شخصیت و عملکرد عبد الله بن زبیر در منابع اهل سنت ، چگونه آمده است؟

روایت اول:

ابو جعفر طحاوى، دانشمند شهیر و نامدار اهل سنت در کتاب شرح معانى الآثار مى‌نویسد:

حدثنا صَالِحُ بن عبد الرحمن قال ثنا سَعِیدُ بن مَنْصُورٍ قال ثنا هِشَامٌ قال أخبرنا أبو بِشْرٍ عن سَعِیدِ بن جُبَیْرٍ قال سَمِعْت عَبْدَ اللَّهِ بن الزُّبَیْرِ یَخْطُبُ وهو یُعَرِّضُ بِابْنِ عَبَّاسٍ یَعِیبُ علیه قَوْلَهُ فی الْمُتْعَةِ فقال بن عَبَّاسٍ یَسْأَلُ أُمَّهُ إنْ کان صَادِقًا فَسَأَلَهَا فقالت صَدَقَ بن عَبَّاسٍ قد کان ذلک فقال بن عَبَّاسٍ رضی الله عنهما لو شِئْت لَسَمَّیْت رِجَالًا من قُرَیْشٍ وُلِدُوا فیها

از عبد الله بن زبیر شنیدم که سخنرانى مى‌کرد و به ابن عباس کنایه مى‌زد، و نظر او را در مورد متعه، بر او عیب مى‌گرفت .

ابن عباس گفت: اگر راست مى‌گوید از مادرش بپرسد!!! او نیز از مادرش پرسید؛ مادرش (اسماء دختر ابوبکر) گفت: ابن عباس راست مى‌گوید، چنین است!

ابن عباس نیز گفت: اگر بخواهم، نام مردانى از قریش را مى‌برم که همگى از متعه به دنیا آمده‌اند

الطحاوی الحنفی، ابوجعفر أحمد بن محمد بن سلامة (متوفاى321هـ)، شرح معانی الآثار، ج3، ص24، تحقیق: محمد زهری النجار، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1399م

این روایت از نظر سندى اشکالى ندارد و طبق مبناى بزرگان علم رجال اهل سنت، معتبر است.

1. سعید بن جبیر:

او از روات صحاح سته و از دیدگاه اهل سنت روایات او حجت است، ابن حجر عسقلانى، حافظ على الإطلاق اهل سنت، در تعریف و تمجید از او مى‌گوید:

وقال أبو قاسم الطبری: هو ثقة، إمام، حجة على المسلمین.

ابوالقاسم طبرى در مورد او گفته است: ثقه، پیشوا و حجت بر تمام مسلمانان است!

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفاى852هـ)، تهذیب التهذیب، ج4، ص11، ناشر: دار الفکر - بیروت، الطبعة: الأولى، 1404 - 1984 م.

2. ابو بشر جعفر بن ابی وحشیة ایاس الیشکری:

او نیز از روات صحاح سته است! ابن حجر در مورد او مى‌گوید:

930 جعفر بن إیاس أبو بشر بن أبی وحشیة ... ثقة من أثبت الناس فی سعید بن جبیر

مورد اطمینان است، از ثابت‌ترین مردم در نقل از سعید بن جبیر است!

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفاى852هـ)، تقریب التهذیب، ج1 ص139، تحقیق: محمد عوامة، ناشر: دار الرشید - سوریا، الطبعة: الأولى، 1406 - 1986.

3. هشام بن سنبر ابی عبد الله الدستوائی (یا هشیم بن بشیر)

او نیز از روات صحاح سته است، شمس الدین ذهبى که از با عنوان «إمام الجرح والتعدیل» یاد مى‌کنند، در باره او مى‌گوید:

هشام الدستوائی ع (مجمع علیه) هو الحافظ الحجة الإمام الصادق أبو بکر هشام بن أبی عبد الله سنبر

هشام دستوائى، حافظ، حجت، امام، راستگو ...است .

الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748 هـ)، سیر أعلام النبلاء ج7، ص149، تحقیق: شعیب الأرناؤوط , محمد نعیم العرقسوسی، ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ .

4. سعید بن منصور بن شعبة:

او نیز از روات صحاح سته است، ذهبى در مورد او مى‌گوید:

سعید بن منصور بن شعبة ع .الحافظ الحجّة،

الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748 هـ)، تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام، ج16، ص184، تحقیق د. عمر عبد السلام تدمرى، ناشر: دار الکتاب العربی - لبنان/ بیروت، الطبعة: الأولى، 1407هـ - 1987م.

5. صَالِحُ بن عبد الرحمن بن عمرو الانصاری

ابن ابى حاتم در مورد او مى‌گوید:

صالح بن عبد الرحمن بن عمرو بن الحارث مصرى روى عن العلاء بن عبد الجبار وأبى عبد الرحمن المقرىء وابن أبى حریم سمعت منه بمصر ومحله الصدق

ابن أبی حاتم الرازی التمیمی، ابومحمد عبد الرحمن بن أبی حاتم محمد بن إدریس (متوفاى 327هـ)، الجرح والتعدیل، ج4، ص408، ش1790، ناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، الطبعة: الأولى، 1271هـ ـ 1952م.

6. أحمد بن محمد بن سلامة الطحاوی، صاحب کتاب:

ذهبى در مورد او مى‌گوید:

الطحاوی الإمام العلامة الحافظ الکبیر محدث الدیار المصریة وفقیهها أبو جعفر أحمد بن محمد بن سلامة بن سلمة بن عبد الملک الأزدی الحجری المصری الطحاوی الحنفی صاحب التصانیف من أهل قریة

الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748 هـ)، سیر أعلام النبلاء، ج15، ص27، تحقیق: شعیب الأرناؤوط , محمد نعیم العرقسوسی، ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ .

بنابراین سند روایت به نظر اهل سنت معتبر است .

روایت دوم:

وأول مجمر سطع فی المتعة مجمر آل الزبیر

اولین که آتش‌دانى که براى ازدواج متعه در آن عود ریخته شد (یعنى اولین جشن ازدواج از متعه) آتش‌دان آل زبیر بود!

الأندلسی، احمد بن محمد بن عبد ربه (متوفاى: 328هـ)، العقد الفرید، ج4، ص14، ناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت / لبنان، الطبعة: الثالثة، 1420هـ - 1999م.

شاهد بر اینکه مقصود در این روایات متعه نساء است (نه متعه حج)

ممکن است که کسى اشکال کند که منظور از متعه در این روایات، متعة النساء و ازدواج موقت نیست، بلکه منظور از آن «متعة الحج» است، در پاسخ به این مسأله روایات فراوانى وجود داد که ما به یک روایت با سند معتبر اکتفا مى‌کنیم:

5540 أخبرنا محمود بن غیلان المروزی قال ثنا أبو داود قال ثنا شعبة عن مسلم القری قال دخلنا على أسماء ابنة أبی بکر فسألناها عن متعة النساء فقالت فعلناها على عهد رسول الله صلى الله علیه وسلم

مسلم قرى مى‌گوید به نزد اسماء دختر ابوبکر (مادر عبد الله بن زبیر) رفتیم و از او راجع به متعه نساء پرسیدیم، در پاسخ گفت: در زمان رسول خدا (ص) این کار را انجام دادیم!!

النسائی، ابوعبد الرحمن أحمد بن شعیب بن علی (متوفاى303 هـ)، السنن الکبرى، ج3، ص326 ، تحقیق: د.عبد الغفار سلیمان البنداری، سید کسروی حسن، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1411 - 1991.

این روایت نشان مى‌دهد که دختر بزرگ ابوبکر، از کسانى بوده است که به ازدواج موقت اعتقاد داشته و خود او عملا نیز آن را انجام داده است. سند این روایت نیز طبق مبناى اهل سنت، کاملا معتبر است:

1. مسلم القری:

او از روات صحیح مسلم است، ابن حجر در مورد او مى‌گوید:

251 م د س مسلم وأبی داود والنسائی مسلم بن مخراق العبدی القاری مولى بنی قرة ویقال المازنی الفریابی أبو الأسود البصری العطار ویقال إنهما اثنان روى عن بن العباس وابن الزبیر وابن عمر ومعقل بن یسار وأبی بکرة الثقفی وأسماء بنت أبی بکر وعنه ابنه سوادة وابن عون وحزم بن أبی حزم القطعی والقاسم بن الفضل الحدانی وشعبة قال عبد الله بن أحمد سمعت أبی ذکر مسلم القرى فقال ما أرى به بأسا وقال أبو حاتم شیخ وقال النسائی ثقة وذکره بن حبان فی الثقات

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفاى852هـ)، تهذیب التهذیب، ج10 ص123 ش 251، ناشر: دار الفکر - بیروت، الطبعة: الأولى، 1404 - 1984 م.

2. شعبة بن الحجاج:

ذهبى در مورد او مى‌گوید:

شعبة بن الحجاج بن الورد الإمام أبو بسطام العتکى الأزدى مولاهم الواسطى شیخ البصرة وأمیر المؤمنین فی الحدیث

الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748 هـ)، العبر فی خبر من غبر، ج1، ص234، تحقیق: د. صلاح الدین المنجد، ناشر: مطبعة حکومة الکویت - الکویت، الطبعة: الثانی، 1984.

3. سلیمان بن داود ابوداود

او از معروفترین اصحاب شعبه است، مزى در مورد او مى‌گوید:

وَقَال أبو مسعود أحمد بن الفرات الرازی: ما رأیت أحدا أکبر فی شعبة من أبی داود. وَقَال أیضا: سألت أحمد ابن حنبل عَن أبی داود، فقال: ثقة صدوق.

المزی، ابوالحجاج یوسف بن الزکی عبدالرحمن (متوفاى742هـ)، تهذیب الکمال، تحقیق: د. بشار عواد معروف، ج11، ص406، ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1400هـ – 1980م.

4. محمود بن غیلان المروزی

ذهبى در مورد او مى‌گوید:

محمود بن غیلان خ م ت س ق الإمام الحافظ الحجة أبو أحمد العدوی مولاهم المروزی من أئمة الأثر

الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748 هـ)، سیر أعلام النبلاء، ج12، ص223، تحقیق: شعیب الأرناؤوط , محمد نعیم العرقسوسی، ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ .

5. نسائی:

مولف یکى از صحاح سته و یکى از امامان حدیث اهل سنت!

بنابراین، سند این روایت نیز طبق نظر اهل سنت معتبر است .

گفتار دوم: رسول خدا (ص) خطاب به عبد الله بن زبیر: «وای بر مردم از دست تو» (با سند معتبر)

سال‌ها پیش از فتنه عبد الله بن زبیر در به راه انداختن جنگ جمل و حوادث تلخ مکه و ...، پیامبر خدا صلى الله علیه وآله آن را پیش بینى و به خود او در این باره هشدار داده بود. ضحاک شیبانى در کتاب الآحاد والمثانى مى‌نویسد رسول خدا (ص) روزى حجامت کرده بودند، و به عبد الله بن زبیر گفتند خون را در جایى بریز که کسى نبیند، اما به جاى این کار عبد الله بن زبیر، خون رسول خدا (ص) را نوشید! رسول خدا (ص) وقتى متوجه این کار شدند، به او گفتند: واى بر مردم از دست تو!

 این روایت، براى کسانى که تبرک را منکر مى‌شوند، و خون رسول خدا (ص) را نجس مى‌دانند، غیر قابل توجیه است!

578 حدثنا محمد بن المثنى انا موسى بن إسماعیل نا هنید بن القاسم قال سمعت عامر بن عبد الله بن الزبیر أن أباه حدثه أنه أتی النبی صلى الله علیه وسلم وهو یحتجم فلما فرغ قال یا عبد الله اذهب بهذا الدم فأهرقه حتى لا یراه أحد فلما برز عن النبی صلى الله علیه وسلم عمد إلى الدم فشربه فقال یا عبد الله ما صنعت قال جعلته فی أخفى مکان ظننت أنه یخفى على الناس قال لعلک شربته قال نعم قال ولم شربت الدم ویل للناس منک وویل لک من الناس

روزى عبد الله بن زبیر به نزد رسول خدا (ص) آمد در حالى‌که آن حضرت مشغول حجامت بودند، وقتى که حجامت تمام شد، به عبد الله فرمودند برو و این خون را جایى بریز که کسى نبیند، وقتى که از نزد رسول خدا (ص) بیرون رفت، خون را نوشید!

پیغمبر (ص) به او فرمودند: اى عبد الله! چه کردى ؟ گفت: آن را در پنهان‌ترین جا از مردم گذاشتم!

آن حضرت فرمودند: نکند آن را نوشیده‌اى ؟ گفت: آری!

آن حضرت فرمودند: چرا خون را نوشیدی؟ واى بر مردم از دست تو! و واى بر تو از دست مردم!

الشیبانی، أحمد بن عمرو بن الضحاک ابوبکر (متوفاى 287هـ)، الآحاد والمثانی، ج1، ص414، تحقیق: د. باسم فیصل أحمد الجوابرة، ناشر:دار الرایة - الریاض، الطبعة: الأولى، 1411 – 1991م.

سند روایت طبق مبانى اهل سنت معتبر است:

1. عبد الله بن زبیر:

صحابى است و به نظر اهل سنت، نیازى به بررسى ندارد .

2. عامر بن عبد الله بن زبیر:

ذهبى در مورد او مى‌گوید: وثاقت او مورد اجماع است!

قلت: أجمعوا على ثقة عامر

الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748 هـ)، تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام، ج8، ص144، تحقیق د. عمر عبد السلام تدمرى، ناشر: دار الکتاب العربی - لبنان/ بیروت، الطبعة: الأولى، 1407هـ - 1987م.

3. هنید بن القاسم:

ابن حبان شافعى، نام او را در زمره ثقات و راویان مورد اعتماد اهل سنت، ذکر کرده است .

التمیمی البستی، ابوحاتم محمد بن حبان بن أحمد (متوفاى354 هـ)، الثقات، ج5، ص515، ش 601، تحقیق السید شرف الدین أحمد، ناشر: دار الفکر، الطبعة: الأولى، 1395هـ – 1975م.

4. موسی بن اسماعیل التبوذکی:

او از روات صحاح سته است و طبق مبانى اهل سنت، جزو ثقات است، ذهبى در مورد او مى‌گوید:

93 التبوذکی ( ع ) الحافظ الإمام الحجة شیخ الإسلام

الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748 هـ)، سیر أعلام النبلاء، ج10، ص360 ، تحقیق: شعیب الأرناؤوط , محمد نعیم العرقسوسی، ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ .

5. محمد بن المثنی العنزی

او نیز از روات صحاح سته است، ذهبى در مورد او مى‌گوید:

أبو موسى ع محمد بن المثنى بن عبید بن قیس بن دینار الإمام الحافظ الثبت أبو موسى العنزی البصری الزمن

الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748 هـ)، سیر أعلام النبلاء، ج12، ص123، تحقیق: شعیب الأرناؤوط , محمد نعیم العرقسوسی، ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ .

6. احمد بن عمرو بن الضحاک ابن ابی عاصم، مولف کتاب الاحاد والمثانی:

ذهبى در مورد او نیز مى‌گوید:

ابن أبی عاصم حافظ کبیر إمام بارع متبع للآثار کثیر التصانیف ... قال أبو الشیخ کان من الصیانة والعفة بمحل عجیب وقال أبو بکر بن مرودیه حافظ کثیر الحدیث صنف المسند والکتب ... وکان ثقة نبیلا معمرا

الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748 هـ)، سیر أعلام النبلاء، ج13، ص430، تحقیق: شعیب الأرناؤوط , محمد نعیم العرقسوسی، ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ .

بنابراین سند این روایت نیز به نظر اهل سنت معتبر است .

گفتار سوم: رسول خدا (ص): شخصی به نام عبد الله در حرم الحاد می‌کند! (با سند معتبر)

یکى از پیش‌گویى‌هاى رسول خدا (ص) که در کتب اهل سنت، با سند معتبر آمده است، پیشگویى کشتارى است که در مکه رخ مى دهد؛ ایشان فرموده‌اند شخصى از قریش به نام عبد الله در مکه کشتار مى‌کند و خود او نیز در مکه کشته مى‌شود، گناهان او، برابر گناه جن و انس است، و عذاب او نیمى از عذابى است که بر کل جهنمیان وارد مى‌شود! که تمام خصوصیاتى که در مورد این شخص در روایات اهل سنت آمده است، تنها بر عبد الله بن زبیر تطبیق مى‌کند و حتى تعدادى از صحابه از جمله عثمان نیز این روایت را بر او تطبیق کرده‌اند:

احمد بن حنبل در مسند خویش چنین روایت مى‌کند که:

حدثنا عبد اللَّهِ حدثنی أبی ثنا إِسْمَاعِیلُ بن أَبَانَ الوَرَّاقُ ثنا یَعْقُوبُ عن جَعْفَرِ بن أبی الْمُغِیرَةِ عَنِ بن أَبْزَى عن عُثْمَانَ بن عَفَّانَ قال قال له عبد اللَّهِ بن الزُّبَیْرِ حین حُصِرَ ان عندی نَجَائِبَ قد أَعْدَدْتُهَا لک فَهَلْ لک ان تَحَوَّلَ إلى مَکَّةَ فَیَأْتِیَکَ من أَرَادَ أَنْ یَأْتِیَکَ قال لاَ إنی سمعت رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم یقول یُلْحِدُ بِمَکَّةَ کَبْشٌ من قُرَیْشٍ اسْمُهُ عبد اللَّهِ علیه مِثْلُ نِصْفِ أَوْزَارِ الناس.

وقتى که عثمان محاصره شده بود، عبد الله بن زبیر به او گفت: من چند اسب تندرو دارم که آنها را براى تو آماده کرده‌ام! آیا نمى‌خواهى به مکه بروى و کسانى که مى‌خواهند با تو باشند، به نزد تو بیایند ؟

عثمان گفت: خیر! من از رسول خدا (ص) شنیدم که فرمود: قوچى در مکه الحاد مى‌کند که اسم او عبد الله است و بر او نصف عذاب مردم است!

الشیبانی، ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفاى241هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج1، ص64 ش 461، ناشر: مؤسسة قرطبة – مصر.

این روایت به خوبى نشان مى‌دهد که عثمان چنین برداشت کرده است که مقصود روایت، از کسى که باعث الحاد در مکه مى‌شود عبد الله بن زبیر است!

در باره این روایت، نکاتى وجود دارد که ما به اختصار آن‌ها را بررسى خواهیم کرد:

الف: بررسی سندی روایت:

البانى وهابى که در دفاع از دشمنان اهل البیت علیهم السلام مشهور است، تلاش کرده که این روایت را از اعتبار بیندازد؛ در حالى که طبق مبانى خود او و دیگر بزرگان علم رجال و درایه اهل سنت، سند آن کاملا معتبر است.

تصحیح روایت توسط هیثمی:

ابوبکر هیثمى بعد از نقل این روایت مى‌گوید:

رواه أحمد ورجاله ثقات ورواه البزار أیضا.

الهیثمی، ابوالحسن علی بن أبی بکر (متوفاى 807 هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج3، ص285، ناشر: دار الریان للتراث/‏ دار الکتاب العربی - القاهرة، بیروت – 1407هـ.

نقد تضعیف این روایت، توسط البانی:

مبناى البانى در تضعیف این روایت، خدشه‌دار کردن تمام روایاتى است که در مذمت اصحاب نقل شده است، بنابراین با ترفند‌هاى خاصى تلاش مى‌کند، آن را تضعیف نماید .

البته او اصل روایت را قبول دارد؛ اما روایتى که در آن نامى از «عبد الله» برده نشده است؛ ولى در روایتى که صراحتا نام عبد الله در آن موجود است، تردید مى‌کند و قابل استدلال نمى‌داند.

 وى در این باره مى‌نویسد:

أخرجه أحمد (1/64)، والبزار أیضاً، وابن عساکر (9/273)، وقال الهیثمی بعد أن عزاه للأوَّلیْن: "ورجاله ثقات ". کذا قال! وجعفر بن أبی المغیرة، ویعقوب بن عبد الله - وهو القمی - قال الحافظ فی ترجمة کل منهما: "صدوق یهم " .

وفی إسنادهما علة أخرى، وهی الانقطاع بین عثمان رضی الله عنه وابن أبزى - واسمه سعید بن عبد الرحمن بن أبزى الکوفی -، قال أبو زرعة: " روایته عن عثمان مرسلة" .

ولذلک؛ قال الذهبی فی "سیر أعلام النبلاء" (3/375) عقب الحدیث: "رواه أحمد.. وفی إسناده مقال " .

وقال الحافظ ابن کثیر فی "البدایة" (8/339): "وهذا الحدیث منکر جداً، وفی إسناده ضعف، ویعقوب هذا هو القمی وفیه تشیع، ومثل هذا لا یقبل تفرده به، وبتقدیر صحته فلیس هو بعبد الله بن الزبیر؛ فإنه کان على صفات حمیدة، وقیامه بالإمارة إنما کان لله عز وجل، ثم کان هو الإمام بعد موت معاویة بن یزید لا محالة، وهو أرشد من مروان بن الحکم، حیث نازعه بعد أن اجتمعت الکلمة علیه، وقامت له البیعة فی الآفاق، وانتظم له الأمر.والله أعلم ".

این روایت را احمد و بزار و ابن عساکر نقل کرده‌اند و هیثمى بعد از آنکه روایت را از احمد و بزار نقل مى‌کند مى‌گوید: راویان آن همگى ثقه هستند! او اینطور گفته است!

اما جعفر بن ابى المغیره و یعقوب قمى، ابن حجر در مورد هر دوى آنها دارد «راستگو است اما اشتباه مى‌کند»

و در سند این دو اشکال دیگرى نیز هست، و آن انقطاع بین عثمان و ابن ابزى است! که اسم او سعید بن عبد الرحمن بن ابزى است که کوفى است، و ابوزرعه گفته است روایت او از عثمان مرسل است!

و به همین علت ذهبى در سیر اعلام النبلاء گفته است: این روایت را احمد نقل کرده است اما در سند آن اشکالى است!

و ابن کثیر در البدایة گفته است: این حدیث به شدت منکر است! و سند آن ضعیف! و یعقوب قمى است و در او تشیع بوده است! (مقدارى به شیعه متمایل بوده است) و مثل این روایت در صورتى که او به تنهایى راوى آن باشد مقبول نیست!

و بر فرض که صحیح هم باشد مقصود عبد الله بن زبیر نیست! زیرا او صفات نیکو داشت! و به خاطر خدا حکومت را به دست گرفت! و بعد از مرگ معاویه بن یزید او خلیفه

/ 0 نظر / 21 بازدید