِذَا اخْتَلَفَ النَّاسُ فَمَعَ مَنْ نَکُونُ؟ فَقَالَ: «انْظُرُوا الْفِئَةَ الَّتِى فِیهَا ابْنُ سُمَیَّةَ فَالْزَمُوهَا، فَإِنَّهُ یَدُورُ مَعَ کِتَابِ اللَّهِ»،

قَالَ: قُلْتُ: وَمَنِ ابْنُ سُمَیَّةَ؟ قَالَ: " أَوَ مَا تَعْرِفُهُ؟ "، قُلْتُ: بَیِّنْهُ لِى، قَالَ: «عَمَّارُ بْنُ یَاسِرٍ»، سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ یَقُولُ لِعَمَّارٍ: «یَا أَبَا الْیَقْظَانِ، لَنْ تَمُوتَ حَتَّى تَقْتُلَکَ الْفِئَةُ الْبَاغِیَةُ عَنِ الطَّرِیقِ».

هَذَا حَدِیثٌ لَهُ طُرُقٌ بِأَسَانِیدَ صَحِیحَةٍ، أَخْرَجَا بَعْضَهَا وَلَمْ یُخَرِّجَاهُ بِهَذَا اللَّفْظِ.

خالد العرنى گفت که من و ابوسعید خدرى بر حذیفه وارد شدیم و گفتیم: اى أبا عبد الله، براى ما نقل کن چیزهایى را که از رسول خدا صلى الله علیه وآله در باره فتنه شنیدى، حذیفه گفت: رسول خدا فرمود: بر مدار قرآن بچرخید، هر جا که بود. گفتیم: اگر مردم دچار اختلاف شدند، با چه کسى باشیم؟ پس گفت: بنگرید که پسر سمیه در کدام گروه است، به همان گروه پایبند باشید؛ چرا که او همواره بر مدار کتاب خدا مى‌چرخد. سؤال کردم: پسر سمیه کیست؟ گفت: آیا او را نمى‌شناسی؟ گفتم: برایم بیان کن. گفت: عمار بن یاسر، از رسول خدا صلى الله علیه وآله شنیدم که به عمار مى‌گفت: اى أبا یقظان ! تو هرگز نمى‌میرى؛ مگر این که گروه نابکار که از (صراط مستقیم) خارج هستند، تو را مى‌کشند.

این روایت، چندین سند صحیح دارد، بخارى و مسلم تکه‌هاى از آن را نقل کرده‌اند؛ اما با این الفاظ نقل نکرده‌اند.

الحاکم النیسابوری، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاى 405 هـ)، المستدرک علی الصحیحین، ج2، ص162، ح2652، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت الطبعة: الأولى، 1411هـ - 1990م.

هنگام ساختن مسجد مدینه، عمار یاسر برخلاف دیگران که یک خشت برمى‌داشتند، او دو تا دو تا مى‌آورد، پیامبر اسلام او را دید، با دست مبارکش، غبار را از چهره نازنین عمار زدود و سپس فرمود:

وَیْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِیَةُ، یَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ، وَیَدْعُونَهُ إِلَى النَّار.

عمار را گروه ستمگر مى‌کشند، او آنان را به بهشت مى‌خواند وآنان او را به جهنّم.

البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای256هـ)، صحیح البخاری، ج 1، ص172، ح436، کتاب الصلاة،بَاب التَّعَاوُنِ فی بِنَاءِ الْمَسْجِدِ، و ج3، ص1035، ح 2657، الجهاد والسیر، باب مَسْحِ الْغُبَارِ عَنِ النَّاسِ فِی السَّبِیلِ، تحقیق: د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407هـ – 1987م.

طبق این روایت، عمار و همفکران او اهل بهشت هستند و قاتل عمار و همدستان او اهل جهنم. و این همان چیزى است که اهل سنت در طول این چهارده قرن، پاسخى براى آن نیافته‌اند.

جالب است که شمس الدین ذهبى به نقل از ابوالغادیه که قاتل عمار یاسر است، مى‌نویسد که قاتل عمار در آتش خواهد بود:

عن أبى الغادیة سمعت رسول الله صلى الله علیه وسلم یقول: قاتل عمار فى النار وهذا شیء عجیب فإن عمارا قتله أبو الغادیة.

از ابوغادیه نقل شده است که گفت: از رسول خدا (ص) شنیدم که فرمود: کشنده عمار در آتش است. و این چیزى است شگفت‌آور؛ زیرا خود ابوالغادیه عمار را کشته است.

الذهبی، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفای748هـ)، میزان الاعتدال فی نقد الرجال، ج 2، ص 236، تحقیق: الشیخ علی محمد معوض والشیخ عادل أحمد عبدالموجود، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1995م.

صدور این روایت از رسول خدا صلى الله علیه وآله در حق عمّار قطعى بود و تمام مردم از آن آگاه بودند و نیز ثابت مى‌کرد که معاویه و دار و دسته‌اش همان گروه نابکار هستند؛ از این رو هنگامى که معاویه شنید عمار کشته شده و لرزه بر دل بسیارى از مردم انداخته، و این فرمایش پیغمبر اکرم صلى الله علیه وآله سر زبان‌ها افتاده است، عمرو عاص را به حضور طلبید و پس از مشورت با او شایع کردند که على علیه السلام او را کشته است و این گونه استدلال کردند که چون عمار در جبهه على وهمراه او بوده است و على او را به جنگ فرستاده است؛ پس او قاتل عمار است.

احمد بن جنبل در مسندش مى‌نویسد:

مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرِو بْنِ حَزْمٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ لَمَّا قُتِلَ عَمَّارُ بْنُ یَاسِرٍ دَخَلَ عَمْرُو بْنُ حَزْمٍ عَلَى عَمْرِو بْنِ الْعَاصِ فَقَالَ قُتِلَ عَمَّارٌ وَقَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِیَةُ فَقَامَ عَمْرُو بْنُ الْعَاصِ فَزِعًا یُرَجِّعُ حَتَّى دَخَلَ عَلَى مُعَاوِیَةَ فَقَالَ لَهُ مُعَاوِیَةُ مَا شَأْنُکَ قَالَ قُتِلَ عَمَّارٌ فَقَالَ مُعَاوِیَةُ قَدْ قُتِلَ عَمَّارٌ فَمَاذَا قَالَ عَمْرٌو سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَقُولُ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِیَةُ فَقَالَ لَهُ مُعَاوِیَةُ دُحِضْتَ فِى بَوْلِکَ أَوَنَحْنُ قَتَلْنَاهُ إِنَّمَا قَتَلَهُ عَلِى وَأَصْحَابُهُ جَاءُوا بِهِ حَتَّى أَلْقَوْهُ بَیْنَ رِمَاحِنَا أَوْ قَالَ بَیْنَ سُیُوفِنَا.

ابو بکر بن محمد بن عمرو بن حزم از پدرش نقل مى‌کند که گفت: هنگامى که عمار یاسر به شهادت رسید، عمرو بن حزم نزد عمرو عاص رفت و گفت: عمار کشته شد، رسول خدا صلى الله علیه وآله فرموده است: گروه ستمگر، عمار را مى‌کشند، عمرو عاص ناراحت شد و جمله «لا حول ولا قوة الا بالله» را مى‌گفت تا نزد معاویه رفت،‌ معاویه پرسید: چه شده است؟ گفت: عمار کشته شده است. معاویه گفت:‌ کشته شد که شد، حالا چه شده است؟ عمرو گفت: از رسول خدا صلى الله علیه وآله شنیدم که مى‌فرمود: عمار را گروه باغى وستمگر خواهد کشت، معاویه گفت: مگر ما او را کشته‌ایم، عمار را على و یارانش کشتند که او را همراه خویش وادار به جنگ کردند و او را بین نیزه‌ها و شمشیرهاى ما قرار دادند.

الشیبانی، أحمد بن حنبل أبو عبدالله (متوفای241هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج4، ص199، ح 17813، ناشر: مؤسسة قرطبة – مصر؛

البیهقی، أحمد بن الحسین بن علی بن موسى أبو بکر (متوفای 458هـ)، سنن البیهقی الکبرى، ج8، ص189، ناشر: مکتبة دار الباز - مکة المکرمة، تحقیق: محمد عبد القادر عطا، 1414 - 1994؛

الذهبی، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفای748هـ)، سیر أعلام النبلاء، ج 1، ص 420 و ص 426، تحقیق: شعیب الأرناؤوط، محمد نعیم العرقسوسی، ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.

هیثمى پس از نقل روایت مى‌گوید:

رواه أحمد وهو ثقة.

الهیثمی، علی بن أبی بکر (متوفای 807 هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج7، ص242، ناشر: دار الریان للتراث/‏ دار الکتاب العربی - القاهرة، بیروت – 1407هـ.

و حاکم نیشابورى پس از نقل روایت مى‌‌گوید:

هذا حدیث صحیح على شرط الشخین ولم یخرجاه بهذه السیاقة.

این حدیث با شرائطى که بخارى و مسلم قبول دارند، صحیح است؛‌ ولى آن‌ها به این صورت نقل نکرده‌اند.

الحاکم النیسابوری، محمد بن عبدالله أبو عبدالله (متوفای 405 هـ)، المستدرک على الصحیحین، ج2، ص155، تحقیق: مصطفى عبد القادر عطا، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت الطبعة: الأولى، 1411هـ - 1990م.

مناوى به نقل از قرطبى مى‌نویسد:

وهذا الحدیث أثبت الأحادیث وأصحّها، ولمّا لم یقدر معاویة على إنکاره قال: إنّما قتله من أخرجه، فأجابه على بأنّ رسول اللّه صلى اللّه علیه وسلم إذن قتل حمزة حین أخرجه.

قال ابن دحیة: وهذا من على إلزام مفحم الذى لا جواب عنه، وحجّة لا اعتراض علیها.

این حدیث از محکم‌ترین و صحیح‌ترین احادیث است و چون معاویه قدرت بر انکارش نداشت، گفت: عمار را کسى کشت که او را همراه خود آورده است و لذا على (ع) در پاسخش فرمود: پس بنابراین حمزه را هم در جنگ احد پیامبر کشته است؛ چون آن حضرت بود که حمزه را همراه خودش آورده بود.

ابن دحیه مى‌گوید: این پاسخ على چنان کوبنده است که حرفى براى گفتن باقى نمى‌گذارد ودلیلى است که انتقادى بر آن نیست.

المناوی، عبد الرؤوف (متوفای: 1031هـ)، فیض القدیر شرح الجامع الصغیر، ج 6، ص 366، ناشر: المکتبة التجاریة الکبرى - مصر، الطبعة: الأولى، 1356هـ

خزیمة ذوالشهادتین:

خزیمة بن ثابت، یکى از یاران با وفاى رسول خدا صلى الله علیه وآله و از کسانى است که بر پیمان خود تا آخر عمر پابرجا ماند.

او از حاضران در جنگ بدر و سایر جنگ‌ها بود، رسول خدا شهادت او را به منزله دو شهادت به حساب آورد، به همین خاطر به «ذوالشهادتین» مشهور شد. او در جنگ صفین در رکاب امیرمؤمنان علیه السلام حاضر بود و در این جنگ به شهادت رسید.

ابن عبد البر قرطبى در شرح حال او مى‌نویسد:

خزیمة بن ثابت بن الفاکه بن ثعلبة الخطمى الأنصارى من بنى خطمة من الأوس یعرف بذى الشهادتین جعل رسول الله صلى الله علیه وسلم شهادته بشهادة رجلین یکنى أبا عمارة شهد بدرا وما بعدها من المشاهد وکانت رایة خطمة بیده یوم الفتح وکان مع على رضى الله عنه بصفین فلما قتل عمار جرد سیفه فقاتل حتى قتل وکانت صفین سنة سبع وثلاثین

روى عن محمد بن عمارة بن خزیمة بن ثابت من وجوه قد ذکرتها فى کتاب الإستظهار فى طرق حدیث عمار قال ما زال جدى خزیمة بن ثابت مع على بصفین کافا سلاحه وکذلک فعل یوم الجمل فلما قتل عمار بصفین قال خزیمة سمعت رسول الله (ص) یقول تقتل عمار الفئة الباغیة ثم سل سیفه فقاتل حتى قتل.

خزیمة بن ثابت، مشهور به ذى الشهادتین، رسول خدا صلى الله علیه وآله، شهادت او را به منزله شهادت دو نفر قرار داد. کنیه او ابوعماره بود، در جنگ بدر و سایر جنگ‌هاى بعد از آن شرکت داشت. پرچم خطمة در فتح مکه در دست او بود. در جنگ صفین همراه على (علیه السلام) بود؛ هنگامى که عمار به شهادت رسید، شمشیرش را از غلاف بیرون کرد، آن قدر جنگید تا به شهادت رسید. جنگ صفین در سال سى و هفت هجرى اتفاق افتاد.

روایت شده از محمد بن عماره بن خزیمة بن ثابت که از سرشناسان بود که ما در کتاب الاستظهار در طریق روایت عمار از او یاد کرده‌ایم. محمد بن عماره گفت: جد من خزیمة بن ثابت، در جنگ صفین به همراه على (علیه السلام) حاضر بود؛ اما همواره شمشیرش در این جنگ و همچنین جنگ جمل در غلاف بود ، تا این که عمار در صفین به شهادت رسید. خزیمه گفت: از رسول خدا (ص) شنیدم که مى‌گفت: «عمار را گروه نابکار خواهند کشت» سپس شمشیرش از غلاف بیرون آورد و به جنگ پرداخت تا کشته شد.

ابن عبد البر النمری القرطبی المالکی، ابوعمر یوسف بن عبد الله بن عبد البر (متوفاى 463هـ)، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ج 2، ص448 ، تحقیق: علی محمد البجاوی، ناشر: دار الجیل - بیروت، الطبعة: الأولى، 1412هـ.

حاکم نیشابورى در کتاب المستدرک مى‌نویسد:

حَدَّثَنِى أَبُو بَکْرٍ مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ بَالَوَیْهِ، ثَنَا إِبْرَاهِیمُ بْنُ إِسْحَاقَ الْحَرْبِى، ثَنَا مُصْعَبُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الزُّبَیْرِى، قَالَ: " خُزَیْمَةُ بْنُ ثَابِتِ بْنِ الْفَاکِهِ بْنِ ثَعْلَبَةَ بْنِ سَاعِدَةَ بْنِ عَامِرِ بْنِ غَیَّانَ بْنِ عَامِرِ بْنِ خَطْمَةَ وَهُوَ ذُو الشَّهَادَتَیْنِ، جَعَلَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ شَهَادَتَهُ بِشَهَادَةِ رَجُلَیْنِ، وَأَخْبَرَ النَّبِى صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ أَنَّهُ رَأَى فِى الْمَنَامِ کَأَنَّهُ سَجَدَ عَلَى جَبْهَةِ النَّبِى صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ، فَاضْطَجَعَ لَهُ النَّبِى صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ حَتَّى سَجَدَ عَلَى جَبْهَتِهِ " قَالَ ابْنُ إِسْحَاقَ:« قُتِلَ مَعَ عَلِى رَضِى اللَّهُ عَنْهُ بِصِفِّینَ بَعْدَ قَتْلِ عَمَّارِ بْنِ یَاسِرٍ».

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْحَاقَ، قَالَ: " شَهِدَ خُزَیْمَةُ بْنُ ثَابِتٍ ذُو الشَّهَادَتَیْنِ مَعَ عَلِى بْنِ أَبِى طَالِبٍ رَضِى اللَّهُ عَنْهُ صِفِّینَ، وَقُتِلَ یَوْمَئِذٍ سَنَةَ سَبْعٍ وَثَلاثِینَ مِنَ الْهِجْرَةِ.

مصعب زبیرى نقل کرده است که خزیمة بن ثابت؛ همان ذو الشهادتین است که رسول خدا (ص) شهادت او را به منزله شهادت دو نفر قرار داد. او به رسول خدا (ص) خبر داد که او در خواب دیده است که بر پیشانى آن حضرت سجده کرده است؛ پس آن حضرت خوابید تا خزیمه بر پیشانى او سجده کرد. ابن اسحاق گفته: او در جنگ صفین در رکاب امیرمؤمنان (ع) بعد از کشته شدن عمار یاسر کشته شد.

از محمد بن اسحاق نقل شده است که خزیمه ذوالشهادتین در جنگ صفین در رکاب على بن أبى طالب حاضر بود و در این جنگ در سال سى و هفت هجرى کشته شد.

الحاکم النیسابوری، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاى 405 هـ)، المستدرک علی الصحیحین، ج 3، ص448 ، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت الطبعة: الأولى، 1411هـ - 1990م.

هاشم بن عتبة :

هاشم بن عتبة بن أبى وقاص، مشهور به هاشم مرقال، برادر زاده سعد بن أبى وقاص، یکى از یاران رسول الله است که در جنگ صفین به درجه رفیع شهادت نائل است.

ابن حبان در باره او مى‌نویسد:

هاشم بن عتبة بن أبى وقاص بن أخى سعد له صحبة قتل یوم صفین.

هاشم بن عتبة بن أبى وقاص، پسر برادر سعد، صحابى بود و در جنگ صفین به شهادت رسید.

التمیمی البستی، ابوحاتم محمد بن حبان بن أحمد (متوفاى354 هـ)، الثقات، ج 3، ص437، رقم: 1428، تحقیق السید شرف الدین أحمد، ناشر: دار الفکر، الطبعة: الأولى، 1395هـ – 1975م.

محمد بن جریر طبرى نام او را در زمره شهداى جنگ صفین آورده و مى‌نویسد:

وهاشم بن عتبة بن أبى وقاص بن أهیب بن عبدمناف بن زهرة أسلم هاشم بن عتبة یوم فتح مکة وهو المرقال وکان أعور فقئت عینه یوم الیرموک وهو ابن أخى سعد بن أبى وقاص شهد صفین مع على بن أبى طالب علیه السلام وکان یومئذ على الرجالة وهو الذى یقول:

أعور یبغى أهله محلا

قد عالج الحیاة حتى ملا

لابد أن یفل أو یفلا

وقتل یوم صفین.

هاشم بن عتبه در فتح مکه اسلام آورد، او همان مرقال است و یک چشمش کور بود که در جنگ یرموک از حدقه‌اش افتاد. او پسر برادر سعد بن أبى وقاص بود، در جنگ صفین در رکاب على بن أبى طالب علیه السلام حاضر بود و در این روز امیر سربازان پیاده بود، او همان کسى است که مى‌گفت:

اعور کسى است که براى کسان خود محل و مقامى مى‏طلبد و زندگى را تا آنجایى سپرى کرده که اظهار خستگى مى‏نماید، اینک چاره‏اى ندارد از اینکه شمشیر بکشد و دشمن را شکست بدهد و یا شکست بخورد.

او در جنگ صفین به شهادت رسید.

الطبری، أبو جعفر محمد بن جریر بن یزید بن کثیر بن غالب (متوفاى310)، المنتخب من ذیل المذیل ، ج 1، ص16 ـ 17، طبق برنامه الجامع الکبیر.

و ابن حجر عسقلانى در توصیف این شیر شجاع و پرچمدار لشکر على بن أبى طالب مى‌نویسد:

هاشم بن عتبة بن أبى وقاص بن أهیب بن زهرة بن عبد مناف الزهرى الشجاع المشهور المعروف بالمرقال بن أخى سعد بن أبى وقاص قال الدولابى لقب بالمرقال لأنه کان یرقل فى الحرب أى یسرع من الإرقال وهو ضرب من العدو وقال بن الکلبى وابن حبان له صحبة ...

وأخرج یعقوب بن سفیان من طریق الزهرى قال قتل عمار بن یاسر وهاشم بن عتبة یوم صفین وأخرج بن السکن من طریق الأعمش عن أبى عبد الرحمن السلمى قال شهدنا صفین مع على وقد وکلنا بفرسه رجلین فإذا کان من القوم غفلة حمل علیهم فلا یرجع حتى یخضب سیفه دما قال ورأیت هاشم بن عتبة وعمار بن یاسر یقول له یا هاشم:

 أعور یبغى أهلى محلا

قد عالج الحیاة حتى ملا

لا بد أن یفل أو یفلا

قال ثم أخذوا فى واد من أودیة صفین فما رجعا حتى قتلا

وأخرج عبد الرزاق عن أبى بکر بن محمد بن عمرو بن حزم أن هاشما أنشده فذکر نحوه .

وقال المرزبانى لما جاء قتل عثمان إلى أهل الکوفة قال هاشم لأبى موسى الأشعرى تعال یا أبا موسى بایع لخیر هذه الأمة على فقال لا تعجل فوضع هاشم یده على الأخرى فقال هذه لعلى وهذه لى وقد بایعت علیا وأنشد

أبایع غیر مکترث علیا

ولا أخشى أمیرا أشعریا

أبایعه وأعلم أن سأرضى

بذاک الله حقا والنبیا

هاشم بن عتبة بن أبى وقاص، دلاور نامدارى که به مرقال مشهور شد. او برادر زاده سعد بن أبى وقاص بود. دولابى گفته: او را «مرقال» نامیدند؛ چرا که با سرعت به جنگ مى‌رفت . ارقال از ماده ارقال است به معناى نوعى دویدن. ابن کلبى و ابن حبان گفته‌اند که صحابى بوده.

یعقوب بن سفیان از طریق زهرى نقل کرده است که عمار بن یاسر و هاشم بن عبته در جنگ صفین به شهادت رسیدند. ابن السکن از طریق اعملش از أبى عبد الرحمن سلمى نقل کرده است که ما در صفین در رکاب على علیه السلام حاضر بودیم، هر دو نفر بر یک اسب سوار مى‌شدیم؛ وقتى مردم در غفلت بودیم به آن‌ها حمله مى‌کردیم، کسى بر نمى‌گشت؛ مگر این که شمشیرش را از خون آغشته مى‌کرد. هاشم بن عبته و عمار را دیدم، عمار به هاشم مى‌گفت:

اعور کسى است که براى کسان خود محل و مقامى مى‏طلبد و زندگى را تا آنجایى سپرى کرده که اظهار خستگى مى‏نماید، اینک چاره‏اى ندارد از اینکه شمشیر بکشد و دشمن را شکست بدهد و یا شکست بخورد.

سپس هر دوى آن‌ها بیابانى از بیابان‌هاى صفین را در پیش گرفتند، برنگشتند؛ مگر این که به شهادت رسیدند.

عبد الرزاق از أبوبکر بن محمد بن عمرو بن حزم نقل کرده است که هاشم این شعر را سرود.

مرزبانى گفته: وقتى خبر کشته شدن عثمان به مردم کوفه رسید، هاشم به ابوموسى اشعرى گفت: اى ابوموسى بیا و با بهترین فرد این امت؛ یعنى على علیه السلام بیعت کن. ابو موسى گفت: عجله نکن . پس هاشم یک دستش را بر روى دست دیگرش گذاشت و گفت: این دستم براى على و این هم براى خودم، من با على بیعت کردم و سپس این شعر را سرود:

بى درنگ با على بیعت مى‌کنم و از امیر اشعرى هراسى ندارم. با او بیعت مى‌کنم و مى‌دانم که خدا و پیامبرش از این کار خوشنود خواهند شد.

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفاى852هـ)، الإصابة فی تمییز الصحابة، ج6 ص515 ـ 516، رقم: 8918 ، تحقیق: علی محمد البجاوی، ناشر: دار الجیل - بیروت، الطبعة: الأولى، 1412هـ - 1992م.

و ابن عبد البر قرطبى او را این چنین توصیف مى‌کند:

هاشم بن عتبة بن أبى وقاص القرشى الزهرى ابن أخى سعد بن أبى وقاص بکى أبا عمرو وقد تقدم ذکر نسبه إلى زهرة فى باب عمه سعد قال

/ 0 نظر / 33 بازدید