اگر پیامبر علی را به خلافت منصوب نمود، چرا ابوبکر را برای نماز فرستاد؟

پاسخ:

مهمترین روایات وارده در رابطه با «استخلاف» و یا جانشینی ابوبکر از سوی رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم برای نماز در واپسین روزهای عمر شریف آن حضرت که مجموعاً یازده روایت، حاوی یک روایت از موطأ مالک و ده روایت از صحیح بخاری است؛ تماماً بررسی سندی شده که همه ضعیف و یا مرسل بوده و در سلسله سند آن مشکلات اساسی وجود داشته است. و البته در دلالت آن نیز (همان گونه که ملاحظه خواهید فرمود) به قدری تعارض و تناقض وجود دارد که هر گونه اعتماد به این روایات را منتفی می‌سازد.

 پاسخ به این شبهه (نماز ابوبکر) در فایل دیگری به شکل مفصل و مستقل ذکر گردیده که خلاصه آن در این مجال می‌آید.

بررسی سندی: روایت کتاب الموطأ مالک

 وَحَدَّثَنِی عَنْ مَالِکٍ، عَنْ هِشَامِ بْنِ عُرْوَةَ، عَنْ أَبِیهِ، أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ - صلى الله علیه وسلم - خَرَجَ فِی مَرَضِهِ، فَأَتَى فَوَجَدَ أَبَا بَکْرٍ وَهُوَ قَائِمٌ یُصَلِّی بِالنَّاسِ، فَاسْتَأْخَرَ أَبُو بَکْرٍ، فَأَشَارَ إِلَیْهِ رَسُولُ اللَّهِ - صلى الله علیه وسلم - أَنْ کَمَا أَنْتَ، فَجَلَسَ رَسُولُ اللَّهِ - صلى الله علیه وسلم - إِلَى جَنْبِ أبِی بَکْرٍ، فَکَانَ أَبُو بَکْرٍ یُصَلِّی بِصَلاَةِ رَسُولِ اللَّهِ - صلى الله علیه وسلم - وَهُوَ جَالِسٌ، وَکَانَ النَّاسُ یُصَلُّونَ بِصَلاَةِ أبِی بَکْرٍ.

  رسول خدا صلى اللّه علیه وآله در حال بیمارى از منزل خارج و وارد مسجد شد دید

ابوبکر ایستاده و مردم به او اقتدا کرده اند. وقتى ابوبکر متوجّه شد عقب رفت. رسول خدا صلى اللّه علیه وآله به او اشاره کرد که همان جا بمان؛ سپس رسول خدا صلى اللّه علیه وآله کنار ابوبکر نشست. ابوبکر نمازش را با اقتدا به پیامبر خواند، در حالى که مردم به ابوبکر اقتدا کرده بودند.مالک از هِشام بن عُرْوَه نقل مى‌کند که عروه گوید

 الموطّأ، مالک (179 هـ )، ج 1، ص 136 .

 الف. ارسال روایت

 هذا مرسل فی الموطأ

 روایت موطا مرسل است.

 الاستذکار، ابن عبد البر( 463 هـ )، ج 2، ص 175 .

 لم یختلف عن مالک فیما علمت فی إرسال هذا الحدیث

 اختلافی در مرسل بودن روایت مالک نیست.

 التمهید، ابن عبد البر( 463 هـ )،ج 22، ص 315 .

 ب. هشام (ابوالمنذر): هشام بن عروه بن زبیر بن عوام

هشام بن عروة بن الزبیر بن العوام الأسدی ثقة فقیه ربما دلس

 ... مبتلای به تدلیس است.

 تقریب التهذیب، ابن حجر( 852 هـ )، ج2، ص267 .

 قال عبد الرحمان بن یوسف بن خراش : کان مالک لا یرضاه.

 مالک از او رضایت نداست.

 تهذیب الکمال، مزی (742 هـ )، ج 30، ص 239 .

 مهم تر این که ابن حجر نام او را در کتاب «طبقات المدلّسین» ‌آورده.

 طبقات المدلسین، ابن حجر( 852 هـ )، ص 26 .

 ج. عروه بن زبیر: از دشمنان اهل بیت و از طرفداران معاویه و عضو گروه جعل حدیث وی بوده است.

 اوّلین روایت بخاری

664 - حَدَّثَنَا عُمَرُ بْنُ حَفْصِ بْنِ غِیَاثٍ قَالَ حَدَّثَنِى أَبِى قَالَ حَدَّثَنَا الأَعْمَشُ عَنْ إِبْرَاهِیمَ قَالَ الأَسْوَدُ قَالَ کُنَّا عِنْدَ عَائِشَةَ - رضى الله عنها - فَذَکَرْنَا الْمُوَاظَبَةَ عَلَى الصَّلاَةِ وَالتَّعْظِیمَ لَهَا ، قَالَتْ لَمَّا مَرِضَ رَسُولُ اللَّهِ - صلى الله علیه وسلم - مَرَضَهُ الَّذِى مَاتَ فِیهِ ، فَحَضَرَتِ الصَّلاَةُ فَأُذِّنَ ، فَقَالَ « مُرُوا أَبَا بَکْرٍ فَلْیُصَلِّ بِالنَّاسِ» . فَقِیلَ لَهُ إِنَّ أَبَا بَکْرٍ رَجُلٌ أَسِیفٌ ، إِذَا قَامَ فِى مَقَامِکَ لَمْ یَسْتَطِعْ أَنْ یُصَلِّىَ بِالنَّاسِ ، وَأَعَادَ فَأَعَادُوا لَهُ ، فَأَعَادَ الثَّالِثَةَ فَقَالَ «إِنَّکُنَّ صَوَاحِبُ یُوسُفَ ، مُرُوا أَبَا بَکْرٍ فَلْیُصَلِّ بِالنَّاسِ». فَخَرَجَ أَبُو بَکْرٍ فَصَلَّى ، فَوَجَدَ النَّبِىُّ - صلى الله علیه وسلم - مِنْ نَفْسِهِ خِفَّةً ، فَخَرَجَ یُهَادَى بَیْنَ رَجُلَیْنِ کَأَنِّى أَنْظُرُ رِجْلَیْهِ تَخُطَّانِ مِنَ الْوَجَعِ ، فَأَرَادَ أَبُو بَکْرٍ أَنْ یَتَأَخَّرَ ، فَأَوْمَأَ إِلَیْهِ النَّبِىُّ - صلى الله علیه وسلم - أَنْ مَکَانَکَ ، ثُمَّ أُتِىَ بِهِ حَتَّى جَلَسَ إِلَى جَنْبِهِ . قِیلَ لِلأَعْمَشِ وَکَانَ النَّبِىُّ - صلى الله علیه وسلم - یُصَلِّى وَأَبُو بَکْرٍ یُصَلِّى بِصَلاَتِهِ ، وَالنَّاسُ یُصَلُّونَ بِصَلاَةِ أَبِى بَکْرٍ فَقَالَ بِرَأْسِهِ نَعَمْ . رَوَاهُ أَبُو دَاوُدَ عَنْ شُعْبَةَ عَنِ الأَعْمَشِ بَعْضَهُ . وَزَادَ أَبُو مُعَاوِیَةَ جَلَسَ عَنْ یَسَارِ أَبِى بَکْرٍ فَکَانَ أَبُو بَکْرٍ یُصَلِّى قَائِمًا.

 عمر بن حفص بن غیاث، از پدرش، از اعمش، از ابراهیم نقل مى کند که اسود گوید: روزى نزد عایشه بودیم و در مورد اهمیّت نماز و بزرگداشت آن گفت و گو مى‌کردیم. عایشه گفت: هنگامى که رسول خدا صلى اللّه علیه وآله بیمار شد ـ همان بیمارى که منجر به وفات آن حضرت شد ـ وقت نماز فرا رسید و اذان گفته شد فرمود: به ابوبکر بگویید نماز جماعت را براى مردم به پا دارد. عرض شد: ابوبکر پیرمردى دل نازک است; وقتى در جایگاه شما بایستد نمى تواند [به علّت گریه] پیش نماز شود. پیامبر تکرار کرد و آن ها دوباره همان مطلب را تکرار کردند. آن حضرت براى بار سوم تکرار کرد و فرمود: شما همچون زنان مصر در عصر یوسف [دنبال خواسته هاى خودتان] هستید! به ابوبکر بگویید پیش نماز شود پس ابوبکر خارج شد و نماز خواند. در این هنگام پیامبر صلى اللّه علیه وآله در خود احساس سبکى و آرامش کرد و در حالى که در حال خمیده به دو نفر تکیه کرده بود، از منزل خارج شد. گویى می‌دیدم که از درد، پاهایش بر زمین کشیده مى شد. [پس از رسیدن آن حضرت به مسجد] ابوبکر خواست که عقب بایستد، پیامبر به او اشاره کرد که همان جا بایست. سپس حضرت را آوردند تا در کنار ابوبکر نشست. به اعمش گفته شد: آیا پیامبر صلى اللّه علیه وآله نماز مى خواند و ابوبکر به او اقتدا کرده بود و مردم به ابوبکر اقتدا کرده بودند؟ اعمش با سرش پاسخ داد: آرى ! ابوداوود طیالسى بخشى از این روایت را از شعبه، از اعمش نقل کرده است. ابومعاویه مى‌افزاید: پیامبر صلى اللّه علیه وآله سمت چپ ابوبکر نشست و ابوبکر ایستاده نماز مى خواند.

 صحیح بخارى ، محمد بن اسماعیل ( 256 هـ ) ، ج 1 ، ص 161 ، کتاب الاذان ، باب حد المریض ان یشهد الجماعة .

 الف . ابراهیم: ابراهیم بن یزید نخعى

 از جمله مدلّسینی است که ابوعبداللّه حاکم نیشابوری او را در دسته چهارم از مدلّسین ذکر می‌کند.

 ب . اعمش:سلیمان بن مهران الاعمش

وى نیز معروف به تدلیس می‌باشد. همان تدلیسى که قبیح و مضرّ به عدالت است:

 سلیمان بن مهران الأعمش  وکان یدلس وصفه بذلک النسائی والدارقطنی وغیرهم

 ... او تدلیس می‌کرده است ...

 طبقات المدلّسین، ابن حجر( 852 هـ )، ص 33 .

 دوّمین روایت بخاری

682 - حَدَّثَنَا یَحْیَى بْنُ سُلَیْمَانَ قَالَ حَدَّثَنَا ابْنُ وَهْبٍ قَالَ حَدَّثَنِى یُونُسُ عَنِ ابْنِ شِهَابٍ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ أَنَّهُ أَخْبَرَهُ عَنْ أَبِیهِ قَالَ لَمَّا اشْتَدَّ بِرَسُولِ اللَّهِ - صلى الله علیه وسلم - وَجَعُهُ قِیلَ لَهُ فِى الصَّلاَةِ فَقَالَ « مُرُوا أَبَا بَکْرٍ فَلْیُصَلِّ بِالنَّاسِ » . قَالَتْ عَائِشَةُ إِنَّ أَبَا بَکْرٍ رَجُلٌ رَقِیقٌ ، إِذَا قَرَأَ غَلَبَهُ الْبُکَاءُ . قَالَ « مُرُوهُ فَیُصَلِّى » فَعَاوَدَتْهُ . قَالَ « مُرُوهُ فَیُصَلِّى ، إِنَّکُنَّ صَوَاحِبُ یُوسُفَ ».

 یحیى بن سلیمان، از ابن وهب، از یونس، از ابن شهاب، از حمزة بن عبداللّه و وى از پدرش نقل مى کند که گوید : هنگامى که درد رسول خدا صلى اللّه علیه وآله شدّت یافت ، درباره نماز با ایشان گفت و گو شد . حضرت فرمود : به ابوبکر بگویید براى مردم نماز بخواند . عایشه گفت : ابوبکر مردى دل نازک است . هر گاه مشغول قرائت شود ، گریه بر او غلبه مى کند. پیامبر صلى اللّه علیه وآله فرمود : به او بگویید نماز بخواند. عایشه دوباره همان پاسخ را تکرار کرد . پیامبر فرمود : به او بگویید : نماز بخواند ؛ همانا شما همچون زنان مصر در زمان یوسف [به دنبال خواسته هاى خودتان] هستید.

 صحیح بخاری ، محمد بن اسماعیل ( 256 هـ ) ، ج 1 ، ص 166 . ، کتاب الاذان ، باب اهل العلم والفضل احق بالامامه.

 الف . یحیی بن سلیمان:

9532 - یحیى بن سلیمان  ، وعنه البخاری ، وجماعة . وثقه بعض الحفاظ . قال أبو حاتم : شیخ . وقال النسائی : لیس بثقة . وقال ابن حبان . ربما أغرب .

 ... ثقه نمی‌باشد و روایات غریب ذکر می‌کرده است.

 میزان الاعتدال، ذهبی( 747 هـ  )، ج 4، ص 382 .

  ب . ابن شهاب (زُهْری): محمد بن مسلم بن عبید الله بن عبد الله بن شهاب بن عبد الله بن الحارث بن زهره القرشى معروف به زُهْری می‌باشد .

 زهری، در خدمت گروه جعل حدیث بنی امیه بوده است.

 تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ( 571 هـ ) ، ج 42 ، ص 228 ـ تهذیب التهذیب ، ابن حجر (852 هـ  ) ، ج 4 ، ص 197 ـ سیر أعلام النبلاء ، ذهبی ( 748هـ ) ، ج 5 ، ص 337 ـ سیر أعلام النبلاء ، ذهبی (748 هـ )، ج 5 ، ص 331 ـ تهذیب الکمال ، مزی ( 742 هـ ) ، ج 5 ، ص 88 و تاریخ الإسلام ، الذهبی ( 748 هـ ) ، ج 9 ، ص 92 ـ

 زهری از مدلسین بوده است.

 تعریف اهل التقدیس بمراتب الموصوفین بالتدلیس، ابن حجر عسقلانی، ص109، شماره 102/36.

 زهری، از امیر المؤمنین علی علیه السّلام روی گردان بوده‌ است.

 شرح نهج البلاغة ، ابن أبی الحدید ( 656 هـ ) ، ج 4 ، ص 102 .

 سوّمین روایت بخاری

683 - حَدَّثَنَا زَکَرِیَّاءُ بْنُ یَحْیَى قَالَ حَدَّثَنَا ابْنُ نُمَیْرٍ قَالَ أَخْبَرَنَا هِشَامُ بْنُ عُرْوَةَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَائِشَةَ قَالَتْ أَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ - صلى الله علیه وسلم - أَبَا بَکْرٍ أَنْ یُصَلِّىَ بِالنَّاسِ فِى مَرَضِهِ ، فَکَانَ یُصَلِّى بِهِمْ . قَالَ عُرْوَةُ فَوَجَدَ رَسُولُ اللَّهِ - صلى الله علیه وسلم - فِى نَفْسِهِ خِفَّةً ، فَخَرَجَ فَإِذَا أَبُو بَکْرٍ یَؤُمُّ النَّاسَ ، فَلَمَّا رَآهُ أَبُو بَکْرٍ اسْتَأْخَرَ ، فَأَشَارَ إِلَیْهِ أَنْ کَمَا أَنْتَ ، فَجَلَسَ رَسُولُ اللَّهِ - صلى الله علیه وسلم - حِذَاءَ أَبِى بَکْرٍ إِلَى جَنْبِهِ ، فَکَانَ أَبُو بَکْرٍ یُصَلِّى بِصَلاَةِ رَسُولِ اللَّهِ - صلى الله علیه وسلم - وَالنَّاسُ یُصَلُّونَ بِصَلاَةِ أَبِى بَکْرٍ .

 زکریّا بن یحیى ، از ابن نُمیر ، از هِشام بن عُرْوَه ، از پدرش نقل مى‌کند که گوید : عایشه به ما گفت : رسول خدا صلى اللّه علیه وآله در دوران بیماریش دستور داد که ابوبکر براى مردم نماز بخواند و او نیز براى مردم نماز مى‌خواند. عروه گفت : در این حال رسول خدا صلى اللّه علیه وآله در خود احساس سبکى و آرامش کرد و از خانه خارج شد، در حالى که مردم به ابوبکر اقتدا کرده بودند. وقتى ابوبکر پیامبر را دید، عقب رفت. پیامبر صلى اللّه علیه وآله به او اشاره کرد که همان جا بایست. سپس رسول خدا صلى اللّه علیه وآله به موازات ابوبکر و در کنار او نشست. ابوبکر نمازش را با اقتدا به پیامبر صلى اللّه علیه وآله خواند و مردم نیز به ابوبکر اقتدا کردند.

 صحیح بخاری ، محمد بن اسماعیل ( 256 هـ ) ، ج 1 ، ص 167 . کتاب الاذان ، باب من قام الی جنب الامام لعلة.

 هشام بن عروه و پدرش عروه بن زبیر

احوالات هر دو نفر در بالا ذکر شد.

 عایشه: که بعداً بحث می‌شود. (ذیل روایت دهم)

 چهارمین روایت بخاری

678 - حَدَّثَنَا إِسْحَاقُ بْنُ نَصْرٍ قَالَ حَدَّثَنَا حُسَیْنٌ عَنْ زَائِدَةَ عَنْ عَبْدِ الْمَلِکِ بْنِ عُمَیْرٍ قَالَ حَدَّثَنِى أَبُو بُرْدَةَ عَنْ أَبِى مُوسَى قَالَ مَرِضَ النَّبِىُّ - صلى الله علیه وسلم - فَاشْتَدَّ مَرَضُهُ فَقَالَ « مُرُوا أَبَا بَکْرٍ فَلْیُصَلِّ بِالنَّاسِ » . قَالَتْ عَائِشَةُ إِنَّهُ رَجُلٌ رَقِیقٌ ، إِذَا قَامَ مَقَامَکَ لَمْ یَسْتَطِعْ أَنْ یُصَلِّىَ بِالنَّاسِ . قَالَ « مُرُوا أَبَا بَکْرٍ فَلْیُصَلِّ بِالنَّاسِ » فَعَادَتْ فَقَالَ « مُرِى أَبَا بَکْرٍ فَلْیُصَلِّ بِالنَّاسِ ، فَإِنَّکُنَّ صَوَاحِبُ یُوسُفَ » . فَأَتَاهُ الرَّسُولُ فَصَلَّى بِالنَّاسِ فِى حَیَاةِ النَّبِىِّ - صلى الله علیه وسلم - .

  اسحاق بن نصر ، از حسین ، از زائده ، از عبدالملک بن عمیر ، از ابوبرده ، نقل مى کند که ابوموسى گوید : پیامبر صلى اللّه علیه وآله بیمار شد . بیمارى آن حضرت شدّت یافت ; از این رو فرمود : به ابوبکر بگویید براى مردم نماز بخواند . عایشه گفت : ابوبکر مردى دل نازک است ; وقتى در جایگاه شما بایستد ، نمى‌تواند براى مردم نماز بخواند.پیامبر صلى اللّه علیه وآله فرمود : به ابوبکر بگویید براى مردم نماز بخواند عایشه دوباره همان پاسخ را تکرار کرد . پیامبر صلى اللّه علیه وآله فرمود : به ابوبکر بگو براى مردم نماز بخواند . چرا که شما همچون زنان مصر در زمان یوسف هستید . در این هنگام شخصى در پى ابوبکر رفت و او را آورد . او در دوران حیات پیامبر صلى اللّه علیه وآله براى مردم نماز خواند.

 صحیح بخاری ، محمد بن اسماعیل ( 256 هـ ) ، ج 1 ، ص 165 . کتاب الاذان ، باب اهل العلم و الفضل احق بالامامة.

 الف. ارسال روایت

 ب. ابو برده: عامر بن ابی موسی اشعریکه بعد از شریح قاضی به مقام قضاوت کوفه منصوب شد و او:

 1 . از دشمنان و کینه توزان به امیر مومنان علیه السلام‌ است.

 2 . در جریان قتل حجر بن عدی نقش موثری داشت.

 3 . نسبت به قاتل عمار بن یاسر جمله معروفی دارد.

 شرح نهج البلاغه ، ابن ابی الحدید ( 656 هـ ) ، ج 4 ، ص 99 .

 ج . عبد الملک بن عمیر

 در کتب رجال اهل سنت با این تعبیرات از او یاد شده:

 «رجل مدلس» ، «ضعیف جدا» ، «کثیر الغلط» ، «مضطرب الحدیث جدا» ، «مخلّط» ، «لیس بحافظ».

 به عنوان مثال: مزی در تهذیب الکمال و ابن حجر در تهذیب التهذیب در باره او آورده‌اند:

 وقال علی بن الحسن الهسنجانی: سمعت أحمد بن حنبل یقول: عبد الملک بن عمیر مضطرب الحدیث جدا مع قلة روایته.

 د . ابو موسی اشعری

  با اندک آگاهی از تاریخ می‌توان یافت: که از مشهورترین دشمنان امیر المومنین علیه السلام‌ بود. که خلع امیر المؤمنین علیه السّلام از خلافت در جریان حکمیت بعد از جنگ صفین شهره آفاق است.

 هم‌چنین بر اساس خبری که در صحیح مسلم آمده، عمر خلیفه دوّم اهل سنّت نیز در قضیه استیذان، به قول او اعتماد نکرد؛ که این موضوع تأکید بیشتری بر عدم اعتبار روایات او می‌گردد.

 صحیح مسلم نیشابوری( 261 هـ ) ، ج 6 ، ص178 .

 پنجمین روایت بخاری

679 - حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ یُوسُفَ قَالَ أَخْبَرَنَا مَالِکٌ عَنْ هِشَامِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَائِشَةَ أُمِّ الْمُؤْمِنِینَ - رضى الله عنها - أَنَّهَا قَالَتْ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ - صلى الله علیه وسلم - قَالَ فِى مَرَضِهِ « مُرُوا أَبَا بَکْرٍ یُصَلِّى بِالنَّاسِ » . قَالَتْ عَائِشَةُ قُلْتُ إِنَّ أَبَا بَکْرٍ إِذَا قَامَ فِى مَقَامِکَ لَمْ یُسْمِعِ النَّاسَ مِنَ الْبُکَاءِ ، فَمُرْ عُمَرَ فَلْیُصَلِّ لِلنَّاسِ . فَقَالَتْ عَائِشَةُ فَقُلْتُ لِحَفْصَةَ قُولِى لَهُ إِنَّ أَبَا بَکْرٍ إِذَا قَامَ فِى مَقَامِکَ لَمْ یُسْمِعِ النَّاسَ مِنَ الْبُکَاءِ ، فَمُرْ عُمَرَ فَلْیُصَلِّ لِلنَّاسِ . فَفَعَلَتْ حَفْصَةُ . فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ - صلى الله علیه وسلم - « مَهْ ، إِنَّکُنَّ لأَنْتُنَّ صَوَاحِبُ یُوسُفَ ، مُرُوا أَبَا بَکْرٍ فَلْیُصَلِّ لِلنَّاسِ » . فَقَالَتْ حَفْصَةُ لِعَائِشَةَ مَا کُنْتُ لأُصِیبَ مِنْکِ خَیْرًا.

 عبداللّه بن یوسف از مالک، از هِشام بن عُرْوَه، از پدرش نقل مى کند که عایشه به ما گفت: رسول خدا صلى اللّه علیه وآله در دوران بیمارى خود فرمود : به ابوبکر بگویید براى مردم نماز بخواند . عایشه گوید: من گفتم: ابوبکر وقتى در جایگاه شما بایستد، مردم از شدّت گریه او [قرائت را] نمى شنوند ! پس به عمر دستور دهید براى مردم نماز بخواند . عایشه در ادامه مى گوید: به حفصه گفتم: به پیامبر بگو که ابوبکر وقتى درجایگاه شما بایستد ، مردم از شدّت گریه [او قرائت را] نمى شنوند. پس به عمر دستور دهید که براى مردم نماز بخواند.حفصه این کار را انجام داد. در این حال رسول خدا صلى اللّه علیه وآله به حفصه فرمود: ساکت شو! شما همچون زنان مصر در زمان یوسف هستید. به ابوبکر بگویید براى مردم نماز بخواند. در این هنگام بود که حفصه به عایشه گفت : نشد که از تو به من خیرى برسد .

 صحیح بخاری، محمد بن اسماعیل ( 256 هـ )، ج 1، ص 165. کتاب الاذان، باب اهل العلم والفضل احق بالامامة.

 1. هشام بن عروه  2. عروه بن زبیر

 شرح حال هر دو نفر بیان شد.

 عایشه: که بعداً بحث می‌شود. (ذیل روایت دهم)

 ششمین روایت بخاری

712 - حَدَّثَنَا مُسَدَّدٌ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ دَاوُدَ قَالَ حَدَّثَنَا الأَعْمَشُ عَنْ إِبْرَاهِیمَ عَنِ الأَسْوَدِ عَنْ عَائِشَةَ - رضى الله عنها - قَالَتْ لَمَّا مَرِضَ النَّبِىُّ - صلى الله علیه وسلم - مَرَضَهُ الَّذِى مَاتَ فِیهِ أَتَاهُ بِلاَلٌ یُؤْذِنُهُ بِالصَّلاَةِ فَقَالَ « مُرُوا أَبَا بَکْرٍ فَلْیُصَلِّ » . قُلْتُ إِنَّ أَبَا بَکْرٍ رَجُلٌ أَسِیفٌ ، إِنْ یَقُمْ مَقَامَکَ یَبْکِى فَلاَ یَقْدِرُ عَلَى الْقِرَاءَةِ . قَالَ « مُرُوا أَبَا بَکْرٍ فَلْیُصَلِّ » . فَقُلْتُ مِثْلَهُ فَقَالَ فِى الثَّالِثَةِ أَوِ الرَّابِعَةِ « إِنَّکُنَّ صَوَاحِبُ یُوسُفَ ، مُرُوا أَبَا بَکْرٍ فَلْیُصَلِّ » . فَصَلَّى وَخَرَجَ النَّبِىُّ - صلى الله علیه وسلم - یُهَادَى بَیْنَ رَجُلَیْنِ ، کَأَنِّى أَنْظُرُ إِلَیْهِ یَخُطُّ بِرِجْلَیْهِ الأَرْضَ ، فَلَمَّا رَآهُ أَبُو بَکْرٍ ذَهَبَ یَتَأَخَّرُ ، فَأَشَارَ إِلَیْهِ أَنْ صَلِّ ، فَتَأَخَّرَ أَبُو بَکْرٍ - رضى الله عنه - وَقَعَدَ النَّبِىُّ - صلى الله علیه وسلم - إِلَى جَنْبِهِ ، وَأَبُو بَکْرٍ یُسْمِعُ النَّاسَ التَّکْبِیرَ.

 بخارى روایت هفتم را از عایشه این گونه نقل مى کند : مسدّد از عبداللّه بن داوود ، از اعمش ، از ابراهیم ، از اسود ، نقل مى کند که عایشه گوید : وقتى که پیامبر صلى اللّه علیه وآله بیمار شد ـ همان بیمارى که به سبب آن وفات یافت ـ بلال آمد تا ایشان را از وقت نماز آگاه سازد . پیامبر صلى اللّه علیه وآله فرمود : به ابوبکر بگویید نماز بخواند. گفتم : ابوبکر مردى دل نازک است; اگر در جایگاه شما بایستد گریه اش مى‌گیرد و قادر به قرائت نخواهد بود . فرمود : به ابوبکر بگویید نماز بخواند. من باز همان پاسخ را تکرار کردم . پیامبر صلى اللّه علیه وآله براى بار سوم و چهارم تکرار کرد و فرمود : شما همچون زنان مصر در زمان یوسف [به دنبال خواسته خود] هستید . به ابوبکر بگویید نماز بخواند . درنتیجه ابوبکر نماز خواند. پیامبر صلى اللّه علیه وآله با قامتى خمیده و در حالى که به دو نفر تکیه کرده بود از منزل خارج شد . گویى مى‌دیدم که پاهایش بر زمین کشیده مى شد . وقتى ابوبکر او را دید به عقب رفت . پیامبر صلى اللّه علیه وآله به او اشاره کرد که نماز بخوان . ابوبکر عقب ایستاد و پیامبر صلى اللّه علیه وآله کنارش نشست و ابوبکر صداى تکبیر را به مردم مى رساند.

 صحیح بخاری ، محمد بن اسماعیل ( 256 هـ ) ، ج 1 ، ص 174 . کتاب الاذان ، باب من اسمع الناس بتکبیر الامام.

 اعمش: شرح حال او در بالا ذکر شد .

 عایشه: بعداً بحث می‌شود. (ذیل روایت دهم)

 هفتمین روایت بخاری

713 - حَدَّثَنَا قُتَیْبَةُ بْنُ سَعِیدٍ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو مُعَاوِیَةَ عَنِ الأَعْمَشِ عَنْ إِبْرَاهِیمَ عَنِ الأَسْوَدِ عَنْ عَائِشَةَ قَالَتْ لَمَّا ثَقُلَ رَسُولُ اللَّهِ - صلى الله علیه وسلم - جَاءَ بِلاَلٌ یُؤْذِنُهُ بِالصَّلاَةِ فَقَالَ « مُرُوا أَبَا بَکْرٍ أَنْ یُصَلِّىَ بِالنَّاسِ » . فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ ، إِنَّ أَبَا بَکْرٍ رَجُلٌ أَسِیفٌ ، وَإِنَّهُ مَتَى مَا یَقُمْ مَقَامَکَ لاَ یُسْمِعُ النَّاسَ ، فَلَوْ أَمَرْتَ عُمَرَ . فَقَالَ « مُرُوا أَبَا بَکْرٍ یُصَلِّى بِالنَّاسِ » . فَقُلْتُ لِحَفْصَةَ قُولِى لَهُ إِنَّ أَبَا بَکْرٍ رَجُلٌ أَسِیفٌ ، وَإِنَّهُ مَتَى یَقُمْ مَقَامَکَ لاَ یُسْمِعِ النَّاسَ ، فَلَوْ أَمَرْتَ عُمَرَ . قَالَ « إِنَّکُنَّ لأَنْتُنَّ صَوَاحِبُ یُوسُفَ ، مُرُوا أَبَا بَکْرٍ أَنْ یُصَلِّىَ بِالنَّاسِ » . فَلَمَّا دَخَلَ فِى الصَّلاَةِ وَجَدَ رَسُولُ اللَّهِ - صلى الله علیه وسلم - فِى نَفْسِهِ خِفَّةً ، فَقَامَ یُهَادَى بَیْنَ رَجُلَیْنِ ، وَرِجْلاَهُ یَخُطَّانِ فِى الأَرْضِ حَتَّى دَخَلَ الْمَسْجِدَ ، فَلَمَّا سَمِعَ أَبُو بَکْرٍ حِسَّهُ ذَهَبَ أَبُو بَکْرٍ یَتَأَخَّرُ ، فَأَوْمَأَ إِلَیْهِ رَسُولُ اللَّهِ - صلى الله علیه وسلم - ، فَجَاءَ رَسُولُ اللَّهِ - صلى الله علیه وسلم - حَتَّى جَلَسَ عَنْ یَسَارِ أَبِى بَکْرٍ ، فَکَانَ أَبُو بَکْرٍ یُصَلِّى قَائِمًا ، وَکَانَ رَسُولُ اللَّهِ - صلى الله علیه وسلم - یُصَلِّى قَاعِدًا ، یَقْتَدِى أَبُو بَکْرٍ بِصَلاَةِ رَسُولِ اللَّهِ - صلى الله علیه وسلم - وَالنَّاسُ مُقْتَدُونَ بِصَلاَةِ أَبِى بَکْرٍ .

 قتیبة بن سعید، از ابومعاویه، از اعمش، از ابراهیم، از اسود نقل مى کند که عایشه گوید: هنگامى که بیمارى رس

/ 1 نظر / 25 بازدید
زهرا

جالب بود