آیا تهمت فحشاء به عائشه، صحت دارد؟

 در ابتدا روایات مورد استناد این افراد را بررسى و سپس دیدگاه علماى شیعه و سنى را در این زمینه مطرح خواهیم کرد.

روایت اول: عایشه کنیزی را زینت می‌کرد تا با آن جوانان قریش را شکار کند!

در کتاب‌هاى اهل سنت روایاتى یافت مى‌شود که اتهاماتى را به همسران پیامبر و مشخصا عائشه نسبت داده‌اند.

ابن أبى شیبه، استاد بخارى در کتاب المصنف روایتى را نقل مى‌کند که طبق آن عائشه دخترى را براى جلب نظر جوانان قریش آرایش مى‌کرده است:

حدثنا أبو بکر قال نا وکیع عن العلاء بن عبد الکریم الیامی عن عمار بن عمران رجل من زید الله عن امرأة منهم عن عائشة أنها شوفت جاریة وطافت بها وقالت لعلنا نصطاد بها شباب قریش.

از عائشه روایت شده است که روزى کنیزى را آرایش کرده و او را چرخاند و گفت: شاید بتوانیم با این کنیز، جوانان قریش را شکار کنیم!

إبن أبی شیبة الکوفی، ابوبکر عبد الله بن محمد (متوفای235 هـ)، الکتاب المصنف فی الأحادیث والآثار، ج4، ص49، ح17664، و ج4، ص484، تحقیق: کمال یوسف الحوت، ناشر: مکتبة الرشد ـ الریاض، الطبعة: الأولى، 1409هـ.

علماى لغت نیز همین روایت را در کتاب‌هاى لغت نقل و کلمات آ‌ن را شرح داده‌اند:

ابن منظور در لسان العرب مى‌نویسد:

وفی حدیث عائشة رضی الله عنها: أنها شوفت جاریة فطافت بها وقالت: لعلنا نصید بها بعض فتیان قریش، أی زینتها.

و در روایت عائشه که آمده است «أنها شوفت جاریة فطافت بها وقالت لعلنا نصید بها بعض فتیان قریش» یعنى کنیز را زینت کرد!

الأفریقی المصری، محمد بن مکرم بن منظور (متوفای711هـ)، لسان العرب، ج9، ص185، ناشر: دار صادر ـ بیروت، الطبعة: الأولى.

و ابن اثیر جززى مى‌نویسد:

فی حدیث عائشة أنها شوفت جاریة فطافت بها وقالت لعلنا نصید ها بعض فتیان قریش أی زینتها

در روایت عایشه آمده است که « أنها شوفت جاریة فطافت بها وقالت لعلنا نصید بها بعض فتیان قریش» یعنى کنیز را زینت کرد!

الجزری، ابوالسعادات المبارک بن محمد (متوفای606هـ)، النهایة فی غریب الحدیث والأثر، ج2، ص509، تحقیق طاهر أحمد الزاوی ـ محمود محمد الطناحی، ناشر: المکتبة العلمیة ـ بیروت ـ 1399هـ ـ 1979م.

و زبیدى در تاج العروس نیز همین روایت را مطرح و برخى از کلمات آن را شرح مى‌دهد:

المُشَوَّفَةُ، کمُعَظَّمَةٍ: مِن النِّسَاءِ: التی تُظْهِرُ نَفْسَهَا لِیَرَاهَا النَّاسُ، عن أَبی علیٍّ. وشَوَّفَهَا، تَشْوِیفاً: زَیَّنَهَا، ومنه حَدِیثُ عائشةَ رَضِیَ اللهُ عَنْهَا: (أَنَّهَا شَوَّفَتْ جَارِیَةً، فطافَتْ بها، وقالتْ: لَعَلَّنَا نَصِیدُ بها بَعْضَ فِتْیَانِ قُرَیْشٍ).

مشوفة‌ مانند معظمة از زنان کسى است که خود را مى‌آراید تا مردم او را ببینند؛ و «شوفها» یعنى او را زینت کرد! و از همین باب است روایت عائشه که گفت:« أنها شوفت جاریة فطافت بها وقالت لعلنا نصید بها بعض فتیان قریش»

الحسینی الزبیدی، محمد مرتضی (متوفای1205هـ، تاج العروس من جواهر القاموس، ج23، ص534، تحقیق: مجموعة من المحققین، ناشر: دار الهدایة.

نقد و بررسی: روایت مجهول السند است!

این روایت همان طور که از سند آن به روشنى پیدا است، مرسل است و عمار بن عمران آن را از «إمرأة» نقل مى‌کند. هم خود عمار بن عمران فردى است مجهول و هم مشخص نیست که این «إمرأة» چه کسى است. پس این روایت ارزش استدلال ندارد.

از نظر دلالى نیز اگر چه عمل زشتى را به همسر پیامبر صلى الله علیه وآله نسبت داده‌ است، اما باز دلالت بر ارتکاب فحشا نمى‌کند!

روایت دوم: همسر نوح و لوط مرتکب فاحشه شدند!

مرحوم کلینى در کتاب شریف کافى مى‌نویسد:

عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ یُونُسَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ قَالَ: قُلْتُ لَهُ: فَمَا تَقُولُ فِی مُنَاکَحَةِ النَّاسِ؟ فَإِنِّی قَدْ بَلَغْتُ مَا تَرَاهُ وَمَا تَزَوَّجْتُ قَطُّ فَقَالَ: وَمَا یَمْنَعُکَ مِنْ ذَلِکَ فَقُلْتُ مَا یَمْنَعُنِی إِلَّا أَنَّنِی أَخْشَى أَنْ لَا تَحِلَّ لِی مُنَاکَحَتُهُمْ فَمَا تَأْمُرُنِی؟ فَقَالَ: فَکَیْفَ تَصْنَعُ وَأَنْتَ شَابٌّ أَ تَصْبِرُ؟ قُلْتُ: أَتَّخِذُ الْجَوَارِیَ قَالَ: فَهَاتِ الْآنَ فَبِمَا تَسْتَحِلُّ الْجَوَارِیَ؟ قُلْتُ: إِنَّ الْأَمَةَ لَیْسَتْ بِمَنْزِلَةِ الْحُرَّةِ إِنْ رَابَتْنِی بِشَیْ‏ءٍ بِعْتُهَا وَاعْتَزَلْتُهَا قَالَ: فَحَدِّثْنِی بِمَا اسْتَحْلَلْتَهَا قَالَ: فَلَمْ یَکُنْ عِنْدِی جَوَابٌ فَقُلْتُ لَهُ: فَمَا تَرَى أَتَزَوَّجُ؟ فَقَالَ مَا أُبَالِی أَنْ تَفْعَلَ قُلْتُ: أَ رَأَیْتَ قَوْلَکَ مَا أُبَالِی أَنْ تَفْعَلَ فَإِنَّ ذَلِکَ عَلَى جِهَتَیْنِ تَقُولُ لَسْتُ أُبَالِی أَنْ تَأْثَمَ مِنْ غَیْرِ أَنْ آمُرَکَ فَمَا تَأْمُرُنِی أَفْعَلُ ذَلِکَ بِأَمْرِک‏؟ فَقَالَ لِی‏: قَدْ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله) تَزَوَّجَ وَقَدْ کَانَ مِنْ أَمْرِ امْرَأَةِ نُوحٍ وَامْرَأَةِ لُوطٍ مَا قَدْ کَانَ إِنَّهُمَا قَدْ کانَتا تَحْتَ عَبْدَیْنِ مِنْ عِبادِنا صالِحَیْنِ فَقُلْتُ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله) لَیْسَ فِی ذَلِکَ بِمَنْزِلَتِی إِنَّمَا هِیَ تَحْتَ یَدِهِ وَهِیَ مُقِرَّةٌ بِحُکْمِهِ مُقِرَّةٌ بِدِینِهِ قَالَ: فَقَالَ لِی: مَا تَرَى مِنَ الْخِیَانَةِ فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «فَخانَتاهُما» مَا یَعْنِی بِذَلِکَ إِلَّا الْفَاحِشَةَ. وقد زوج رسول الله (صلى الله علیه وآله) فلانا، قال: قلت: أصلحک الله ما تأمرنی أنطلق فأتزوج بأمرک؟ فقال لی: إن کنت فاعلا فعلیک بالبلهاء من النساء، قلت: و ما البلهاء قال: ذوات الخدور العفائف.

زراره از امام باقر علیه السلام نقل مى‌کند به حضرت عرض کردم:

نظر شما راجع به ازدواج با زنان مخالفین چیست؟ آیا این کار را جایز مى‌دانید؟ زیرا من تا کنون ازدواج نکرده‌ام.

فرمودند: چرا تاکنون ازدواج نکرده‌ای؟ پاسخ دادم: تنها مانع من این است که مى‌ترسم ازدواج با آنها جایز نباشد! نظر شما چیست؟

فرمودند: اگر ازدواج نکنى با جوانى خود چه مى‌کنى؟ آیا صبر مى‌کنى؟ پاسخ دادم: کنیز خواهم گرفت!

حضرت فرمودند: خوب کنیز (غیر شیعه) را چگونه جایز مى‌دانى؟

پاسخ دادم: کنیز مانند زن آزاد نیست! اگر از او ناخشنود شدم، او را طلاق مى‌دهم و از او کناره مى‌گیرم!

فرمودند: به من خبر بده که چگونه کنیز (غیر شیعه) را جایز مى‌دانی؟ و من جوابى نداشتم!

پرسیدم: پس نظر شما چیست؟ ازدواج کنم؟

فرمود: براى من فرقى نمى‌کند که ازدواج کنى!

عرض کردم: مقصود شما چیست؟ آیا مقصود شما این است که اگر بدون اینکه از من اجازه بگیرى ازدواج کنى و بدین سبب مرتکب حرام شوى، براى من مهم نیست؟ (یا این کار اشکال ندارد؟) دستور شما براى من چیست؟

فرمود: رسول خدا صلى الله علیه وآله با مخالفین ازدواج کرد، و داستان زن نوح و زن لوط (را نیز که) میدانى چه بوده «آن دو تحت سرپرستى دو بنده از بندگان صالح ما بودند»؟

من عرض‌کردم: رسول خدا مانند من نبوده، همانا زنى داشته که به حکمش اقرار داشته و به دین او اعتراف مى‌کرد؟

آن حضرت به من فرمود: در باره آن خیانت که در گفتار خداى عز و جل (در همان آیه است که فرماید): «ولى به آن دو خیانت کردند» چه نظر دارى؟ (آیا خداوند) مقصودى جز فاحشه ندارد (یعنى آیا این دو زن تحت فرمان پیامبرشان بوده‌اند)؟

رسول خدا صلى الله علیه وآله نیز با فلانى ازدواج کرد (و او نیز مطیع دستورات پیامبر نبود).

گفتم: خدا امر شما را درست گرداند؛ آیا به من دستور مى‌دهید که بروم و طبق دستور شما (با مخالفین) ازدواج کنم؟ فرمودند اگر مى‌خواهى ازدواج کنى، با زنان بلهاء (از مخالفین) ازدواج نما! زنان پرده‌نشین با عفت.

الکلینی الرازی، أبو جعفر محمد بن یعقوب بن إسحاق (متوفای328 هـ)، الأصول من الکافی، ج2، ص402، ناشر: اسلامیه‏، تهران‏، الطبعة الثانیة،1362 هـ.ش.

نقد و بررسی: پاسخ اجمالی:

این روایت، هم از جهت سندى و هم از جهت دلالى اشکال دارد؛ زیرا هم از جهت سندى مرسل است و هم از جهت دلالى لفظ «فحش» در لغت عرب، در بسیارى مواقع به معنى بدزبانى به کار رفته است؛ جداى از اینکه در روایت سخنى در باره تهمت فحشاء به عائشه وجود ندارد.

پاسخ تفصیلی:

اولاً: این روایت مرسل و ضعیف است؛ همان طور که در سند روایت آمده است، یونس بن عبد الرحمن این روایت را از «رجل» نقل کرده است و مشخص نیست که این «رجل» چه کسى است تا وضعیت او بررسى شود و روایت مرسل ارزش استدلال ندارد؛

ثانیاً: حتى اگر فرض کنیم که روایت از نظر سندى صحیح نیز باشد، این جمله ارتباطى به عائشه ندارد؛ بلکه امام علیه السلام خیانت آن دو زن را توضیح مى‌دهد نه خیانت عائشه را؛

ثالثاً: با صرف نظر از آن چه گذشت، بازهم نمى‌توان از کلمه «الفاحشة» را به زنا ترجمه کرد؛ زیرا معناى اصلى «فاحشه» انجام هر عملى است که خداوند از آن نهى کرده است.

بزرگان لغت نیز معانى گوناگونى براى آن نقل کرده‌اند؛ چنانچه ابن منظور در لسان العرب در معناى «فحش» مى‌گوید:

فحش: الفُحْش: معروف. ابن سیدة: الفُحْش والفَحْشاءُ والفاحِشةُ القبیحُ من القول والفعل... فالفاحِشُ ذو الفحش والخَنا من قول وفعل، والمُتَفَحِّشُ الذی یتکلَّفُ سَبَّ الناس ویتعمَّدُه، وقد تکرر ذکر الفُحْش والفاحشة والفاحش فی الحدیث، وهو کل ما یَشتد قُبْحُه من الذنوب والمعاصی؛ قال ابن الأَثیر: وکثیراً ما تَرِدُ الفاحشةُ بمعنى الزنا ویسمى الزنا فاحشةً، وقال اللَّه تعالى: «إِلَّا أَنْ یَأْتِینَ بِفاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ» قیل: الفاحشة المبینة أَن تزنی فتُخْرَج لِلْحدّ، وقیل: الفاحشةُ خروجُها من بیتها بغیر إِذن زوجها.

وقال الشافعی: أَن تَبْذُوَ على أَحْمائِها بِذَرابةِ لسانها فتُؤْذِیَهُم وتَلُوکَ ذلک. فی حدیث‏ فاطمة بنت قیس: أَن النبی، صلى اللَّه علیه و سلم، لم یَجْعل لها سُکْنى ولا نفقةً وذَکر أَنه نَقَلها إِلى بیت ابن أُم مَکتوم لبَذاءتِها وسَلاطةِ لِسانِها ولم یُبْطِلْ سُکْناها لقوله عزّ وجل: «لا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُیُوتِهِنَّ وَلا یَخْرُجْنَ إِلَّا أَنْ یَأْتِینَ بِفاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ».

وکلُّ خَصْلة قبیحةٍ، فهی فاحشةٌ من الأَقوال والأَفعال؛ ومنه الحدیث: قال لعائشة لا تقولی ذلک فإِن اللَّه لا یُحبُّ الفُحْشَ ولا التفاحُشَ‏. أَراد بالفُحْش التعدّی فی القول والجواب لا الفُحْشَ الذی هو من قَذَعِ الکلام وردیئه‏... وکلُّ أَمر لا یکون موافقاً للحقِّ والقَدْر، فهو فاحشةٌ... وأَما قول اللَّه عز و جل: «الشَّیْطانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَیَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشاءِ» قال المفسرون: معناه یأْمرکم بأَن لا تتصدقوا، وقیل: الفحشاء هاهنا البُخْل، والعرب تسمی البَخیلَ فاحشاً.

ابن سیده گفته: فحش، فحشاء و فاحشه به معناى زشتى در گفتار و رفتار است. متفحش کسى است که متصدى فحش دادن به مردم شده است. جمله فحش و فاحشه در روایات بسیار تکرار شده است و منظور از آن هر گناه و معصیتى است که زشتى آن زیاد باشد.

ابن اثیر گفته: بسیارى از اوقات کلمه «فاحشه» به معناى زنا آمده و زنا «فاحشه» نامگذارى شده است، خداوند مى‌فرماید: «الا أن یأتین بفاحشة مبینة؛ مگر اینکه آنها عمل زشت آشکارى انجام دهند» فاحشه مبینه در این آیه به معناى این است که اگر زنا کردند، بر آن‌ها حد جارى کند. برخى گفته‌اند که منظور از فاحشه، خارج شدن از خانه بدون اجازه شوهر است.

اگر به شوهرش ناسزا گفت و تندزبانى کرد، او را آزار دهید و دهانش را ببندید. در روایت فاطمه بنت قیس آمده است که رسول خدا (ص) براى او خانه‌اى قرار ندارد و نفقه‌اى برایش معین نکرد و دستور داد که او را به خانه ابن ام مکتوم انتقال دهند؛ چرا که زبان تندى داشت و بد زبان بود؛ اما او را از خانه‌اش خارج نکرد؛ چرا که خداوند فرموده است: « نه آنها را از خانه‏هایشان بیرون کنید و نه آنها (در دوران عدّه) بیرون روند، مگر آنکه کار زشت آشکارى انجام دهند»

هر خصلت زشت؛ چه در گفتار باشد و چه در کردار، فاحشه نامیده مى‌شود. از جمله آن روایتى است که رسول خدا (ص) به عائشه گفت: «این سخن را نگو؛ چرا که خداوند ناسزا و ناسزا گفتن به یکدیگر را دوست ندارد» مراد از «فحش» در این روایت گذشتن از حد در گفتار و جواب دادن است، نه به معناى ناسزاگوئى و کلام پست.

هر آن چه با حق و آن چه خداوند خواسته، سازگار نباشد، «فاحشه» است؛ اما این گفتار خداوند: «شیطان، شما را (به هنگام انفاق،) وعده فقر و تهیدستى مى‏دهد و به فحشا (و زشتیها) امر مى‏کند»،‌ مفسران گفته‌اند که معناى آن این است که شیطان به شما دستور مى‌دهد که صدقه ندهید، برخى گفته‌اند که فحشا در این آیه به معناى بخل است و عرب به انسان بخیل «فاحش» مى‌گویند.

الأفریقی المصری، محمد بن مکرم بن منظور (متوفای711هـ)، لسان العرب، ج‏6، ص325، فصل الفاء، ماده «فحش»، ناشر: دار صادر ـ بیروت، الطبعة: الأولى.

مولى محمد صالح مازندرانى در شرح این روایت مى‌گوید:

قال المفسرون فیه إشارة إلى أن سبب القرب والرجحان عند الله تعالى لیس إلا الصلاح کائنا من کان وخیانة المرأتین لیست هی الفجور وإنما هی نفاقهما وابطانهما الکفر وتظاهرهما على الرسولین فامرأة نوح قالت لقومه أنه مجنون وامرأة لوط دلت قومه على ضیفانه، ولیس المراد بالخیانة البغى والزنا إذ ما زنت امرأة نبی قط، وذلک هو المراد بقوله (علیه السلام): (ما ترى من الخیانة فی قول الله عز وجل (فخانتاهما) ما یعنی بذلک إلا الفاحشة) هی کلما یشتد قبحه من الذنوب والمعاصی والمراد بها هنا النفاق والمخالفة والکفر.

مفسران در تفسیر این آیه گفته‌اند: این آیه اشاره به این دارد که معیار نزدیکى و برترى در نزد خداوند، چیزى جز کار خیر نیست، هرکس که مى‌خواهد باشد و خیانت این دو زن، زنا نبوده است؛ بلکه نفاق، پنهان کردن کفر در دل و دشمنى با آن دو پیامبر خدا بوده است؛ پس زن نوح به قومش مى گفت که او دیوانه است و زن لوط مردم از وجود میهمان‌ها در خانه آن حضرت آگاه کرد، مقصود از خیانت زنا نیست؛ چرا که هیچ یک از زنان پیامبران هیچگاه زنا نکرده‌اند و مراد امام علیه السلام از جمله «...ما یعنى بذلک الا الفاحشه» نیز همین است. فاحشه،‌ کلمه‌اى است که هرگاه زشتى یک گناه و معصیت شدید شود، استفاده مى شود و مراد از آن نفاق، مخالفت (با پیامبر) و کفر است.

المازندرانی، مولی محمد صالح (متوفای1081هـ)، شرح أصول الکافی، ج10، ص107، ضبط و تصحیح: السید علی عاشور، ناشر: دار احیاء التراث العربی ـ بیروت، الطبعة: الأولى، 1421هـ‍ ـ 2000م

در منابع اهل سنت نیز روایتى وجود دارد که رسول خدا صلى الله علیه وآله کلمه «فاحشه» را براى عائشه به کار برده است و «فاحشه» در این روایت به معناى بدگوئى و کلام زشت است.

ابن أبى شیبه در کتاب مصنف مى‌نویسد:

حدثنا أبو بکر قال حدثنا أبو معاویة عن الأعمش عن أبی الضحى عن مسروق عن عائشة أن النبی صلى الله علیه وسلم قال لها: یَا عَائِشَةُ لاَ تَکُونِی فَاحِشَةً.

از مسروق از عائشه نقل شده است که رسول خدا (ص) به عائشه گفت: اى عائشه! «فاحشه؛ ناسزاگو» نباش.

إبن أبی شیبة الکوفی، ابوبکر عبد الله بن محمد (متوفای235 هـ)، الکتاب المصنف فی الأحادیث والآثار، ج5، ص211، ح25329، تحقیق: کمال یوسف الحوت، ناشر: مکتبة الرشد ـ الریاض، الطبعة: الأولى، 1409هـ.

و مسلم نیشابورى همین روایت را با طول و تفصیل بیشترى نقل کرده است:

حَدَّثَنَا أَبُو کُرَیْب، حَدَّثَنَا أَبُو مُعَاوِیَةَ، عَنِ الأَعْمَشِ، عَنْ مُسْلِم، عَنْ مَسْرُوق، عَنْ عَائِشَةَ، قَالَتْ أَتَى النَّبِیَّ صلى الله علیه وسلم أُنَاسٌ مِنَ الْیَهُودِ فَقَالُوا السَّامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا الْقَاسِمِ. قَالَ «وَعَلَیْکُمْ». قَالَتْ عَائِشَةُ قُلْتُ بَلْ عَلَیْکُمُ السَّامُ وَالذَّامُ. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم «یَا عَائِشَةُ لاَ تَکُونِی فَاحِشَةً». فَقَالَتْ مَا سَمِعْتَ مَا قَالُوا فَقَالَ «أَوَلَیْسَ قَدْ رَدَدْتُ عَلَیْهِمُ الَّذِی قَالُوا قُلْتُ وَعَلَیْکُمْ».

از مسروق از عائشه نقل شده است: عده‌اى از یهودیان خدمت رسول خدا (ص) رسیدند و گفتند: سام (مرگ) بر تو اى ابوالقاسم. رسول خدا (ص) فرمود: بر شما. عائشه گوید من گفتم: بلکه بر خود شما مرگ و ملامت باد، پس رسول خدا (ص) فرمود: اى عائشه، فاحشه نباش. عائشه گفت: مگر نشنیدى که چه گفتند؟ رسول خدا (ص) فرمود: مگر نه این که هر آن چه که گفته بودند بر خود آن‌ها برگرداندم و گفتم بر شما باد؟

النیسابوری القشیری، ابوالحسین مسلم بن الحجاج (متوفای261هـ)، صحیح مسلم، ج4، ص1706، ح2165، کتاب السلام (الاداب)، باب النَّهْىِ عَنِ ابْتِدَاءِ، أَهْلِ الْکِتَابِ بِالسَّلاَمِ وَکَیْفَ یَرُدُّ عَلَیْهِمْ، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی ـ بیروت.

نووى در شرح همین روایت و روایت دیگرى با همین مضمون از عائشه، مى‌گوید:

وأما الفحش فهو القبیح من القول والفعل وقیل الفحش مجاوزة الحد.

و اما فحش به معناى زشتى در گفتار و کردار است، برخى گفته‌اند که فحش به معناى تجاوز از حد است.

النووی الشافعی، محیی الدین أبو زکریا یحیى بن شرف بن مر بن جمعة بن حزام (متوفای676 هـ)، شرح النووی علی صحیح مسلم، ج14، ص147، ناشر: دار إحیاء التراث العربی ـ بیروت، الطبعة الثانیة، 1392هـ.

و ملا على هروى مى‌گوید:

وفی روایة لمسلم قال: «لا تکونی فاحشة» أی قائلة للفحش ومتکلمة بکلام قبیح.

در روایت مسلم آمده است که «فاحشه نباش» فاحشه، یعنى به زبان آوردن سخن زشت.

ملا علی القاری، نور الدین أبو الحسن علی بن سلطان محمد الهروی (متوفای1014هـ)، مرقاة المفاتیح شرح مشکاة المصابیح، ج8، ص463، تحقیق: جمال عیتانی، ناشر: دار الکتب العلمیة ـ لبنان/ بیروت، الطبعة: الأولى، 1422هـ ـ 2001م.

در نتیجه: اولاً: این روایت مرحوم کلینى در کتاب کافى سندش ضعیف است؛ ثانیاً: ارتباطى به عائشه ندارد؛ ثالثاً: فاحشه معانى مختلفى دارد و همیشه به معناى زنا نیامده است.

روایت سوم: عایشه چهل دینار از خیانت جمع‌آوری کرده بود!

حافظ رجب برسى در کتاب مشارق الأنوار نوشته است:

الفصل الرابع (فی أسرار الحسن بن علی علیهما السلام): فمن ذلک: أنه لما قدم من الکوفة جاءت النسوة یعزینه فی أمیر المؤمنین علیه السلام، ودخلت علیه أزواج النبی صلى الله علیه وآله، فقالت عائشة: یا أبا محمد ما مثل فقد جدک إلا یوم فقد أبوک، فقال لها الحسن: نسیت نبشک فی بیتک لیلا بغیر قبس بحدیدة، حتى ضربت الحدیدة کفک فصارت جرحا إلى الآن.

فأخرجت جردا أخضر فیه ما جمعتها من خیانة حتى أخذت منه أربعین دینارا عددا لا تعلمین لها وزنا ففرقتیها فی مبغضی علی صلوات الله علیه من تیم وعدی، وقد تشفیت بقتله، فقالت: قد کان ذلک.

فصل چهارم در باره اسرار حسن بن على علیهما السلام است. از اسرار آن حضرت این است که وقتى آن حضرت از کوفه برگشت، زنان براى تسلیت گفتن شهادت امیرمؤمنان علیه السلام خدمت آن حضرت رسیدند، همسران رسول خدا (ص) نیز به همین منظور آمده بودند؛ پس عائشه گفت: اى ابو محمد! هیچ روزى همانند روز از دست دادن جدت نبود، مگر روز از دست دادن پدرت.

امام حسن علیه السلام فرمود: آیا فراموش کردى که مى‌خواستى شبانه گودالى در خانه‌ات با آهن بکنى؛ در حالى که چراغى نداشتى؛ پس آهن به کف دستت خورد و زخم آن تا امروز موجود است؛ پس کیسه سبزى خارج کردى که در آن اموالى را از خیانت جمع‌آورى کرده بودى،‌ تا این که چهل عدد دینار که وزن آن را نمى‌دانستى برداشتى و آن را در بین دشمنان على علیه السلام از قبیله تیم و عدى تقسیم کردى و از کشته شدن على علیه السلام خوشحال شدی؟ عائشه گفت: بلى، چنین بوده است.

البرسی الحلی، رضی الدین رجب بن محمد بن رجب المعروف بالحافظ (متوفاى813هـ)، مشارق أنوار الیقین فی أسرار أمیر المؤمنین علیه السلام، ص129، تحقیق العلامة السید علی عاشور، ناشر: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات بیروت، الطبعة: الأولى ـ 1419هـ ـ 1999م.

نقد و بررسی:

اولاً: حافظ رجب برسى این روایت را به صورت مرسل نقل کرده است و دیگران نیز که با سند نقل کرده‌اند، در سند آن حسین المقرى کوفى، محمد بن حلیم التمارى، مخول بن ابراهیم و زید بن کثیر وجود دارد که همگى آن‌ها «مجهول» و بلکه «مهمل» هستند و در کتاب‌هاى رجالى نامى از آن‌ها برده نشده است؛ پس چنین روایتى ارزش استدلال ندارد.

ثانیا: با چشم پوشى از سند روایت، از کجا معلوم که مقصود از خیانت «زنا» باشد؟ خیانت هم مى‌تواند خیانت مالى باشد، هم خیانت‌هاى دیگر.

ابن حجر عسقلانى در شرح این روایت بخاری: «وَلَوْلَا حَوَّاءُ لم تَخُنَّ أُنْثَى زَوْجَهَا؛ اگر (این کار) حوا نبود، هیچ زنى به شوهرش خیانت نمى‌کرد» (صحیح البخاری، ج3، ص1212، ح3152، کِتَاب الْأَنْبِیَاءِ، بَاب خَلْقِ آدَمَ صَلَوَاتُ اللَّهِ علیه وَذُرِّیَّتِهِ)، خیانت حضرت حواء علیه السلام را این چنین معنا کرده است:

فیه إشارة إلى ما وقع من حواء فی تزیینها لآدم الأکل من الشجرة حتى وقع فی ذلک فمعنى خیانتها أنها قبلت ما زین لها إبلیس حتى زینته لآدم ولما کانت هی أم بنات آدم أشبهها بالولادة ونزع العرق فلا تکاد امرأة تسلم من خیانة زوجها بالفعل أو بالقول ولیس المراد بالخیانة هنا ارتکاب الفواحش حاشا وکلا ولکن لما مالت إلى شهوة النفس من أکل الشجرة وحسنت ذلک لآدم عد ذلک خیانة له وأما من جاء بعدها من النساء فخیانة کل واحدة منهن بحسبها.

این روایت اشاره دارد به قصه‌اى که براى حوا اتفاق افتاد و او خوردن از درخت را براى آدم زیبا جلوه داد؛ تا این که آدم این عمل را انجام داد. پس معناى خیانت حوا این است که او زیبا جلوه دادن شیطان را پذیرفت و آن را براى حضرت آدم زیبا جلوه داد. و چون حوا مادر تمام زنان عالم بود، همگى به او شبیه شدند و این رگ را از او گرفتند؛‌ به همین سبب هیچ زنى از خیانت به شوهر خویش در رفتار و گفتار مصون نیست! و معنى از این خیانت در اینجا ارتکاب فواحش نیست! هرگز! اما چون به شهوت نفس رو کرد و از درخت خورد و این‌کار را براى آدم زینت داد، این کار خیانت به آدم به حساب آمد؛ و زنانى که بعد از او آمدند خیانت هر کدام، به حسب خود آنان است!

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفای852 هـ)، فتح الباری شرح صحیح البخاری، ج6، ص368، تحقیق: محب الدین الخطیب، ناشر: دار المعرفة ـ بیروت.

همچنین خداوند در آیه 10 سوره تحریم از خیانت زنان نوح و لوط خبر داده است:

/ 0 نظر / 140 بازدید