کدام آیات در شأن ام المؤمنین عائشه و ام المؤمنین حفصه نازل شده است؟

 

 

 

 

 

1. آیاتى که به صورت اختصاصى در باره شخص عائشه نازل شده است؛گروهى از اهل سنت مدعى هستند که آیه «افک» در باره عائشه نازل شده است و خداوند او را از تهمتى که صحابه به او زده بودند، تبرئه کرده است .

ودر این زمینه از خود عائشه روایتى جعلى نقل مى‌کنند که تنها آیه‌اى که در باره خاندان عائشه نازل شده است، آیه افک است؛ چنانچه محمد بن اسماعیل بخارى در صحیح خود به نقل از عائشه مى‌نویسد:

ما أَنْزَلَ الله فِینَا شیئا من الْقُرْآنِ إلا أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ عُذْرِی.

البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل ابوعبدالله (متوفای256هـ)، صحیح البخاری، ج4، ص1827، ح4550، کتاب التفسیر، بَاب «وَالَّذِی قال لِوَالِدَیْهِ أُفٍّ لَکُمَا...»، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

البته ما این مطلب را قبول نداریم و اعتقاد داریم که آیه افک در باره یکى دیگر از همسران رسول خدا نازل شده است . پیش از این در مقاله مفصلى این مطلب را ثابت کرده‌ایم که دوستان عزیز مى‌توانند به آدرس ذیل مراجعه فرمایند:

 

 

http://valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=1265

 


2. آیاتى که در باره تمام همسران رسول خدا صلى الله علیه وآله نازل شده و شامل عائشه نیز مى‌شود؛ از جمله آیه مشهور «امهات مومنین» که در مورد همسران رسول خدا صلى الله علیه وآله نازل شده است . خداوند در سوره احزاب مى‌فرماید:

النَّبِیُّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ. الأحزاب/6.

پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او مادران آنها [مؤمنان‏] محسوب مى‏شوند.

ما در باره این آیه و معناى «ام المؤمنین» و به خاطر اهمیت فراوان آن ، مقاله مستقلى تهیه کرده‌ایم که دوستان عزیز مى‌توانند به آدرس ذیل مراجعه فرمایند:

 

 

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=8434

 

البته آیات دیگرى نیز هست که احکام مخصوص همسران رسول خدا صلى الله علیه وآله را بیان مى‌کند که ان شاء الله در فرصت مناسب آن‌ها را نیز بررسى خواهیم کرد.

 

 

3 . آیاتى که در باره عائشه و حفصه همسران رسول خدا (ص) نازل شده است ؛

مقاله‌اى که پیش رو دارید در باره آیاتى است که در باره حفصه و عائشه همسران رسول خدا (ص) نازل شده است.

طبق گفته مفسران و دانشمندان اهل سنت چندین آیه از قرآن کریم در شأن این دو همسر پیامبر (ص) نازل شده است که ما به صورت مختصر به تعدادى از آن‌ها اشاره و مدارک آن را ارائه خواهیم کرد :

 

 

1. نزول آیه «لا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ...» در باره عائشه:

استهزاء و تمسخر دیگران، اخلاق زشتى است که خداوند صراحتا از آن نهى کرده است ؛ چنانچه در قرآن کریم مى‌فرماید:

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى‏ أَنْ یَکُونُوا خَیْراً مِنْهُمْ وَلا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسى‏ أَنْ یَکُنَّ خَیْراً مِنْهُنَّ وَلا تَلْمِزُوا أَنْفُسَکُمْ وَلا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإیمانِ وَمَنْ لَمْ یَتُبْ فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُون‏. الحجرات/11.

اى کسانى که ایمان آورده‏اید! نباید گروهى از مردان شما گروه دیگر را مسخره کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند و نه زنانى زنان دیگر را، شاید آنان بهتر از اینان باشند و یکدیگر را مورد طعن و عیبجویى قرار ندهید و با القاب زشت و ناپسند یکدیگر را یاد نکنید، بسیار بد است که بر کسى پس از ایمان نام کفرآمیز بگذارید و آنها که توبه نکنند، ظالم و ستمگرند!

معنای تمسخر:

بزرگان اهل سنت در باره معناى تمسخر و استهزا گفته‌اند :

ومعنى السخریة: الاستهانة والتحقیر والتنبیه على العیوب والنقائص على وجه یضحک منه وقد یکون ذلک بالمحاکاة فی الفعل والقول وقد یکون بالإشارة والإیماء وإذا کان بحضرة المستهزأ به لم یسم ذلک غیبة وفیه معنى الغیبة.

معناى تمسخر؛ توهین، تحقیر و گوشزد کردن عیب‌ها و نقص‌هاى دیگران است؛ به صورتى که (با شنیدن آن) مى‌خندند؛ گاهى به صورت عملى و گاهى با اشاره انجام مى‌شود ، اگر در حضور شخص استهزاء شده باشد، غیبت محسوب نمى‌شود؛ ولى اگر در حضور او نباشد ، غیبت است

الغزالی، محمد بن محمد ابوحامد (متوفای505هـ، إحیاء علوم الدین، ج 3، ص 131 ، ناشر: دار االمعرفة – بیروت.


حکم تمسخر:

ابن کثیر دمشقى در باره معنا و حکم استهزاى دیگران مى‌گوید:

ینهى تعالى عن السخریة بالناس، وهو احتقارهم والاستهزاء بهم، کما ثبت فی الصحیح عن رسول الله صلى الله علیه وسلم أنه قال: "الکِبْر بطر الحق وغَمْص الناس" ویروى: "وغمط الناس" والمراد من ذلک: احتقارهم واستصغارهم، وهذا حرام، فإنه قد یکون المحتقر أعظم قدرا عند الله وأحب إلیه من الساخر منه المحتقر له.

خداوند از تمسخر مردم نهى کرده است ؛ و آن تحقیر و ریشخند کردن مردم است؛ چنانچه در صحیح (مسلم) از رسول خدا (ص) نقل شده است که فرمود: «کبر، از بین برنده حق و تحقیر کردن وکوچک شمردن مردم است» و این کار ، حرام است؛ زیرا ممکن است که شخص تحقیر شده در پیشگاه خداوند مقام بالاترى داشته باشد و خداوند او را بیشتر از شخص تحقیر کننده و مسخره کننده دوست داشته باشد .

ابن کثیر الدمشقی، إسماعیل بن عمر ابوالفداء القرشی (متوفای774هـ)، تفسیر القرآن العظیم، ج 4، ص 213 ، ناشر: دار الفکر - بیروت – 1401هـ.


شأن نزول آیه :

مفسران اهل سنت قائل هستند که این آیه در باره عائشه که ام سلمه و یا زینب بنت خزیمة را مسخره کرده بود، نازل شده است .

 

 

 مقاتل بن سلیمان ، متوفاى 150، مفسر مشهور و قدیمى اهل سنت در این باره مى‌نویسد:

« وَلا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسى‏ أَنْ یَکُنَّ خَیْراً مِنْهُنَّ» نزلت فی عائشة بنت أبی بکر ، رضی الله عنهما ، استهزأت من قصر أم سلمة بنت أبی أمیة.

آیه : «ولا نساء ...» در باره عائشه نازل شده است؛ در آن هنگام که ام سلمه را به خاطر کوتاه قد بودنش ریشخند کرد.

الأزدی البلخی، أبو الحسن مقاتل بن سلیمان بن بشیر (متوفای150هـ) ، تفسیر مقاتل بن سلیمان، ج 3، ص 262، تحقیق : أحمد فرید ، ناشر : دار الکتب العلمیة - لبنان/ بیروت ، الطبعة : الأولى ، 1424هـ - 2003م .


قرطبى متوفاى 671 مفسر پرآوازه اهل سنت در این باره مى‌نویسد:

قال المفسرون : نزلت فی امرأتین من أزواج النبی صلى الله علیه وسلم سخرتا من أم سلمة وذلک أنها ربطت خصریها بسبیبة وهو ثوب أبیض ومثلها السب وسدلت طرفیها خلفها فکانت تجرها فقالت عائشة لحفصة رضی الله عنهما : انظری ما تجر خلفها کأنه لسان کلب فهذه کانت سخریتهما.

وقال أنس وبن زید : نزلت فی نساء النبی صلى الله علیه وسلم عیرن أم سلمة بالقصر وقیل : نزلت فی عائشة أشارت بیدها إلى أم سلمة یا نبی الله إنها لقصیرة.

مفسران گفته اند: این آیه در شان دو تن از همسران رسول خدا (ص) که امّ‌سلمه را مسخره کرده بودند نازل شده است؛ چون او لباسى سفید پوشیده و دو طرف آن را پشت سرش رها کرده بود که هنگام راه رفتن کشیده مى‌شد، عائشه به حفصه گفت: ببین چه چیزى پشت سرش مى‌کشد که مانند زبان سگ است ! و این بود مسخره کردن آنان .

انس و ابن زید گفته اند: در باره همسران پیامبر خدا (ص) که امّ‌سلمه را به جهت کوتاهى قدش سرزنش کرده‌اند نازل شده است، و گفته شده است در باره عائشه است که با دستش به امّ‌سلمه اشاره کرد و گفت: اى فرستاده خدا بببین چقدر کوتاه قد است.

الأنصاری القرطبی، ابوعبد الله محمد بن أحمد (متوفای671هـ)، الجامع لأحکام القرآن، ج 16، ص 326 ، ناشر: دار الشعب – القاهرة.


شهاب الدین آلوسى متوفاى 1270براى اثبات این مطلب که مسخره دیگران هم براى مردان و هم براى زنان حرام است، به این روایات استناد کرده است:

والآیة على ما روی عن مقاتل نزلت فی قوم من بنی تمیم سخروا من بلال وسلمان وعمار وخباب وصهیب وابن نهیرة وسالم مولى أبی حذیفة رضی الله تعالى عنهم ولا یضر فیه اشتمالها على نهی النساء عن السخریة کما لا یضراشتمالها علی نهی الرجال عنها فیما روی أن عائشة وحفصة رأتا أم سلمة ربطت حقویها بثوب أبیض وسدلت طرفه خلفها فقالت عائشة لحفصة تشیر إلى ما تجر خلفها : کأنه لسان کلب فنزلت وما روی عن عائشة أنها کانت تسخر من زینب بنت خزیمة الهلالیة وکانت قصیرة .

این آیه بنابر نقل مقاتل (بن سلیمان) در باره قوم بنى تمیم نازل شده است که بلال، سلمان، عمار، خباب، صهیب، ابن نهیره و سالم مولى حذیفه را مسخره کرده بودند . نزول این آیه در باره این افراد مشخص، به شمول حکم به زنان که تمسخر کردن دیگران توسط آنان نیز حرام است، ضررى نمى‌زند؛ همان طورى که اگر شامل دیگر مردان نیز بشود، ضرر نمى‌زند؛ زیرا روایت شده است که عائشه و حفصه دیدند که ام سلمه کمرش را با پارچه سفید بسته است که یک طرف آن از پشتش آویزان شده بود، عائشه در حالى که به لباس آویزان شده ام سلمه اشاره مى‌کرد گفت: همانند زبان سگ است . پس این آیه نازل شد و نیز نقل شده است که عائشه، زینب بنت خزیمه هلالى را که قد کوتاهى داشت، ریشخند کرده بود .

الآلوسی البغدادی الحنفی، أبو الفضل شهاب الدین السید محمود بن عبد الله (متوفای1270هـ)، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، ج 26، ص 152 ، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.


و زمخشرى، ادیب و مفسر بنام اهل سنت در ذیل این آیه مى‌نویسد:

وعن عائشة رضی الله عنها أنها کانت تسخر من زینب بنت خزیمة الهلالیة وکانت قصیرة . وعن ابن عباس أن أمّ سلمة ربطت حقویها بسبنیّة وسدلت طرفها خلفها وکانت تجرّه ، فقالت عائشة لحفصة : انظری ما تجرّ خلفها کأنه لسان کلب . وعن أنس : عیرت نساء رسول الله صلى الله علیه وسلم أمّ سلمة بالقصر .

از عائشه نقل شده است که او زینب بنت خزیمه هلالیه را که قد کوتاهى داشته، مسخره کرده است و از ابن عباس نقل شده است که ام سلمه کمربندى از پارچه کتان به کمر خود بسته بود که یک طرف آن از پشتش آویزان شده بود و به زمین کشیده مى‌شود، عائشه به حفصه گفت: به آن چیزى که از پشت او کشیده مى‌شود نگاه کن که همانند زبان سگ آویزان شده است . از أنس نقل شد است که زنان رسول خدا (ص) ام سلمه را به خاطر کوتاه قد بودنش تمسخر کرده بودند.

الزمخشری الخوارزمی، ابوالقاسم محمود بن عمر جار الله، الکشاف عن حقائق التنزیل وعیون الأقاویل فی وجوه التأویل، ج 4، ص 373 ، تحقیق: عبد الرزاق المهدی، بیروت، ناشر: دار إحیاء التراث العربی.


دیگر بزرگان اهل سنت نیز این مطلب را تأیید کرده‌اند که ما به جهت اختصار فقط به ذکر آدرس کتاب‌هاى آن‌ها اکتفاء مى‌کنیم :

السمرقندی، نصر بن محمد بن أحمد ابواللیث (متوفای367 هـ)، تفسیر السمرقندی المسمی بحر العلوم، ج 3، ص 311 ، تحقیق: د. محمود مطرجی، ناشر: دار الفکر – بیروت؛

الثعلبی النیسابوری، ابوإسحاق أحمد بن محمد بن إبراهیم (متوفای427هـ) الکشف والبیان، ج 9، ص 311 ، تحقیق: الإمام أبی محمد بن عاشور، مراجعة وتدقیق الأستاذ نظیر الساعدی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، الطبعة: الأولى، 1422هـ-2002م؛

ابن الجوزی الحنبلی، جمال الدین ابوالفرج عبد الرحمن بن علی بن محمد (متوفای 597 هـ)، زاد المسیر فی علم التفسیر، ج 7، ص 466 ، ناشر: المکتب الإسلامی - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1404هـ.

أبی حیان الأندلسی، محمد بن یوسف (متوفای745هـ)، تفسیر البحر المحیط، ج 8، ص 165، تحقیق: الشیخ عادل أحمد عبد الموجود - الشیخ علی محمد معوض، شارک فی التحقیق 1) د.زکریا عبد المجید النوقی 2) د.أحمد النجولی الجمل، ناشر: دار الکتب العلمیة - لبنان/ بیروت، الطبعة: الأولى، 1422هـ -2001م؛

النسفی، أبو البرکات عبد الله ابن أحمد بن محمود (متوفای710هـ)، تفسیر النسفی، ج 4، ص 165 ، طبق برنامه الجامع الکبیر؛

النیسابوری، نظام الدین الحسن بن محمد بن حسین المعروف بالنظام الأعرج (متوفای 728 هـ)، تفسیر غرائب القرآن ورغائب الفرقان، ج 6، ص 165 ، تحقیق: الشیخ زکریا عمیران، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت / لبنان، الطبعة: الأولى، 1416هـ - 1996م؛

الثعالبی ، عبد الرحمن بن محمد بن مخلوف (متوفای875هـ) ، الجواهر الحسان فی تفسیر القرآن ، ج 9، ص 165 ، ناشر : مؤسسة الأعلمی للمطبوعات – بیروت.


2. نزول پنج آیه اول سوره تحریم در باره عائشه:

خداوند مهربان در قرآن کریم در سوره تحریم مى‌فرماید:

 یَأَیهَُّا النَّبىِ‏ُّ لِمَ تحَُرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَکَ تَبْتَغِى مَرْضَاتَ أَزْوَاجِکَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ . قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَکمُ‏ْ تحَِلَّةَ أَیْمَانِکُمْ وَاللَّهُ مَوْلَئکمُ‏ْ وَهُوَ الْعَلِیمُ الحَْکِیمُ . وَإِذْ أَسَرَّ النَّبىِ‏ُّ إِلىَ‏ بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِیثًا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَأَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَیْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْرَضَ عَن بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنبَأَکَ هَاذَا قَالَ نَبَّأَنىِ‏َ الْعَلِیمُ الْخَبِیرُ. إِن تَتُوبَا إِلىَ اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُمَا وَإِن تَظَاهَرَا عَلَیْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَئهُ وَجِبرِْیلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمَلَئکَةُ بَعْدَ ذَالِکَ ظَهِیرٌ. عَسىَ‏ رَبُّهُ إِن طَلَّقَکُنَّ أَن یُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَیرًْا مِّنکُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُّؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَئبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَئحَاتٍ ثَیِّبَاتٍ وَأَبْکاَرًا.

اى پیامبر! چرا چیزى را که خدا بر تو حلال کرده بخاطر جلب رضایت همسرانت بر خود حرام مى‏کنى؟! و خداوند آمرزنده و رحیم است. خداوند راه گشودن سوگندهایتان را (در این گونه موارد) روشن ساخته و خداوند مولاى شماست و او دانا و حکیم است.

 (به خاطر بیاورید) هنگامى را که پیامبر یکى از رازهاى خود را به بعضى از همسرانش گفت، ولى هنگامى که وى آن را افشا کرد و خداوند پیامبرش را از آن آگاه ساخت، قسمتى از آن را براى او بازگو کرد و از قسمت دیگر خوددارى نمود هنگامى که پیامبر همسرش را از آن خبر داد، گفت: «چه کسى تو را از این راز آگاه ساخت؟» فرمود: «خداوند عالم و آگاه مرا با خبر ساخت!».

اگر شما (همسران پیامبر) از کار خود توبه کنید (به نفع شماست، زیرا) دلهایتان از حق منحرف گشته و اگر بر ضدّ او دست به دست هم دهید، (کارى از پیش نخواهید برد) زیرا خداوند یاور اوست و همچنین جبرئیل و مؤمنان صالح، و فرشتگان بعد از آنان پشتیبان اویند.

امید است که اگر او شما را طلاق دهد، پروردگارش به جاى شما همسرانى بهتر براى او قرار دهد، همسرانى مسلمان، مؤمن، متواضع، توبه کار، عابد، هجرت‏کننده، زنانى غیر باکره و باکره!

شیعه و سنى اتفاق دارند که این آیات در باره عائشه و حفصه نازل شده است؛ چنانچه محمد بن اسماعیل بخارى در صحیح خود مى‌نویسد:

حدثنی الْحَسَنُ بن مُحَمَّدِ بن صَبَّاحٍ حدثنا حَجَّاجٌ عن بن جُرَیْجٍ قال زَعَمَ عَطَاءٌ أَنَّهُ سمع عُبَیْدَ بن عُمَیْرٍ یقول: سمعت عَائِشَةَ رضی الله عنها أَنَّ النبی صلى الله علیه وسلم کان یَمْکُثُ عِنْدَ زَیْنَبَ بِنْتِ جَحْشٍ وَیَشْرَبُ عِنْدَهَا عَسَلًا فَتَوَاصَیْتُ أنا وَحَفْصَةُ أَنَّ أَیَّتَنَا دخل علیها النبی صلى الله علیه وسلم فَلْتَقُلْ إنی أَجِدُ مِنْکَ رِیحَ مَغَافِیرَ أَکَلْتَ مَغَافِیرَ .

فَدَخَلَ على إِحْدَاهُمَا فقالت له: ذلک. فقال: لَا بَلْ شَرِبْتُ عَسَلًا عِنْدَ زَیْنَبَ بِنْتِ جَحْشٍ وَلَنْ أَعُودَ له. فَنَزَلَتْ «یا أَیُّهَا النبی لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ الله لک» إلى «إن تَتُوبَا إلى اللَّهِ» لِعَائِشَةَ وَحَفْصَةَ «وَإِذْ أَسَرَّ النبی إلى بَعْضِ أَزْوَاجِهِ» لِقَوْلِهِ بَلْ شَرِبْتُ عَسَلًا.

عبید بن عمیر مى‌گوید: از عائشده شنیدم که گفت: رسول خدا (ص) پیش زینب بنت حجش مى‌ماند و (شربت) عسل مى‌نوشید، من و حفصه بایکدیگر قرار گذاشتیم که رسول خدا پیش هر کدام از ما که آمد به او بگوئیم : از تو بوى مغافیر به مشام ما مى‌رسد، آیا مغافیر خورده‌ای؟ رسول خدا پیش یکى از آن‌ها آمد و او همین را گفت. رسول خدا فرمود: نه بلکه در خانه زینب بنت جحش عسل خورده‌ام؛ ولى دیگر تکرار نمى‌کنم؛ پس این ایه نازل شد « یا ایها النبى ...» .

البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای256هـ)، صحیح البخاری، ج 5، ص 4964، ح4966، کِتَاب الطَّلَاقِ، بَاب «لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ الله لک»، تحقیق د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 هـ – 1987م.

 

معنای مغافیر:

مغافیر، صمغى بود که از درختى به نام «رمث» یا «عُرفط» تراوش مى‏کرد؛ هرچند که بسیار شیرین بود؛ ولى بوى نامناسب و کریهى داشت.

ابو منصور ازهرى در تهذیب اللغة مى‌نویسد:

المغافیر : صمغ یسیل من شجر العرفط حُلو ، غیر أن رائحته لیست بطیّبة.

مغافیر، صمغ شیرینى است که از درخت عرفط سرازیر؛ ولى بوى خوشى ندارد.

الأزهری، ابومنصور محمد بن أحمد (متوفای: 370هـ)، تهذیب اللغة، ج 3، ص 222، تحقیق: محمد عوض مرعب، ناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، الطبعة: الأولى، 2001م.


و ابن حجر عسقلانى در شرح صحیح بخارى در باره معناى مغافیر مى‌نویسد:

والمغفور صمغ حلو له رائحة کریهة وذکر البخاری أن المغفور شبیه بالصمغ یکون فی الرمث بکسر الراء وسکون المیم بعدها مثلثة وهو من الشجر التی ترعاها الإبل وهو من الحمض وفی الصمغ المذکور حلاوة یقال اغفر الرمث إذا ظهر ذلک فیه .

مغفور صمغ شیرینى است که بوى بدى دارد، بخارى گفته: مغفور شبیه صمغ است که در در «رِمْث» یافت مى‌شود و آن درخى است که شتر از آن مى‌خورد و ترش است . در این صمغى شیرینى است که به آن «اغفر الرمث» در آن هنگام که بر (تنه) آن ظاهر مى‌شود، گفته مى‌شود .

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفای852 هـ)، فتح الباری شرح صحیح البخاری، ج 9، ص 377، تحقیق: محب الدین الخطیب، ناشر: دار المعرفة - بیروت.


بخارى در روایت دیگر به نقل از خلیفه دوم مى‌نویسد که آن دو زنى که بر ضد رسول خدا همپیمان شده بودند، عائشه و حفصه بودند:

حدثنا عَلِیٌّ حدثنا سُفْیَانُ حدثنا یحیى بن سَعِیدٍ قال سمعت عُبَیْدَ بن حُنَیْنٍ قال سمعت بن عَبَّاسٍ رضی الله عنهما یقول أَرَدْتُ أَنْ أَسْأَلَ عُمَرَ فقلت یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ من الْمَرْأَتَانِ اللَّتَانِ تَظَاهَرَتَا على رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم فما أَتْمَمْتُ کَلَامِی حتى قال عَائِشَةُ وَحَفْصَةُ.

از ابن عباس نقل شده است که مى‌گفت: مى‌خواستم از عمر سؤال کنم که اى امیرمؤمنان ! آن دو زنى که بر ضدّ رسول خدا (ص) هم‌پیمان شدند، چه کسانى بودند؟ سخنم را تمام نکرده بودم که عمر گفت: حفصه و عائشه بودند.

البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای256هـ)، صحیح البخاری، ج 4، ص 1868، ح4630، کِتَاب التفسیر ، بَاب: وَإِذْ أَسَرَّ النبی إلى بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِیثًا، تحقیق د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 هـ – 1987م.

و در جائى دیگر مى‌نویسد:

/ 0 نظر / 692 بازدید