آیا روایت «المرأة شر کلها» صحیح است و شامل همه زنان مى‌شود؟

بلى مدتى است که این روایت در شبکه‌هاى وهابى مطرح است و حتى یکى از کارشناسان وهابى ادعا کرد که اگر کسى از این روایت بتواند پاسخ دهد، یک ملیار تومان جایز خواهد داد.

کارشناسان برنامه کلمه طیبه در شبکه جهانى ولایت در همان زمان، پاسخ این قضیه را به صورت کامل دادند و البته خبرى از جایزه نشد تا ثابت شود که پیروان مکتب سقیفه به گفتار خودشان پایبند نیستند .

اصل روایت

الْمَرْأَةُ شَرٌّ کُلُّهَا وَ شَرُّ مَا فِیهَا أَنَّهُ لَا بُدَّ مِنْهَا

همه چیز زن شرّ است، و بدتر از آن اینکه از وجودش چاره‏اى نیست

نهج البلاغه، حکمت شماره 238

خلاصه پاسخ‌ها

1 . این روایت ضعیف است و سندى بر آن ذکر نشده است و روایت بدون سند،‌ ارزش استناد ندارد؛

2 . کارشناس وهابى ادعا مى‌کرد که این روایت در دیگر کتاب‌هاى شیعه نیز با سند، نقل شده است، اگر ایشان توانستند سند این روایت را در کتاب‌هاى شیعه نشان دهند، ما یک ملیارد را به او برخواهم گرداند؛

3. برخى از علماى شیعه و سنى گفته‌اند که این جمله از گفته‌هاى مأمون عباسى است؛ ولى متأسفانه به امیرمؤمنان علیه السلام نسبت داده شده است؛

4 . بر فرض که سندش صحیح باشد، از کجا معلوم که منظور تمام زنان باشد؟

زیرا در باره الف و لام کلمه «المرأة» دو احتمال وجود دارد: 1. الف و لام جنس باشد؛ 2. الف و لام عهد باشد . هر دو احتمال شاید به یک اندازه باشد و «اذا جاء الإحتمال، بطل الإستدلال»

پاسخ‌های تفصیلی سند این روایت ضعیف است:

درست است که این روایت در کتاب شریف نهج البلاغه نقل شده است؛ اما هیچ یک از علماى شیعه در طول تاریخ نگفته‌اند که تمام روایات موجود در این کتاب شریف، قطعى الصدور هستند و حتما از امیرمؤمنان علیه السلام صادر شده است.

بنابراین، اگر روایات موجود در این کتاب ، در سایر کتاب‌هاى شیعه با سند معتبر نقل شده باشد، قابل استناد است و گر نه با آن همان برخوردى مى‌شود که با سایر روایات بدون سند شده است.

هرچند که بسیارى از مطالب و روایات این کتاب، از نظر فن بلاغت، قوت کلام و ... در حدى است که ما یقین داریم گوینده آن کسى جز أمیرمؤمنان علیه السلام کسى دیگرى نمى‌تواند باشد.

از طرف دیگر، بسیارى از روایات نهج البلاغه ، در دیگر کتاب‌هاى شیعه با سند‌هاى معتبر نقل شده است؛ از جمله خطبه شقشقیه که ما پیش از این در سایت مؤسسه تحقیقاتى حضرت ولى عصر عجل الله تعالى فرجه الشریف به آن پاسخ داده و سند‌هاى متعدد آن را بررسى کرده‌ایم که دوستان عزیز مى‌توانند به آدرس ذیل مراجعه فرمایند:

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=15505

اما این روایت که امیرمؤمنان علیه السلام فرموده باشند: «تمام زن شر است» در کتاب‌هاى دیگر شیعه نیز با سند نقل نشده است و متن آن نیز با آن چه از امیرمؤمنان علیه السلام در بازه زنان وارد شده است، سازگار نیست ؛ بنابراین ارزش استناد ندارد .

مأمون عباسی، گوینده این جمله است:

تعدادى از علماى اهل سنت، همین جمله را از زبان مأمون عباسى نقل کرده‌اند؛ از جمله ابن عبد البر قرطبى در کتاب بهجة المجالس مى‌نویسد:

قال المأمون: النساء شر کلهن، وشر ما فیهن قلة الاستغناء عنهن.

ابن عبد البر النمری القرطبی المالکی، ابوعمر یوسف بن عبد الله بن عبد البر (متوفاى 463هـ)، بهجة المجالس وأنس المجالس ، القسم الثانی، ص45، تحقیق : محمد مرسی الخوئی ، ناشر: دار الکتب العلمیة ـ بیروت ، الطبعة : الثانیة، 1402هـ ـ1981م.

همچنین ابومنصور ثعالبى در کتاب الإعجاز والإیجاز پس نقل کلماتى از زبان مأمون عباسى مى‌نویسد:

وقوله: «النساء شر کلهن ومن شر ما فیهن قلة الاستغناء عنهن» .

الثعالبی، ابومنصور عبد الملک عبد الملک بن محمد بن إسماعیل (متوفاى429هـ)، الإعجاز والإیجاز، ج1، ص82 ، ناشر: دار الغصون - بیروت / لبنان - 1405هـ - 1985م، الطبعة: الثالثة.

و هچنین در کتاب التمثیل والمحاضرة مى‌نویسد:

المأمون: النساء شرٌ کلهن، وشر ما فیهن قلة الاستغناء عنهن.

مامون گوید: زن همه اش شر است و بدتر از آن اینکه بى نیازى از آنها کم است

الثعالبی، عبد الملک بن محمد بن إسماعیل أبو منصور(المتوفى : 429هـ)، التمثیل والمحاضرة ج1، ص49، طبق برنامه الجامع الکبیر .

ابن أبى الحدید معتزلى نیر در شرح نهج البلاغه مى‌نویسد:

ومن کلام عبد الله المأمون : إنهن شر کلهن ، وشر ما فیهن ألا غنىً عنهن .

إبن أبی‌الحدید المدائنی المعتزلی، ابوحامد عز الدین بن هبة الله بن محمد بن محمد (متوفاى655 هـ)، شرح نهج البلاغة، ج18، ص96، تحقیق محمد عبد الکریم النمری، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت / لبنان، الطبعة: الأولى، 1418هـ - 1998م.

بنابراین ممکن است گوینده این جمله مأمون عباسى بوده و چون او نیز خود را أمیر المؤمنین مى‌خوانده، سید رضى رحمت الله علیه ، کلام او را با کلام امیرمؤمنان على بن أبى طالب علیه السلام اشتباه گرفته و در نهج البلاغه نقل کرده است .

این جمله،‌ از حکما نیز نقل شده است:

تعداد دیگرى از علماى اهل سنت همین جمله را از حکما نقل کرده‌اند. ابن حجر عسقلانى در فتح البارى مى‌نویسد:

وقد قال بعض الحکماء النساء شر کلهن واشر ما فیهن عدم الاستغناء عنهن

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفاى852 هـ)، فتح الباری شرح صحیح البخاری، ج9، ص138، تحقیق: محب الدین الخطیب، ناشر: دار المعرفة - بیروت.

و مبارکفورى نیز در تحفة الأحوذى همین مطلب را نقل کرده است:

وقد قال بعض الحکماء النساء شر کلهن وأشر ما فیهن عدم الاستغناء عنهن

المبارکفوری، أبو العلا محمد عبد الرحمن بن عبد الرحیم (متوفاى1353هـ) ، تحفة الأحوذی بشرح جامع الترمذی ، ج8، ص53، ناشر: دار الکتب العلمیة – بیروت.

 ابوالفتح الأبشیهى در کتاب المستطرف مى‌نویسد:

وقال حکیم: النساء شر کلهن وشر ما فیهن قلة الاستغناء عنهن

الأبشیهی، أبو الفتح شهاب الدین محمد بن أحمد (متوفاى850هـ) ، المستطرف فی کل فن مستظرف ، ج2، ص493، تحقیق : مفید محمد قمیحة ، ناشر : دار الکتب العلمیة - بیروت ، الطبعة : الثانیة ، 1406هـ ـ 1986م

منظور از آن، یک زن مشخص است:

بر فرض که این روایت از نظر سندى معتبر باشد و امیرمؤمنان علیه السلام گوینده آن باشد، آیا مى‌توان ثابت کرد که منظور آن حضرت تمام زن‌هاى عالم بوده است؟

بلى این مطلب زمانى قابل اثبات است که کسى بتواند ثابت کند ، الف و لام کلمه «المرأة» الف و لام استغراق است، نه الف و لام عهد . و این مطلب قابل اثبات نیست و بلکه احتمال دوم قرائنى دارد که اثبات آن راحت‌تر است.

بنابراین، هر دو احتمال وجود دارد و طبق قاعده «اذا جاء الإحتمال بطل الإستدلال» ، استدلال به این کلام درست نیست .

برخى گفته‌اند که احتمال دوم؛ یعنى این که الف و لام عهد باشد و مقصود زن مشخصى باشد، بیشتر است؛ زیرا صدور چنین جمله‌اى از امام علیه السلام در باره تمام زنان محال است و با روایات صحیح السندى که از خود آن بزرگوار در تکریم مقام زن وارد شده، سازگار نیست و از این مهمتر با آیات قرآن در تضاد است، آن جا که خداوند مى‌فرماید:

وَمِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ .النور/21.

و از نشانه‏هاى او اینکه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میانتان مودّت و رحمت قرار داد در این نشانه‏هایى است براى گروهى که تفکّر مى‏کنند!

و طبق روایت رسول خدا صلى الله علیه وآله که فرمودند:

 علی مع القرآن والقرآن مع علی لن یتفرقا حتى یردا علی الحوض

على علیه السلام با قرآن است و قرآن با على علیه السلام از هم جدانمى‌شوند تا اینکه در حوض بر من وارد شوند

النیسابوری ، محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم الوفاة: 405 هـ، المستدرک على الصحیحین، ج3، ص134 تحقیق : مصطفى عبد القادر عطا ، ، دار النشر : دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411هـ - 1990م ، الطبعة : الأولى ،

آیا حضرت على علیه السلام که همیشه همراه قرآن است، مى تواند بر ضد قران کلامى گفته باشد؟

پس چاره اى نداریم مگراینکه بگوییم مقصود حضرت تمام زنان نبوده بلکه شخص معینى منظور است.

مقصود از آن «عائشه» است:

گفتیم که ممکن است مقصود امیرمؤمنان علیه السلام، یک زن مشخص باشد، حال سؤال این جا است که این زن چه کسى است؟

طبق روایاتى که از امیرمؤمنان علیه السلام نقل شده است، امیرمؤمنان علیه السلام در موارد متعدد عائشه همسر رسول گرامی اسلام صلى الله علیه وآله و پیروان او را در جنگ جمل مذمت کرده است .

آن حضرت پس از پیروزى در جنگ جمل ، اهل بصره را مورد مذمت قرار داده وآنان را لشکر عایشه و پیرو شتر او معرفى مى‌کند که موجب گمراهى آنها شده و در آن خطبه لفظ «المرأة» را مى‌آورد که مقصود عایشه است

کُنْتُمْ جُنْدَ الْمَرْأَةِ وَأَتْبَاعَ الْبَهِیمَة.

شما سپاه یک زن و پیروان حیوان «شتر عایشه» بودید

إبن أبی‌الحدید المدائنی المعتزلی، ابوحامد عز الدین بن هبة الله بن محمد بن محمد (متوفاى655 هـ)، شرح نهج البلاغة،خطبه 13 ج1 ص251، تحقیق محمد عبد الکریم النمری، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت / لبنان، الطبعة: الأولى، 1418هـ - 1998م.

الزمخشری الخوارزمی، ابوالقاسم محمود بن عمرو بن أحمد جار الله (متوفاى538هـ)، ربیع الأبرار،ج1،ص253، تحقیق : عبد الأمیر مهنا، ناشر : مؤسسة الأعلمی للمطبوعات – بیروت، چاپ : الأولى،سال چاپ : 1412 - 1992

جنگ جمل، فتنه عظیمى بود . در این جنگ بیش از بیست و چهار هزار نفر از مسلمانان کشته شدند که مسبب اصلى آن عائشه همسر رسول گرامى اسلام صلى الله علیه وآله بوده است .

با این که خداوند در سوره احزاب آیه 33 صراحتا همسران پیامبر را از خروج از خانه نهى کرده است. آن جا که مى‌فرماید:

وَقَرْنَ فی‏ بُیُوتِکُنَّ وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولى‏.

و در خانه‏هاى خود بمانید، و همچون دوران جاهلیّت نخستین (در میان مردم) ظاهر نشوید.

اما عائشه به دستورات خداوند توجهى نکرد و همراه با نامحرمان از خانه خارج شده،‌ شهر به شهر با آن‌ها گشت تا این که جنگ جمل را به راه انداخت .

همچنین رسول خدا صلى الله علیه وآله، با دانشى که خداوند به آن حضرت عطا کرده بود، این جنگ‌ها را پیش بینى کرده و صراحتا عائشه را از شرکت در آن نهى کرد:

ومن طریق عصام بن قدامة عن عکرمة عن بن عباس ان رسول الله صلی الله علیه وآله أیتکن صاحبة الجمل الأدبب تخرج حتى تنبحها کلاب الحوأب یقتل عن یمینها وعن شمالها قتلى کثیرة وتنجو من بعد ما کادت .

ابن عباس گوید: پیغمبر صلى الله علیه و آله به زنان خود فرمود: اى کاش مى‏دانستم کدامیک از شما سوار بر شتر ادبب (شتر پرپشم) هستید که سگهاى حوأب (نام مکانى است) اطراف آن پارس مى‏کنند، پس بسیارى در اطراف آن از راست و چپ کشته خواهد شد. و بعد از آنکه نزدیک به هلاکت شود و تا دم مرگ رود،

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفاى852 هـ)، فتح الباری شرح صحیح البخاری، ج13 ص 45، تحقیق: محب الدین الخطیب، ناشر: دار المعرفة - بیروت.الطبعة الثانیه .

ما این مطلب را در مقاله جداگانه در سایت مؤسسه تحقیقاتى حضرت ولى عصر عجل الله تعالى فرجه الشریف، بررسى کرده‌ایم که براى اطلاع بیشتر مى‌توانید به آدرس ذیل مراجعه فرمایید:

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=15305

تردیدى نیست که عائشه بدون توجه به آیات قرآن و دستورات پیامبر خدا با مسلمانان جنگیده است؛ در حالى که خود علماى اهل سنت از رسول خدا صلى الله علیه وآله نقل کرده‌اند که آن حضرت فرمود:

سِبَابُ الْمُسْلِمِ فُسُوقٌ وَقِتَالُهُ کُفْرٌ

 بدگوئى مسلمان گناه است و جنگ او کفر است

البخاری الجعفی، ابوعبدالله محمد بن إسماعیل (متوفاى256هـ)، صحیح البخاری،ج1 ص18، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

در نتیجه احتمال این که مراد از این زن ، عائشه باشد، بسیار بیشتر است.

علامه سید جعفر مرتضى عاملى، در این باره به تفصیل سخن گفته است که ما عین کلام ایشان را در این جا نقل خواهیم کرد .

در این‌باره کلام یکى از بزرگان شیعه را نقل مى‌‌کنیم که جواب مبسوطى درباره این روایت داده است

علامه سید مرتضى عاملى در باره این روایت مى‌‌گوید:

التفسیر الصحیح لروایة : المرأة شرّ کلها . . مرفوض .

ویقول البعض : «ولقد کرمنا بنی آدم» ( الإسراء / 70 ) فالتکریم الإلهی لیس مختصاً بالرجل بل هو شامل لکل بنی آدم ، على اختلاف ألوانهم ، وأعراقهم ، وأنواعهم ، ذکوراً ، وإناثاً ، بیضاً ، أو سوداً ، عرباً ، أو عجماً .

ولهذا . فإننا نرفض کل الروایات التی تحطّ من شأن المرأة وإنسانیتها ، کما نرفض الروایات التی تحط من شأن بعض الأقوام والأعراق .

ونعتقد : أن المعصوم لا یصدر عنه أمثال هذه الروایات المخالفة للقرآن الکریم .

فمن الروایات التی تحطّ من شأن المرأة ما نسب إلى أمیر المؤمنین ( ع ) أنه قال : ( المرأة شرّ کلّها ، وشرّ ما فیها : أنه لا بدّ منها ). فإننا نشک أن هذه الکلمة للإمام علی ( ع )

ثم یذکر . .

" أن الإنسان لم یخلق شریراً فی أصل خلقته وأن عنصر الإغراء لا یصلح تفسیراً لهذه الکلمة ، لأن الرجال یمثلون عنصر إغراء للمرأة . ولو سلمنا بأن عنصر الإغراء شرّ ، فلما یطلق الحکم بهذه السعة ، فإن الإغراء لیس هو کل عناصر شخصیة المرأة

وإذا کانت شرّاً کلّها ، لم یجز عقابها ، فإن الله هو الذی خلقها کذلک ، وأودع الشرّ فی أصل خلقتها وقوله : ( لا بدّ منها ) . هل یعقل من یکون وجوده ضرورة ان یکون شرّاً کلّه .

والرجل طرف فی عملیة التناسل فَلِمَ لَم یکن شرّاً .

وعلی قد أکرم المرأة ، فکیف یتکلم بهذه الکلمة . . وهو یعرف أن فی النساء من یتفوّقن على الرجال ، أدباً ، وعلماً وعملاً .

والزهراء شاهد على ذلک ، وامتیازها بالعصمة یؤکد امتیاز المرأة بما یمنع صدور مثل هذه الکلمة عن علی ( ع ) . . "

ویقول :

" لا نجد لها حملاً صحیحاً . وإذا کان هناک من یحاول صرفها إلى امرأة بعینها لتکون ( أل ) التعریف عهدیة ، ولیست للجنس

فهذا لا یصح ، لأن الکلمة حسب ما یظهر منها واردة على نحو الإطلاق . وقد قرأت فی کتاب بهجة المجالس : أن هذه الکلمة هی للمأمون العباسی ، وربما نسبت خطأ لأمیر المؤمنین

وقفة قصیرة

إن ثمّة نقاطاً عدیدة یمکن الحدیث حولها هنا ، ولکننا سوف نقتصر منها على ما یلی :

1 - إن لهذه الکلمة صیغتین : إحداهما تقول : ( المرأة شرّ کلها ، وشرّ منها أنه لا بد منها )

والأخرى تقول : ( النساء شرّ کلّهن ، وشر ما فیهنّ قلّة الاستغناء عنهنّ )

ولو أن هذا البعض قد صبّ جام غضبه على هذا النص الأخیر ، لأمکن التغاضی عن ذلک ، ولو فی حدود معینة . .

ولکن حدیثه هو عن خصوص النص الأول ، الذی یرید أن یعتبره مشتملاً على الحطّ من شأن المرأة . .

مع أنه إذا کانت ( أل ) التعریف ، للعهد ، أی بأن تکون المرأة المعهودة التی أثارت الفتنة فی حرب الجمل هی المقصودة به ، فإنه لا یبقى لکل تلک الاستدلالات مورد ولا محل . . إذ إن المقصود - والحال هذه - هو امرأة بعینها ، ولیس المقصود هو جنس المرأة .

إذ کما یحتمل أن تکون ( أل ) جنسیة ، فإنه یحتمل فیها العهد أیضاً وإذا کانت هناک قرائن تعین إرادة العهد منها . . فلا مبرر لحملها على الجنس

وتلک القرائن هی نفس ما ذکره هذا البعض من أدلّته على عدم إمکان أن تصدر الإهانة لجنس المرأة من علی علیه السلام ، فإنها تدل على أنه یقصد بها امرأة معیّنة خرجت على إمام زمانها ، وحاربته .وقتل بسببها الألوف من المسلمین والمؤمنین . .

ولم تزل تبغض وصی رسول الله ( صلى الله علیه وآله ) ، حتى استشهد ، فأظهرت الفرح ، وسجدت لله شکراً وسمّت عبداً لها بعبد الرحمان حباً بقاتل علی ( ع ).

.....والخلاصة : أن قول البعض : إن تلک الأدلة تدل على أنه ( علیه السلام ) قد قصد الإهانة لجنس المرأة وهذا لا یصح صدوره منه علیه السلام

فیبقى هناک احتمالان :

أحدهما : أن یکون الخبر کاذباً من أساسه . .

والآخر : أن یقصد به الحدیث عن امرأة بعینها . . کان علیه السلام یرى أنها مصدر شرور ، ومصائب وبلایا . . وأنها بحکم کونها کانت زوجة لرسول الله ( ص ) ، وبنتاً للخلیفة الأول أبی بکر ومدلّلة ومحترمة لدى الخلیفة الثانی عمر بن الخطاب . . وتتزعم تیّار العداء لوصی رسول الله ( صلى الله علیه وآله ) ، وقد جعلت من نفسها غطاء لکل أعدائه والمناوئین له کمعاویة ، وطلحة ، والزبیر ، وبنی أمیة ، وغیرهم . والتی یطلع قرن الشیطان من بیتها ، حیث تقول الروایة : خرج رسول الله ( صلى الله علیه وآله ) من بیت عائشة وقال : ( إن الکفر من ها هنا ، حیث یخرج قرن الشیطان . . ).

فهذه المرأة شر کلها ، وهی أیضاً لابد منها ، لأنها أم المؤمنین ، ویجب على کل الناس مراعاة جانب الاحترام لرسول الله ( صلى الله علیه وآله ) فیها . ولا یمکن لأحد التخلّص من هذا الواجب .

ومن جهة أخرى ، فإن من حق علی ( علیه السلام ) الذی خرجت علیه هذه المرأة وحاربته وقتل بسببها الألوف أن یتذمّر من وجودها ویعرف الناس على واقعها ویعلن أنها لا یأتی منها إلا الشرّ ، والمصائب والبلایا على الأمة .

وبذلک نعرف ؛ وکذلک ، بسبب القرائن التی أشار إلیها ذلک البعض والدالّة على أنه علیه السلام لم یکن لیذم جنس المرأة .

نعرف : أن المراد من قوله ( علیه السلام ) : ( المرأة شرّ کلّها ، وشرّ ما فیها أنه لابد منها ) . هو امرأة بعینها دون سائر النساء .

فلماذا إذن حکم هذا البعض على هذه الکلمة بضرسٍ قاطع أنها مکذوبة ولا یمکن أن تصح ؟ ! .

2 - وقد اتضح أن قول البعض :

" إن الروایة - بحسب ما یظهر منها واردة على نحو الإطلاق . . "

غیر کافٍ للحکم على الروایة بعدم الصحّة . . فإن هذه القرائن التی ذکرناها ، وذکرها هو نفسه کافیة لتعیین أحد المعنیین المحتملین فیها

فإن احتمال إرادة الجنس من کلمة ( أل ) یساوی احتمال إرادة ( العهد ) منها .

وإذا کان الإطلاق وعدم وجود القرینة یستدعی صرفها للجنس . .

فإن وجود القرائن الصارفة عن الجنس ، والمعینة للعهد . . تکفی فی إسقاط ( ذلک الإطلاق ) عن صلاحیته للقرینیة ، فإن الإطلاق إنما یکون قرینة على هذا ، حیث لا توجد قرینة على غیره ، فإذا وجدت القرینة على الغیر فإن الإطلاق ینقلب إلى تقیید ، ولا یبقى ثمة إطلاق لیتمسک به . .

/ 1 نظر / 111 بازدید
بی صدا

به نام الله. با عرض سلام. واقعا استدلال پوچ تر از اینکه فرمودید، من ندیده بودم. حالا اگه یک شبهه حدیث که ضمایرش عام بود، بر علیه مردان پیدا می کردید، گوش فلک رو کر می کردید... شما که استدلال می کنی این حدیث، ضعیف السند هست، نظر یکی از مراجع رو به عنوان سند، دال بر ضعیف بودن این سند می زاشتی. در ثانی؛ شما با قاعده "دو احتمال یکسان، سبب بطلان یک چیز" چند بار یک چیز رو رد می کنید/ ثالثاً شما استدلال می کنی که اهل سنت، در مورد زنان، چیزهای بدتری گفتند؛ این واقعا استدلال بود برای رد این حدیث؟ من موندم بخندم به این استدلال یا گریه کنم؟ یعنی اگه اهل سنت، نماز بخونند، ما نباید نماز بخونیم؟ تـــه استدلال بود خدایی.