رفتار عایشه با یتیمان چگونه بود؟

نکته جالب توجه در زندگی دختر ابو بکر در رفتار با یتیمان، این قشر ضعیف و بی‌پناه جامعه اسلامی، این است که زدن یتیم را برای زنان دیگر به عنوان «ادب الیتیم» نیز مطرح می‌کرد و آنان را به انجام این کار تشویق می‌نمود و برای ترغیب شدن آنان رفتار خودش را به عنوان سر مشق ارائه می‌داد.

نکته مسلم این است که این طریقه و روش رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله نبوده‌است؛ چرا که تمام رفتار و گفتار آن حضرت از وحی الهی سرچشمه گرفته‌است و طبق آیات قرآن، رسول خدا صلی الله علیه وآله مأمور بودند که حتی بر یتیمان قهر و غضب هم نکنند؛ چه رسد به این‌که به ضرب و جرح آنان اقدام نمایند.

تا اینجا اجمالاً این قضیه روشن شد و تفصیل مطلب را با ذکر روایات ارائه خواهیم کرد. 

سفارش قرآن کریم در باره یتیمان

قبل از این‌که پاسخ تفصیلی را با ذکر روایات ارائه نماییم لازم است به خاطر اهمیت موضوع مورد بحث، دیدگاه قرآن کریم و روایات رسول خدا صلی الله علیه وآله را در مورد برخورد با یتیم بررسی نماییم تا در پایان معیار قضاوت برای خوانندگان گرامی در مورد رفتار عائشه که چهل سال پیروان سقیفه بر فتاوای او عمل می‌کردند، به دست آید.

نکته قابل یادآوری قبل از برشمردن آیات این است ‌که آیات ذیل نیازمند به تحلیل و توضیح فراوان هستند؛‌ اما در این جا ما با رعایت اختصار تنها به نقل آیات و تحلیل کوتاه از آن، اکتفا می‌کنیم.

اکنون از آیاتی که در مورد یتیم سخن می‌گویند،‌ موارد ذیل استفاده می‌شود:

الف: پیمان گرفتن خداوند بر احسان به یتیمان:

احسان به یتیمان یکی از سفارشهای خداوند در قرآن کریم ‌است که در کنار سفارش احسان به والدین، ذوی القربای رسول خدا صلی الله علیه وآله و بی‌چارگان در آیه ذیل بیان شده‌است:

وَإِذْ أَخَذْنا میثاقَ بَنی‏ إِسْرائیلَ لا تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ وَبِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَذِی الْقُرْبى‏ وَالْیَتامى‏ وَالْمَساکین‏... (بقره/ 83).

(و به یاد آورید) زمانی را که از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خداوند یگانه را نپرستید و نسبت به پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و بینوایان نیکی کنید... .

و در آیه دیگر نیز بعد از دستور به عبادت خداوند و نهی از شرک به خدا سفارش به یتیمان نیز آمده‌است:

وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَبِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَبِذِی الْقُرْبى‏ وَالْیَتامى‏ وَالْمَساکینِ وَالْجارِ ذِی الْقُرْبى‏ وَالْجارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَابْنِ السَّبیل ‏... (نساء/36)

و خدا را بپرستید! و هیچ چیز را همتاى او قرار ندهید! و به پدر و مادر، نیکى کنید همچنین به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان، و همسایه نزدیک، و همسایه دور، و دوست و همنشین، و واماندگان در سفر، و بردگانى که مالک آنها هستید..

ب: دستور به یتیم نوازی و نهی از رفتار خشونت آمیز با آنان

طبق گزارشهای تاریخی رسول صلی الله علیه وآله خداوند قبل از این‌که به دنیا بیاید پدرش را از دست داد و بعد از این‌که به دنیا آمد در شش سالگی نیز مادرش از دنیا رفت و تحت سر پرستی جدش حضرت عبد المطلب علیه السلام قرار گرفت.

قرآن کریم نیز داستان یتیمی ‌آن حضرت را بازگو نموده و می‌فرماید:

أَ لَمْ یَجِدْکَ یَتِیماً فَآوى‏ وَوَجَدَکَ ضَالاًّ فَهَدى‏ وَوَجَدَکَ عائِلاً فَأَغْنى‏ فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلا تَقْهَرْ. (ضحی/ 6- 9)

 آیا تو را یتیم نیافت و سپس پناه داد؟ و تو را گمشده یافت و هدایت کرد، و تو را فقیر یافت و بى نیاز نمود. حال که چنین است‏یتیم را تحقیر نکن.

در این آیه مبارکه علاوه بر این‌که سخن از یتیمی رسول خدا صلی الله علیه وآله و پناه داده شدن و بی‌نیازی آن حضرت به میان آمده،‌ دستور می‌دهد که با یتیمان رفتار پسندیده و شایسته داشته باش؛ به گونه‌ای که روح تشنه آنها را با محبت سیراب کن.

معنای «فلا تقهر» از دیدگاه مفسران

مفسران تابعی برای کلمه «لاتقهر» معانی دقیق و ظریف و مصادیق گسترده‌ای را بیان کرده‌اند:

ماوردی در تفسیر «النکت والعیون» می‌نویسد:

 (فأمّا الیتیمَ فلا تَقْهَرْ) فیه خمسة أوجه: أحدها: فلا تحقر, قاله مجاهد. الثانی: فلا تظلم, رواه سفیان. الثالث: فلا تستذل, حکاه ابن سلام. الرابع: فلا تمنعه حقه الذی فی یدک, قاله الفراء. الخامس: ما قاله قتادة: کن للیتیم کالأب الرحیم.

در جملة «اما الیتیم فلا تقهر» پنج وجه است: وجه نخست این‌که یتیم را تحقیر نکن. این قول مجاهد است. وجه دوم از سفیان روایت شده این است که به یتیم ظلم نکن. وجه سوم این‌که او را به ذلت نکشان. وجه چهارم از فراء‌ این است‌:که یتیم را از حقش که در دست تو است محروم نکن. وجه پنجم را که قتاده گفته‌ این است‌که برای یتیم همانند پدر مهربان باش.

الماوردی البصری الشافعی، علی بن محمد بن حبیب (متوفاى450هـ)، النکت والعیون، ج6، ص372، تحقیق: السید ابن عبد المقصود بن عبد الرحیم، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت / لبنان.

ابوبکر جصاص در «أحکام القرآن» می‌نویسد:

قوله تعالى فأما الیتیم فلا تقهر قیل لا تقهره بظلمه وأخذ ماله وخص الیتیم لأنه لا ناصر له غیر الله فغلظ فی أمره لتغلیظ العقوبة على ظالمه وقد روی عن النبی صلى الله علیه وسلم أنه قال اتقوا ظلم من لا ناصر له غیر الله.

معنای « فأما الیتیم فلا تقهر» این است که با ظلم کردن و گرفتن مال یتیم بر او قهر نکن؛ اما دلیل این‌که در این جا به طور ویژه در باره یتیم سخن گفته‌،‌ این است که یتیم جز خدای متعال یاور دیگری ندارد؛‌ پس از جهت این‌که عقوبت ظلم کنندگان به یتیم شدید است، در باره یتیم این‌گونه با حدت و شدت سخن گفته است. از رسول خدا صلی الله علیه وسلم روایت شده‌است که فرمود: از ظلم کردن بر کسی‌که جز خدا یاوری ندارند بپرهیزید.

الجصاص الرازی الحنفی، أبو بکر أحمد بن علی (متوفاى370هـ) ، أحکام القرآن ، ج5، ص372، تحقیق: محمد الصادق قمحاوی ، ناشر : دار إحیاء التراث العربی - بیروت – 1405هـ.

سایر مفسران اهل سنت نیز همین معانی را در ذیل این آیه آورده‌اند.

فخر رازی در ذیل این آیه،‌ قرائت دیگری را نیز برای واژه «فلا تقهر» ذکر کرده‌است. او می‌نویسد:

وقرىء فلا تکهر، أی لا تعبس وجهک إلیه، والمعنى عامله بمثل ما عاملتک به، ونظیره من وجه: (وَأَحْسِن کَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَیْکَ(القصص:77).

«فلا تکهر» خوانده شده است؛ معنایش این جمله این است که روی خود را به سوی یتیم درهم نکن. معنایش این است که ای پیامبر با یتیم همانگونه رفتار کن که من با تو رفتار کردم. نظیر جمله مورد بحث این آیه است: نیکی کن؛‌ همانگونه خداوند به سوی تو نیکی کرد.

الرازی الشافعی، فخر الدین محمد بن عمر التمیمی (متوفاى604هـ)، التفسیر الکبیر أو مفاتیح الغیب، ج31،‌ ص425، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1421هـ - 2000م.

حکم آیه شامل عموم امت اسلام است

سؤالی که شاید در اذهان خوانندگان مطرح شود این است‌که آیا این آیه تنها دستور به رسول خدا صلی الله علیه وآله است یا حکم آن شامل همه امت اسلامی است؟

ابن تیمیه از پایه گذاران وهابیت در کتاب «کتب ورسائل وفتاوى شیخ الإسلام ابن تیمیة» جواب این شبهه را داده و می‌گوید: حکم اکرام یتیم شامل جمیع امت اسلامی است:

وقوله (فأما الیتیم فلا تقهر وأما السائل فلا تنهر وأما بنعمة ربک فحدث (هذا متناول لجمیع الأمة.

این سخن خداوند که فرموده: یتیم را تحقیر نکن .... این حکم شامل تمام امت اسلامی است.

ابن تیمیه الحرانی الحنبلی، ابوالعباس أحمد عبد الحلیم (متوفاى 728 هـ)، کتب ورسائل وفتاوی شیخ الإسلام ابن تیمیة، ج16، ص327، تحقیق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمی النجدی، ناشر: مکتبة ابن تیمیة، الطبعة: الثانیة.

بنابراین، احترام و اکرام یتیمان، تنها وظیفه رسول خدا صلی الله علیه وآله نیست؛ بلکه تمام مسلمانان وظیفه دارند نسبت به یتمان همان رفتار را داشته باشند .

ج: سهم یتیم از غنائم و فیء

در آیه دیگر آمده، همانگونه که خداوند متعال برای پیامبر صلی الله علیه وآله و ذوی القربای آن حضرت در غنائم و انفال سهم تعیین کرده‌است برای یتیم نیز سهمی را در نظر گرفته‌است.

در مورد سهم یتیمان از غنائم می‌فرماید:

وَاعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبى‏ وَالْیَتامى‏ وَالْمَساکینِ وَابْنِ السَّبیلِ إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ .... (انفال/41)

بدانید هر گونه غنیمتى به دست آورید، خمس آن براى خدا، و براى پیامبر، و براى ذى القربى و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه (از آنها) است، .....

در باره سهم یتیمان از انفال می‌فرماید:

ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى‏ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرى‏ فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبى‏ وَالْیَتامى‏ وَالْمَساکینِ وَابْنِ السَّبیلِ کَیْ لا یَکُونَ دُولَةً بَیْنَ الْأَغْنِیاءِ مِنْکُمْ ....(حشر/7)

آنچه را خداوند از اهل این آبادیها به رسولش بازگرداند، از آن خدا و رسول و خویشاوندان او، و یتیمان و مستمندان و در راه ماندگان است، تا (این اموال عظیم) در میان ثروتمندان شما دست به دست نگردد! ...

با توجه به این آیات به دست می‌آید که در نظر گرفته شدن سهم برای یتیمان نشانگر جایگاه یتیم در نزد خداوند است. 

د: انفاق به یتیمان:

انفاق به یتیمان و رسیدگی به امور زندگی آنان نیز یکی دیگر از دستورات قرآن است:

لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلائِکَةِ وَالْکِتابِ وَالنَّبِیِّینَ وَآتَى الْمالَ عَلى حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبى وَالْیَتامى وَالْمَساکِینَ... (بقره/177)

 نیکی (تنها) این نیست که به هنگام نماز صورت خود را به سوی مشرق و مغرب کنید بلکه نیکوکار کسی است که به خدا و روز رستاخیز و فرشتگان و کتاب آسمانی و پیامبران ایمان آورد و مال خود را با تمام علاقه ای که به آن دارد به خویشاوندان و یتیمان و از کارافتادگان و ... انفاق کند.

یَسْئَلُونَکَ ما ذا یُنْفِقُونَ قُلْ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَیْرٍ فَلِلْوالِدَیْنِ وَالْأَقْرَبینَ وَالْیَتامى‏ وَالْمَساکینِ وَابْنِ السَّبیلِ وَما تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلیمٌ. (بقره/215)

از تو سؤال مى‏کنند چه چیز انفاق کنند؟ بگو: «هر خیر و نیکى (و سرمایه سودمند مادى و معنوى) که انفاق مى‏کنید، باید براى پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و مستمندان و درماندگان در راه باشد.» و هر کار خیرى که انجام دهید، خداوند از آن آگاه است. (لازم نیست تظاهر کنید، او مى‏داند).

هـ.: نهی از پایمال کردن مال و حقوق یتیمان:

سر پرستی و کفالت یتیمان، جمع آوری و نگهداری اموال آنان یکی دیگر از سفارشهای وحی الهی در آیه ذیل است:

وَآتُوا الْیَتامى‏ أَمْوالَهُمْ وَلا تَتَبَدَّلُوا الْخَبیثَ بِالطَّیِّبِ وَلا تَأْکُلُوا أَمْوالَهُمْ إِلى‏ أَمْوالِکُمْ إِنَّهُ کانَ حُوباً کَبیراً. (نساء/2)

و اموال یتیمان را (هنگامى که به حد رشد رسیدند) به آنها بدهید، و اموال بد (خود) را با اموال خوب (یتیمان) تبدیل نکنید، و اموال آنها را با اموال خودتان (به وسیله مخلوط کردن یا تبدیل نمودن) نخورید. زیرا این گناه بزرگى است.

در آیه دیگر به کسانی‌که حق یتیمان را پامال و اموال شان را به کام خود فرو می‌برند هشدار می‌دهد که در حقیقت آنان آتشی را خورده‌اند که در اثر آن خواهند سوزید:

إِنَّ الَّذینَ یَأْکُلُونَ أَمْوالَ الْیَتامى‏ ظُلْماً إِنَّما یَأْکُلُونَ فی‏ بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَیَصْلَوْنَ سَعیراً. (نساء/10)

کسانى که اموال یتیمان را از روى ظلم و ستم مى‏خورند، تنها آتش مى‏خورند و به زودى به آتش سوزانى مى‏سوزند.

و: بی اعتنایی به یتیمان نشانه عدم اعتقاد به معاد:

در برخی آیات قرآن کریم بی‌اعتنایی به یتیمان علامت عدم اعتقاد به معاد شمرده‌‌ شده‌ و می‌فرماید:

أَ رَأَیْتَ الَّذِی یُکَذِّبُ بِالدِّینِ فَذلِکَ الَّذِی یَدُعُّ الْیَتِیمَ. (ماعون/1- 2)

 آیا دیدی آن کسی را که دین و روز قیامت را دروغ می‌پندارد، پس او کسی است که یتیم را از خود می‌راند.

ز: عدم اکرام یتیم مستلزم ذلت و خواری:

با تجربه‌ای که ثابت شده، زندگی انسان‌ها آمیخته با راحتی و ناراحتی، وفور نعمت و فقر و گرفتاری است. این حقیقت را خداوند در آیات ذیل بازگو می‌نماید:

فَأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَکْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَکْرَمَنِ وَأَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَهانَن‏. (فجر/15- 16)

اما انسان هنگامى‌که خداوند او را براى آزمایش اکرام مى‏کند و نعمت مى‏بخشد (مغرور مى‏شود و) مى‏گوید: پروردگارم مرا گرامى داشته! و اما هنگامى که براى امتحان روزى را بر او تنگ بگیرد مایوس مى‏شود و مى‏گوید پروردگارم مرا خوار کرده!

در ادامه خداوند متعال علت اصلی ذلت و خواری انسان را که پندار انسان است، بی‌توجهی به یتیمان و عدم اکرام آنان می‌داند و انسان را در مورد رفتار دور از حکم وجدان و عقل با یتیمان هشدار می‌‌دهد و می‌فرماید:

کَلاَّ بَلْ لا تُکْرِمُونَ الْیَتِیمَ وَلا تَحَاضُّونَ عَلی طَعامِ الْمِسْکِینِ. (فجر/ 17)

 چنان نیست که شما خیال می‌کنید (یعنی چنین نیست که خداوند شما را خوار کرده) بلکه شما یتیمان را گرامی نمی‌دارید و یکدیگر را بر اطعام مستمندان تشویق نمی‌کنید.

هرچند مفسران شأن نزول آیه را در مورد «امیة بن خلف» می‌دانند؛ زیرا سرپرستی قدامة بن مظعون را که یتیم بود، به عهده داشت؛ اما اموالش را را به او نمی‌داد. آیه نازل در شأن او نازل شد و از این کار نهی کرد؛ در حقیقت این آیه موعظه‌ای برای همه افراد بشر است.

سمرقندی در تفسیرش می‌نویسد:

ثم قال (بل لا تکرمون الیتیم) یعنی لا یعطون حق الیتیم وکان فی حجر أمیة بن خلف یتیم لا یؤدی حقه. فنزلت الآیة بسببهفصار فیها عظة لجمیع الناس.

سپس فرموده‌است: بلکه یتیمان را اکرام نمی‌کنند؛ یعنی حق آنان را نمی‌دهند. در نزد امیة بن خلف یتیمی بود که حقش را به او نمی‌داد پس از آن این آیه نازل شد و موعظه برای تمامی مردم گردید.

السمرقندی، نصر بن محمد بن أحمد ابواللیث (متوفاى367 هـ)، تفسیر السمرقندی المسمی بحر العلوم، ج3، ص556، تحقیق: د. محمود مطرجی، ناشر: دار الفکر - بیروت.

ابن عاشور در تفسیر «التحریر والتنویر» نیز می‌نویسد:

فدل على أن الکرامة والإهانة إنما تسببا على عدم إکرام الیتیم والحضّ على طعام المسکین.

این آیه دلالت می‌کند که سبب گرامی داشتن و اهانت، اکرام نکردن یتیم و تشویق بر اطعام مسکین است.

ابن عاشور، محمد الطاهر (متوفای1284هـ) التحریر والتنویر، ج25،‌ ص101، دار النشر: دار سحنون للنشر والتوزیع - تونس - 1997م

بنابراین،‌ عدم اکرام یتیمان یکی از نشانه‌های دوری از خداوند و سبب ذلت شخص است.

ح: اطعام و اکرام یتمیان سیره نیکان از بندگان خدا

در قرآن کریم گروهی از بندگان خداوند به نام «ابرار» یاد شده‌اند که سیره آنها اطعام به یتیمان و مسکینان و اسیران بوده‌است. آیات آغازین سوره انسان «ابرار» را این‌گونه معرفی کرده‌اند:

إِنَّ الْأَبْرارَ یَشْرَبُونَ مِنْ کَأْسٍ کانَ مِزاجُها کافُوراً عَیْناً یَشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّهِ یُفَجِّرُونَها تَفْجِیراً یُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَیَخافُونَ یَوْماً کانَ شَرُّهُ مُسْتَطِیراً وَیُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْکِیناً وَیَتِیماً وَأَسِیراً إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَلا شُکُوراً. (انسان/9)

ابرار (نیکان) از جامى مى‏نوشند که با عطر خوشى آمیخته است. از چشمه‏اى که بندگان خاص خدا از آن مى‏نوشند، و از هر جا بخواهند آن را جارى مى‏سازند! آنها به نذر خود وفا مى‏کنند، و از روزى که عذابش گسترده است مى‏ترسند. و غذاى (خود) را با اینکه به آن علاقه (و نیاز) دارند به مسکین و یتیم و اسیر مى‏دهند. (و مى‏گویند:) ما شما را براى خدا اطعام مى‏کنیم و، هیچ پاداش و تشکرى از شما نمى‏خواهیم.

«ابرار» چه کسانی‌هستند؟

در قسمت نخست آیه،‌ پاداش اخروی «ابرار»، در قسمت دوم، ویژگی‌ها و در قسمت سوم سیره نیک و رفتار عملی آنها بیان شده‌است.

جهت معرفی بیشتر «ابرار»، نگاهی مختصر بر تفاسیر بزرگان اهل سنت می‌اندازیم تا معنای این آیه شریفه بیشتر روشن گردد.

قرطبی از مفسران به نام آنها در ذیل آیه «ابرار»‌ را این‌گونه معرفی کرده‌است:

 الأبرار: أهل الطاعة والإخلاص والصدق، جمع برّ أو: بارّ. قال فی الصحاح: جمع البرّ الأبرار، وجمع البارّ البررة، وفلان یبرّ خالقه ویبرره، أی: یطیعه. ... وقال قتادة: الأبرار الذین یؤدّون حق اللّه ویوفون بالنذر.

ابرار عبارتند از : اهل طاعت، اخلاص و راستی. ابرار جمع بر یا «بار» است. در صحاح گفته‌است: جمع «بر» «ابرار» و جمع «بار» «برره» است. معنای این جمله‌«فلان یبر خالقه» این است که خدا را اطاعت می‌کند. قتاده گفته‌است: ابرار کسانی‌هستند که حق خداوند را ادا می‌کنند و به نذرشان وفا می‌کنند.

الأنصاری القرطبی، ابوعبد الله محمد بن أحمد (متوفاى671هـ)، الجامع لأحکام القرآن، ج19، ص125، ناشر: دار الشعب – القاهرة.

ماوردی در تفسیر «النکت والعیون» می‌نویسد:

فی الأبرار قولان: أحدهما: أنهم الصادقون، قاله الکلبی. الثانی: المطیعون، قاله مقاتل.

در این‌که مراد از «ابرار» چه کسانی‌هستند،‌ دو نظر است: نظر نخست این‌که مراد از ابرار صادقان هستند. این نظر کلبی است. نظر دوم: مراد کسانی‌هستند که مطیع خداوند هستن. این قول مقاتل است.

الماوردی البصری الشافعی، علی بن محمد بن حبیب (متوفاى450هـ)، النکت والعیون، ج6،‌ ص 164، تحقیق: السید ابن عبد المقصود بن عبد الرحیم، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت / لبنان.

قشیری نیشابوری در تفسیرش ویژگی‌های «ابرار» را این‌گونه بیان کرده‌است:

وقیل: (الأَبْرَارَ): هم الذین سَمَتْ هِمَّتهُم عن المستحقرات، وظهرت فی قلوبهم ینابیع الحکمة فاتّقوا عن مُسَاکنةٍ الدنیا.

گفته شده،‌ ابرار کسانی‌هستند که همت آنان از امور حقیر و کوچک برتر و بالاتر است و در دل‌هایشان چشمه‌های حکمت جوشیده و از همنشینی دنیا پرهیز کرده‌اند. (کنایه از این که اهل دنیا نیستند).

القشیری النیسابوری الشافعی، ابوالقاسم عبد الکریم بن هوازن بن عبد الملک ، (متوفاى465هـ)، تفسیر القشیری المسمی لطائف الإشارات، ج3، ص164، تحقیق: عبد اللطیف حسن عبد الرحمن، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت /لبنان، الطبعة: الأولى، 1420هـ ـ 2000م.

بغوی و ابن عادل دمشقی در ذیل آیه (إن الأبرار لفی نعیم) آورده‌اند:

  الأبرار الذین بروا وصدقوا فی إیمانهم بأداء فرائض الله عز وجل واجتناب معاصیه.

«ابرار» آن کسانی‌هستند که نیکی کردند و در ایمانشان با انجام واجبات خداوند و دوری از معصیتش از خود راستی نشان دادند.

البغوی، الحسین بن مسعود (متوفاى516هـ)، تفسیر البغوی، ج4، ص456، تحقیق: خالد عبد الرحمن العک، ناشر: دار المعرفة - بیروت.

ابن عادل الدمشقی الحنبلی، ابوحفص عمر بن علی (متوفاى بعد 880 هـ)، اللباب فی علوم الکتاب،  ج20، ص 202، تحقیق: الشیخ عادل أحمد عبد الموجود والشیخ علی محمد معوض، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت / لبنان، الطبعة: الأولى، 1419 هـ ـ 1998م

با توجه به عبارات فوق،‌ »ابرار» اهل صدق و ایمان، اطاعت و بندگی و تقوا و پاکی هستند و سیره آنها طبق این آیه مبارکه، وفاء‌ به نذر،‌ ترس از معاد،‌ و انفاق بر یتیمان،‌ مسکینان و اسیران است.

طبق آیات قرآن کریم :

خداوند از تمام بندگان خود پیمان گرفته است که با یتیمان رفتار درستی داشته باشند، به پیامبرش دستور می‌دهد که یتیم نوازی نماید؛ همان‌طوری که خداوند خود او را که در کودکی یتیم شده بود، نوازش کرده است

در آیات دیگر، بی‌اعتنایی به یتیم را نشانه عدم ایمان به قیامت و مستلزم ذلت و خواهی دانسته است. و آیات فراوان دیگری که مضمون همگی آن‌ها این است که احترام و اکرام یتیم واجب و رفتار بد با آن‌ها حرام است .

سفارش رسول خدا (ص) درباره یتیمان

گذشته از سفارش‌های وحیانی در قرآن کریم، رسول خدا صلی الله علیه وآله نیز که خود رحمة للعالمین است؛ در مورد یتیمان سفارشهای فراوانی نموده و به امت اسلامی در باره اکرام و پاسداشت حقوق آنان دستور داده‌است. در این قسمت روایات رسول خدا صلی الله علیه وآله را از منابع اهل سنت بازگو می‌نماییم.

الف: یتیمان را گرامی بدارید

احمد بن حنبل در مسند خود از رسول خدا صلی الله علیه وآله روایت صحیحی را نقل کرده که آن حضرت به اکرام یتیمان دستور داده‌است:

15539 حدثنا عبد اللَّهِ حدثنی أبی ثنا أَسْوَدُ بن عَامِرٍ ثنا إِسْرَائِیلُ عن إبراهیم یعنی بن مُهَاجِرٍ عن مُجَاهِدٍ عَنِ السَّائِبِ بن عبد اللَّهِ قال جئ بی إلى النبی صلى الله علیه وسلم یوم فَتْحِ مَکَّةَ ... فقال یا سَائِبُ أنظر أَخْلاَقَکَ التی کُنْتَ تَصْنَعُهَا فی الْجَاهِلِیَّةِ فأجعلها فی الإِسْلاَمِ أَقْرِ الضَّیْفَ وَأَکْرِمِ الْیَتِیمَ وَأَحْسَنْ إلى جَارِکَ.

سائب بن عبد الله می‌گوید: در روز فتح مکه من نزد رسول خدا صلی الله علیه وسلم آمدم .... رسول خدا فرمود: ای سائب ! مواظب اخلاق خودت باش، همان اخلاقی را که در جاهلیت داشتی در اسلام نیز بر همان خوی باش ؛ پس مهمان را گرامی دار، و یتیم را احترام کن و به همسایه ات نیکی نما.

الشیبانی، ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفاى241هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج3، ص425، ناشر: مؤسسة قرطبة – مصر.

ابو بکر هیثمی در کتاب «مجمع الزوائد ومنبع الفوائد» بعد از نقل روایت به صحت سند این روایت تصریح می‌کند و می‌گوید:

قلت رواه أبو داود باختصار رواه أحمد ورجاله رجال الصحیح.

این روایت را ابو داود به صورت مختصر و نیز احمد بن حنبل روایت کرده و رجال روایت رجال صحیح هستند.

الهیثمی، ابوالحسن علی بن أبی بکر (متوفاى807 هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج8، ص190، ناشر: دار الریان للتراث/‏ دار الکتاب العربی - القاهرة، بیروت – 1407هـ.

ب: بر یتیمان همانند پدر مهربان باش:

رسول خدا صلی الله علیه وآله همواره امتش را سفارش می‌نمود که به فکر افراد ضعیف از جمله یتمیان باشند. 

ابو بکر هیثمی در کتاب «مجمع الزوائد ومنبع الفوائد» سفارش آن حضرت را در باره یتیم این‌گونه نقل کرده‌است:

وعن عبدالرحمن بن أبزى قال قال رسول الله صلى الله علیه وسلم کن للیتیم کالأب الرحیم.

قلت فذکر الحدیث وهو فی الزهد ورجاله ثقات.

عبد الرحمان بن ابزی می‌گوید: رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: برای یتیم همانند پدر مهربان باشد. رجال سند این روایت موثق هستند.

الهیثمی، ابوالحسن علی بن أبی بکر (متوفاى807 هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج8، ص163، ناشر: دار الریان للتراث/‏ دار الکتاب العربی - القاهرة، بیروت – 1407هـ.

ابن ابی الدنیا روایت را از حضرت داود علیه السلام این‌گونه روایت کرده‌است:

619 حدثنا إسحاق بن إسماعیل حدثنا جریر عن الأعمش عن أبی إسحاق عن عبد الرحمن بن أبزى قال قال داود لابنه کن للیتیم کالأب الرحیم واعلم أنک کما تزرع کذاک تحصده.

عبد الرحمان بن ابزی می‌گوید: حضرت داود علیه السلام به فرزندش فرمود: برای یتیم همانند پدر مهربان باش و بدان همانگونه که می‌کاری همچنان برداشت می‌کنی.

إبن أبی الدنیا القرشی البغدادی، ابوبکر عبد الله بن محمد بن عبید (متوفاى281هـ)، العیال، ج2، ص820، تحقیق: د نجم عبد الرحمن خلف، ناشر: دار ابن القیم - السعودیة - الدمام ، الطبعة : الأولى ، 1410هـ - 1990م

ج: یتیمان را به گریه در نیاورید

در روایات آمده است که گاهی رسول خدا صریحا از اذیت یتیمان و به گریه در آوردن آن ها نهی کرده‌است. عبد العظیم منذری در کتاب «الترغیب والترهیب من الحدیث الشریف» و برخی دیگر روایت را این‌گونه نقل کرده‌است:

3847 وروی عن أبی سعید الخدری رضی الله عنه قال قال رسول الله صلى الله علیه وسلم إیاکم وبکاء الیتیم فإنه یسری فی اللیل والناس نیام.

رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمود: بر شما باد که یتیم را به گریه در نیاورید؛ چرا که اشک‌های او در شب جاری است؛ در حالی که مردم خواب هستند.

المنذری، أبو محمد عبد العظیم بن عبد القوی (متوفاى656هـ)، الترغیب والترهیب من الحدیث الشریف، ج3، ص237،‌ تحقیق: إبراهیم شمس الدین، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1417هـ

الصفوری، عبد الرحمن بن عبد السلام بن عبد الرحمن بن عثمان (متوفاى894 هـ)، نزهة المجالس ومنتخب النفائس، ج1، ص168، تحقیق: عبد الرحیم ماردینی، ناشر:دار المحبة - دار آیة - بیروت - دمشق - 2001 / 2002م.

النمری القرطبی المالکی، ابوعمر یوسف بن عبد الله بن عبد البر (متوفاى 463هـ)، الاستذکار الجامع لمذاهب فقهاء الأمصار فی شرح الموطأ، ج8، ص618، تحقیق: سالم محمد عطا - محمد علی معوض، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 2000م.

د: لرزه عرش خداوند از گریه یتیم:

بدون شک برخی از رفتار و اعمال خوب و بد افراد بشر بر عالم تکوین اثرات وضعی می‌گذارد. طبق روایاتی‌که در منابع اهل سنت آمده، یکی از اعمالی‌که اثر وضعی در عالم خلقت دارد، به گریه در آوردن یتیم است. 

ابو الفرج نهروانی در کتاب «الجلیس الصالح والأنیس الناصح» این روایت از طریق عمر بن خطاب نقل کرده‌است:

حدثنا الحسن بن إبراهیم بن عبد المجید المقری، قال: حدثنا أبو یوسف الفلوسی، قال: حدثنا عمرو بن سفیان القطیغی، قال: حدثنا الحسن بن أبی جعفر، عن علی بن زید، عن سعید بن المسیب، عن عمر بن الخطاب، قال: قال لی رسول الله صلى الله علیه وسلم: " إن الیتیم إذا بکى اهتز عرش الرحمن عز وجل لبکائه، یقول الله تعالى: من أبکى عبدی وأنا قبضت أباه وواریته فی التراب؟ فیقولون: ربنا لا علم لنا، قال: اشهدوا أن من آواه أرضیته یوم القیامة " .

عمربن خطاب می‌گوید: رسول خدا صلی الله علیه وسلم به من فرمود: همانا یتیم زمانی‌که گریه کند، عرش خداوند به لرزه در می‌آید. خداوند می‌فرماید: چه کسی این بنده‌ام را به گریه در آورده در حالی‌که من پدرش را از او گرفتم و او را در خاک پنهان کردم؟ به خداوند عرض می‌شود: پروردگارا ما نمی‌دانیم. خداوند می‌فرماید: شاهد باشید کسی که یتیم را پناه بدهد، روز قیامت من از او راضی می‌شوم.

النهروانی، أبو الفرج المعافى بن زکریا (متوفاى390هـ)،‌ الجلیس الصالح والأنیس الناصح، ج1، ص204، دار النشر: طبق برنامه الجامع الکبیر.

این روایت در کتابهای ذیل نیز آمده‌است:

الأصبهانی، ابونعیم أحمد بن عبد الله (متوفاى430هـ)، تاریخ أصبهان، ج2، ص269، تحقیق: سید کسروی حسن، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1410 هـ-1990م .

الصفوری، عبد الرحمن بن عبد السلام بن عبد الرحمن بن عثمان (متوفاى894 هـ)، نزهة المجالس ومنتخب النفائس، ج1، ص168، تحقیق: عبد الرحیم ماردینی، ناشر:دار المحبة - دار آیة - بیروت - دمشق - 2001 / 2002م.

ابو الفرج معافی بعد از نقل روایت سخنان بسیار جالبی از قاضی نقل کرده‌است که او می‌گوید:

تعلیق المؤلف

قال القاضی: فی هذا الخبر زجر عن أذى الیتیم وترغیب فی التعطف علیه، والإحسان إلیه، والعقول السلیمة والفطن السویة، تنبئان عن حظر ظلمه، وحسن حفظه وتعهده، وما أتى عن الله عز وجل فی محکم تنزیله وعلى لسان رسوله من التوصیة به، والتوعد بألیم العقاب على ظلمه، کثیر ظاهر، قد قامت الحجة به واستفاض العلم بصحته، فی خاصة المسلمین وعامتهم، ومأمومیهم وأئمتهم، فاتقى امرؤٌ ربه، وخاف مقامه، وأشفق مما هو أمامه، وتدبر قول الله عز وجل: " ولیخش الذین لو ترکوا من خلفهم ذریةً ضعافاً خافوا علیهم فلیتقوا الله ولیقولوا قولاً سدیداً، إن الذین یأکلون أموال الیتامى ظلماً إنما یأکلون فی بطونهم ناراً وسیصلون سعیراً " ...

 در این روایت از آزردن یتیم نهی شده،‌ و در مهربانی کردن و احسان به او تشویق شده‌است. عقل سالم و درک صحیح از ظلم نکردن به یتیم و خوب نگهداری او خبر می‌دهد. آنچه در قرآن کریم و زبان رسول خدا مبنی بر توصیه نسبت به یتیم و وعده دادن بر عذاب دردناک بر ظالمان او،‌ بسیار است و بر این مطلب دلیل است و در میان مسلمانان از پیشوایان و غیر آنان علم به صحت این مطالب در حد استفاضه است؛ پس می‌بایست تقوای الهی را پیشه کرد و از مقام الهی ترسید و در این سخن خداوند تدبر کرد ‌که می‌فرماید: کسانى که اگر فرزندان ناتوانى از خود بیادگار بگذارند از آینده آنان مى‏ترسند، باید (از ستم درباره یتیمان مردم) بترسند! از (مخالفت) خدا بپرهیزند، و سخنى استوار بگویند. و نیز می‌فرماید: کسانى که اموال یتیمان را به ظلم و ستم مى‏خورند، (در حقیقت،) تنها آتش مى‏خورند و بزودى در شعله‏هاى آتش (دوزخ) مى‏سوزند. ..

النهروانی، أبو الفرج المعافى بن زکریا (متوفاى390هـ)،‌ الجلیس الصالح والأنیس الناصح، ج1، ص204، دار النشر: طبق برنامه الجامع الکبیر.

هـ : محبوب ترین بندگان خدا، از جهت سفارش احسان به یتیم.

در نظام خلقت احسن خداوند کسانی که سبب و مشوق انجام اعمال خوب و یا بد می‌شوند نیز از پاداش و عقاب عاملان آنها بهرمند خواهند شد.

شمس الدین ذهبی از علمای بزرگ اهل سنت در کتاب «الکبائر» می‌نویسد:

وأحب عباد الله إلى الله تعالى من اصطنع صنعا إلى یتیم.

بهترین بندگان خدا نزد خداوند کسی است که دستور بدهد به یتمی احسان شود.

الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748 هـ)، الکبائر، ج1، ص68، دار النشر: دار الندوة الجدیدة – بیروت

طبق این روایت کسانی‌که مردم را در جامعه اسلامی تشویق می‌کنند که نسبت به یتیمان احسان کنند و رفتار خوبی با آنان داشته باشند،‌ محبوب ترین بندگان خداوند هستند. به قرینه مقابله و این قاعده که می‌فرماید: تعرف الاشیاء باضدادها، می‌توان دریافت کسانی‌که بر عکس مفاد روایت،‌ مردم را تشویق می‌کنند تا به یتیمی ظلم شود،‌ مبغوض ترین بندگان خواهند بود.

آثار و ثمرات احسان به یتمان

در بسیاری از روایات، آثار و ثمرات دنیوی و اخری احسان کردن به یتیم نیز بیان شده است که به چند نمونه از آن اشاره می‌کنیم:

الف: مهربانی با یتیمان قساوت قلب را از بین می‌برد

یکی از آثار عجیب دنیوی یتیم نوازی این است که دست کشیدن بر سر یتیم و اطعام کردن آنان قساوت قلب را از میان می‌برد.

أحمد بن حنبل در مسندش روایت رسول خدا را نقل کرده‌است:

9006 حدثنا عبد اللَّهِ حدثنی أبی حدثنا بَهْزٌ حدثنا حَمَّادُ بن سَلَمَةَ عن أبی عِمْرَانَ عن أبی هُرَیْرَةَ أَنَّ رَجُلاً شکى إلى النبی صلى الله علیه وسلم قَسْوَةَ قَلْبِهِ فقال امْسَحْ رَأْسَ الْیَتِیمِ وَأَطْعِمِ الْمِسْکِینَ.

ابو هریره می‌گوید:‌ شخصی به محضر رسول خدا صلی الله علیه وآله از قساوت قلبش شکوه نمود. حضرت به او فرمود: دست بر سر یتیم بکش و مسکین و فقیر را اطعام کن.

الشیبانی، ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفاى241هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج2، ص387، ناشر: مؤسسة قرطبة – مصر.

ابو بکر هیثمی در کتاب «مجمع الزوائد ومنبع الفوائد»، بعد از نقل روایت می‌نویسد:

رواه أحمد ورجاله رجال الصحیح.

الهیثمی، ابوالحسن علی بن أبی بکر (متوفاى807 هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج8، ص160، ناشر: دار الریان للتراث/‏ دار الکتاب العربی - القاهرة، بیروت – 1407هـ.

روایت دیگری به همین مضمن در کتاب «الترغیب والترهیب من الحدیث الشریف» از طریق ابو درداء نیز روایت شده است:

3844 وعن أبی الدرداء رضی الله عنه قال أتى النبی صلى الله علیه وسلم رجل یشکو قسوة قلبه قال أتحب أن یلین قلبک وتدرک حاجتک؟ ارحم الیتیم وامسح رأسه وأطعمه من طعامک یلن قلبک وتدرک حاجتک.

رسول خدا به شخصی که از قساوت قلبش شکایت نمود فرمود: آیا دوست داری دلت نرم و آ

/ 1 نظر / 80 بازدید
ممممممممممممم

لعنت خدا بر دروغگو و بر کسی که به همسر پیامبر مادر مومنان تهمت می زند و این اراجیف را نثار انها می کند خاک عالم بر سر شما ( هر چند خاک هم حیف است بر سر شما ریخته شود )